<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دانشگاه علوم پزشکی مازندران  </title>
<link>http://jmums.mazums.ac.ir</link>
<description>مجله دانشگاه علوم پزشکی مازندران - مقالات نشریه - سال 1384 جلد15 شماره50</description>
<generator>Yektaweb Collection - http://www.yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1384/10/11</pubDate>
 <item> <title>بررسی اثرات سميت سلولی گياهان آشيلا تالاگونيکا بوييز (Achillea talagonica Boiss) و آشيلا تينويی فوليا لام(A. tenuifolia Lam) به روش ارزيابی سميت سلولی ميگو آب شور (Brine Shrimp Cytotoxicity)</title> <link>http://jmums.mazums.ac.ir/browse.php?a_id=706&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link> <description>&lt;div style=&quot;text-align: justify; direction: rtl;&quot;&gt;
&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;سابقه و هدف: &lt;/span&gt;جنس بومادران (Achillea) از خانواده کاسنی (Asteraceae) جايگاه قابل توجهی در طب سنتی ايران دارد. آشيلا تالاگونيکا و آشيلا تينويی فوليا دو نمونه از 19 گونه يافت شده از اين جنس می باشد که به طور وسيعی در مناطق شمالی ايران می رويد. در اين تحقيق اثر سميت سلولی اين دو گونه برای اولين بار به روش ارزيابی کشندگی ميگو آب شور(Lethality Assay Brine Shrimp) بررسی شد.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;مواد و روش ها: &lt;/span&gt;اين بررسی يک کارآزمايی بالينی است که در آن گياهان پس از جمع آوری خشک و خرد شده و توسط حلالهای اتيل استات، متانول و متانول: آب (1:1) و به روش تراوشی (Percolation) مورد عصاره گيری قرار گرفتند. اثر کشندگی عصاره های تام بر لاروهای آرتميا سالينا (Artemia Salina) در غلظت های اوليه 100،10 و 1000 ميکروگرم بر ميلی ليتر از عصاره مورد بررسی قرار گرفت. پس از دستيابی به نتايج اوليه، آزمايش در غلظت های 250، 500 و 750 ميکروگرم بر ميلی ليتر به روش مشابه تکرار شد. نتايج حاصله تحت مطالعات آماری به روش تحليل بر اساس حداقل انحراف از ميزان متوسط (Probit analysis) قرار گرفت.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;يافته ها: &lt;/span&gt;از ميان عصاره های مورد بررسی، عصاره اتيل استاتی و متانولی از هر دو گياه با LC50 کوچکتر از 1000 qM واجد اثرات سميت سلولی و عصاره های هيدروالکلی با LC50 بزرگتر از 1000 qM فاقد اثر شناخته شدند. عصاره اتيل استاتی گياه آشيلا تالاگونيکا (Achillea talagonica) با LC50 معادل 413 qM موثرترين عصاره شناخته شد.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;استنتاج: &lt;/span&gt;هر دو گونه از جنس بومادران دارای اثرات سميت سلولی می باشند و اثرات مذکور با افزايش قطبيت عصاره ها کاهش می يابد. می توان نتيجه گرفت که ترکيبات سمی موجود در اين جنس، دارای ساختمانهای غير قطبی می باشند. از ديگر سوی به يقين گليکوزيدهای فنلی و آلکالوييدهای بتايينی که قطبيت بالايی داشته و در عصاره آبی - متانولی استخراج می شوند، نقشی در بروز اثرات ندارند.
&lt;/div&gt;</description> <author>سودابه سعيدنيا </author> <category></category> </item>  <item> <title>بررسی مقايسه ای تاثير کلوزاپين، الکتروشوک (ECT) و ترکيب آن دو در بيماران اسکيزوفرنيا مقاوم به درمان</title> <link>http://jmums.mazums.ac.ir/browse.php?a_id=707&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link> <description>&lt;div style=&quot;text-align: justify; direction: rtl;&quot;&gt;
&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;سابقه و هدف:&lt;/span&gt; علی رغم کشف داروهای جديد و متعدد ضد روان پريشی در چند سال گذشته، هنوز درصد قابل توجهی از بيماران اسکيزوفرنيا به هيچکدام از داروهای موجود پاسخ نداده و مقاوم محسوب می شوند. در اين موارد اکثرا از کلوزاپين و گاهی نيز از الکتروشوک (ECT) يا برخی ترکيب های دارويی استفاده می شود که البته اثربخشی هيچ يک مطلوب نبوده است. در چند سال گذشته، ايده استفاده از ترکيب کلوزاپين و ECT را برای بيماران اسکيزوفرنيا مقاوم به درمان مطرح کرده اند و در مطالعات اوليه صورت گرفته، نتايج اميدوار کننده بوده است. هدف از اين مطالعه، بررسی ميزان اثربخشی تلفيق ECT و کلوزاپين در بيماران اسکيزوفرنيا مقاوم و مقايسه آن با کاربرد هر يک به تنهايی می باشد.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;مواد و روشها: &lt;/span&gt;در اين مطالعه 18 بيمار اسکيزوفرنيا مقاوم به درمان در سه گروه 6 نفره قرار گرفتند. گروه اول با کلوزاپين، گروه دوم با ECT و گروه سوم با ترکيب اين دو، درمان شدند. پاسخ درمان با معيار PANSS ارزيابی شد و يافته ها توسط روش آماری تحليل واريانس (ANOVA) مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;يافته ها:&lt;/span&gt; نتايج حاصل، سودمندی درمان ترکيبی و برتری آن بر هر کدام از درمان ها به تنهايی را نشان داد. ميزان کاهش امتياز PANSS در سه گروه کلوزاپين، ECTو درمان ترکيبی به ترتيب 40،46 و 71 درصد بوده که اين اختلاف از نظر آماری معنی دار است (P&amp;lt;0.05) درمان ترکيبی علاوه بر اثربخشی بيشتر بر روی علايم مثبت؛ منفی و عملکرد کلی بيمار، پاسخ درمانی سريع تر بيماران را نيز به دنبال داشت.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;استنتاج:&lt;/span&gt; از آنجا که اين مطالعه ترکيب کلوزاپين و ECT را در بيماران اسکيزوفرنيا مقاوم به درمان موثر و بی خطر نشان داده است، می توان از آن به عنوان يک درمان جايگزين مناسب برای اين گروه از بيماران استفاده کرد.
&lt;/div&gt;</description> <author>عباس مسعودزاده </author> <category></category> </item>  <item> <title>بررسی بالينی اثرات ضد ديسمنوره قطره ويتاگنوس</title> <link>http://jmums.mazums.ac.ir/browse.php?a_id=708&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link> <description>&lt;div style=&quot;text-align: justify; direction: rtl;&quot;&gt;
&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;سابقه و هدف:&lt;/span&gt; قاعدگی دردناک يا ديسمنوره يکی از بيماريهای شايع زنان و علت اصلی مراجعه به کلينيک های زنان است که سبب اتلاف وقت و مشکلات متعدد برای دختران و زنان می شود. اين مطالعه تاثير قطره ويتاگنوس و مقايسه آن با دارونما را در درمان ديسمنوره اوليه بررسی می کند.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;مواد و روشها:&lt;/span&gt; در اين مطالعه تجربی دوسوکور، 60 دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی مازندران، مبتلا به قاعده گی دردناک اوليه، به طور تصادفی در دو گروه 30 نفره دارو و دارونما قرار گرفتند. به هر گروه روزانه 40 قطره ويتاگنوس و يا دارونما به مدت 3 ماه داده شد. جهت گردآوری اطلاعات از پرسشنامه، مصاحبه و مشاهده استفاده شد و در پايان ماه اول، دوم و سوم پس از درمان شدت درد و علائم همراه ثبت گرديد.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;يافته ها:&lt;/span&gt; نتايج پژوهش نشان داد که شدت درد در گروه تجربی به ميزان 70 درصد کاهش يافت.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;استنتاج:&lt;/span&gt; قطره ويتاگنوس می تواند به عنوان يک داروی موثر با کم ترين عوارض جانبی برای درمان ديسمنوره اوليه مورد استفاده قرار گيرد.
&lt;/div&gt;</description> <author>زهره شاه حسينی </author> <category></category> </item>  <item> <title>رابطه زاويه گردن و تنه استخوان ران با استئوآرتريت مفصل رانی لگنی [Hip]</title> <link>http://jmums.mazums.ac.ir/browse.php?a_id=709&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link> <description>&lt;div style=&quot;text-align: justify; direction: rtl;&quot;&gt;
&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;سابقه و هدف:&lt;/span&gt; استئوآرتريت شايع ترين بيماری مفاصل متحرک و محوری بدن است. علل بروز آن بدرستی شناخته شده نيست، تئوری های بيومکانيکی و بيولوژيکی برای علت آن مطرح شده است. ارتباط آناتوميک انتهای پروگزيمال فمور با استئوآرتريت هيپ مورد بحث می باشد.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;مواد و روش ها:&lt;/span&gt; اين تحقيق بر روی 73 کشاورز که 34 نفر مبتلا به استئوآرتريت و 39 نفر سالم بودند انجام شد. نمونه ها، مراجعه کنندگان به کلينيک های ارتوپدی و راديولوژی شهر ساری بودند. هر دو گروه از لحاظ وزن، سن و شغل همسان سازی شده و سپس زاويه گردن فمور در هر دو گروه بررسی گرديد.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;يافته ها:&lt;/span&gt; ميانگين زاويه گردن استخوان ران در هر دو گروه 133 درجه بوده و تفاوت معنی دار بين دو گروه وجود نداشت.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;استنتاج:&lt;/span&gt; نتايج نشان داد که مقدار زاويه گردن و تنه استخوان ران در محدوده طبيعی، تاثيری بر ميزان بروز استئوآرتريت اين مفصل ندارد.
&lt;/div&gt;</description> <author>مسعود شايسته آذر </author> <category></category> </item>  <item> <title>تعيين درجه داستيلاسيون کيتوسان تهيه شده از پوست ميگو</title> <link>http://jmums.mazums.ac.ir/browse.php?a_id=710&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link> <description>&lt;div style=&quot;text-align: justify; direction: rtl;&quot;&gt;
&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;سابقه و هدف: &lt;/span&gt;کيتين يک پلی ساکاريد طبيعی بوده که به طور گسترده ای در پوست سخت پوستان مانند خرچنگ، ميگو و قارچ ها يافت می شود. اين ترکيب و مشتق ديگر آن کيتوسان، دارای کاربردهای پزشکی متعددی از جمله استفاده در صنعت داروسازی در تکنيک آزاد سازی دارويی و اثرات بهبود زخم ها، کاهش کلسترول خون، ضد انعقاد خون و ضد تومور می باشد. پيش بينی شده که کايتوسان به عنوان پرمصرف ترين ماده کليدی سال 2005 ميلادی بوده که 75 درصد اين مصارف در زمينه زيست - پزشکی خواهد بود.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;مواد و روشها:&lt;/span&gt; در اين مطالعه به تهيه کيتين و کيتوسان (مشتق داستيله کيتين) از پوست ميگو که به ميزان فراوانی در جنوب ايران و همچنين شمال کشور وجود دارد، پرداخته شده است. پوست ميگو به طور متوالی با اسيد و قليا مخلوط و پس از صاف کردن، کيتين ناخالص تهيه شد. پس از شست و شو و خالص سازی آن را با سود مجاور نموده و کايتوسان حاصل گرديد. عمل شست و شو و رسوب گيری چندين بار تکرار شده تا کيتوسان خالص تهيه گردد. کيتوسان به دست آمده با بازده قابل قبولی تهيه گرديد.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;يافته ها: &lt;/span&gt;الگوی الکتروفورز و IR (طيف مادون قرمز) آن با استاندارد مطابقت داشت. همچنين تهيه فيلم کيتوسان و بررسی طيف IR آن نشان داد که کيتوسان به دست آمده دارای درجه داستيلاسيون 76 درصد می باشد. بررسی طيف NMR (رزونانس مغناطيسی هسته ای) نيز تاييد کننده بوده است.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;استنتاج:&lt;/span&gt; نظر به توليد ميگو در بخش های شمالی کشور، امکان راه اندازی خط توليد اين ماده بسيار پربها امکان پذير می باشد.
&lt;/div&gt;</description> <author>فرشته پورمراد </author> <category></category> </item>  <item> <title>بررسی مقايسه ای قد و وزن کودکان دبستانی قبل و 2.5 سال پس از تزريق ليپيدول در يک منطقه گواتر آندميک</title> <link>http://jmums.mazums.ac.ir/browse.php?a_id=711&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link> <description>&lt;div style=&quot;text-align: justify; direction: rtl;&quot;&gt;
&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;سابقه و هدف: &lt;/span&gt;کمبود يد از مسايل مهم بهداشتی در جهان است و علاوه بر اختلالات مهم از جمله اختلال ذهنی، اختلال در شنوايی و يادگيری، اثر منفی نيز بر روی رشد دارد. تجويز يد تکميلی در مناطق دچار کمبود يد به مادران باردار بويژه قبل از اتمام نيمه دوم بارداری از کرتينيسم (cretinism) و اختلالات نوروموتور در فرزندان آنها جلوگيری می کند. در رابطه با اثر يد تکميلی در زمان کودکی و نوجوانی به ويژه بر روی رشد فيزيکی، مطالعات محدود بوده و نتايج متفاوتی داشته است. اين مطالعه در روستای امره ساری با هدف بررسی اثر يد تزريقی بر روی رشد فيزيکی کودکان دبستانی در سال 1377، 2.5 سال پس از تزريق يد انجام شد.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;مواد و روشها:&lt;/span&gt; مطالعه به روش مقطعی در دو بخش توصيفی و تحليلی انجام شد کليه متولدين سال 67 تا 69 که ساکن روستای امره ساری بوده، در سال 74 ليپيدول تزريقی دريافت کرده و قد و وزن آنها در دفاتر خانه بهداشت ثبت شده بود، مورد مطالعه قرار گرفتند. در سال 77 قد و وزن افراد مجدد اندازه گيری شد و نمره انحراف استاندارد (SDS) قد و وزن مربوط به قبل و بعد از تزريق يد برای هر فرد محاسبه گرديد. جهت آناليز داده ها از آزمون زوج استفاده شد و P&amp;lt;0.05 معنی دار تلقی گرديد.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;يافته ها:&lt;/span&gt; 105 کودک دبستانی 8-6 ساله (55 پسر، 50 دختر) در اين مطالعه بررسی شدند. اثر ليپيدول بر روی قد معنی دار بود. SD قد افراد از -0.59±0.8 به -0.31±0.8 افزايش يافت (P&amp;lt;0.0001). يد تزريقی موجب افزايش وزن شد اما تغيير SD وزن از نظر آماری معنی دار نبود (P&amp;lt;0.3).&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;استنتاج: &lt;/span&gt;نتايج نشان می داد در مناطق دچار کمبود يد، تزريق يد روغنی تکميلی در زمان کودکی می تواند موجب بهبود رشد قدی گردد.
&lt;/div&gt;</description> <author>ايرج ملکی </author> <category></category> </item>  <item> <title>مقايسه تجويز کم تر از 5 ميلی گرم روزانه با 15 ميلی گرم يک روز در ميان اسيدفوليک در کاهش هيپرهموسيستئينمی بيماران همودياليزی</title> <link>http://jmums.mazums.ac.ir/browse.php?a_id=712&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link> <description>&lt;div style=&quot;text-align: justify; direction: rtl;&quot;&gt;
&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;سابقه و هدف:&lt;/span&gt; هيپرهموسيستيينمی در بيماران مبتلا به نارسايی کليوی شايع است و خطر بيماريهای قلبی - عروقی و مغزی - عروقی با هيپرهموسيستئينمی افزايش می يابد. هدف از انجام اين مطالعه بررسی مقايسه ای اثرات کمتر از 5 ميلی گرم روزانه با 15 ميلی گرم يک روز در ميان اسيدفوليک در کاهش غلظت هموسيستيين پلاسمان بيماران همودياليزی ميباشد. &lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;مواد و روشها:&lt;/span&gt; در يک کارآزمايی بالينی، 14 نفر از بيماران همودياليزی با هيپرهموسيستيينمی بيمارستان امام خمينی در تيرماه 1382 و با توجه به اين که تمام بيماران، حداقل به مدت 2 ماه تحت درمان با اسيدفوليک به ميزان 5-1 ميلی گرم روزانه بوده اند، مقدار اسيدفوليک به 15 ميلی گرم يک روز در ميان به مدت 2 ماه افزايش يافت (با توجه به مراجعه يک روز در ميان بيماران به مرکز دياليز). خون گيری جهت اندازه گيری غلظت هموسيستئين، HDL، LDL و هموگلوبين و آلبومين، يک و دو ماه پس از دوره درمان انجام شد. همچنين بروز عوارض به ويژه تهوع و سرگيجه مورد بررسی قرار می گرفت. جهت تجزيه و تحليل آماری از آزمون Wilcoxon signed Ranks استفاده شد.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;يافته ها: &lt;/span&gt;ميانگين سن و مدت همودياليز بيماران به ترتيب 50.92±18.6 سال (حداقل 25 و حداکثر 77 سال) و 5.28±4.25 سال بود. کاهش ميانگين غلظت هموسيستئين در دوره درمان با دوز بالا به ميزان معنی داری از غلظت آن در دوره درمان با مقدار پايين، بيشتر بود 23.98±6.87) در مقابل (P=0.008, 33.89±16.28 μmol/l. همچنين ميانگين غلظت آلبومين نيز طی درمان با مقادير بالا به ميزان معنی داری از غلظت آن در طی درمان با دوز پايين، بالاتر بود 4.75±0.94) در مقابل (P=0.004, 14.32±0.30 mg/dl اما اختلاف معنی داری بين غلظت هموگلوبين، HDL و LDL پلاسما و مقدار دو درمان مشاهده نشد. در هيچ يک از دوره های درمانی عارضه ای در بيماران ديده نشد.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;استنتاج:&lt;/span&gt; نتايج اين مطالعه نشان داد که تجويز معادل 15 ميلی گرم يک روز در ميان اسيدفوليک، به عنوان دارويی ارزان که بار مالی سنگينی بر دوش اقتصاد خانواده و سيستم بهداشتی تحميل نمی کند، بدون ايجاد عوارض، موجب کاهش معنی داری در غلظت هموسيسييين پلاسما در بيماران همودياليزی می شود. از آنجا که کاهش اندک ميزان هموسيستئن نيز با اهميت است، تجويز آن به اين شکل برای بيماران همودياليزی توصيه می شود. اما بررسی اثرات دراز مدت آن در کاهش ميزان عوارض قلبی - عروقی، به مطالعات بيشتری نياز دارد.
&lt;/div&gt;</description> <author>ميترا مهدوی مزده </author> <category></category> </item>  <item> <title>تخمين خطر نسبی و مطلق بيماری کرونر قلب از روی عوامل خطرساز اصلی با استفاده از ارزش های فرامينگهام</title> <link>http://jmums.mazums.ac.ir/browse.php?a_id=713&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link> <description>&lt;div style=&quot;text-align: justify; direction: rtl;&quot;&gt;
&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;سابقه و هدف: &lt;/span&gt;بيماری شريان کرونر (CHD) يک اختلال چند عاملی است. جنس مذکر، افزايش سن، فشار خون بالا، ديابت قندی، مصرف دخانيات و اختلال چربی خون، عوامل خطرساز کلاسيک و مستقل CHD می باشند. رابطه CHD با عوامل خطرساز آن تا حدودی وابسته به نژاد و منطقه جغرافيايی است، از اين رو بررسی عوامل خطر CHD در جمعيت های مناطق مختلف ايران ضروری است. در اين مطالعه نقش و رابطه عوامل خطرساز کلاسيک با شدت بيماری کرونر قلب بررسی می گردد. علاوه بر آن، خطر نسبی و مطلق CHD از روی هفت عامل خطر ساز اصلی با استفاده از نقاط فرامينگهام محاسبه می گردد.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;مواد و روشها:&lt;/span&gt; اين تحقيق يک مطالعه مقطعی است که در آن هفت عامل خطرساز اصلی CHD در 260 نمونه (زن و مرد) در سنين 40 تا 70 سالگی که در بيمارستان دانشگاه مورد آنژيوگرافی قرار گرفته اند، مورد مطالعه قرار می گيرد. پارامترهای دموگرافی توسط پرسشنامه جمع آوری و داده های بيوشيميايی بر روی سرم ناشتا سنجش شده اند. کلسترول توسط روش آنزيمی CHOD-PAP، تری گليسريد توسط GPO-PAP و HDLc توسط متد رسوبی PTA-MgCl2 و LDLc از معادله فريدوالد محاسبه گرديد. افرادی که دارای انسداد بيش از 70 درصد در حداقل يکی از شعب کرونر بودند، به عنوان مورد و افرادی که دارای هيچگونه انسداد نبودند (کمتر از 10 درصد) و از نظر سن و جنس با گروه نمونه منطبق بودند، به عنوان گروه شاهد انتخاب شدند. شدت انسداد کرونر بر اساس تعداد رگ و ميزان ضايعه در چهار گروه طبيعی، خفيف، متوسط و شديد درجه بندی گرديد. برای بررسی ارتباط متغيرهای پيوسته با CHD و با يکديگر از آزمون بستگی پيرسون و برای محاسبه شانس بيماری کرونر يا نسبت شانس (odds ratios) از رگرسيون لوژيستيک استفاده گرديد.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;يافته ها:&lt;/span&gt; از نظر متغير های سن (P?0.000)، جنس (P?0.000)، عدمفعاليت فيزيکی(P @ 0.06) فشارخونبالا (P @ 0.06)، مصرف سيگار (P?0.003)، ديابت (P?0.000) و اختلال چربی خون بين دو گروه مورد و شاهد اختلاف معنی دار وجود داشت. تواتر وقوع افزايش تريگليسيريد، افزايش کلسترول و افزايش بتاليپوپروتئين خون (افزايش (LDLc در بيماران کرونر بيش از گروه شاهد می باشد. نتايج آناليز رگرسيون لوژيستيک نشان می دهد که بيماری کرونر با سن (r=0.28)، جنس مذکر (r=0.28) و ديابت (r=0.30) دارای بيشترين ارتباط می باشد. به علاوه، نسبت های شانس برای متغيرهای جنس مذکر برابر (P?0.000) 3.5، مصرف سيگار 3.8 (P?0.02)، عدم فعاليت فيزيکی 1.2 (P?0.06)، و ديابت 5.1 (P?0.000) بود. از نظر متغيرهای شاخص توده بدنی (BMI)، سطح تحصيلات، متوسط فشار خون سيستولی و دياستولی، سابقه فاميلی (ديابت، اختلال چربی خون، فشار خون بالا، کم کاری تيروئيد و بيماری کرونر زودرس) و سابقه پيشين اختلال چربی خون، فشار خون بالا، کم کاری تيروئيد و بيماری کرونر بين دو گروه اختلاف معنی داری وجود نداشت. ولی سابقه پيشين ديابت و مصرف داروهای پايين آورنده چربی خون (استاتين ها) و ضد فشار خون به طور معنی دار در گروه بيمار بيشتر از گروه کنترل بود. نتايج اين مطالعه همچنين نشان داد که نمره های فرامينگهام 8.7±4.4) در مقابل (P?0.000, 5.7±4.8 و خطر نسبی 2.5±1.3) در مقابل (P?0.000, 1.6±0.7 و مطلق 14.8±8.6) در مقابل (P?0.000, 8.0±6.7 برای CHD در بيماران کرونر بيش از افراد شاهد است. به علاوه بين نمره های فرامينگهام و خطر نسبی و مطلق برای CHD و شدت انسداد يک رابطه ممتد و رتبه ای وجود دارد.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;استنتاج:&lt;/span&gt; داده های اين تحقيق نشان می دهد که بين شدت بيماری کرونر قلب و متغيرهای اصلی قلبی - عروقی، نمره های فرامينگهام و خطر نسبی و مطلق CHD يک رابطه پيوسته و رتبه ای وجود دارد.
&lt;/div&gt;</description> <author>مهدی رسولی </author> <category></category> </item>  <item> <title>سرواپيدميولوژی عفونت ويروس هپاتيت E در جمعيت 25-2 ساله ساروی 1383</title> <link>http://jmums.mazums.ac.ir/browse.php?a_id=716&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link> <description>&lt;div style=&quot;text-align: justify; direction: rtl;&quot;&gt;
&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;سابقه و هدف: &lt;/span&gt;عفونت با ويروس هپاتيت (HEV) E سبب ايجاد هپاتيت حاد و خوش خيم ولی با مرگ و مير بالا در دوران بارداری می گردد. اطلاعات کمی راجع به همه گيری شناسی عفونت HEV در ايران وجود دارد، لذا شناخت جمعيتی آن لازم می باشد. هدف مطالعه فوق، تعيين فراوانی سرولوژيکی عفونت HEV در جمعيت 25-2 ساله و تعيين رابطه بين موارد آلودگی و مشخصات فردی – اجتماعی - بهداشتی می باشد.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;مواد و روشها:&lt;/span&gt; در اين بررسی توصيفی 1080 نمونه سرم مورد مطالعه قرار گرفت. جمعيت مورد مطالعه از ميان افراد 25-2 ساله به ظاهر سالم مقيم مناطق مختلف شهرستان ساری (شهر و روستا) انتخاب شد. وجود آنتی بادی IgG ضد ويروس هپاتيت (anti-HEV IgG) E با روش ELISA مورد مطالعه قرار گرفت. اطلاعات مربوط به سن، جنس، سطح سواد، تعداد خانوار و سابقه بيماری در فرد مبتلا و اطرافيان آنها مورد پرسش قرار گرفته و ثبت شدند. نتايج مطالعه با روش آماری درصد و تعيين نسبت خطر با فاصله اطمينان 95 درصد مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;يافته ها: &lt;/span&gt;آنتی بادی ضد (anti-HEV IgG) HEV در 25 نفر (2.3 درصد) کل افراد مورد مطالعه وجود داشت. موارد مثبت با بالا رفتن سن، افزايش می يافت. به طوری که از 1.17 درصد در کودکان کمتر از 10 سال به 7.27 درصد در جمعيت 25-20 ساله می رسيد(P=0.009). در مقايسه بين جمعيت شهری و روستايی، سن مواجهه با عفونت، در روستا پايين تر از شهر (عدم آلودگی تا سن 10 سالگی در شهر، 2.56 درصد موارد آلودگی در جمعيت 9-5 ساله روستايی) و شيوع آن در مناطق روستايی بيش از مناطق شهری (P=0.009) بوده است. عوامل خطر مربوط به کسب عفونت شامل اقامت در روستا، سواد کمتر، تعداد بيشتر افراد خانوار و دفع غير بهداشتی زباله بوده است.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;استنتاج: &lt;/span&gt;عفونت HEV در منطقه آندميک می باشد. سن، نوع جامعه، کم سوادی و دفع غير بهداشتی زباله به عنوان عوامل خطرساز کسب عفونت شناخته شدند.
&lt;/div&gt;</description> <author>محمدجعفر صفار </author> <category></category> </item>  <item> <title>بررسی وضعيت درجه بندی اختلال عملکرد ارگان ها در بيماران بستری بخش مراقبت های ويژه بيمارستان امام خمينی (ره) ساری، سال 1383</title> <link>http://jmums.mazums.ac.ir/browse.php?a_id=714&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link> <description>&lt;div style=&quot;text-align: justify; direction: rtl;&quot;&gt;
&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;سابقه و هدف:&lt;/span&gt; بخش مراقبتهای ويژه از بخشهای تخصصی بوده که به بيماران بحرانی سرويس می دهد و سيستم های درجه بندی در اين بخش جهت پيش بينی بهبودی بيماران و دسته بندی آنها و در نتيجه تعيين ميزان مرگ و مير به کار می رود و سبب انتخاب صحيح بيماران نيازمند می شود. هدف از اين تحقيق تعيين درجه نارسايی ارگان ها و ارتباط آن با بهبودی و مرگ و مير بيماران بحرانی در ICU می باشد.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;مواد و روشها:&lt;/span&gt; اين مطالعه به روش توصيفی بر روی 100 بيمار که در بخش مراقبت های ويژه ICU بيمارستان امام خمينی ساری (1383) بستری و تحت تنفس مکانيکی بوده اند انجام شد. هر قسمت درجه بندی MODS به طور کمی عملکرد فيزولوژيک را در 24 ساعت ارزيابی کرده و برای عملکرد نرمال امتياز صفر و برای افزايش عملکرد امتياز 1، 2، 3، 4 در نظر گرفته شد. متغيرهای پژوهش از طريق فرم اطلاعاتی جمع آوری و با استفاده از آزمون کای دو و تی تست و کاکس رگراسيون مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;يافته ها:&lt;/span&gt; ميانگين سنی بيماران، افراد ترخيص شده و فوت شده به ترتيب با 48.63±14 سال 41.66±16 سال و 55.6±17 سال بود پيش بينی نمره MODS روز اول بيماران پذيرش شده در ICU جهت تعيين مرگ و مير معنی دار نبوده ولی در روزهای 4 و 8 و 12 ميانگين نمره بيماران ترخيصی کمتر از بيماران فوت شده بودند و ارتباط آن معنی دار بود. همچنين سطح کراتينين خون و سيستم عصبی مرکزی بيش ترين نقش را در پيش بينی مرگ و مير داشتند.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;استنتاج: &lt;/span&gt;با توجه به ارتباط معنی دار بين افزايش نمره اختلال عملکرد ارگان ها با مرگ ومير، اين سيستم نقش مهمی در تعيين پيش آگهی بيماران بستری در بخش مراقبت های ويژه داشته و می تواند معيار خوبی جهت پيش بينی مدت بستری بيمار در ICU و ميزان مرگ و مير آنان باشد و در انتخاب روش درمانی مناسب کمک کننده می باشد.
&lt;/div&gt;</description> <author>عاليه زمانی کياسری </author> <category></category> </item>  <item> <title>بررسی قدرت تشخيصی لاپاروسکوپی در دردهای حاد مبهم شکمی</title> <link>http://jmums.mazums.ac.ir/browse.php?a_id=715&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link> <description>&lt;div style=&quot;text-align: justify; direction: rtl;&quot;&gt;
&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;سابقه و هدف: &lt;/span&gt;تعدادی از دردهای حاد شکمی، مبهم (Atypic) بوده و علايم و يافته های کلينيکی و پاراکلينيکی موجود نيز، مشخص کننده بيماری خاصی نيستند و از طرفی، ضرورت انجام جراحی را هم نمی توان اثبات کرد. در اين گونه موارد که تشخيص مبهم و روشهای تشخيصی موجود کمک کننده نيستند، احتمالا لاپارروسکوپی تشخيصی می تواند روش موثری برای يافتن پاتولوژی های داخل شکم، باشد. اين مطالعه به منظور بررسی قدرت تشخيصی لاپاراسوکوپی در بيماران مراجعه کننده با دردهای حاد مبهم شکم، به بيمارستان امام خمينی (ره) ساری انجام شده است.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;مواد و روشها:&lt;/span&gt; نمونه های مورد پژوهش 28 بيمار بودند که (ارديبهشت تا اسفند 1380) به علت دردهای مبهم شکمی به اورژانس جراحی بيمارستان امام مراجعه کردند و بعد از گرفتن شرح حال کامل و انجام معاينات بالينی و اقدامات پاراکلينيکی لازم به تشخيص قطعی نرسيده و به مدت 18-24 ساعت تحت نظر قرار گرفتند، بعد از اين مدت، در صورتی که به نتيجه و يا انديکاسيون لازم برای عمل جراحی نرسيدند، لاپاروسکوپی تشخيصی انجام گرديد. مشاهدات و اقدامات انجام شده در حين لاپاروسکوپی ثبت و کليه نمونه های پاتولوژی برداشته شده جهت بررسی و تاييد تشخيص به آزمايشگاه فرستاده شد، نتايج حاصله، با نرم افزار SPSS مورد تجزيه و تحليل آماری قرار گرفت و حساسيت، ويژگی و قدرت پيش گويی کنندگی مثبت و منفی آزمون محاسبه شد.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;يافته ها:&lt;/span&gt; از 28 بيمار مورد مطالعه 55.5 درصد زن و ميانگين سنی نمونه ها 15.16±31.23 سال بود. حساسيت لاپاراروسکوپی در تشخيص ضايعات داخل شکمی 84.6 درصد، ويژگی آن 85.7 درصد، قدرت پيش گويی مثبت آن 91.6 درصد و قدرت پيش گويی کنندگی منفی آن 75 درصد بود. همچنين حساسيت لاپاروسکوپی در تشخيص آپانديسيت حاد 75 درصد و ويژگی آن 85.7 درصد، قدرت پيش گويی مثبت 85.7 درصد و قدرت پيش گويی منفی 75 درصد بود. &lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;استنتاج:&lt;/span&gt; لاپاروسکوپی می تواند در تشخيص دردهای مبهم شکمی به ويژه در مواردی که اقدامات کلينيک و آزمايشات غير تهاجمی، تشخيص قطعی را مشخص نکرده اند، کمک کننده بوده و از اتلاف وقت و هزينه و انجام لاپاروتومی های بی مورد و عوارض آن، همچنين از تاخير در تشخيص بيماريهای خطرناک بکاهد.
&lt;/div&gt;</description> <author>فريبرز عشقی </author> <category></category> </item>  <item> <title>بررسی ميزان همسرآزاری در دانشجويان دانشگاه آزاد تنکابن، سال 1382</title> <link>http://jmums.mazums.ac.ir/browse.php?a_id=717&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link> <description>&lt;div style=&quot;text-align: justify; direction: rtl;&quot;&gt;
&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;سابقه و هدف: &lt;/span&gt;همسر آزاری به عنوان يک معضل بهداشت عمومی و روانی انواع گوناگونی از آزارهای صورت گرفته نسبت به همسر را در برمی گيرد. هدف از اين تحقيق بررسی ميزان فراوانی آن در دانشجويان متاهل دانشگاه آزاد اسلامی است. &lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;مواد و روشها:&lt;/span&gt; اين پژوهشی توصيفی ميزان فراوانی همسرآزاری را در 327 دانشجوی متاهل دانشگاه آزاد اسلامی واحد تنکابن (1382) مورد بررسی قرار می دهد. ابزار پژوهش پرسشنامه حاوی مشخصات فردی و سوالات مربوط به همسرآزاری بود. تجزيه و تحليل داده ها با آزمون های آماری مجذور کا، آزمون t و ضريب همبستگی، انجام شد.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;يافته ها: &lt;/span&gt;نتايج نشان داد که 306 دانشجو (93.6 درصد) تجربه بدرفتاری داشتند که 91 درصد بدرفتاری عاطفی، 55 درصد بدرفتاری جسمانی و 42 درصد بدرفتاری و آزار جنسی از طرف همسر را ذکر کردند. از 93.6 درصد نمونه ای که بدرفتاری را گزارش کردند، 83.3 درصد زن و 16.7 درصد مرد بودند. مقايسه ميانگين نمرات همسرآزاری زنان و مردان نشان داد که مردان بيشتر به همسرآزاری اقدام می کنند. بين همسرآزاری و مدت زمان ازدواج و بارداری زنان ارتباط معناداری وجود داشت بدرفتاری نسبت به همسر در زوج های جوان و معتاد به الکل و مواد بيشتر و نيز با افزايش سطح تحصيلات همسرآزاری کمتر گزارش شد.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;استنتاج:&lt;/span&gt; نتايج نشان می دهد که ميزان فراوانی همسرآزاری در دانشجويان شايع می باشد. بنابراين اتخاذ راهبردهايی در راستای پيشگيری اوليه و ثانويه در اين جهت از چند محور به ارتقای سلامت روانی جامعه کمک می کند.
&lt;/div&gt;</description> <author>شهربانو قهاری </author> <category></category> </item>  <item> <title>بررسی شاخص های کيفيت گفتار در کودکان فارسی زبان طبيعی 5-4 ساله در شهرهای سمنان، بيرجند و تنکابن، سال 1383</title> <link>http://jmums.mazums.ac.ir/browse.php?a_id=718&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link> <description>&lt;div style=&quot;text-align: justify; direction: rtl;&quot;&gt;
&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;سابقه و هدف: &lt;/span&gt;توانايی زبانی در يک فرد از طريق پنج شاخص کيفيت گفتار؛ روانی گفتار، دقت گفتار، پيچيدگی گفتار، سرعت گفتار و ميزان واژگان در دسترس بررسی می شود. اين مطالعه چهار شاخص (به استثنای دقت گفتار) را در کودکان طبيعی فارسی زبان 5-4 ساله شهرهای سمنان، تنکابن و بيرجند بررسی می کند.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;مواد و روشها:&lt;/span&gt; مطالعه از نوع توصيفی - تحليلی می باشد. تعداد 30 نمونه در هر شهر و جمعا 90 کودک از ميان کودکان مهدهای کودک، پس از گرفتن آزمون انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. پس از جمع آوری نمونه های گفتاری، داده ها تحليل و مشخصه های فرعی محاسبه شد و در نهايت نتايج حاصله در سه شهر با استفاده از آناليز واريانس يک طرفه و کروسکال واليس مقايسه گرديد.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;يافته ها:&lt;/span&gt; ميانگين طول پنج گفته طولانی و ميانگين تعداد فعل در جمله در گفتار آزاد کودکان سمنانی به طور معنی داری از کودکان بيرجندی بيشتر بوده اما ميانگين تعداد بندهای وابسته در جمله در گفتار توصيفی کودکان تنکابنی و بيرجندی بيشتر از کودکان سمنانی بود. همچنين غنای واژگانی در گفتار آزاد و سرعت گفتار آزاد و توصيفی کودکان بيرجندی از کودکان سمنانی و تنکابنی بيشتر و نهايتا ميانگين طول گفته و در گفتار توصيفی کودکان سمنانی از کودکان تنکابنی بيشتر بود. &lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;استنتاج:&lt;/span&gt; گويش بر شاخص های کيفيت گفتار فرد تاثير می گذارد. بنابراين بايستی در ارزيابی، تشخيص و درمان اختلالات زبانی کودکان دارای گويش های مختلف، تفاوت های مربوط به کيفيت گفتار آنها را در نظر گرفت.
&lt;/div&gt;</description> <author>محمدمجيد اوريادی زنجانی </author> <category></category> </item>  <item> <title>بررسی دانش، نگرش و عملکرد پزشکان شهر ساری در مورد عوارض جانبی و سيستم گزارش دهی داروها، سال 1383</title> <link>http://jmums.mazums.ac.ir/browse.php?a_id=719&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link> <description>&lt;div style=&quot;text-align: justify; direction: rtl;&quot;&gt;
&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;سابقه و هدف:&lt;/span&gt; سيستم ملی گزارش دهی عوارض جانبی داروها به منظور شناخت هر چه بيشتر و کنترل عوارض جانبی داروها طراحی شد اما به نظر می رسد که کم گزارش دهی قابل ملاحظه ای وجود دارد. اين تحقيق بر آن شده تا علاوه بر بررسی دانش، نگرش و عملکرد پزشکان در مورد عوارض جانبی داروها، ميزان شناخت آنها از سيستم ملی گزارش دهی (کارت زرد) نيز سنجيده شود.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;مواد و روشها: &lt;/span&gt;اين مطالعه از نوع توصيفی مقطعی بوده و داده ها با استفاده از پرسشنامه استاندارد انجمن دارو و غذای اروپا که توسط 350 پزشک عمومی و متخصص شاغل شهر ساری (1383) تکميل گرديد، جمع آوری شد. پرسشنامه شامل چهار قسمت، مشخصه های دموگرافيک، سوالات مربوط به دانش، نگرش و عملکرد پزشکان بوده است. پس از جمع آوری اطلاعات، عمليات آماری با استفاده از نرم افزار SPSS انجام پذيرفت.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;يافته ها:&lt;/span&gt; 25 درصد از پزشکان از سيستم ملی گزارش دهی (کارت زرد) آگاه بوده که از اين تعداد 78 درصد پزشک عمومی و 22 درصد متخصص بودند. همچنين 87.4 درصد از پزشکان عوارض جانبی داورها را در بيماران تحت مراقبت خود تشخيص داده اما فقط 25 درصد آنها اين موارد را گزارش کرده بودند.مهم ترين دلايل عدم گزارش دهی به ترتيب شامل: عدم آگاهی از برنامه ملی گزارش دهی (63.5 درصد)، بی اهميت در نظر گرفتن عارضه دارويی (42.2 درصد)، مطمئن نبودن از اينکه عارضه حتما با دارو ارتباط داشته باشد (36.1 درصد)، بود. هم چنين 51.3 درصد از پزشکان دانش مناسبی از عوارض داروها داشتند.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;استنتاج:&lt;/span&gt; نتايج مطالعه نشان ميدهد که در اکثر موارد علت گزارش دهی در درجه اول عدم آگاهی مناسب پزشکان از وجود چنين سيستم ملی گزارش دهی بوده است و در درجه بعدی عدم تمايل آنها به گزارش به علت نداشتن وقت کافی و يا عدم اعتماد به عملکرد سيستم گزارش دهی ملی بوده است. نکته قابل توجه ديگر هم اطلاعات ناکافی پزشکان از عوارض دارويی بوده است. در گروه متخصصين جراحان اطلاعات کمتری از عوارض جانبی داروها داشته اند.
&lt;/div&gt;</description> <author>رويا قاسميان </author> <category></category> </item>  <item> <title>بررسی آسيب روانی مراجعين درمانگاه های پوست شهر ساری، سال 1383</title> <link>http://jmums.mazums.ac.ir/browse.php?a_id=720&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link> <description>&lt;div style=&quot;text-align: justify; direction: rtl;&quot;&gt;
&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;سابقه و هدف:&lt;/span&gt; سلامت روانی از موضوعات مهم اجتماعی و علمی بوده که بيماران مبتلا به بيماريهای جسمی در معرض خطر جدی آن قرار دارند و در اين ميان بيماران پوستی به دليل ارتباط مستقيم پوست با محيط خارج بيش از ساير بيماران در معرض اختلالات روانی هستند. اين مطالعه با هدف بررسی اختلالات روانی بيماران پوستی مراجعه کننده به درمانگاه های پوست شهر ساری انجام گرفته است.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;مواد و روشها: &lt;/span&gt;در اين پژوهش توصيفی تعداد 404 بيمار پوست شهر ساری با استفاده از پرسشنامه دو قسمتي؛ GHQ-28 و مشخصه دموگرافيک – پزشکی مورد ارزيابی قرار گرفتند. اطلاعات به دست آمده به صورت توصيفی و با کمک آزمون مربعات و نرم افزار SPSS مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت. &lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;يافته ها: &lt;/span&gt;ميانگين سنی افراد مراجعه کننده به درمانگاه 28.72 سال بود که 39.4 درصد آنها مشکوک به اختلال روانی بودند. شيوع اختلالات روانی در گروه سنی 55-46 سال (52.6 درصد)، زنان (41.2 درصد)، مجردين (40.8 درصد)، ساکنين روستا (46.2 درصد)، نمونه های بی سواد و کم سواد (62.5 درصد)، بيکار (58.7 درصد)، نمونه های با سابقه مثبت بيماری اعصاب و روان (65.8 درصد) و با ضايعات منتشر پوستی (63.6 درصد) بيش از ساير گروه ها بود. از بين بيماريهای پوستی آکنه (28.2 درصد)، اختلالات رنگدانه پوست (20 درصد)، آلوپسی آندروژنيک (7.4 درصد) و درماتيت ها (6.7 درصد) بيشترين شيوع را داشتند. مبتلايان به درماتيت (44.4 درصد) بيشترين اختلال روانی را شامل شدند، آکنه (43 درصد) و اختلالات رنگدانه پوست (42 درصد) در رتبه های بعدی قرار گرفتند. بين اختلال روانی با شغل، سطح تحصيلات، سابقه مثبت بيماری روانی ارتباط معنی داری وجود داشت. طول مدت بيماری پوستی، نوع بيماری پوستی، و محل ضايعات با اختلال روانی ارتباط نداشت.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;استنتاج:&lt;/span&gt; موارد مشکوک به اختلال روانی در مقايسه با مطالعات انجام شده بر روی بيماران پوست در خارج از ايران و همچنين در مقايسه با بررسی های انجام شده پيرامون شيوع اختلال های روانپزشکی و وضعيت سلامت روان در افراد 15 ساله و بالاتر در ايران نيز از شيوع بالاتری برخوردار بود. نتايج اين تحقيق ارتباط اختلالات روانی با بيماری های پوستی را بيش از پيش روشن می سازد و در نظر گرفتن عوامل روانی را در درمان موثر بيماريهای پوستی برای متخصصين پوست متذکر می شود.
&lt;/div&gt;</description> <author>زهره حاج حيدری </author> <category></category> </item>  <item> <title>بررسی توزيع طوايف مختلف در افراد ترکمن مبتلا به سرطان مری در شرق استان گلستان</title> <link>http://jmums.mazums.ac.ir/browse.php?a_id=721&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link> <description>&lt;div style=&quot;text-align: justify; direction: rtl;&quot;&gt;
&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;سابقه و هدف: &lt;/span&gt;سرطان مری سومين سرطان شايع گوارش و ششمين علت مرگ ناشی از سرطان در جهان می باشد. بالا بودن ميزان بروز اين بيماری در بعضی از مناطق جهان احتمال ارتباط بين سرطان مری و عوامل ژنتيکی را مطرح کرده است. شمال ايران يکی از اين مناطق می باشد و در تمام آمارهای گزارش شده از آن بروز سرطان مری در قوم ترکمن بالاتر بوده است. اين مطالعه به منظور بررسی ارتباط بين قوميت ترکمن با بروز سرطان مری در استان گلستان طراحی شده است.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;مواد و روشها: &lt;/span&gt;مطالعه توصيفی - مقطعی حاضر طی سالهای 82-1380 در شرق استان گلستان انجام شد. تمامی افراد ترکمن که طی مدت زمان مذکور در درمانگاه تخصصی اترک گنبد (وابسته به مرکز تحقيقات گوارش و کبد تهران و دانشگاه علوم پزشکی گلستان) پروند داشته و سرطان مری در آنها به وسيله آندوسکوپی و نمونه برداری به اثبات رسيده بود، وارد مطالعه شدند. اطلاعات فردی بيماران، نوع بافت شناسی سرطان مری، محل تومور به همراه آدرس و تلفن بيماران استخراج شد. با تمامی افراد تماس تلفنی گرفته شده و از خود شخص يا نزديکان وی (در صورت فوت فرد مبتلا)، طايفه بيمار پرسيده شد. با کمک يکی از جامعه شناسان ترکمن، طايفه افراد با توجه به اسامی و محل سکونت آنها مورد بررسی مجدد قرار گرفت. آناليز داده ها بين طوايف مختلف از نظر عوامل دموگرافيک (فردی) و کلينيکوپاتولوژيکی توسط آزمون آماری کراسکال واليس برای متغيرهای پيوسته و کای دو برای متغيرهای رتبه ای با سطح معنی داری p-valu&amp;lt;0.05 انجام گرفت. ميزان بروز بر مبنای تعداد بيماران و جمعيت هر طايفه تخمين زده شد.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;يافته ها:&lt;/span&gt; در مجموع 106 بيمار ترکمن با متوسط سنی 64.22±12.12 (±SD) سال شامل 61 مرد و 45 زن وارد مطالعه شدند. توزيع فراوانی هر کدام از طوايف مختلف قوم ترکمن به صورت زير بود: آتابای 29.2 درصد موارد، گوگلان 28.3 درصد، جعفربای 25.5 درصد، ساير طوايف 6.6 درصد و نامشخص 10.4 درصد. ميانگين سنی و نسبت جنسی افراد مبتلا در بين طوايف مختلف تفاوت آماری معنی داری نداشت (p-value&amp;gt;0.05). ناهمگونی در بين طوايف مختلف ترکمن از نظر بروز سرطان مری ديده شد، طايفه آتابای کمترين و گوگلان بالاترين ميزان بروز سرطان مری را داشت.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;استنتاج:&lt;/span&gt; از آن جايی که سرطان مری در جمعيت ترکمن بسيار شايع است و با توجه به بروز بالای آن در جمعيت گوگلان، بايد توجه خاصی به برنامه های غربالگری سرطان مری در اين طايفه مبذول داشت. با انجام مطالعات بيشتری بر پايه جمعيت، می توان عوامل خطر احتمالی را در گروه های مختلف ترکمن بهتر توضيح داد.
&lt;/div&gt;</description> <author>شهريار سمنانی </author> <category></category> </item>  <item> <title>بررسی عوامل مرتبط با کمردرد در پرستاران شاغل در بيمارستان های استان مازندران</title> <link>http://jmums.mazums.ac.ir/browse.php?a_id=722&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link> <description>&lt;div style=&quot;text-align: justify; direction: rtl;&quot;&gt;
&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;سابقه و هدف:&lt;/span&gt; کمردرد يکی از شايع ترين و پرهزينه ترين صدمات شغلی محسوب می شود و پرستاری از جمله مشاغلی است که به علت ماهيت کاری با شيوع بالای کمردرد همراه است. اکثر تحقيقات انجام شده، شيوع کمردرد در اين گروه شغلی را بيش از 50 درصد گزارش کرده اند که هزينه های مستقيم و غير مستقيم ناشی از آن قابل توجه است. تحقيق حاضر با هدف شناخت عوامل خطر کمردرد و در نتيجه کاهش هزينه های آن در پرستاران انجام گرفت.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;مواد و روشها:&lt;/span&gt; اين مطالعه توصيفی – تحليلی - مقطعی بر روی 1226 نمونه تصادفی از پرستاران شاغل در بيمارستانهای وابسته، به دانشگاه علوم پزشکی مازندران انجام شد. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه های مختلف شامل اطلاعات فردی، شغلی، سوابق پزشکی، مشخصات کمردرد، اضطراب اسپيلبرگر و افسردگی بک استفاده شد. تجزيه و تحليل اطلاعات با استفاده از آمار توصيفی، کای دو و ميزان خطر (Odds Ratio) انجام گرفت.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;يافته ها: &lt;/span&gt;در نمونه مورد بررسی شيوع نقطه ای، يک ماهه، شش ماهه، يک ساله و در طول زندگی کمردرد به ترتيب 51.5، 56.3، 58.9، 59.6 و 62 درصد گزارش شد. سن، نمايه توده بدنی (Body Mass Index) BMI، تعداد حاملگی و زايمان، وضعيت اجتماعی و اقتصادی، اضطراب و افسراگی با P&amp;lt;0.05 از عوامل خطر کمردرد محسوب شدند. کمردرد با عوامل مختلف شغلی از جمله سابقه کار، سمت در شغل، بخش محل خدمت و ميزان رضايت شغلی ارتباط معنی داری داشت (P&amp;lt;0.05). بيشترين علت شيوع درد، بلند کردن بار سنگين (30.4 درصد) و شايع ترين عامل تشديد کننده و تسکين دهنده درد ايستادن طولانی و استراحت (57.6 درصد و 59.2 درصد به ترتيب) ذکر شد. از بين نمونه ها 33.7 درصد به علت کمردرد، مرخصی با ميانگين 79 روز گرفته بودند.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;استنتاج:&lt;/span&gt; يافته های اين تحقيق تاييدی بر اين مطلب است که پرستاران در معرض خطر بيشتری برای آسيب های کمری هستند. همچنين رابطه عوامل شغلی با کمردرد معنی دار بوده و به نظر می رسد که با کوشش جهت تصحيح يا تعديل اين عوامل خطر بتوان به ارتقا سلامت و بازده کاری در اين گروه افزوده و به کاهش پی آمدها و هزينه های حاصل از آن کمک نمود.
&lt;/div&gt;</description> <author>محمدعلی محسنی بندپی </author> <category></category> </item>  <item> <title>همه گيری شناسی بيماری مالاريا در استان مازندران از سال 1382-1378</title> <link>http://jmums.mazums.ac.ir/browse.php?a_id=723&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link> <description>&lt;div style=&quot;text-align: justify; direction: rtl;&quot;&gt;
&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;سابقه و هدف: &lt;/span&gt;بيماری مالاريا از بيماری های عفونی مهلکی است که ساليانه موجب مرگ قريب به 2 ميليون از ساکنين کره زمين می گردد. اين بيماری انگلی که ميزان بروز آن در سال بين 500-300 ميليون نفر می باشد هنوزهم علی رغم ارائه خدمات پيشگيری و درمانی مناسب از مشکلات و معضلات مهم بهداشتی - درمانی کشور ايران است. وضعيت اقليمی استان مازندران موجب شده است که اين بيماری به صورت آندميک و تک گير در مناطق مختلف آن مشاهده شود. اين نکته محققين را بر آن داشت که با بررسی ميزان شيوع مالاريا از سالهای 1382-1378 وضعيت همه گيری شناسی آن را در استان مازندران تعيين کنند.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;مواد و روشها:&lt;/span&gt; مطالعه حاضر يک مطالعه توصيفی old data (مرور پرونده ها) بوده که بر روی 184805 پرونده موجود در مراکز بهداشتی - درمانی 14 شهرستان استان مازندران به مدت 5 سال از سال 1382-1378 انجام شده است.اطلاعات حاصل از تحقيق از طريق پرسشنامه ای حاوی 11 سوال شامل وضعيت دموگرافيک بيماران و نيز خصوصيات بيماری جمع آوری شده است و از طريق نرم افزار آماری SPSS و با آزمون های T و کای دو تجزيه و تحليل گرديده است.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-style: italic;&quot;&gt;يافته ها:&lt;/span&gt; با توجه به هدف کلی تحقيق از بين 184805 پرونده، 518 بيمار مبتلا به انواع گونه های مالاريا شناسايی شده اند که 80.3 درصد مبتلايان، مهاجر (افغانی) و 13.7 درصد انتقال، به صورت محلی و 5 درصد از موارد ابتلا از طريق مسافرت بوده است. اوج آلودگی در گروه سنی 30-20 سال، در جنس مذکر و شايعترين انگل از دسته پلاسموديوم ويواکس (96.9 درصد) بوده است. ضمنا ميزان بروز سالانه انگلی از سال 1378 تا 1382، 150 درصد افزايش داشته است.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;استنتاج:&lt;/span&gt; با توجه به ميزان شيوع عارضه در استان مازندران و با عنايت به ميزان بالای مهاجرت از کشورهای آلوده همجوار به کشور ايران و نيز وضعيت اقليمی استان مازندران و با توجه به افزايش بروز بيماری از سال 78 تا82 که از 0.02 به 0.05 در هزار افزايش يافته است، برنامه مبارزه با مالاريا در استان بايد کماکان ادامه يابد و علاوه بر بيماريابی و درمان بيماران، بهبود وضعيت بهداشت محيط و مبارزه به پشه آنوفل مدنظر قرار گيرد.
&lt;/div&gt;</description> <author>نرگس نجفی </author> <category></category> </item>  <item> <title>دقت سونوگرافی جهت تخمين وزن هنگام تولد</title> <link>http://jmums.mazums.ac.ir/browse.php?a_id=724&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link> <description>&lt;div style=&quot;text-align: justify; direction: rtl;&quot;&gt;
&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;سابقه و هدف:&lt;/span&gt; تخمين سونوگرافيک وزن جنين، به طور وسيعی در تصميم گيری های بالينی مورد استفاده قرار می گيرد. فرمولهای رياضی زيادی برای تخمين وزن مورد استفاده قرار می گيرد و از پارامترهای متنوعی جهت اين کار استفاده می کنند. يکی از رايج ترين فرمول هايی که استفاده می شود فرمول هدلاک (Hadlock) است که گفته می شود اواخر سه ماهه سوم بارداری دارای دقت زيادی است. ولی در پژوهش های مختلف دقت آن بسيار متفاوت گزارش شده است. حتی گفته شده برای تخمين وزن غير طبيعی جنين از دقت کمی برخوردار است. اين پژوهش به منظور تعيين دقت سونوگرافی جهت تخمين وزن هنگام تولد جنين های کوچک و بزرگ برای سن بارداری انجام شده است.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;مواد و روشها‌: &lt;/span&gt;اين پژوهش يک کارآزمايی بالينی است که از سال 1379 لغايت 1383 بر روی 174 زن باردار با حاملگی تک قلو و کيسه آب سالم که در بخش زايشگاه بيمارستان امام خمينی ساری بستری شده بودند، انجام شد. نمونه ها پس از بستری به بخش سونوگرافی اعزام و تخمين وزن جنين متوسط يک سونولوژيست صورت می گرفت. سپس مادر به زايشگاه انتقال يافت و تا انجام زايمان مراقبت های لازم صورت می گرفت. بلافاصله پس از زايمان همه نوزادان به وسيله يک ترازوی دقيق وزن می شدند. سپس با وسيله تعيين شدت همبستگی و آزمون تی زوج (Pairred t Test)، ضريب توافقی کن دال تاو (Kendal-Tau) و رگرسيون چند گانه دقت سونوگرافی جهت تخمين وزن هنگام تولد تعيين گرديد.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;يافته ها:&lt;/span&gt; تغييرات وزن تخمينی به وسيله سونوگرافی با وزن واقعی هنگام تولد (در کل نمونه ها) توافق داشت (P&amp;lt;0.001). آزمون تی زوج نيز نشان داد وزن تخمينی به وسيله سونوگرافی با وزن واقعی تفاوت معنی داری ندارد. ولی پس از مطابقت دادن وزن هنگام تولد برای سن حاملگی، مشخص گرديد که در گروه (Small for Gestational age) SGA و (Large for gestational age) LGA وزن تخمينی به وسيله سونوگرافی، تفاوت معنی داری با وزن واقعی هنگام تولد دارد (به ترتيب P&amp;lt;0.01, P&amp;lt;0.001) در گروه (appropriate for gestinal age) AGA سونوگرافی، وزن را بدون اختلاف معنی داری با وزن واقعی هنگام تولد تخمين زده بود.&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;استنتاج:&lt;/span&gt; يافته ها نشان داد که دقت سونوگرافی برای تخمين نوزادان با وزن طبيعی زياد است، ولی برای تخمين نوزادان با وزن غير طبيعی، کمتر است. لذا بدين وسيله توجه سونولوژيست های محترم را جهت پی گيری وزن واقعی نوزاد و مقايسه تخمين خود با وزن واقعی و افزايش مهارت جلب نموده، ضمنا به متخصصين محترم نيز تاکيد می شود که در تصميم گيری های حساس مامايی صرفا بر اساس سونوگرافی اقدام ننمايند و انجام پژوهش های بييشتر در اين راستا توصيه می شود.
&lt;/div&gt;</description> <author>صغری خانی </author> <category></category> </item>  <item> <title>اکسيدازها و مقاومت به حشره کش های پيرتروييد در حشرات مهم پزشکی</title> <link>http://jmums.mazums.ac.ir/browse.php?a_id=725&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link> <description>&lt;div style=&quot;text-align: justify; direction: rtl;&quot;&gt;
اکسيدازها که P450 microsomal monooxygenases يا Mixed function oxidases و يا به اختصار MFO ناميده می شوند يک خانواده از آنزيم های گوناگون هستند که در بافت های همه موجودات هوازی از جمله حشرات يافت می شوند. اين آنزيم ها به طور کلی در متابوليسم مواد خارجی نظير داروها، حشره کشها و سموم گياهی و نيز ترکيبات ساخته شد در درون بدن حشرات نظير اکدی استروييدها و هورمون های جوانی نقش موثری دارند. اين دسته از آنزيم ها در فعال سازی بيولوژيکی ترکيبات فسفوروتيوآت مثل حشره کش های فسفره دخالت دارند. آنها دارای فعاليت های بسيار متنوعی نظير هيدروکسيلاسيون، اپوکسيداسيون، سولفوکسيداسيون، دآلکيلاسيون، دسولفوراسيون و دهالوژناسيون اکسايشی می باشند که اين تنوع در فعاليت ها ناشی از تنوع در ساختمان اين آنزيم ها است. تاکنون بيش از 100 ژن اکسيداز در ژنوم دروزوفيلا شناسايی شده اند که معمولا به صورت خوشه ای مرتب شده اند. متابوليسم حشره کشها بوسيله اين دسته از آنزيم ها يکی از مکانيسم های عمومی است که حشرات بدين طريق به حشره کشها مقاوم می شوند. اين مقاله مروری نقش اکسيدازها در مقاومت به حشره کشها به خصوص انواع پيرتروييد را بررسی می کند.
&lt;/div&gt;</description> <author>احمدعلی عنايتی </author> <category></category> </item>  <item> <title>گزارش يک مورد بيماری فار (Fahr\'s Disease) با تابلوی اختلال خلقی دوقطبی</title> <link>http://jmums.mazums.ac.ir/browse.php?a_id=726&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link> <description>&lt;div style=&quot;text-align: justify; direction: rtl;&quot;&gt;
بيماری فار، کلسيفيکاسيون ايديوپاتيک و پيش رونده عقده های قاعده ای همراه با متابوليزم طبيعی کلسيم و فسفر است که با علايم حرکتی و روانی تظاهر می کند. دمانس، کره آتتوز، روان پريشی و افسردگی در اين بيماری نسبتا شايع گزارش شده ولی فار با تابلوی اختلال خلقی دوقطبی نادر است به طوری که در مروری بر متون تنها سه مورد گزارش شده بود.بيماری که در اين گزارش معرفی می شود خانم 21 ساله ای است که به دليل پرخاشگری، بی قراری و کم خوابی در مرکز روان پزشکی زارع ساری بستری شد و پس از معاينه وضعيت روانی و اقدامات پاراکلينيکی، تشخيص اختلال خلقی دوقطبی ناشی از بيماری فار تاييد گرديد. توجه به اين نکته مهم است که بيمار مبتلا به فار نسبت به سندرم نورولپتيک بدخيم هنگام مصرف نورولپتيک ها (که در درمان اختلال خلقی دوقطبی در کنار داروهای تثبيت کننده خلقی به کار می روند) بسيار آسيب پذير است.
&lt;/div&gt;</description> <author>پريا آذری </author> <category></category> </item>  </channel>

</rss>

