<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دانشگاه علوم پزشکی مازندران </title>
<link>http://jmums.mazums.ac.ir</link>
<description>مجله دانشگاه علوم پزشکی مازندران - مقالات نشریه - سال 1386 جلد17 شماره62</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1386/10/11</pubDate>

					<item>
						<title>بررسی میزان موفقیت متیل پردنیزولون استات در دفع سنگ حالب دیستال</title>
						<link>http://jmums.mazums.ac.ir/browse.php?a_id=450&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify direction: rtl&quot;&gt;
&lt;span style=&quot;font-weight: bold&quot;&gt;سابقه و هدف:&lt;/span&gt;سنگ حالب باعث بسیاری از شکایات ازجمله درد پهلو و علایم درگیری دستگاه ادراری تحتانی و مراجعه بیماران به اورژانس، جهت درمان می گردد.سنگ شکنی از راه حالب TUL (Trans Ureteral Lithotripsy) و نیز با استفاده از امواج شوکی SWL (Shock Wave Lithotripsy) از درما ن های رایج سنگ های حالب دیستال است. درمان های طبی مختلفی برای سنگ های دیستال حالب وجود دارند که به درستی شناخته نشده اند. احتمال عبور خود به خودی سنگ با درمان طبی وجود دارد اما اثربخشی کورتیکواستروئیدها برای رسیدن به این هدف، مشخص نیست. در این مطالعه اثر پردنیزولون برروی عبور سنگ حالب بررسی شد.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold&quot;&gt;مواد و روش ها:&lt;/span&gt; 85 بیمار که به خاطر قولنــج از اردیبــهشت 1380 تا اردیبــهشت 1382 به طــور سرپایی مراجعه کــرده بودنــد و سنــگ حاجب حالب دیستـــال کوچک تر از10 میلی متر داشتنــد، در مطالعه آینده نگــر وارد شدند. آن ها بر اساس پرتـونــگاری مثانــه، حــالب، کلیــه KUB (Kidney Ureter Bladder)و ســونوگرافی و در مــواردی (Intravenouse Peylography) IVP تشخیص داده شدند. بیماران به طور تصادفی به دوگروه تقسیم شدند؛ گروه A شامل 45 بیمار با متوسط سن 10.5±37 سال بود که ترامادول خوراکی (mg 50، 2 بار در روز) و هیدروکلروتیازید خوراکی (mg 50 روزانه) به مدت21 روز دریافت می کردند.گروه B نیز شامل40 بیمار با متوسط سن 9.2± 35 سال بود که همان رژیم همراه با متیل پردنیزولون استات عضلانی (mg 40 در روزهای اول و هفتم و چهاردهم) دریافت می کردند. همه بیماران مجددا پس از 21 روز با معاینه بالینی وKUB ارزیابی شدند.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold&quot;&gt;یافته ها:&lt;/span&gt; متوسط اندازه سنگ درگروه A 5.2 میلی متر و درگروه B، 5.8 میلی متر بود (p&gt;0.05) میزان دفع سنگ در پایان روز بیست و یکم به ترتیب در گروه A و B (44.4 درصد) 21 مورد و (88 درصد) 32 بود. تفاوت معنی داری در میزان عاری شدن ازسنگ بین دو گروه مشاهده شد (p&lt;0.001).&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold&quot;&gt;استنتاج :&lt;/span&gt; به نظر می رسد استفاده از پردنیزولون استات همراه با ترامادول و هیدروکلروتیازید در سنگ های دیستال حالب منجر به افزایش میزان عاری شدن از سنگ می شود.
&lt;/div&gt;</description>
						<author>سیاوش فلاحت کار </author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی ضرورت رادیوگرافی در دررفتگی قدامی مفصل شانه</title>
						<link>http://jmums.mazums.ac.ir/browse.php?a_id=451&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify direction: rtl&quot;&gt;
&lt;span style=&quot;font-weight: bold&quot;&gt;سابقه و هدف:&lt;/span&gt;دررفتگی قدامی شانه، شایع ترین دررفتگی مفصلی در بین مفاصل بزرگ می باشد. در اکثر موارد، این دررفتگی در بخش اورژانس جااندازی می گردد. به طور متداول قبل و بعد از جااندازی، پرتونگاری شانه درخواست می شود. هدف از این مطالعه، بررسی ضرورت انجام پرتونگاری شانه در درمان بیماران مشکوک به دررفتگی شانه در بخش اورژانس بود.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold&quot;&gt;مواد و روش ها:&lt;/span&gt;این مطالعه Case series در طول یک سال در بخش اورژانس بیمارستان های رسول اکرم و شهدای هفتــم تیر تهران بر روی 116 بیمار مشـکوک به دررفتگی قدامـی شانه انجام گرفت. در ابتدا و انتهای جااندازی و قبل از انجام پرتونگاری، احتمال دررفتگی یا جااندازی کامل توسط پزشکان اورژانس ارزیابی و ثبت گردید. در نهایت پرتونگاری قبل و بعد از جااندازی، جهت تعیین دقت تشخیصی پزشکان توسط یک ارتوپد، بازبینی و نتایج مقایسه گردید.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold&quot;&gt;یافته ها:&lt;/span&gt;84 نفر (72 درصد) از افراد مورد مطالعه، مرد و 32 نفر (28 درصد) زن بودند. میانگین سنی افراد 31.5±8.5 بود. 30 نفر دررفتگی تکرار شده شانه با مکانیسم غیر ضربه (Trauma) داشتند (گروه 1) و 86 نفر، اولین مورد دررفتگی شانه یا دررفتگی با مکانیسم ضربه داشتند (گروه 2). دقت تشخیصی پزشک در تعیین دررفتگی در گروه 1، معادل 100 درصد و در گروه 2 معادل 98 درصد بود. تشخیص اشتباه جااندازی کامل، فقط در موارد همراه با شکستگی دیده شد. از نظر دقت تشخیصی در زمان اطمینان پزشک از وجود دررفتگی یا جااندازی درست، اختلاف معنی داری بین قضاوت بالینی پزشکان اورژانس و ارتوپد دیده نشد.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold&quot;&gt;استنتاج:&lt;/span&gt; مطالعه حاضر نشان داد که قضاوت بالینی پزشک با کمک معاینه فیزیکی مفصل شانه در تعیین وجود دررفتگی قدامی شانه و همچنین جااندازی کامل آن بسیار دقیق و قابل اطمینان است. پرتونگاری اولیه باید در موارد دررفتگی به علت ضربه گرفته شود. پرتونگاری جهت تایید محل صحیح مفصل جاانداخته شده باید در دررفتگی های همراه با شکستگی و یا در زمان شک پزشک انجام گیرد.
&lt;/div&gt;</description>
						<author>مانی مفیدی </author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>طراحی کیت الیزا جهت تعیین IgG علیه توکسوپلاسما در سرم انسان با استفاده از آنتی ژن های دفعی - ترشحی و بررسی قدرت تشخیص آن</title>
						<link>http://jmums.mazums.ac.ir/browse.php?a_id=452&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify direction: rtl&quot;&gt;
&lt;span style=&quot;font-weight: bold&quot;&gt;سابقه و هدف:&lt;/span&gt; روش رایج جهت تشخیص توکسوپلاسموزیس (Toxoplasmosis) تعیین آنتی بادی علیه توکسوپلاسما در سرم به کمک آزمون های سرولوژی می باشد. در مطالعات قبلی از آنتی ژن های دفعی - ترشحی به دست آمده از کشت انگل در محیط کشت RPMI استفاده شده است. در این مطالعه، انگل در مایع صفاق موش کوچک آزمایشگاهی کشت داده شد و از آنتی ژن های به دست آمده به عنوان آنتی ژن در طراحی کیت الیزای تشخیص آنتی بادی های ضد توکسوپلاسما استفاده شد.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold&quot;&gt;مواد و روش ها:&lt;/span&gt; مایع صفاق موش سفید کوچک آزمایشگاهی که 3 روز قبل به طریق تزریق داخل صفاقی با تاکی زوئیت های توکسوپلاسما آلوده شده بود، کشیده شد و به میزان 750 ×gبه مدت 15 دقیقه سانتریفیوژ گردید. سپس رسوب سولفات آمونیوم اشباع (40 درصد) از مایع رویی آن تهیه و به عنوان ترکیب حاوی E/SAدر شرایط مناسب نگه داری شد. نمونه های سرم انسانی با استفاده از اسباب (kit) الیزا (رادیم IgG ساخت کشور ایتالیا) آزمایش و نمونه های منفی و حاوی IgG تعیین و با آزمون رنگ سنجی نیز تایید شدند سپس مجددا به روش الیزا با استفاده از ترکیب حاوی E/SA تهیه شده در این مطالعه آزمایش شدند.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold&quot;&gt;یافته ها:&lt;/span&gt; با توجه به نتایج آزمایش، 32 نمونه حاوی IgG علیه توکسوپلاسما و 40 نمونه بدون آنتی بادی علیه توکسوپلاسما انتخاب شد. تحت شرایط مورد نظر در این مطالعه با 95 درصد اطمینان، نقطه برش آزمون الیزا برابر 0.78 تعیین گردید که جذب نوری سه عدد از نمونه های منفی بیش تر و جذب نوری 5 عدد از نمونه های حاوی IgG کم تر از نقطه برش به دست آمد. بنابراین حساسیت و ویژگی آزمون الیزا به ترتیب 84 و 92 درصد محاسبه گردید.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold&quot;&gt;استنتاج: &lt;/span&gt;مطالعه حاضر نشان داد که مایع صفاق موش آلوده به توکسوپلاسما می تواند ترکیب مناسبی جهت به دست آوردن آنتی ژن های دفعی - ترشحی برای استفاده در روش های تشخیص سرولوژی توکسوپلاسموزیس باشد.
&lt;/div&gt;</description>
						<author>سیدحسین عبدالهی </author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی نتیجه کلینیکی بلند مدت آنژیوپلاستی با استنت فلزی در بیماران مبتلا به بیماری عروق کرونر در بیمارستان فاطمه زهرا (س) ساری از سال 1383 تا سال 1385</title>
						<link>http://jmums.mazums.ac.ir/browse.php?a_id=453&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify direction: rtl&quot;&gt;
&lt;span style=&quot;font-weight: bold&quot;&gt;سابقه و هدف:&lt;/span&gt; مطالعات زیادی در جهت بررسی پی آمدهای بالینی استنت های فلزی (Stents) انجام گرفته است که نشان دهنده بهبود نتایج بالینی و آنژیوگرافیک (Angiographic) بیماران بوده است. هدف از اجرای این طرح، بررسی نتایج بالینی بلند مدت بیماران درمان شده با استنت فلزی در بیمارستان فاطمه الزهرا (س) می باشد.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold&quot;&gt;مواد و روش ها: &lt;/span&gt;در این مطالعه افراد مبتلا به بیماری های عروق کرونر درمان شده با استنت فلزی بدون پوشش (BMS) Bare Metal Stent از نیمه دوم سال 1383 تا نیمه اول 1385 مورد بررسی قرار گرفتند. بیماران به طور متوسط 24±6.4 ماه مورد پی گیری قرار گرفتند. عوارض ماژور بالینی (MACE) مورد بررسی شامل مرگ، انفارکتوس میوکارد (MI) و ترمیم مجدد عروق کرونر (Angioplasty) و عمل جراحی پیوند عروق کرونر (CABG) بود. در صورت بروز هر یک از این عوارض، مطالعه پایان می یافت.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold&quot;&gt;یافته ها:&lt;/span&gt; از 154 بیمار، 128 بیمار مورد پی گیری قرار گرفته و از 128 بیمار، 126 بیمار مورد ترمیم موفق عروق کرونر قرار گرفتند، در این 126 بیمار در پایان مدت پی گیری 13 مورد (10.3 درصد) عارضه ماژور، شامل 4 مورد (3.2 درصد) انفارکتوس قلبی، 3 مورد (2.4 درصد) عمل جراحی پیوند عروق کرونر (CABG)،4 مورد (3.2 درصد) ترمیم مجدد عروق کرونر و 2 مورد مرگ (1.6 درصد)، رخ داد.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold&quot;&gt;استنتاج:&lt;/span&gt; نتایج به دست آمده نشان دهنده درصد کمتر عوارض ماژور بالینی و پیش آگهی درصد استنت های فلزی تسل جدید نسبت به استنت های فلزی نسل اول می باشد.
&lt;/div&gt;</description>
						<author>کیوان یوسف نژاد </author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه تحمل عذاب در مراقبین بیماران اسکیزوفرنیک با مراقبین بیماران نارسایی انتهایی کلیه</title>
						<link>http://jmums.mazums.ac.ir/browse.php?a_id=454&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify direction: rtl&quot;&gt;
&lt;span style=&quot;font-weight: bold&quot;&gt;سابقه و هدف:&lt;/span&gt;مطالعات و بررسی های محدود انجام شده نشان داده است که مراقبین بیماران مبتلا به بیماری های مزمن اعم از جسمانی و روانی عذاب قابل ملاحظه ای را تحمل می کنند، از آنجا که در این زمینه در ایران مطالعات اندکی انجام شده، بر آن شدیم تا با این مطالعه میزان عذاب وارد بر این دو دسته مراقب را ارزیابی کنیم.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold&quot;&gt;مواد و روش ها:&lt;/span&gt; در یک مطالعه تجربی مقایسه ای و مقطعی، با طرح کارآزمایی کوهورت دو گروهی، 60 مراقب بیماران اسکیزوفرنیک و نارسایی انتهایی کلیه (از هرگروه 30 نفر)، به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای نمونه ها پرسشنامه جمعیت شناختی و FBIS پر شد، نتایج بر اساس آزمون t مورد بررسی قرار گرفت.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold&quot;&gt;یافته ها:&lt;/span&gt; مراقبین بیماران اسکیزوفرنیک از مراقبین بیماران نارسایی انتهایی کلیه میزان عذاب بیشتری را تحمل می کنند که این تفاوت در سطح خطای 05/0 درصد معنی دار است. همچنین نتایج در زیر گروه ها نشان می دهد که مراقبین هر دو گروه، فشار اقتصادی تقریبا یکسانی را تحمل می کنند. در زیر گروه های اختلال در فعالیت های روزمره، اختلال در استراحت، اختلال در روابط خانواده (عذاب عینی) مراقبین بیماران اسکیزوفرنیک در مقایسه با مراقبین بیماران مبتلا به نارسایی انتهایی کلیه میزان عذاب بیشتر بود که تفاوت معنی دار بود. همچنین در زیر گروه های تاثیر بر سلامت جسمی و روانی و میزان رنج (عذاب ذهنی) میزان عذاب در مراقبین بیماران اسکیزوفرنیک در مقایسه با مراقبین بیماران نارسایی انتهایی کلیه بیشتر بود، ولی تفاوت معنی دار نبود.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold&quot;&gt;استنتاج:&lt;/span&gt; این پـژوهش نشـان داد که مراقبیــن بیمــاران اسکیــزوفرنیــک به طــور معنــی داری از مراقبــین بیمــاران مبتــلا به نارســایی انتهــایی کلیـه، عـذاب بیشتـری را تحمـل می کننـد که این عـذاب هـم عینـی (objective burden) و هم ذهنی(subjective burden) است.
&lt;/div&gt;</description>
						<author>سوسن افقه </author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تعیین تاثیر مصرف پروتئین سویا بر پروفایل لیپیدی و پراکسیداسیون لیپیدی دختران جوان سالم</title>
						<link>http://jmums.mazums.ac.ir/browse.php?a_id=455&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify direction: rtl&quot;&gt;
&lt;span style=&quot;font-weight: bold&quot;&gt;سابقه و هدف: &lt;/span&gt;بیماری های قلبی - عروقی(CVD)، عمده ترین علت مرگ و میر در سراسر جهان می باشند. یک سوم از مرگ های ناشی از CVD در سنین پایین تر از 65 سال روی می دهد، لذا ضرورت تحقیقات در جهت پیشگیری احساس می شود. به نظر می رسد بعضی مواد غذایی بتوانند خطرCVD را به واسطه کاهش چربی های سرم و افزایش فعالیت آنتی اکسیدانی کاهش دهند. هدف از این مطالعه، تعیین تاثیر مصرف پروتئین سویا بر وضعیت چربی خون و پراکسیداسیون لیپید در دختران جوان سالم است.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold&quot;&gt;مواد و روش ها:&lt;/span&gt; 73 دختر سالم 24- 18 ساله، روزانه 100 گرم آجیل سویا به مدت 4 هفته دریافت کردند. وزن، BMI، فراسنج های لیپیدی و میزان مالون دی آلوئید (MDA) بر اساس تیوباربیتویک اسید در ابتدا و انتهای مطالعه اندازه گیری شد.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold&quot;&gt;یافته ها:&lt;/span&gt; میانگین وزن، BMI، سطح سرمی کلسترول تام،HDL-C، LDL-C، نسبتTC/HDL–C و HDL–C/LDL-C تغییر آماری معنی داری نداشت. سطح سرمی تری گلیسرید و MDA طی مداخله به طور معنی داری کاهش یافت. در ابتدای مطالعـه، کلستـرول تام سـرم همبستگـی مستقیم و معنی داری با وزن نمونه ها داشت اما چنین ارتباطی در پایان مطالعه مشاهده نشد. همچنین ارتباط مستقیم و معنی داری بین سطح سرمی تری گلیسرید و وزن نمونه ها در ابتدا و انتهای مداخله مشاهده شد.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold&quot;&gt;استنتاج : &lt;/span&gt;مکمل یاری پروتئین سویا قادر به کاهش سطح سرمی MDA در افراد سالم می باشد و احتمالا می تواند بر فراسنج های بیوشیمیایی بیماری های قلبی - عروقی موثر باشد.
&lt;/div&gt;</description>
						<author>شقایق ریحانی </author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه اندازه گیری فشارخون توسط گوشی معمولی با گوشی تلفیقی</title>
						<link>http://jmums.mazums.ac.ir/browse.php?a_id=456&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify direction: rtl&quot;&gt;
&lt;span style=&quot;font-weight: bold&quot;&gt;سابقه و هدف:&lt;/span&gt; اندازه گیری دقیق فشارخون به عنوان شاخص مهم حیاتی در بخش های مختلف بالینی اهمیت زیادی دارد. یکی از مهم ترین و شایع ترین روش های اندازه گیری فشارخون با استفاده از روش غیرمستقیم با کاف فشار سنج و گوشی پزشکی می باشد. خطای انسانی و صحت انجام کار توسط دانشجویان گروه پزشکی در این روش مورد تردید است. لذا مطالعه حاضر به منظور تعیین دقت گوشی پزشکی تلفیقی درمقایسه با روش معمول و استاندارد گوشی پزشکی معمولی توسط استاد، انجام شد.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold&quot;&gt;مواد و روش ها:&lt;/span&gt; در یک مطالعه تشخیصی، با رعایت موارد استاندارد، فشارخون سیستول و دیاستول 65 نفر از دانشجویان پرستاری داوطلب در وضعیت نشسته در دو مرحله با فاصله زمانی ده دقیقه، اندازه گیری شد. مرحله اول فشارخون از دست چپ با استفاده از گوشی تلفیقی توسط استاد و کارشناس، اندازه گیری و ثبت گردید و سپس بعد از پنج دقیقه فشارخون به روش استاندارد با استفاده از گوشی معمولی توسط استاد اندازه گیری و ثبت شد. همبستگی نتایج با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون تعیین گردید.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold&quot;&gt;یافته ها: &lt;/span&gt;میانگین فشارخون سیستول و دیاستول با استفاده ازفشار سنج جیوه ای به روش استاندارد به ترتیب 11.3±1.1 و 7.5±1.1 بود و این فشارخون با استفاده ازگوشی تلفیقی توسط استاد و کارشناس مربوطه به ترتیب (11.2±1.2 و 7.4±1.2) و (11.1±1.2 و 7.2±1.1) بوده است. محاسبه فشارخون با روش های مختلف با هم هم خوانی داشته و میزان هبستگی آنان بالا بود.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold&quot;&gt;استنتاج:&lt;/span&gt; استفاده از گوشی تلفیقی برای اندازه گیری فشارخون سیستول و دیاستول، روش مناسبی می باشد.
&lt;/div&gt;</description>
						<author>انسیه امیری </author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>میزان بقای نوزاد و عوامل مرتبط با آن در بخش های NICU بیمارستان های (خصوصی و دولتی) شهر ساری به روش آنالیز بقا 6-1384</title>
						<link>http://jmums.mazums.ac.ir/browse.php?a_id=457&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify direction: rtl&quot;&gt;
&lt;span style=&quot;font-weight: bold&quot;&gt;سابقه و هدف:&lt;/span&gt; همه ساله تعداد زیادی کودک زیر یک سال (حدود 4 میلیون) در جهان از بین می روند که سه چهارم آن مربوط به نوزادان (4 هفته اول پس از تولد) می باشد. عوامل زیادی از قبیل شرایط محیطی، اجتماعی، ژنتیکی و ... سبب کاهش میزان بقای نوزادان می شود. این پژوهش به منظور تعیین میزان بقای نوزاد و عوامل مرتبط با آن در بخش NICU بیمارستان های شهر ساری انجام شد.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold&quot;&gt;مواد و روش ها: &lt;/span&gt;این مطالعه توصیفی به روش آنالیز بقا بر روی 500 نوزاد بستری در بخش های NICU بیمارستان های دولتی و خصوصی شهر ساری (بیمارستان های بوعلی سینا، نیمه شعبان، امیر مازندرانی، شفا) از 1384 تا 1386 انجام شد. جهت گردآوری داده ها از برگه اطلاعاتی خود ساخته (که روایی و پایایی آن نیز به وسیله روایی محتوا و آلفای کرونباخ مسجل گشت) استفاده شد. قسمتی از اطلاعات مندرج در این برگه اطلاعاتی از طریق مصاحبه با مادر، قسمتی از آن از طریق مطالعه پرونده، قسمتی از آن از طریق مشاهده و قسمتی نیز از طریق مصاحبه تلفنی (پس از ترخیص از بیمارستان) با مادر به دست آمد. جهت تجزیه و تحلیل آماری از آنالیز بقا به روش کاپلان مایر و جدول عمر و همچنین جهت مشخص شدن عوامل خطرساز از لجستیک رگرسیون استفاده شد.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold&quot;&gt;یافته ها:&lt;/span&gt; مرتبه تولد 326 نوزاد (65.2 درصد)، مرتبه اول بوده است و در 63 نفر (12.6 درصد) مادران سابقه مرگ قبلی نوزاد وجود داشت. 217 نفر (43.4 درصد) از مادران، بی سواد بوده و 85 نفر (17 درصد) تحصیلات دیپلم و بالاتر داشته اند. 119 نوزاد (23.8 درصد) تا روز بیست و هشتم فوت نموده اند. تحصیلات دانشگاهی مادر، پلی هیدرامینوس (افزایش بیش از حد طبیعی مایع آمنیون، طبق گزارش سونوگرافی)، روش زایمان، وزن هنگام تولد و ناهنجاری های مادر زادی نوزاد با میزان بقا رابطه داشت. 87 نفر (73.1 درصد) نوزادان مرده در هنگام تولد، وزن کم تر از 2500 گرم و 21 نفر (16.8 درصد) آنها سن حاملگی کم تر از 36 هفته داشته اند. میزان بقا در روزهای بیست و یکم و بیست و دوم پس از تولد از همه بیش تر و میزان خطر مرگ جهت نوزادان 2-3 روزه از بقیه بیش تر بود.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold&quot;&gt;استنتاج:&lt;/span&gt; در مقایسه با کشورهای توسعه یافته، موفقیت چندانی در افزایش بقای نوزاد در سنین پایین حاملگی کسب نشده است. از سوی دیگر در این مطالعه بر روی توانایی های فیزیکی و ذهنی نوزادان در طولانی مدت کار نشده است. پیشنهاد می شود در مطالعات بعدی، بقای بدون ناتوانی نوزادان، با حجم نمونه بیش تر بررسی شود.
&lt;/div&gt;</description>
						<author>صغری خانی </author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی رابطه افسردگی و اضطراب با وزوز گوش</title>
						<link>http://jmums.mazums.ac.ir/browse.php?a_id=458&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify direction: rtl&quot;&gt;
&lt;span style=&quot;font-weight: bold&quot;&gt;سابقه و هدف:&lt;/span&gt; وزوز گوش بیماری آزارنده ای است که می تواند باعث مشکلات عمده ای از جمله بی خوابی، اختلال در تمرکز و کاهش کیفیت زندگی شود. این مطالعه به منظور بررسی رابطه وزوز گوش با افسردگی و اضطراب انجام شده است.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold&quot;&gt;مواد و روش ها:&lt;/span&gt; این مطالعه یک تحقیق تجربی به روش مورد - شاهدی (case-control) بود. تعداد افراد در هر گروه مورد و شاهد 50 نفر بود. گروه مورد شامل بیمارانی با شکایت وزوز گوش بود که مشکل ساختمانی (Organic) نداشتند.افراد هر دو گروه مورد و شاهد پرسشنامه Beck و پرسشنامه حالت – صفت اسپیلبرگر را پر کردند و بدین ترتیب از نظر وجود و شدت افسردگی و اضطراب بررسی شدند در این مطالعه از روش آماری X2 استفاده شد.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold&quot;&gt;یافته ها:&lt;/span&gt; دو گروه مورد و شاهد از نظر سن، جنس، وضعیت تاهل و مصرف سیگار همسان بودند. از 50 بیمار گروه مورد، 20 نفر سیگاری بوده اند و میزان افسردگی و اضطراب در آنها نسبت به غیر سیگاری ها بیش تر بوده است و این تفاوت از نظر آماری معنی دار بوده است.(p=0.03). میزان افسردگی در بیماران مبتلا به وزوز گوش (Tinnitus) بیش تر از گروه شاهد بود و این تفاوت از نظر آماری قابل توجه بود.(p=0.03). همچنین میزان اضطراب حالت (State) و اضطراب صفت (Trait) در گروه مورد بیش از گروه شاهد بوده است.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold&quot;&gt;استنتاج:&lt;/span&gt; نتایج تحقیق نشان داد که گروه مورد، وزوزگوش، اضطراب و افسردگی بالاتری نسبت به گروه شاهد دارد.
&lt;/div&gt;</description>
						<author>سیدحمزه حسینی </author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی عوارض گذاشتن لوله بینی – معده ای در جراحی های شکم</title>
						<link>http://jmums.mazums.ac.ir/browse.php?a_id=459&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify direction: rtl&quot;&gt;
&lt;span style=&quot;font-weight: bold&quot;&gt;سابقه و هدف: &lt;/span&gt;تعبیه لوله بینی - معده ای(NGT) مدت ها است که برای جراحی های شکم به صورت یک اقدام استاندارد و شایع یاد شده است. هدف از این اقدام، کاستن عوارض پس از عمل مانند تهوع، استفراغ، اتساع شکم و ... و ترخیص زودتر بیمار بوده است. اما واقعا شواهدی از موثر بودن این اقدام در دست نیست. هدف این مطالعه تعیین عوارض بعد از عمل در صورت وجود یا عدم وجود لوله بینی - معده ای در جراحی های شکم می باشد.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold&quot;&gt;مواد و روش ها:&lt;/span&gt; این مطالعه به صورت کارآزمایی بالینی تصادفی شده شاهددار روی 100 بیمار متوالی که تحت عمل جراحی شکم (اورژانس یا انتخابی) قرار می گرفتند، انجام شد. بیماران به دوگروه تقسیم شدند. درگروه اول (شاهد) پس از القا بی هوشی، NGT تعبیه شد و در گروه دوم (مورد) NGT تعبیه نشد و عوارض پس از عمل در دوگروه بررسی و ثبت شد.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold&quot;&gt;یافته ها:&lt;/span&gt; عوارض پس از عمل در گروه شاهد و مورد مشابه بود و به ترتیب تهوع (26 درصد در مقابل 18 درصد)، استفراغ (4 درصد در مقابل 6 درصد)، تب (10 درصد در مقابل 6 درصد)، فاصله شنیدن اولین صدای روده ای (22.8±10.84 ساعت درمقابل 21.84±9.21 ساعت)، عوارض ریوی(2 درصد درمقابل2 درصد)، عفونت زخم (4 درصد در مقابل 4 درصد)، مدت متوسط بستری (2.58±1.62 در مقابل 2.47±1.6 روز). فقط در مورد احساس ناراحتی و درد گلو در دو گروه، تفاوت قابل ملاحظه وجود داشت (74 درصد در مقابل 16 درصد،p=0.000).&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold&quot;&gt;استنتاج:&lt;/span&gt; این یافته ها نشان می دهد تعبیه NGT به صورت معمول موجب کاهش عوارض پس از عمل نمی شود و صرفا موجب احساس ناراحتی بیمار می گردد. لذا توصیه می شودNGT به صورت انتخابی و فقط در زمانی که کاربرد آن لازم باشد (همانند استفراغ و اتساع شکم) تعبیه شود.
&lt;/div&gt;</description>
						<author>نسرین رحمانی بویینی </author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>گزارش یک مورد فلج عصب صورتی بهمراه فلج یک طرفه بدن ناشی ازبیماری تب مالت</title>
						<link>http://jmums.mazums.ac.ir/browse.php?a_id=460&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify direction: rtl&quot;&gt;
تظاهرات درگیری دستگاه عصبی (neurobrucellosis) از آن جمله دستگاه عصبی مرکزی در تب - مالت بسیار متنوع می باشد و در کمتر از پنج درصد مبتلایان رخ می دهد. دراین بین، مننژیت حاد یا مزمن شایع ترین عارضه محسوب می شود و درگیری اعصاب مغزی به ندرت ایجاد می گردد. دراینجا موردی ازتب مالت با درگیری عصب هفتم مغزی (facial palsy) و فلج یک نیمه بدن (hemiplegia) معرفی می گردد. با توجه به مورد فوق توصیه می شود در مناطق اندمیک، بیمارانی که با علایم غیر قابل توجیه گرفتاری دستگاه عصبی مراجعه می کنند، از نظر عفونت تب مالت نیز مورد بررسی قرار داده شوند. چرا که در صورت تشخیص به موقع، جواب به درمان قابل قبول خواهد بود.
&lt;/div&gt;</description>
						<author>محمدجواد هادیان فرد </author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه تاثیر اسپری سالبوتامول و اسپری ایپراتروپیوم در تغییرات FEV1 بالغین مبتلا به انسداد مزمن ریوی</title>
						<link>http://jmums.mazums.ac.ir/browse.php?a_id=461&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify direction: rtl&quot;&gt;
شایع ترین داروهایی که در درمان انسداد مزمن ریوی (COPD) مورد استفاده قرار می گیرند. گشاد کننده های برونش (Bronchodilators) نام دارند. این داروها شامل ترکیبات تحریک کننده گیرنده های Beta-2 راه های هوایی (Beta-2 agonists)، ترکیبات آنتی کولی نرژیک و ترکیبات متیل گزانتین هستند. از این دسته اول Salbutamol، از دسته دوم Ipratropium و از دسته سوم Theophylline و Aminophylline در ایران در دسترس هستند. اسپری سالبوتامل در بازار ایران ارزان تر است و در صورت داشتن اثر درمانی بهتر، استفاده از آن مقرون به صرفه تر می باشد. این مطالعه به روش کارآزمایی بالینی بر روی 16 بیمار بالغ مبتلا به COPD مراجعه کننده به درمانگاه ریه بیمارستان امام خمینی (ره) ساری به مدت 6 ماه صورت گرفت و از کلیه بیماران اسپیرومتری پایه گرفته شد.
&lt;/div&gt;</description>
						<author>امیر سلطانی </author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
