جستجو در مقالات منتشر شده


53 نتیجه برای رحمانی

فریبا رشیدی قادر ، مهرنوش کوثریان ، داوود فرزین ، غلام رضا باهوش ، افشین رحمانی ،
دوره 15، شماره 47 - ( تير 1384 )
چکیده

سابقه و هدف: شایع ترین علت مرگ و میر در بیماران مبتلا به تالاسمی، عوارض قلبی می باشد که خود ناشی از کم خونی مزمن و افزایش بار آهن به دنبال تزریق های مکرر خون و افزایش جذب آهن است. طبق تحقیقات اندکی که پیش از این انجام شده تزریق مقادیر بالای دسفرال وریدی باعث بهبود شاخص های تصویربرداری از قلب با استفاده از امواج ماوراصوت (اکوکاردیوگرام) بیماران می شود. این مطالعه به منظور تعیین تاثیر مقادیر بالای دسفرال وریدی بر عملکرد قلبی بیماران مراجعه کننده به مرکز تالاسمی بیمارستان بوعلی ساری در سال 1382 انجام گرفته است.
مواد وروشها: مطالعه به صورت کارآزمایی بالینی (مقایسه قبل و بعد) بود. تعدادی بیمار مبتلا به تالاسمی که دچار عوارض قلبی شده بودند، حداقل یک ماه دیگوکسین مصرف می کردند و سن بین 15 تا 25 سال، فریتین بالاتر از 1200 ng.ml وHb>9gr.dl داشتند، انتخاب شدند. ابتدا بررسی های قلبی شامل شرح حال، معاینه فیزیکی، نوار قلبی و تصویر برداری از قلب با استفاده از امواج ماوراصوت انجام و سپس بیماران تحت درمان با دسفرال وریدی به میزان 130 mg.kg (حداکثر 5 گرم) طی 10 تا 14 ساعت به مدت 5 روز قرارگرفتند. بررسی های قلبی در دو نوبت، ابتدا حداکثر 2 روز پس ا زاتمام مداخله و دیگری یک ماه بعد تکرار شدند. معاینه چشم و شنوایی سنجی قبل و بعد از درمان برای بررسی عوارض احتمالی مداخله، انجام و نتایج در 3 پرسش نامه جمع آوری گردید.
یافته ها: بیماران شامل 15 نفر (5 دختر و 10 پسر) بودند. سن بیماران 19.3±3.7 سال بود. سن تشخیص بیماری تالاسمی 18±14.9 ماه، سن اولین تزریق خون20±14.2 ماه، و میزان فریتین1713±40 ng.ml بود. نتایج حاصله پس از دونوبت بررسی شامل تخفیف علایم قلبی از جمله درد قفسه سینه، تنگی نفس و تپش قلب(P=0) ، بهبود عملکرد سیستولیک قلبی بود؛ به طوری که LVEF (Left Ventricle Ejection Fraction) از 49.1±1.8 درصد، پس از مداخله، در پی گیری اول به 58.8±2.9 درصد و در پی گیری دوم به 57.8±2.1 درصد رسید و EPSS(E Point Septal Separation) از0.8 mm ±9.6 پس از مداخله، در پی گیری اول به 6.7±0.8 mm و در پی گیری دوم به 6.5±0.6mm رسید (P<0.001). اما درمان انجام شده بر یافته های معاینه، نوار قلبی و عملکرد دیاستولیک تاثیر محسوسی نداشت. پس از مداخله، عوارض بینایی شنوایی مهمی در بیماران دیده نشد.
استنتاج: با توجه به نتایج به دست آمده ، به نظر می رسد که می توان به منظور درمان اختلال عملکرد و ساختار قلب (کاردیومیوپاتی) در تالاسمی، درصورت تداوم فریتین بالا، از مقادیر بالای دسفرال وریدی بهره جست.

شهرام اعلا ، مجید سعیدی ، فریبرز عشقی ، نسرین رحمانی بویینی ، پرستو میرزابیگی ،
دوره 17، شماره 58 - ( خرداد 1386 )
چکیده

سابقه و هدف: مطالعات متعددی جهت دستیابی به کاهش درد پس از هموروئیدکتومی (Hemorrhoidectomy) انجام شده است که از آن ها می توان به نقش سم بوتولیسم، مهار نواحی خلفی اطراف مقعد با روپیواکائین 0.75 درصد، و پماد 0.2 درصد نیتروگلیسرین اشاره نمود. ولی نمی توان از آن ها به طور معمول برای کاهش درد هموروئیدکتومی استفاده نمود. از طرفی مشخص شده است که مترونیدازل خوراکی نیز درد پس از هموروئید کتومی را کاهش می دهد. لذا مطالعه حاضر اثربخشی مترونیدازل موضعی (10 درصد) را در کاهش دردهای پس از جراحی و درد پس از دفع در هموروئیدکتومی (برای کاهش عوارض عمومی دارو) مورد بررسی قرار می دهد.
مواد و روش ها: ابتدا فرمولاسیون مناسب از پماد مترونیدازل 10 درصد تهیه شد و در ادامه با یک مطالعه کارآزمایی بالینی دو سو بی خبر، آینده نگر و تصادفی، درد پس از هموروئیدکتومی با استفـاده از مترونیـدازل موضعـی (10 درصـد) و فـرآورده دارونمـا که در ناحیـه جراحـی استعمـال می شدنـد، مقـایسه شـد. درد، با استفاده از معیـار دیداری - قیاسـی ) Visual analog scale)VAS در ساعات ششم، دوازدهم و بیست و چهارم و همچنین روزهای دوم، هفتم و چهاردهم پس از جراحی ارزیابی شد. مصرف مخدر، مسکن و مشکلات بعد از جراحی ثبت شد.
یافته ها: 47 بیمار به صورت تصادفی انتخاب شدند، 25 نفر در گروه مترونیدازل و 22 نفر در گروه دارونما قرار گرفتند. بیماران گروه مترونیدازل موضعی در مقایسه با گروه دارونما در ساعات ششم و دوازدهم و روزهای اول، دوم، هفتم و چهاردهم به طور مشخص (P<0.04) درد کمتری داشتند.از نظر میزان مصرف مخدر، تفاوت معنی داری بین دو گروه مشاهده نشد البته به استثنای ساعت دوازدهم پس از جراحی که دو گروه تفاوت معنی داری در این مورد داشتند (P<0.05). بیمارانی که در گروه مترونیدازل بودند، مسکن کمتری در مقایسه با گروه دارونما دریافت کردند و تفاوت دو گروه در روزهای دوم و هفتم از این نظر معنی دار بود (P=0.049 و P=0.024). درد پس از دفع نیز در روز دوم پس از جراحی در گروه مترونیدازل به طور معنی داری کاهش یافت (P=0.016).
استنتاج: مترونیدازل موضعی (10 درصد) مشکلات پس از جراحی را در ساعات ششم و دوازدهم و همچنین روزهای اول، دوم، هفتم و چهاردهم پس از هموروئیدکتومی کاهش داد. درد پس از دفع نیز در مقایسه با گروه شاهد کمتر شد. علی رغم این نتایج برای استفاده وسیع از این فراورده، در بالین نیاز به مطالعه بیشتری می باشد.

نسرین رحمانی بویینی ، محمدعلی مهری فیروزجایی ، لیلا شهبازنژاد ،
دوره 17، شماره 60 - ( آبان 1386 )
چکیده

سابقه و هدف: فیشر آنال مزمن ایدیوپاتیک، بیماری طولانی مدتی است که با دفع دردناک مدفوع و خونریزی همراه است. هدف از انجام این مطالعه مقایسه تاثیر تزریق توکسین بوتولینیوم (BT) و جراحی در درمان بیماران مبتلا به این بیماری می باشد.
مواد و روش ها : در یک کارآزمایی بالینی 40 بیمار مبتلا به CIAF ، به طور مساوی (هر گروه 20 نفر) تحت تزریق 20 واحد BT در دو طرف فیشر یا جراحی اسفنکتروتومی جانبی داخلی (LIS) قرار گرفتند. بیماران از نظر عوارض و بهبودی یک هفته، یک، دو و چهار ماه پس از درمان پیگیری شدند.
یافته ها: میزان بهبودی در گروه LIS در ماه اول، 80 درصد (16 نفر) بود در حالی که گروه BT بهبودی نداشت (P<0.05) در ماه چهارم 17 نفر از گروه جراحی و 11 نفر از گروه BT بهبود یافته بودند (P=0.082)شدت درد در هفته اول در هر دو گروه به طور معناداری کاهش یافت (P<0.05) این کاهش در گروه BT تا ماه اول ادامه داشت و پس از آن تا پایان پیگیری کاهش معناداری نیافت. ولی به طور کلی میزان درد در تمام مراحل پیگیری در گروه LIS به طور معناداری کمتر از گروه BT بود (P<0.05) عوارض جانبی در دو گروه تفاوت معنادار نداشت.(P<0.05)
استنتاج: بهبودی در بیماران پس از تزریق BT با LIS تفاوت معناداری نداشته ولی دیرتر ظاهر می شود. BT می تواند به عنوان اولین قدم درمانی برای بیماران CIAF انجام شود. جهت مشاهده اثرات درمانی آن پیگیری بیماران حداقل تا 4 ماه ضروری است.

نسرین رحمانی بویینی ، علی یعقوب زاده ، لیلا شهبازنژاد ،
دوره 17، شماره 62 - ( بهمن 1386 )
چکیده

سابقه و هدف: تعبیه لوله بینی - معده ای(NGT) مدت ها است که برای جراحی های شکم به صورت یک اقدام استاندارد و شایع یاد شده است. هدف از این اقدام، کاستن عوارض پس از عمل مانند تهوع، استفراغ، اتساع شکم و ... و ترخیص زودتر بیمار بوده است. اما واقعا شواهدی از موثر بودن این اقدام در دست نیست. هدف این مطالعه تعیین عوارض بعد از عمل در صورت وجود یا عدم وجود لوله بینی - معده ای در جراحی های شکم می باشد.
مواد و روش ها: این مطالعه به صورت کارآزمایی بالینی تصادفی شده شاهددار روی 100 بیمار متوالی که تحت عمل جراحی شکم (اورژانس یا انتخابی) قرار می گرفتند، انجام شد. بیماران به دوگروه تقسیم شدند. درگروه اول (شاهد) پس از القا بی هوشی، NGT تعبیه شد و در گروه دوم (مورد) NGT تعبیه نشد و عوارض پس از عمل در دوگروه بررسی و ثبت شد.
یافته ها: عوارض پس از عمل در گروه شاهد و مورد مشابه بود و به ترتیب تهوع (26 درصد در مقابل 18 درصد)، استفراغ (4 درصد در مقابل 6 درصد)، تب (10 درصد در مقابل 6 درصد)، فاصله شنیدن اولین صدای روده ای (22.8±10.84 ساعت درمقابل 21.84±9.21 ساعت)، عوارض ریوی(2 درصد درمقابل2 درصد)، عفونت زخم (4 درصد در مقابل 4 درصد)، مدت متوسط بستری (2.58±1.62 در مقابل 2.47±1.6 روز). فقط در مورد احساس ناراحتی و درد گلو در دو گروه، تفاوت قابل ملاحظه وجود داشت (74 درصد در مقابل 16 درصد،p=0.000).
استنتاج: این یافته ها نشان می دهد تعبیه NGT به صورت معمول موجب کاهش عوارض پس از عمل نمی شود و صرفا موجب احساس ناراحتی بیمار می گردد. لذا توصیه می شودNGT به صورت انتخابی و فقط در زمانی که کاربرد آن لازم باشد (همانند استفراغ و اتساع شکم) تعبیه شود.

فریبرز عشقی ، رضاعلی محمدپور تهمتن ، رضا ایزدی ، رباب رحمانی ،
دوره 18، شماره 65 - ( مرداد 1387 )
چکیده

سابقه و هدف: یکی از بزرگترین مشکلات بعد از اعمال جراحی، به ویژه جراحی های بزرگ شکمی کنترل درد بعد از عمل می باشد. برای کاهش درد بعد از عمل، روش های متفاوتی از جمله استفاده از داروهای مسکن خوراکی یا تزریقی، بی حسی دهنده های موضعی، داروهای بلوک منطقه ای عصبی، کاتترهای اپیدورال و غیره وجود دارد که هر کدام مزایا و عوارض خاص خود را دارد. امروزه استفاده از پمپ های تزریق مداوم جهت کاهش درد پس از عمل مورد توجه قرار گرفته است. این مطالعه به منظور بررسی تاثیر تزریق مداوم لیدوکائین بر روی پریتوئن، به وسیله پمپ ضددرد، در کاهش درد پس از عمل جراحی لاپاراتومی در بیمارستان امام خمینی ساری انجام شده است.
مواد و روش ها: این مطالعه به روش کارآزمایی بالینی دوسوکور بر روی 76 بیمار (38 مورد و 38 شاهد) که تحت عمل جراحی لاپاراتومی با برش خط وسط شکم، در بیمارستان امام خمینی ساری در سال 1386 قرار گرفتند انجام شد. دو گروه از نظر سن و جنس مشابه سازی شدند. در هر دو گروه بعد از عمل جراحی برای بیماران پمپ تزریق مداوم با کاتتر مخصوص زیر فاشیا کار گذاشته شد. در گروه مورد لیدوکائین 2 درصد با دوز 20mg/kg/day به مدت 24 ساعت و در گروه شاهد نرمال سالین جهت بیمار انفوزیون شد. سپس میزان درد بیمار (با استفاده از (Visual Analog Scale)، فشارخون، تعداد ضربان قلب، درجه حرارت در 4 و 10 و 16 و 24 ساعت پس از عمل و میزان درخواست بیمار برای مسکن ثبت شد. کلیه یافته ها در دو گروه با استفاده از نرم افزار آماری SPSS(15) و تست های Chi-square و Repeated measurement, T-test مورد مقایسه قرار گرفتند.
یافته ها: در این مطالعه 76 بیمار (38 مورد و 38 شاهد) شامل 39 نفر زن (51.3 درصد) و 37 نفر مرد (48.7 درصد) با میانگین سنی 47.03±15.2 سال مورد مطالعه قرار گرفتند. بین دو گروه از نظر سن و جنس و وزن تفاوت آماری معنی داری وجود نداشت. میانگین تعداد روزهای بستری در گروه مورد 5.03±0.6 روز و در گروه شاهد 5.29±1.3 روز بوده است که اختلاف آماری معنی دار نبود. میانگین مصرف پتدین در گروه مورد 16.05±13.05 میلی گرم در 24 ساعت و در بیماران گروه شاهد 25.39±11.4 میلی گرم در 24 ساعت بود که اختلاف آماری معنی دار بود (P=0.002). میانگین اسکور درد (VAS)، تعداد ضربان قلب، فشار خون، تعداد تنفس و درجه حرارت در 24 ساعت اول در گروه مورد به صورت معنی داری کمتر از گروه شاهد بود. تغییرات شدت درد در ساعت های 4 و 10 و 16 و 24 بعد از عمل نیز در دو گروه تفاوت آماری معنی داری داشت و در گروه مورد ارتباط بین کاهش میزان درد و زمان از نوع خطی بوده است.
استنتاج: استفاده از پمپ تزریق مداوم لیدوکائین 2 درصد می تواند در کاهش درد و نیاز به مصرف اپیوئید، در 24 ساعت اول بعد از اعمال جراحی شکمی با برش خط وسط بسیار موثر باشد.

آذر کبیرزاده ، عالیه زمانی کیاسری ، ابراهیم باقریان فرح آبادی ، بنیامین محسنی ساروی ، نسرین رحمانی بویینی ، فاطمه ایران پور ،
دوره 18، شماره 67 - ( مهر 1387 )
چکیده

سابقه و هدف: یکی از دلایل مراجعه مجدد بیماران به بیمارستان ها عوارض اعمال جراحی است. بررسی عوارض بعد از عمل به عنوان یکی از منابع مهم در ارزیابی کیفیت اقدامات صورت گرفته برای بیمار، مورد استفاده قرار می گیرد.
مواد و روش ها: این تحقیق توصیفی و گذشته نگر می باشد. پرونده پزشکی 409 بیمار که با تشخیص عارضه عمل جراحی در طی سال های 1379 تا نیمه اول 1386 از بیمارستان امام ساری ترخیص شده اند، با روش سرشماری بررسی شد. چک لیست گرد آوری داده بر اساس اهداف تحقیق، با مروری بر مطالعات گذشته طراحی شد. جهت دسته بندی عوارض با استفاده از معیارهای سازمان بهداشت جهانی و بر اساس طبقات موجود در فصول کتاب طبقه بندی بین المللی بیماری ها ویرایش دهم و برای طبقه بندی اقدامات انجام شده از ویرایش نهم کتاب مذکور استفاده شد. بر اساس طبقات این کتاب دسته اول عوارضی هستند که به دنبال یک اقدام جراحی اتفاق می افتند مانند: عفونت، عوارض مکانیکی ناشی از کاشت وسایل، شوک، دسته دوم شامل عوارضی است که پیامد یک عمل جراحی خاص یا خارج ساختن یک عضو می باشد مانند: سندروم لنف ادما به دنبال ماستکتومی، و دسته سوم شامل عوارضی مانند پنومونی و یا آمبولی ریوی که در دوره بعد از عمل جراحی ممکن است روی دهد، می باشد.
یافته ها: نتایج نشان داد در طی سال های 86-79، تعداد 72281 بیمار تحت عمل جراحی قرار گرفتند که پرونده 409 بیمار با چک لیست بررسی شد. عمل جراحی اولیه 292 بیمار در مرکز امام و 117 نفر در مراکز دیگر انجام شد و مراجعه به بیمارستان امام صرفا جهت بررسی عارضه بوده است. باتوجه به مراجعات متعدد بیماران دفعات مراجعه به صورت مراجعه اول تا پنجم ثبت شد. بر اساس نتایج مطالعه و مطابق با معیارهای سازمان بهداشت جهانی در کتاب طبقه بندی بین المللی بیماری ها مشخص شد که در پنج مرحله بستری بیماران، عارضه نوع اول 407 مورد (88.4 درصد)، که عمده ترین آن خونریزی، هماتوم، شوک، پارگی و سوراخ شدن، عفونت، باز شدن محل بخیه، جاماندن جسم خارجی (گاز) و فیستول 197 مورد (42.8 درصد) بوده است، عوارض نوع دوم 53 مورد (11.6 درصد) که عمده ترین آن عفونت و باز شدن زخم سزارین 36 مورد (7.8 درصد) بود و عوارض نوع سوم نیز اصلا مشاهده نشد.
استنتاج: بر اساس نتایج این مطالعه مشخص گردید که میزان بیمارانی که به دنبال عارضه جراحی 0.56 درصد می باشد. بدیهی است که با تدابیر پیشگیری، خصوصا بدست آوردن عوامل موثر در فرآیند های ارزیابی، می توان این میزان را کاهش داد.

محمدعلی محسنی بندپی ، مرجان احمدشیروانی ، مولود فخری ، ناهید رحمانی ،
دوره 20، شماره 77 - ( مرداد 1389 )
چکیده

سابقه و هدف: کمردرد یکی از مشکلات شایع و پر هزینه دوران حاملگی است و یکی از دلائل اصلی ناتوانی، غیبت از کار و مسوول هزینه های اقتصادی سنگین مستقیم و غیر مستقیم می باشد. به نظر می رسد که زنان بیشتر از مردان مستعد کمردرد بوده و حاملگی یکی از فاکتورهای زمینه ساز کمردرد می باشد. هدف از مطالعه حاضر بررسی اثر ورزش و توصیه های ارگونومیکی در درمان کمردرد در زنان باردار بود.
مواد و روش ها: پس از تائید کمیته اخلاق پزشکی، در مطالعه حاضر که از نوع کارآزمایی بالینی تصادفی است، 120 زن باردار مبتلا به کمردرد به طور تصادفی در دو گروه مورد و شاهد قرار گرفتند. در گروه مورد (60 نفر)، آموزش توام ورزش و توصیه های ارگونومیکی و گروه دوم (60 نفر) به عنوان شاهد انتخاب شده و مداخله ای دریافت نکردند. شدت درد توسط معیار دیداری سنجش درد (Visual Analogue Scale) و ناتوانی ناشی از کمردرد توسط (Oswestry Low Back Disability Questionnaire)، بعد از انجام مداخله و پس از سه ماه پیگیری اندازه گیری شد.
یافته ها: تغییرات درون هر گروه نشان داد که میانگین شدت درد و ناتوانی در گروه مورد بطور معنی داری کاهش یافت (p<0.01) اما چنین تغییری در گروه شاهد مشاهده نشد (p>0.05 برای هر دو مورد). تغییرات بین دو گروه بهبودی معنی داری را در میزان شدت درد و ناتوانی پس از درمان در گروه مورد در مقایسه با گروه شاهد نشان داد (p<0.01 در هر دو مورد). این اختلاف معنی دار در میزان شدت درد و ناتوانی بین دو گروه در سه ماه پیگیری نیز حفظ شده بود (p<0.01 در هر دو مورد).
استنتاج: نتایج نشان می دهد که آموزش ورزش و توصیه های ارگونومیکی می تواند تاثیر معنی دار برکاهش درد و ناتوانی ناشی از کمردرد دوران حاملگی داشته باشد. بنابراین انجام ورزش های منظم و رعایت اصول ارگونومیک در دوران حامگی و پس از آن جهت پیشگیری و کنترل این مشکل شایع و پر هزینه توصیه می شود.

محسن امیری ، محمدعلی محسنی بندپی ، ناهید رحمانی ،
دوره 20، شماره 78 - ( خرداد 1389 )
چکیده

سابقه و هدف: کمردرد یکی از شایعترین و پر هزینه ترین اختلال عضلانی اسکلتی بوده که یکی از عوامل بوجود آورنده آن اختلال درثبات ستون فقرات می باشد. گروهی از عضلات در حفظ ثبات ستون فقرات نقش دارند که یکی از آنها عضلات کف لگن می باشد. هدف از مطالعه حاضر مقایسه میزان قدرت و استقامت عضلات کف لگن بین زنان مبتلا به کمردرد و افراد سالم بود.
مواد و روش ها: این مطالعه مورد- شاهدی (Case-Control) بر روی 20 بیمار زن مبتلا به کمردرد مزمن غیراختصاصی و 20 زن سالم، در دامنه سنی 20 تا 50 سال انجام شد. شرکت کنندگان در مطالعه بطور تصادفی انتخاب و دردو گروه بیمار و سالم قرار گرفتند. قدرت و استقامت عضلات کف لگن در هر دو گروه توسط دستگاه پرینئومتر اندازه گیری می شد. همچنین شدت درد توسط معیار دیداری سنجش درد (Visual analogue scale) و ناتوانی عملکردی توسط Oswestry disability questionnaire در گروه بیماران مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافته ها: تنایج نشان داد که اختلاف معنی دار آماری در میزان قدرت و استقامت عضلات کف لگن بین گروه بیماران مبتلا به کمردرد و گروه سالم وجود داشت (P<0.05 در هر دو مورد). ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که رابطه معنی داری بین سن و میزان استقامت و قدرت عضلات در گروه بیماران و گروه سالم وجود نداشت (P>0.05در همه مورد). اما رابطه معنی داری بین میزان درد و ناتوانی با میزان استقامت و قدرت عضلات در گروه بیماران مشاهده شد (P<0.05 در هر دو مورد). همچنین رابطه شاخص توده بدن و تعداد زایمان با استقامت عضلات آن هم در گروه بیماران از نظر آماری معنی دار بوده است (P<0.05 در هر دو مورد).
استنتاج: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که میزان قدرت و استقامت عضلات کف لگن در افراد مبتلا به کمردرد مزمن در مقایسه با افراد سالم بطور معنی داری کمتر می باشد. با اینحال مطالعات آتی با استفاده از نمونه های بیشتر جهت حمایت از یافته های این مطالعه و همچنین پیشگیری از این معضل در زنان توصیه می گردد.

ناهید رحمانی، محمدعلی محسنی بندپی، افسون نودهی،
دوره 21، شماره 1 - ( ویژه نامه 1390 )
چکیده

سابقه و هدف: استئوآرتریت یک اختلال شایع است که سبب تحلیل مفاصل سینوویال می‌شود. یکی از اختلالات مهم همراه با استئوآرتریت، تخریب غضروف مفصل در درجات مختلف می‌باشد. هدف از انجام مطالعه مروری نظام‌مند حاضر، بررسی اعتبار و پایایی تکنیک تصویربرداری Magnetic Resonance Imaging (MRI) برای بررسی آسیب‌های غضروف مفصلی در بیماران مبتلا به استئوآرتریت مفصل زانومی باشد. مواد و روش‌ها: این مطالعه با جستجو در بانک‌های اطلاعاتی PubMed، Scopus، Elsevier، Ovid، CINAHL، Science Direct، ProQuest، Thompson ، EMBASE و Medline databases به زبان انگلیسی با استفاده از کلید واژه‌های استئوآرتریت (Osteoarthritis)، MRI (Magnetic Resonance Imaging)، آسیب‌های غضروف (Cartilage lesion) و تکنیک‌های تصویربرداری (Imaging techniques) در فاصله زمانی 2000 تا 2011 انجام گرفت. یافته‌ها: با استفاده از کلمات کلیدی فوق 150 مقاله به دست آمد که از بین آن‌ها 20 مقاله معیارهای ورود به مطالعه را داشتند و مورد بررسی قرار گرفتند. تفاوت‌های موجود میان مقالات از نظر تعداد و نوع نمونه‌ها و شاخص‌های مورد بررسی می‌باشد. استنتاج: بررسی مطالعات نشان داد که شواهد کافی مبنی بر شایستگی MRI برای ارزیابی آسیب‌های غضروف مفصل در بیماران مبتلا به استئوآرتریت زانو وجود دارد.
فهیمه رحمانی، حسن حق­شناس، سید موسی کافی، علیرضا جعفری، آرش مانی ،
دوره 21، شماره 85 - ( آذر 1390 )
چکیده

سابقه و هدف : ذخیره شناختی، یک ساختار فرضی است که به‌طور وسیع مورد استفاده قرار گرفته تا توضیح دهد که چگونه با وجود تغییرات نورودژنراتیو مشابه (از نظر ماهیت و میزان)، افراد از نظر شدت پیر شدن شناختی و دمانس بالینی به‌طور قابل توجه‌ای با هم فرق دارند. این پژوهش با هدف بررسی هوشبهر جاری و هوشبهر قبل از بیماری در سالمندان دارای مشکل دمانس در مقایسه با سالمندان بدون مشکل دمانس انجام شد.
مواد و روش ها : در این مطالعه مقطعی 70 نفر سالمند در دو گروه (35 نفر بیمار و 35 نفر سالم) که در محدوده سنی 65 تا 90 سال قرار داشتند به روش نمونه گیری در دسترس از آسایشگاه‌های سالمندان و درمانگاه اعصاب و روان بیمارستان حافظ در شهر شیراز مورد ارزیابی قرار گرفتند. ابزار مورد استفاده برای گردآوری داده‌های پژوهش، آزمون‌های مهک، چهار خرده آزمون WÂÏS-R (واژگان، حساب، طراحی مکعب‌ها و تکمیل تصاویر) و معاینه مختصر وضعیت شناختی بودند.
یافته ها : نتایج حاصل از اجرای آزمون t مستقل نشان داد که هوشبهر پیش مرضی و هوشبهر جاری (هوش کلامی و عملی) در سالمندان دارای مشکل دمانس نسبت به سالمندان بدون مشکل دمانس به‌طور معنی‌داری کمتر است. همچنین در سالمندان دارای مشکل دمانس نتایج حاصل از t وابسته نشانگر پایین‌تر بودن هوشبهر جاری نسبت به هوشبهر قبل از بیماری می‌باشد.
استنتاج : به نظر می‌رسد که هوشبهر قبل از بیماری به‌عنوان یک مؤلفه مهم ذخیره شناختی، معیار و پایه‌ای برای ارزیابی شدت افت شناختی است و از طریق آن می‌توان خطر ابتلا به دمانس را تا حدی پیش‌بینی کرد.

نسرین رحمانی بو ئینی ، سهراب صیادی، رضاعلی محمدپور تهمتهن، عبدالعلی مصورعلی، پویا طیبی،
دوره 21، شماره 86 - ( بهمن 1390 )
چکیده

چکیده سابقه و هدف: هدف انجام این مطالعه بررسی مقایسه‌ای دو روش باز و بسته جهت درمان جراحی هموروئید، از نظر علائم، نشانه‌ها، عوارض بعد عمل و نتایج طولانی مدت بود. مواد و روش ها: این پژوهش از نوع مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی بود. جمعیت مورد بررسی 100 مورد بیمار مبتلا به هموروئید درجۀ 3 و 4 نیازمند هموروئیدکتومی بودند. گروه الف شامل 50 بیمار تحت هموروئیدکتومی باز و گروه ب شامل 50 بیمار تحت هموروئیدکتومی بسته بود. اطلاعات بیماران از قبیل نوع عمل، مدت عمل، عوارض بعد از عمل و مدت زمان بستری در بیمارستان ثبت شد. پیگیری بیماران در فاصله 6 ساعت، 24 ساعت، 14 روز و 28 روز پس از عمل انجام شد و میزان درد پس از عمل در دو گروه مقایسه شد. یافته ها: نتایج نشان داد که میانگین مدت بستری در گروه الف 82/0 ± 1/2 روز و در گروه ب 4/0 ± 2/1 روز بود (05/0p<). اما میزان درد، نیاز به مسکن، مدت زمان عمل و دوره زمانی لازم جهت بهبودی کامل زخم جراحی در دو گروه تفاوت معنی‌داری وجود نداشت. هیچ موردی از بی‌اختیاری، تنگی و نیاز به جراحی و بستری مجدد در دو گروه مشاهده نشد. تفاوت موجود در عوارض بعد عمل از نظر آماری معنی‌دار نبود(05/0p>). استنتاج: هر دو روش جراحی باز و بسته بدون وجود مشکل خاصی تاثیر مشابه و مناسبی در درمان جراحی هموروئید دارند. با این حال مدت زمان بستری بیماران پس از جراحی در روش جراحی بسته کمتر می باشد. شماره ثبت کارآزمایی بالینی : 2 N201202041786IRCT
محمدرضا حق شناس، کوروش وحیدشاهی، احمد احمدزاده امیری، مجید شیخ رضائی، نسرین رحمانی، مسعود پورحسین، سهراب صیادی، جواد غفاری، سوژا ضیائی،
دوره 21، شماره 86 - ( بهمن 1390 )
چکیده

سابقه و هدف : یکی از مهمترین مشکلات حرفه ای پزشکان مسأله نارضایتی و شکایت بیماران به مراجع قضایی و تبعات آن در زندگی شخصی و حرفه‌ای آنان است. این خطاهای پزشکی ممکن است در هر جایی از نظام مراقبت بهداشتی اتفاق بیفتد. هدف از این مطالعه بررسی پرونده‌های شکایات از قصور پزشکی در رشته‌های مختلف پزشکی ارجاع شده به سازمان نظام پزشکی و پزشک قانونی استان و در نهایت ارائه راه حل مناسب جهت کاهش قصورات پزشکی می‌باشد.
مواد و روش ها : این مطالعه توصیفی با بررسی پرونده‌های شکایت از قصور پزشکی ارجاع شده به پزشکی قانونی و نظام پزشکی شهرستان ساری طی سال‌های 1385 تا 1389 صورت گرفته است. داده‌ها توسط نرم‌افزار SPSS 15.00 و با استفاده از آزمون‌های آماری آمار توصیفی ارزیابی و تجزیه و تحلیل شدند.
یافته ها : از مجموع 192 پرونده بررسی شده در 1/27 درصد موارد وقوع قصور پزشکی اثبات گردید و 2/55 درصد منجر به تبرئه پزشک یا کادر درمانی گردید و در 7/17 درصد موارد به علت رضایت شاکی یا عدم پیگیری پرونده مختومه اعلام گردید. بیشترین موارد قصور پزشکی اثبات شده (8/28 درصد) و شکایات (4/22 درصد) مربوط به سال 1388 می‌باشد. بیشترین موارد قصور پزشکی از نوع بی احتیاطی (5/36 درصد) و بی مبالاتی (6/34 درصد) بوده است. بیشترین شکایات ارجاع شده به ترتیب مربوط به رشته ارتوپدی (28/22 درصد)، جراحی عمومی (36/14 درصد)، زنان و زایمان (38/12 درصد)، دندانپزشکی (41/9 درصد) و بیشترین موارد قصور پزشکی اثبات شده به ترتیب مربوط به رشته ارتوپدی (84/28 درصد)، دندانپزشکی (46/13 درصد)، جراحی عمومی (54/11 درصد)، پزشکی عمومی (62/9 درصد) بوده است.
استنتاج : نتایج این تحقیق نشان می‌دهد که بیشترین مورد شکایت از قصور پزشکی از نوع بی احتیاطی بوده و بیشترین شکایات ارجاع شده مربوط به گروهای جراحی و بالاترین آن مربوط به گروه ارتوپدی و سپس جراحی عمومی بوده است. لذا شایسته است متخصصان ضمن اعمال دقت بیشتر در درمان بیماران و ایجاد ارتباط نزدیک و صمیمانه‌تر با بیماران و ارائه توضیحات لازم نگرش آنان را در مورد بیماری افزایش دهند. همچنین با برگزاری دوره‌های بازآموزی می‌توان در جهت کاهش شکایت‌ها و موارد قصور پزشکی گام برداشت.

نسرین رحمانی بوئینی، مهدی ابراهیمی، علی رضا خلیلیان، مینا الوندیپور، سهراب صیادی،
دوره 22، شماره 88 - ( اردیبهشت 1391 )
چکیده

سابقه و هدف: اختلالات حرکات روده‌ای (ایلئوس) و درد بعد از عمل جراحی شکمی در بین افراد از نظر شدت و طول مدت متفاوت می‌باشد. ایلئوس و درد بعد از عمل پدیده‌های یاتروژنیک مهمی هستند که هزینه بستری در بیمارستان، موربیدیته و طول زمان بستری را افزایش می‌دهند. این تحقیق به منظور تعیین اثر پاشیدن بوپی واکائین داخل صفاقی در کاهش درد و کاهش اختلال حرکات روده‌ای انجام شد. مواد و روش‌ها: این کارآزمایی بالینی تصادفی شده دو سوکور بر روی 120 بیمار 15 تا 80 ساله که کاندید جراحی شکمی (آپاندکتومی، کله سیستکتومی یا لاپاراتومی) در یک بیمارستان آموزشی ریفرال بودند، انجام شد. بیماران به صورت تصادفی به دو گروه تقسیم شدند گروه مورد mg/kg 1 بوپی واکائین 5 درصد در 20 سی‌سی نرمال سالین و گروه شاهد فقط 30 سی سی نرمال سالین داخل صفاقی دریافت کردند. سپس اطلاعاتی از قبیل تهوع، استفراغ، بی‌اشتهایی، اتساع شکمی،سمع صدای روده‌ای و دفع گاز و مدفوع در 6، 12، 18، 24 و 48 ساعت بعد از جراحی اندازه‌گیری و ثبت شد. یافته‌ها: در گـروه دریافت‌کننـده بوپی واکائیـن داخـل صفاقی برگشت حرکات روده 12 تا 18 ساعت زودتر اتفاق افتاد (001/0= p) و میزان شدت درد بعد از جراحی کمتر گزارش شد (001/0= p). کاهش تهوع واستفراغ و بی‌اشتهایی نیز در گروه مداخله مشاهده گردید (002/0= p). استنتاج: تجویز بوپی واکائین داخل صفاقی می‌تواند موجب کاهش درد بعد از عمل جراحی، کاهش تهوع و استفراغ و بی‌اشتهایی و برگشت سریع تر حرکات روده‌ای شود.
نسرین رحمانی بوئینی ، لیلا شجاعی ، رضاعلی محمدپور تهمتن،
دوره 22، شماره 89 - ( خرداد 1391 )
چکیده

سابقه و هدف: علی‌رغم پیشرفت‌های بسیاری که تاکنون در روش ترمیم انواع فتق‌های شکمی به‌وجود آمده ولی هنوز هم در مورد انتخاب بهترین تکنیک در ترمیم فتق‌ها اختلاف نظر وجود دارد. با توجه به میزان بالای عود در روش ترمیم Mayo این مطالعه با هدف استفاده از مش در بیماران با نقص کوچک فاشیا انجام شد. مواد و روش‌ها: این مطالعه به روش کارآزمایی بالینی تصادفی شده یک‌سو کور بر روی بیماران 20 الی 70 سال مبتلا به فتق نافی مراجعه کننده به یک بیمارستان آموزشی ریفرال انجام شد بیماران به‌طور تصادفی به دو گروه 40 نفری، شامل گروه ترمیم با مش و گروه ترمیم به روش Mayo تقسیم شدند. نتایج درمان از نظر عود و عفونت محل عمل به‌وسیله معاینه بالینی در پایان هفته اول، ماه اول و سال اول بعد از عمل مورد ارزیابی قرار گرفت. یافته‌ها: درگروه ترمیم به روش Mayo از 40 بیمار مورد بررسی 7 مورد عود و 3 مورد عفونت زخم دیده شد ولی در هیچ کدام از بیماران گروه ترمیم با مش عود و عفو نت زخم دیده نشد. از نظر عود اختلاف معنی‌داری بین دو گروه وجود داشت (004/0p=)، ولی از نظر عفونت زخم اختلاف معنی‌داری مشاهده نشد. استنتاج: با توجه به عود بالا درگروه ترمیم به روش Mayo و وجود عوامل خطر در این افراد (چاقی ومولتی پاریته) توصیه می‌شود که در این بیماران حتی در ترمیم نقص‌های کوچک فاشیا از ابتدا از مش استفاده شود.
نسرین رحمانی بوئینی، محمد کرمان ساروی، سهراب صیادی، علیرضا خلیلیان،
دوره 22، شماره 90 - ( تیرماه 1391 )
چکیده

سابقه و هدف: عفونت محل جراحی به عفونت بافت‌ها، فضاها و ارگان‌های در معرض جراحی گفته می‌شود و ایجاد آن به فاکتورهای متعددی از جمله درجه آلودگی میکروبیال زخم حین جراحی، مدت پروسیجر و فاکتورهای میزبان دارد. هرنیوپلاستی اینگواینال یکی از شایع‌ترین اعمال جراحی است. به‌کارگیری آنتی‌بیوتیک پروفیلاکتیک در هرنیوپلاستی لیختن اشتاین (Lichtenstein Hermioplasty) مورد بحث است. از این رو این مطالعه جهت ارزیابی اثر آنتی‌بیوتیک پروفیلاکتیک در پیشگیری عفونت زخم پس از عمل در هرنیوپلاستی لیختن اشتاین انجام شده است. مواد و روش ها: این مطالعه یک کارآزمایی مداخله‌ای دو سویه کور تصادفی شده روی 282 بیمار است که تحت هرنیوپلاستی اینگوینال الکتیو اولیه یک‌طرفه به روش لیختن اشتاین و با به‌کارگیری مش پلی پروپیلن قرار گرفتند. بیماران از نظر دریافت 1gr کفلین وریدی یا حجم برابر از پلاسبو 30 دقیقه قبل از انسیزیون به طور تصادفی در دو گروه مورد و شاهد قرار گرفتند. بیماران 1 هفته، 2 هفته و 12 هفته پس از جراحی توسط یک جراح یا رزیدنت غیروابسته ارزیابی می‌شوند. عفونت زخم براساس کریتریای مرکز کنترل و ثبت بیماری‌ها تعریف می‌شود. نتایج با به کارگیری آزمون های آماری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته‌ها: ما در این مطالعه 282 بیمار را بین فروردین 89 و مهر 90 بررسی کردیم. تعداد کل موارد عفونت زخم 13 مورد (7/4 درصد) و در گروه آنتی‌بیوتیک 4 (8/2 درصد) و در گروه پلاسبو 9 (4/6 درصد) بود. یک مورد عفونت عمقی زخم تنها در گروه پلاسبو وجود داشت. بررسی‌های آماری نشان داد که تفاوت معنی‌داری بین دو گروه وجود ندارد(29/0= p). استنتاج: نتایج نشان داد که در هرنیوپلاستی لیختن اشتاین، به‌کارگیری روتین آنتی‌بیوتیک پروفیلاکسی، اندیکاسیون ندارد زیرا کاهش چشمگیری در میزان عفونت پس از عمل محل جراحی مشاهده نمی شود. شماره ثبت کارآزمایی بالینی : 4N2012203121786IRCT
رویا فرهادی، محمد نادری، زهرا رحمانی، وجیهه غفاری، علیرضا خلیلیان،
دوره 22، شماره 93 - ( 7-1391 )
چکیده

سابقه و هدف: با توجه به عوارض جدی هیپوترمی بدو تولد و عدم کفایت روش‌های مرسوم حفظ دما در نوزادان نارس، در راستای دستورالعمل جدید احیاء مبنی بر پوشاندن نوزادان نارس در پوشش پلی اتیلنی، با توجه به نتایج متناقض استفاده از پوشش‌های مختلف جهت این امر، هدف از این مطالعه بررسی تأثیر کیسه پلاستیکی زیپ کیف به عنوان یک روش مؤثر وساده در پیشگیری از هیپوترمی نوزادان 32هفته وکمتر است. مواد و روش‌ها: مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده بر روی 40 نوزاد32هفته وکمتر انجام شد.گروه مداخله بلافاصله پس از تولد در کیسه پلاستیکی زیپ کیف قرارداده شد و گروه کنترل به روش مرسوم با حوله خشک گردید. درجه حرارت زیربغل بدو بستری ویک ساعت پس از آن و شیوع هیپوترمی در دو گروه مورد مقایسه قرار گرفت. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS 18 آنالیز و مقادیر P کمتر از 05/0 معنی‌دار اطلاق گردید. یافته‌ها: میانگین دمای بستری به شکل معنی‌داری درگروه مداخله (37/0±58/36)بیشتر از گروه کنترل (86/0±56/35) بود). P= و شیوع هیپوترمی نیز درگروه کیسه پلاستیکی نسبت به گروه کنترل کاهش داشت (000/0 (p= (017/0= P) زمان احیاء نیز درگروه کیسه پلاستیکی به شکل معنی‌داری کمتر بود. استنتاج: استفاده از کیسه پلاستیکی زیپ کیف بلافاصله پس از تولد جهت پوشاندن نوزادان نارس کمتر یا مساوی 32 هفته بدون افزایش خطر هیپرترمی در پیشگیری از هیپوترمی مؤثر میباشد.
نسرین رحمانی بوئینی، مینا الوندی پور، هدالسادات هادیان، رضاعلی محمدپور تهمتن،
دوره 22، شماره 93 - ( 7-1391 )
چکیده

سابقه و هدف: هموروئید یکی از شایع‌ترین بیماری‌های آنورکتال است که همواره در مورد روش جراحی ایده‌ال آن بحث وجود دارد. هموروئیدکتومی متداول باز یا بسته از شایع‌ترین روش‌های جراحی هموروئید می‌باشد ولی این روش دوره درمان طولانی و دردناک به همراه دارد.جهت کنترل درد پس از همورویدکتومی تکنیک‌های مختلفی پیشنهاد شده است. هموروئیدکتومی با لیگاشور روش جایگزینی برای هموروئیدکتومی متداول در هموروئیدهای درجه 3 و 4 می‌باشد. هدف از مطالعه حاضر مقایسه نتایج درمانی و عوارض بین دو روش هموروئیدکتومی با لیگاشور و هموروئیدکتومی متداول در جامعه ایرانی می‌باشد. مواد و روش‌ها: مطالعه حاضر به روش کارآزمایی بالینی آینده نگر و راندوم انجام گرفته شد. نمونه‌ها شامل 60 بیمار هموروئیدی درجه 3 و 4 مراجعه‌کننده به کلینیک جراحی بیمارستان امام خمینی ساری بودند که به طور تصادفی در دو گروه هموروئیدکتومی به روش متداول (conventional) و لیگاشور مورد جراحی قرار گرفتند. اطلاعات دموگرافیک بیماران و فاکتورهای دیگری مانند مدت بستری، مدت زمان جراحی، میزان خونریزی حین عمل، میزان نیاز به ضد درد تزریقی، میزان التیام زخم، رضایت بیمار نسبت به درمان، زمان بازگشت به فعالیت معمولی و عوارض پس از عمل جراحی بررسی و ثبت شدند. یافته‌ها: در فاصله زمانی بین مهر 89- 88، 60 نفر وارد مطالعه شدند و به‌طور راندوم 30 نفر در گروه هموروئیدکتومی متداول و 30 نفر در گروه هموروئیدکتومی با لیگاشور قرار گرفتند. هیچ تفاوت آماری معنی‌داری از نظر سن وعلایم بیماری بین دو گروه وجود نداشت. میانگین مدت زمان انجام عمل، میزان خونریزی حین عمل و میزان درد در روز دوم و هفته‌های بعد از عمل در گروه هموروئیدکتومی با لیگاشور به مراتب کمتر ازگروه متداول بود. میانگین مدت بستری، زمان بازگشت به زندگی عادی، میانگین درجه التیام زخم و درد روز اول بعد از عمل، تفاوتی بین دو گروه میزان رضایت بیماران جراحی در گروه لیگاشور بالاتر از گروه جراحی متداول بود مشاهده نشد. استنتاج: استفاده از روش جراحی لیگاشور باعث کاهش میزان درد و خونریزی حین عمل در بیماران مبتلا به هموروئید شده و بدین ترتیب رضایت‌مندی بیماران را افزایش داده است و نیز مدت زمان عمل جراحی را به طور فاحش کاهش داده که خود در پایین آوردن خطرات و عوارض احتمالی عمل جراحی بسیار مؤثر است.
ابراهیم نقویان، سعید عابدیان کناری، زهرا رحمانی، زینب نظری ، مینا چباکی، احد علیزاده، فرامرز فرزاد، هادی نتاج،
دوره 23، شماره 1 - ( ویژه نامه شماره1 1392 )
چکیده

سابقه و هدف: سقط جنین انواع مختلفی دارد که علل متفاوتی در ایجاد آن دخیل می‌باشند. یکی از دلایل سقط، مکانیسم‌های ایمونولوژیک می‌باشد. مولکول HLA-G، یک مولکول غیر کلاسیک آنتی‌ژن‌های سازگاری نسجی کلاس یک با پلی‌مورفیسم محدود می‌باشد که عمدتاً برروی سلول‌های تروفوبلاست جنینی ظاهر شده و از این رو گمان می‌رود تغییرات در این ژن درتولرانس بین مادر و جنین نقش داشته باشد. هدف از این مطالعه، بررسی نقش ژنوتیپ آلل نول (Null) ژن HLA-G در زنان تهدید به سقط در مقایسه با گروه شاهد می‌باشد. مواد و روش‌ها: در یک مطالعه مورد شاهدی، نمونه خون محیطی 101 بیمار تهدید به سقط و 101خانم با بارداری طبیعی با کسب رضایت آگاهانه گرفته شد. پس از استخراج DNA، با استفاده از آنزیم محدودالأثر، واکنش زنجیره‌ای پلی‌مراز (RFLP PCR) انجام شد. یافته‌ها: در این تحقیق 202 خانم تهدید به سقط و خانم حامله با بارداری طبیعی در سنین 17 تا 37 سال مورد مطالعه قرار گرفتند. 59 درصد بیماران تهدید به سقط، ژنوتیپ هتروزیگوت و هم‌چنین 25 درصد آن‌ها ژنوتیپ هموزیگوت فانکشنال (غیر (null را نشان دادند که نسبت به افراد سالم تفاوت معنی‌داری داشت (001/0< p). در ژنوتیپ دیگر و هم‌چنین آلل‌ها اختلاف معنی‌داری بین دو گروه مشاهده نشد (89/0= p). استنتاج: نتایج این مطالعه نشان داد که فراوانی ژنوتیپ هتروزیگوت و هموزیگوت فانکشنال ارتباط معنی‌داری با بیماران تهدید به سقط دارد و بنابراین پیشنهاد می‌شود غربالگری الل null در بیماران با سقط مکرر و تهدید به سقط به عنوان شاخصی برای پیش‌آگهی بیماری، مورد بررسی قرار گیرد.
لنا مطلبی، محمدعلی محسنی بندپی، ناهید رحمانی،
دوره 23، شماره 100 - ( 2-1392 )
چکیده

سابقه و هدف:‌ضعف عضلات تنه و فقدان کنترل حرکتی در عضلات عمقی تنه از جمله مولتی فیدوس یکی از ریسک فاکتورهای مهم در ایجاد کمردرداست، از این رو تقویت این عضلات تاثیر معنی‌داری در بهبود کمردرد خواهد داشت. هدف از این مطالعه بررسی تأثیرات تمرینات ثباتی برشدت درد، ناتوانی عملکردی و سطح مقطع عضله مولتی فیدوس در افراد مبتلا به کمردرد مزمن غیر اختصاصی می‌باشد. مواد و روش‌ها: مطالعه حاضر از نوع کارآزمایی بالینی می‌باشد. در مجموع 30 زن در این مطالعه شرکت کردند. پانزده نفر مبتلا به کمردرد مزمن با علت نامشخص به عنوان گروه تجربی و 15 نفر بدون هیچ‌گونه عارضه کمردرد به عنوان گروه کنترل مورد مطالعه قرارگرفتند. گروه تجربی ۱۲ هفته (۳ بار در هفته) تمرینات ثباتی را دریافت می‌کردند درحالی‌که گروه کنترل هیچ مداخله‌ای دریافت نمی‌کردند. شدت درد، میزان ناتوانی عملکردی و سطح مقطع عضله مولتی فیدوس به ترتیب با استفاده از مقیاس دیداری درد، پرسشنامه ناتوانی عملکردی اوسوستری والتروسونوگرافی قبل و بعد از مداخله اندازه‌گیری شدند. یافته‌ها: تغییرات درون گروه با استفاده از آزمون t-test زوجی نشان می‌دهد که کلیه متغیرها در گروه تجربی به طور معنی‌داری بهبود یافته‌اند (05/0< p) در همه موارد). آنالیز بین گروه‌ها با استفاده از t-test مستقل در قبل از مداخله اختلاف معنی‌داری را بین دو گروه در سطح مقطع عضله مولتی فیدوس نشان می‌دهد (05/0< p). بعد از مداخله، اختلاف معنی‌داری بین دو گروه در سطح مقطع عضله مولتی فیدوس یافت نشد (05/0> p). استنتاج: نتایج نشان می‌دهد که تمرینات ثباتی باعث بهبود درد، کاهش ناتوانی حرکتی و افزایش سطح مقطع عضله مولتی فیدوس در بیماران مبتلا به کمردرد مزمن غیر اختصاصی شده است. پیشنهاد می‌گردد مطالعات دیگری با استفاده از نمونه‌های بیش‌تر جهت تأیید یافته‌های مطالعه حاضر انجام گیرد.
ادریس حسین زاده، ناصر رحیمی، علیرضا رحمانی، لیلا عزتی،
دوره 23، شماره 103 - ( 5-1392 )
چکیده

سابقه و هدف: استفاده از شاخص‌های کیفی آب جهت پایش رودخانه‌ها و تعیین صلاحیت مصرف آن‌ها برای کاربردهای مختلف از جمله کشاورزی امری لازم و ضروری است. این مطالعه با هدف بررسی کیفیت آب شاخه راست رودخانه ساروق شهرستان تکاب با استفاده از شاخص ویلکوکس انجام شده است. مواد و روش‌ها: در این مطالعه مقطعی پارامترهای کیفی قابل سنجش شامل دما، سدیم، کلسیم، منیزیم، سختی کل، pH، هدایت ویژه آب (EC)، نسبت جذب سدیم (SAR) و کل جامدات محلول در 5 ایستگاه مستقر در طول رودخانه به طور ماهیانه طی فصول بهار و تابستان 1390 اندازه‌گیری شدند. تغییرات EC و SAR با دبی رودخانه مشخص گردید و کیفیت آب هر ایستگاه از روی دیاگرام ویلکوکس و نرم افزار GIS تعیین شد. یافته‌ها: بیش‌ترین SAR و EC با مقادیر 3/1 و s/cmµ 1368 برای ایستگاه بعد از تلاقی سر شاخه زره‌شوران (C) در شهریور ماه و کم‌ترین مقدار آن‌ها برای ایستگاه سرشاخه بلقیس (A) در اردیبهشت ماه به دست آمد. نتایج نشان داد با افزایش دبی رودخانه، غلظت پارامترهای اندازه‌گیری شده کاهش می‌یابد. کیفیت آب رودخانه بر اساس SAR در کلاس S1 (خطر قلیایی شدن کم) و بر اساس EC بین کلاس‌های C1، C2، C3 (خطر شوری کم، متوسط و زیاد) در نوسان بود. استنتاج: نتایج مطالعه نشان داد که کلاس آب در فصل کم‌آبی از خیلی خوب و خوب به متوسط کاهش یافته است. احتمالا وجود سنگ‌های رسوبی، چشمه‌های آهک‌ساز و پساب کارخانه‌های استحصال طلای موجود در منطقه در کاهش کیفیت آب رودخانه نقش داشته‌اند.

صفحه 1 از 3    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشگاه علوم پزشکی مازندران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2021 All Rights Reserved | Journal of Mazandaran University of Medical Sciences

Designed & Developed by : Yektaweb