جستجو در مقالات منتشر شده


30 نتیجه برای رنجبر

منصور رنجبر ، کوروش وحیدشاهی ، میترا محمودی ،
دوره 16، شماره 56 - ( بهمن 1385 )
چکیده

سابقه و هدف: ارزشیابی از مهم ترین پایه های ارتقا کیفیت آموزش می باشد. ارزشیابی استادان به روش های گوناگون شامل ارزشیابی توسط دانشجویان، (معمول ترین روش)، همکاران و مدیران گروه ها، بررسی پرونده آموزش و … انجام می گردد. در این راستا شناخت دقیق دیدگاه استادان و دانشجویان به عنوان ارزشیابی شوندگان و ارزشیابی کنندگان از اهمیت ویژه ای برخوردار است. از این رو در این مطالعه دیدگاه استادان و دانشجویان دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مازندران در مورد ارزشیابی توسط دانشجویان در سال 1384 مورد بررسی قرار گرفت.
مواد و روش ها: مطالعه از نوع توصیفی و مقطعی بوده و جامعه مورد مطالعه استادان و دانشجویان دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مازندران بوده اند و روش نمونه گیری به شیوه سرشماری بود. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه ای مشتمل بر سوالاتی درمورد متغیرهای زمینه ای و آموزشی و دیدگاه استادان و دانشجویان در مورد نحوه انجام ارزشیابی (زمان، نحوه توزیع برگه ها، توضیحات کارشناسان) ویژگی های عملکردی دانشجویان در ارزشیابی (آگاهی، صداقت و اغراض شخصی) و ابزار ارزشیابی (پرسشنامه ها و رئوس) بود. روایی پرسشنامه با روش مشاوره با صاحبنـظران و پایایی با آزمون مجدد (r=0.85) تایید شد و پس از جمع آوری اطلاعات آنالیز در نرم افزار SPSS11 و به کمک آمار توصیفی، آزمون های t و مربع کای و همبستگی اسپیرمن انجام شد.
یافته ها: در مجموع 345 نفر (95 نفر استاد و 250 دانشجو) در مطالعه شرکت کردند. میانگین سن استادان : 42.77 ± 7.22 سال و دانشجویان 24.98 ± 2 سال بود. 82.1 درصد استادان و 39.3 دانشجویان مرد بودند. نحوه انجام ارزشیابی (زمان، نحوه توزیع برگه ها و توضیحات کارشناسان) از نظر اغلب استادان و دانشجویان مناسب بود. در مورد آگاهی وصداقت دانشجویان در تکمیل پرسشنامه، درصد قابل توجهی از استادان (40-20 درصد) نسبت به آن نگرش منفی داشتند و بیش از نیمی از استادان به کل فرایند ارزشیابی نگرش منفی داشتند. در مورد رئوس پرسشنامه های نظری، عملی و بالینی در حالی که دانشجویان بر جنبه های معلم بودن، ارتباط استاد با دانشجو و انتقال مفاهیم تاکید داشتند، این موارد از نظر استادان اهمیت کم تری داشت.
استنتاج: از نظر اغلب استادان و دانشجویان نحوه انجام ارزشیابی مناسب است، اما نگرش منفی قابل توجهی در استادان نسبت به آگاهی و صداقت دانشجویان در تکمیل پرسشنامه وجود دارد. الویت های ارزشیابی از نظرات استادان و دانشجویان متفاوت است. به نظر می رسد طراحی و انجام اقداماتی جهت بهبود نگرش استادان درمورد ارزشیابی آنان توسط دانشجویان و نزدیک تر نمودن دیدگاه های این دو گروه ضروری می باشد.

محسن صابرمقدم رنجبر ، سیدمحمد علوی نیا ،
دوره 20، شماره 76 - ( خرداد 1389 )
چکیده

سابقه و هدف: بخش عمدهای از مصدومین، بیماران دچار صدمه نافذ چشم هستند و ناشتا نبودن اغلب آنها، احتمال آسپیراسیون ریوی را در پی دارد. از آنجائیکه جایگزین مطمینی برای لوله گذاری نای و استفاده ازسوکسینیل کولین که بتواند احتمال آسپیراسیون ریوی را به حد اقل برساند و دارویی که بتواند شلی عضلانی کامل با زمان شروع اثرکوتاه را ایجاد نماید معرفی نشده است، همیشه نگرانی از افزایش فشار داخل چشم و خارج شدن زجاجیه به هنگام القاء بیهوشی وجود دارد. هدف این مطالعه این است که مشخص نماید آیا استفاده از پروپوفول به عنوان خواب آور به تنهایی و بدون کاربرد پیش دارویی دیگری می تواند مانع افزایش فشارچشم بعد از تزریق سوکسینیل کولین و لوله گذاری نای بشود.
مواد و روش ها: در این مطالعه ابتدا تعداد 46 مورد از بیماران که در طبقه بندی 1 و 2 انجمن بیهوشی آمریکا (I,II ASAPS)قرار داشتند، انتخاب شدند. قبل از القا بیهوشی فشارچشم بیماران با استفاده از تونومتر شیوتز اندازه گیری شد. سپس با استفاده از پروپوفول و سوکسینیل کولین القا بیهوشی و لوله گذاری نای صورت گرفت. بلافاصله و دو دقیقه بعد از لوله گذاری نای، فشارچشم به روش قبلی اندازهگیری شد. تجزیه و تحلیل متغیرها با استفاده از نرمافزار SPSS-16 و SAS-9.1 انجام و از آزمون اندازه گیریهای مکرروضریب همبستگی پیرسون استفاده گردید.
یافته ها: از تعداد 33 مورد 39.4 درصد زن و 60.6 درصد مرد و میانگین سنی آنها 54.8 سال بود. میانگین فشارچشم قبل ازالقا 12، بلافاصله بعد از لوله گذاری 10.69 و دو دقیقه بعد ازلوله گذاری 9.93 میلیمتر جیوه بود. در آزمون اندازه گیریهای مکرراین میانگین ها تفاوت معنی دار آماری را نشان دادند (p<0.05).
استنتاج: یافته ها نشان داد در بیمارانیکه به روش القاء سریع با استفاده از پروپوفول بیهوش شده اند بدنبال تزریق سوکسینیل کولین و لوله گذاری نای نه تنها افزایش فشارچشم بوجود نمی آید، بلکه شاهدکاهش قابل توجه آن نیزخواهیم بود.

سید رضا سید جوادین، جبار باباشاهی، منصور رنجبر،
دوره 21، شماره 82 - ( خرداد 1390 )
چکیده

سابقه و هدف : با توجه به اهمیت مراقبت‌های بهداشتی و نقش سرپرستاران در تحقق این امر و لزوم توجه به آموزش سرپرستاران و مهیا ساختن آنها از جنبه فیزیکی و روانی (نگرشی و اعتقادی) برای پذیرش نقش جدید، این مقاله در پی شناسایی و تبیین عوامل موثر بر شکل‌گیری و حفظ تعهد بالینی پرستاران به هویت پرستاری می‌باشد.
مواد و روش ها : تحقیق حاضر، نوعی مطالعه مقطعی در میان سرپرستاران (زن و مرد) شاغل در بیمارستان‌های استان مازندارن در نمونه‌ای با تعداد 123 نفر (طبق جدول مورگان) می‌باشد که به روش انتخاب تصادفی انجام شده است. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه بوده است. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از آزمون همبستگی Sperman جهت سنجش همبستگی متغیرها و از Regression برای تعیین متغیرهای مرتبط با تعهد نسبت به هویت بالینی پرستاری استفاده شد.
یافته ها : خودباوری، دارای همبستگی مثبت معنی‌داری با نگرش درباره انتقال پرستاران به نقش سرپرستاری (438/0=r)، هنجارهای اجتماعی، دارای همبستگی مثبت معنی‌داری با نگرش درباره انتقال پرستاران به نقش سرپرستاری (627/0=r) و باورهای رفتاری، فاقد ارتباط معنی‌دار با نگرش درباره انتقال پرستاران به نقش سرپرستاری (437/0=r) می‌باشند. هم‌چنین نگرش درباره انتقال پرستاران به نقش سرپرستاری نیز بر خلاف انتظارات با تعهد به هویت بالینی دارای همبستگی مثبت (369/0=r) بود.
استنتاج : با توجه به نتایج فوق، بایستی درباره مفید بودن نقش سرپرستی و مدیریت در بیمارستان و نقش آن‌ها در بهبود وضعیت بالینی بیماران، اطلاع‌رسانی لازم به پرستاران صورت گیرد و زمینه حمایت همکاران از سرپرستاران را فراهم کرد.

علی اسماعیلی ندیمی ، غلام حسین حسن شاهی راویز، وحید توکلیان فردوسیه ، رضا وزیری نژاد ، آرمین عباسی، حامد زارع رنجبر ،
دوره 21، شماره 84 - ( مهر 1390 )
چکیده

سابقه و هدف: بیماری ‌های قلبی - عروقی شایع ترین علل مرگ و میر در جهان و ایران هستند.SDF-1a به عنوان یک کموکین موثر در کاهش التهاب و آسیب، در آنژیوژنز نیز نقش دارد. این مطالعه به بررسی مقایسه ای سطح سرمی این کموکین در مبتلایان به سکته قلبی و افراد سالم بر اساس سن و جنس پرداخته است.
مواد و روش ها: این مطالعه مورد - شاهدی در دو گروه 63 نفری شامل یک گروه مبتلا به سکته قلبی و گروه دیگر افراد غیرمبتلا (همراهان افراد بستری شده در سایر بخش‌ های بیمارستان به عنوان گروه کنترل) انجام شد. از گروه کنترل یک نوبت در روز اول بستری و از گروه مبتلا به سکته در دو نوبت (روز اول بستری و روز هفتم) خونگیری محیطی انجام شد. اطلاعات از طریق شرح حال و روش ‌های پاراکلینیک جمع ‌آوری شد و سطح سرمی SDF-1a در نمونه‌ ها اندازه ‌گیری شد.
یافته ها: از 63 بیمار شرکت‌ کننده در هر گروه 79.4 درصد مرد و 20.6 درصد زن بودند. در گروه مبتلایان به سکته قلبی 80.95 درصد اولین سکته را داشتند. 63.5 درصد بیماران در زمان ترخیصQ wave MI بودند.اختلاف غلظت ‌ها به ‌طور کلی بین کنترل (33.58) و نمونه 24 ساعت اول (33.71) معنی ‌دار نبود (p>0.05) ولی بین کنترل و نمونه روز هفت (132.12) و نمونه 24 ساعت اول و نمونه روز هفت معنی ‌دار بود (p<0.05).
استنتاج: مطالعه ما نشان داد که با گذشت یک هفته از سکته، غلظت SDF-1a افزایش یافته که ممکن استSDF-1a به عنوان یک کموکین ضد التهاب و رگساز در سکته قلبی حاد موثر باشد.

علیرضا خلیلیان، امیر همتا، رویا فرهادی، حسین رنجبران،
دوره 21، شماره 86 - ( بهمن 1390 )
چکیده

سابقه و هدف: از آنجا که وزن کم نوزاد هنگام تولد از عوامل اصلی مرگ و میر نوزادان به حساب می‌آید و وزن نوزاد هنگام تولد از مهم‌ترین شاخص‌های بهداشتی است، این مطالعه با هدف شناسایی مهم‌ترین عوامل مؤثر بر کم وزنی هنگام تولد و تعیین اثرات مستقیم، غیرمستقیم و کل آن‌ها بر متغیر پاسخ انجام شد. مواد و روش ها: برای انجام این مطالعه مقطعی- تحلیلی، از پرسشنامه‌ای مشتمل بر اطلاعات دموگرافیک و باروری مادر و نوزاد استفاده شد. هر نوزادی که وزن کمتر از 2500 گرم داشت، به عنوان نوزاد کم وزن وارد تحقیق می‌شد و بلافاصله اطلاعات نوزاد بعد از او که وزن طبیعی داشت نیز ثبت می‌گردید. در مجموع اطلاعات تعداد 466 مادر و نوزاد ثبت شد. سپس بر مبنای تئوریک، رابطه‌های علّی احتمالی بین متغیرها، در نمودار مسیری رسم و ضرائب مسیری برآورد شدند. یافته ها: آنالیز مسیری نشان داد زایمان زودرس بیشترین نقش را در تغییرات کم وزنی دارد. به طوری که با رخداد زایمان زودرس، شانس کم‌وزنی نوزاد به شدت افزایش می‌یابد. دومین متغیر اثر گذار بر کم وزنی سن حاملگی است که ضریب منفی آن نشان می‌دهد با بالا رفتن سن حاملگی، احتمال کم وزنی نوزاد کاهش می‌یابد. استنتاج: با کنترل دقیق بارداری و جلوگیری از موارد ختم حاملگی غیر ضروری می‌توان شانس کم وزنی نوزادان را کنترل کرد.
علی خوانین، اصغر دهقانی، محمد رنجبریان، منصور رضا زاده ، محمد سجاد امامی آل آقا، سارا عزیزیان،
دوره 22، شماره 90 - ( تیرماه 1391 )
چکیده

سابقه و هدف: فرمالدئید ترکیب زیان‌آور شیمیایی است که به‌طور گسترده در صنعت مورد استفاده قرار می‌گیرد. لذا مطالعه حاضر با هدف بررسی وضعیت پارامترهای آنتی‌اکسیدانی و لیپید پراکسیدانی بافت کبد در اثر مواجهه با فرمالدئید گازی انجام گرفت. مواد و روش ها: در مطالعه حاضر، تعداد 21 سر موش صحرایی نرآلبینو ویستار در سه گروه مورد استفاده قرار گرفت. که به ترتیب: 1) مواجهه با فرمالدئید ppm6 (14روز و روزانه 8 ساعت)، 2) مواجهه با فرمالدئید ppm12 (14روز و روزانه 8 ساعت) و 3) گروه کنترل هیچ مواجهی با فرمالدئید نداشت. در پایان دوره 14 روزه آزمایش، پس از جراحی موش ها، نمونه‌های کبد هموژن شده به منظور بررسی تأثیر فرمالدئید بر مقدار گلوتاتیون (GSH) و مالن دی‌آلدئید (MDA) به کمک دستگاه اسپکتوفتومتر مورد استفاده قرار گرفتند. و داد‌ه‌ها توسط آزمون ناپارامتری و در سطح معنی‌داری کمتر از 05/0 مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند. یافته‌ها: یافته‌های پژوهش حاضر کاهش معنی‌دار آماری وزن نمونه ها را در گروه مواجهه یافته با فرمالدئید ppm12 نسبت به گروه کنترل و همچنین فرمالدئید ppm 6 نشان داد. کاهش نسبت وزن کبد به بدن در گروه‌های مداخله نسبت به کنترل از نظر آماری به‌طور معنی‌داری بیشتر بود(05/0< p). به‌علاوه نتایج پارامترهای مورد اندازه گیری نشان دهنده کاهش معنی‌دار مقدار GSH بافت کبد و افزایش مقدار MDA بافت کبد گروه‌های مواجهه یافته با فرمالدئید نسبت به گروه کنترل بود (05/0< p). شایان ذکر است که افزایش مقدار MDA و کاهش مقدار GSH در گروه‌های تماس یافته با فرمالدئید وابسته به دوز بودن را نشان نداد. استنتاج: یافته‌‌های مطالعه حاضر نشان می‌دهد که مواجهه با فرمالدئید می‌تواند منجر به بروز سمیت در بافت کبد گردد. در ضمن به منظور بررسی سمیت فرمالدئید در جوامعی که به‌صورت شغلی در معرض مواجهه با این عامل می‌باشند، انجام تحقیقات بیشتر پیشنهاد می‌گردد
علی اصغر بیانی، منصور رنجبر، علی بیانی،
دوره 22، شماره 94 - ( آبان 1391 )
چکیده

سابقه و هدف: افسردگی و هراس اجتماعی از اختلالات متداول روان پزشکی‌اند. هدف اصلی مطالعه حاضر بررسی رابطه بین توانایی حل مسئله اجتماعی با افسردگی و هراس اجتماعی در دانشجویان بود. مواد و روش‌ها: در این مطالعه توصیفی- همبستگی 403 دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی واحد آزادشهر (245 زن و 158 مرد) با روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای انتخاب شدند. به منظور گردآوری اطلاعات از فرم کوتاه پرسشنامه حل مسئله اجتماعی، پرسشنامه افسردگی بک و پرسشنامه هراس اجتماعی استفاده شد. داده‌ها با استفاده از نرم افزار SPSS-13 و همبستگی پیرسون و تحلیل واریانس یک طرفه تحلیل شدند. یافته‌ها: تحلیل داده‌ها حاکی از رابطه توانایی حل مسله اجتماعی با افسردگی و هراس اجتماعی بود (001/0 p). اختلاف معنی‌داری در میزان افسردگی و هراس اجتماعی دانشجویان دارای توانایی حل مسئله اجتماعی کم، متوسّط و زیاد وجود داشت. دانشجویانی که از توانایی حل مسئله اجتماعی بالاتری برخوردار بودند، افسردگی و هراس اجتماعی کمتری داشتند(001/0 p). استنتاج: توانایی حل مسئله اجتماعی بر کاهش افسردگی و هراس اجتماعی دانشجویان تأثیر می‌گذارد. آموزش این مهارت می‌تواند منجر به ارتقاء سطح سلامت روانی آن‌ها گردد.
مرضیه رنجبران، محمدرضا ذوالفقاری، علیرضا ژاپونی نژاد، علیرضا آموزنده نوباوره، حمید ابطحی، مهسا طبیبی نژاد، احسان غزنوی راد،
دوره 23، شماره 105 - ( مهر 1392 )
چکیده

سابقه و هدف: درمان عفونت‌های ادراری به دلیل به وجود آمدن مقاومت‌های آنتی‌بیوتیکی در عوامل به وجود آورنده، روز به روز مشکل تر می‌شود. اینتگرون‌ها از عوامل ژنتیکی متحرکی هستند که باعث گسترش و حمل ژن‌های مقاومت آنتی‌بیوتیکی در بین باکتری‌ها می‌گردند. هدف از انجام این مطالعه تعیین الگوی مقاومت آنتی‌بیوتیکی، بررسی شیوع اینتگرون‌های کلاس یک، دو و سه وتعیین ارتباط آن در ایجاد مقاومت نسبت به آنتی‌بیوتیک ها در ایزوله‌های اشرشیا کلی و کلبسیلا پنومونیه جدا شده از عفونت‌های ادراری می باشد. مواد و روش‌ها: 50 ایزوله اشرشیا کلی و 50 ایزوله کلبسیلا پنومونیه از نمونه‌های مربوط به عفونت‌های ادراری بیماران بستری شده در بخش‌های مراقبت ویژه بیمارستان سطح سه اراک جمع‌آوری گردید و توسط تست‌های بیوشیمیایی استاندارد تعیین هویت شدند. الگوی حساسیت آنتی‌بیوتیکی در ایزوله‌ها با استفاده از روش دیسک دیفیوژن نسبت به 16 آنتی بیوتیک تعیین گردید. فراوانی اینتگرون‌های کلاس یک، دو و سه در ایزوله‌ها با استفاده از روش PCR تعیین شد. یافته‌ها: بیش‌ترین مقاومت آنتی‌بیوتیکی در ایزوله‌های کلبسیلا پنومونیه مربوط به آنتی‌بیوتیک های ریفامپین (90 درصد)، اریترومایسین (90 درصد)، سفتریاکسون (76 درصد)، آموکسی کلاو (76 درصد)، کوتریموکسازول (70 درصد)، سفوتاکسیم (70 درصد) و سفتازیدیم (66 درصد) بود، هم‌چنین بیش‌ترین میزان مقاومت آنتی‌بیوتیکی در ایزوله‌های اشرشیا کلی مربوط به آنتی‌بیوتیک‌های کوتریموکسازول (88 درصد)، سفتریاکسون (76درصد)، آموکسی کلاو (74درصد)، سفتازیدیم (72درصد) و سفوتاکسیم (72درصد) بود. تمامی ایزوله‌های اشرشیاکلی نسبت به ایمیپنم حساسیت نشان دادند، درحالی‌که تنها 6 درصد از کلبسیلا پنومونیه ها به این آنتی‌بیوتیک مقاوم بودند. 90 درصد از کلبسیلا پنومونیه‌ها داراری اینتگرون کلاس یک، 2 درصد از آن‌ها دارای اینتگرون کلاس دو بودند، میزان فراوانی اینتگرون کلاس یک و دو به ترتیب در اشرشیاکلی‌ها 86 و 8 درصد بود. اینتگرون کلاس 3 نیز در ایزوله ها یافت نگردید. استنتاج: میزان فراوانی اینتگرون کلاس یک درسویه‌های اشرشیاکلی وکلبسیلا پنومونیه‌های مورد مطالعه بسیار بالا می‌باشد، که این عامل احتمالاً می‌تواند نقشی در تسهیل گسترش سویه‌هایی با مقاومت چند دارویی داشته باشد
منصور رنجبر، احمد خائف الهی، حسن دانایی فرد، علی اصغر فانی،
دوره 23، شماره 109 - ( 11-1392 )
چکیده

سابقه و هدف: نقش مدیران نظام سلامت در اداره هر چه بهتر سیستم ارائه خدمات بهداشتی درمانی همواره مورد تأکید بوده و انتخاب بهترین افراد برای این امر مورد توجه قرار دارد. هدف کلی پژوهش حاضر، طراحی و ارزیابی الگوی شایستگی مدیران بخش سلامت و ارزیابی آن از نگاه مدیران میانی نظام سلامت است. مواد و روش‌ها: مطالعه حاضر، توصیفی- تحلیلی به صورت مقطعی بوده که در آن جامعه آماری کلیه مدیران در بخش سلامت کشور بودند. ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش پرسشنامه محقق ساخته بوده که بین 385 نفر توزیع شد و برای ارزیابی مدل پیشنهادی که با استفاده از مطالعات کتابخانه‌ای و میدانی (مصاحبه با 30 نفر از مدیران نظام سلامت کشور) ساخته شده بود مورد استفاده قرار گرفت. این پرسشنامه دارای 8 طبقه اصلی در معیارهای شایستگی مدیران و حاوی 63 سؤال بود. روایی این پرسشنامه با استفاده از روایی سازه و برای اطمینان از پایایی آن ضریب آلفای کرونباخ محاسبه شد (بالاتر از 79/0 برای هر یک از طبقات). برای تجزیه و تحلیل داده‌های پرسشنامه از آمار استنباطی (تحلیل عاملی تأییدی و مدل معادلات ساختاری با تعیین شاخص T-Value) و نرم افزار LISREL استفاده شده است. یافته‌ها: پرسشنامه کامل شده تعداد 280 نفر (1/75 درصد) از شرکت‌کنندگان در این مطالعه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. براساس نتایج به‌دست آمده مقادیر T-Value برای طبقات دانش و معلومات حرفه‌ای، مهارت‌های رفتاری و فکری، نگرش و بینش، اعتبار، ویژگی‌های شخصیتی، خدمت‌گزاری، مسؤلیت‌پذیری و توجه به ارزش‌های اعتقادی و اخلاقی به ترتیب 17/2 ،43/3 ،55/6 ،39/8 ،31/9 ،68/10 ،06/11، 90/11 به‌دست آمد. استنتاج: توجه و به کارگیری ملاک‌های ارائه شده در مدل پیشنهادی الگوی شایستگی مدیران نظام سلامت که توسط مدیران سطح میانی نیز رتبه بندی شده است، می‌تواند یکی از راه های بهبود کیفی مدیریت در نظام سلامت کشور باشد.
طاهره رضی، محسن شمسی ، محبوبه خورسندی ، نسرین روزبهانی ، مهدی رنجبران ،
دوره 25، شماره 124 - ( اردیبهشت 1394 )
چکیده

سابقه و هدف: مطالعات نشان می‏دهند که مادران آگاهی و عملکرد مناسبی، در خصوص نشانه‏های خطر در کودکان بیمار ندارند. لذا پژوهش حاضر با هدف سنجش سازه‏های مدل اعتقاد بهداشتی در خصوص مراقبت از نشانه های خطر در کودکان کم‏تر از پنج سال شهر اراک انجام شد. مواد و روش‌ها: پژوهش حاضر یک مطالعه مقطعی- تحلیلی بود که در آن 350 نفر از مادران کودک کم‏تر از پنج سال مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر اراک شرکت داشتند. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه طراحی شده بر اساس مدل اعتقاد بهداشتی و چک لیست عملکرد مادران بود. داده‏ها از طریق مصاحبه سازمان یافته جمع‏آوری و در نهایت با استفاده از آزمون‏های همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی تجزیه تحلیل شدند. یافته‌ها: میانگین و انحراف معیار نمره عملکرد مادران در خصوص مراقبت از نشانه‏های خطر در کودکان 03/42±53/51، حساسیت 86/6±17/78، شدت 7±56/81، منافع 9/6±62/81 و موانع درک شده 28/8±42/69، راهنماهای عمل 8± 86/72و خودکارآمدی 5/7±62/73 بود. مدل رگرسیون خطی نشان داده شد که نمره عملکرد مادران به ازای هر یک درصد افزایش نمره منافع و راهنماهای عمل به ترتیب 18/0 و 21/0 بهبود یافته است. استنتاج: نتایج به دست آمده، تاکید بر ارائه برنامه‏های آموزشی در خصوص نشانه‏های خطر کودکان برای مادران دارد
ناهید موسوی، محبوبه یعقوبیان، منصور رنجبر،
دوره 26، شماره 140 - ( شهریور 1395 )
چکیده

سابقه و هدف: تحقیقات در زمینه حقوق بیمار در ایران در دهه گذشته زیاد انجام شده است اما در زمینه آگاهی و رعایت حقوق بیماران سرطانی مطالعه چندانی انجام نگرفته است. لذا مطالعه حاضر با هدف بررسی آگاهی بیماران سرطانی از منشور حقوق بیمار در بیمارستان انجام گرفته است.

مواد و روش‌ها: این مطالعه توصیفی- تحلیلی در بیمارستان امام خمینی (ره) ساری در سال1393 انجام شد. با200 بیمار سرطانی در بخش انکولوژی به صورت رودر رو مصاحبه شد. اطلاعات در قالب پرسش نامه چهار قسمتی بر اساس منشور حقوق بیمار جمع‌آوری گردید و آنالیز داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار 10SPSS  انجام شد.

یافته‌ها: 5/56 درصد از بیماران، مرد با میانگین سنی 62/16± 5/55 سال بودند و اکثریت بی‌سواد( 34درصد) و کم‌سواد (17 درصد) بودند. اکثریت (79 درصد) منشور حقوق بیمار را ندیده بودند وتنها 16 درصد بیماران اطلاعاتی در حد کم داشتند. در مورد وضعیت رعایت حقوق بیماران اکثریت (98 درصد) رعایت دو مورد "دریافت مفاد منشور حقوق بیمار در زمان پذیرش" و "دریافت ضوابط و هزینه‌های قابل پیش‌بینی در زمان پذیرش" را در حد ضعیف اعلان نمودند. هم‌چنین بین نمرات آگاهی از منشور و سطح تحصیلات، داشتن شغل و درآمد رابطه معنی داری مشاهده شد (000/0=p).

استنتاج: نتایج این مطالعه نشان داد که بیماران از حقوق خودشان آگاهی ندارند و برای افزایش سطح آگاهی نیاز به برنامه‌ریزی جامع وکاملی است.


ورسا عمرانی نوا، سعید عابدیان کناری، جمشید یزدانی چراتی، یوسف یحیی پور، سعیده سادات شبیری، مسعود محمدی، حسین رنجبران، سیاوش عابدی،
دوره 26، شماره 143 - ( آذر 1395 )
چکیده

سابقه و هدف: HLA-G، یک مولکول تنظیمی سیستم ایمنی است که تغییرات بیان آن در عفونت‌های ویروسی شایع است. بیان HLA-G در بیماران مبتلا به ویروس نقص ایمنی اکتسابی (HIV) متناقض بوده و برخی افزایش بیان این مولکول در این بیماران را ناشی از تاثیر اینترلوکین-10 (IL-10) بیان کرده‌اند. هدف از این پژوهش، بررسی همزمان بیان آن‌ها در بیماران HIV مثبت و رابطه احتمالی آن‌ها با لنفوسیت‌های TCD4+ بوده است.

مواد و روش‌ها: این مطالعه مورد- شاهدی بر روی 20 بیمار HIV+ مراجعه‌کننده به مرکز مشاوره رفتاری دانشگاه علوم پزشکی مازندران و 20 فرد سالم در سال 4-1393 صورت گرفته است. شمارش سلول‌های /µl TCD4+ بیماران به روش فلوسایتومتری انجام شد. بیان ژن HLA-G به وسیله Real-Time PCR بررسی شد و از آزمون الایزا برای تعیین غلظت IL-10 استفاده شد.

یافته‌ها: بیان ژن HLA-G در دو گروه اختلاف معنی‌دار داشت (05/0< p). غلظت IL-10 در بیماران افزایش داشت و رابطه معکوس بین شمارش TCD4+ و غلظت IL-10 مشاهده شد (1/0= p، 4/0= r).

استنتاج: نتایج نشان می‌دهد بیان ژن HLA-G در بیماران + HIV از تنظیم خارج شده است و IL-10 می‌تواند شاخصی از پیشرفت بیماری HIV باشد.


فاطمه رمضانی نوروزانی، درنا اوجی نژاد، علی قربانی رنجبری،
دوره 26، شماره 144 - ( دی 1395 )
چکیده

سابقه و هدف: نیتریت ماده مورد استفاده در صنعت، جهت نگهداری مواد غذایی به خصوص سوسیس و کالباس می‌باشد. با توجه به مصرف زیاد غذاهای فسفیت در جامعه و بالا بودن نیتریت در آن‌ها و هم‌چنین وجود این ماده مضر در آب، خاک و اکوسیستم، سلامتی بسیاری از انسان‌ها را به خطر می‌اندازد. در این پژوهش اثرات نیتریت سدیم بر آنزیم‌های کبدی و ساختار بافتی کبد در موش صحرایی دیابتی شده، مورد بررسی قرار می‌گیرد.

مواد و روش‌ها: در این مطالعه تجربی، 60 سر موش صحرایی نر بالغ نژاد ویستار به طور تصادفی به 6 گروه 10 تایی شامل گروه کنترل،گروه‌های تجربی دریافت‌کننده 175 و mg/kg/day 350 نیتریت سدیم، گروه‌کنترل دیابتی (دیابتی شده با استرپتوزوتوسین) و گروه دیابتی دریافت‌کننده 175 و mg/kg/day 350 نیتریت سدیم به مدت 60 روز، تقسیم شدند. پس از بیهوشی و خونگیری، سرم برای بررسی فاکتورهای ALT، AST وALP  و بافت کبد جهت بررسی تغییرات بافتی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار 17 SPSS و آزمون‌های آماری Anova Test شامل (Tukey، Sheffe، Duncan) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و 05/0≥ p معنی‌دار در نظر گرفته شد.

یافته‌ها: در مطالعه حاضر، گروه دریافت‌کننده دوز 175 و 350 میلی‌گرم بر کیلوگرم نیتریت سدیم و گروه‌های دیابتی، افزایش معنی‌داری را در آنزیم‌های ALT، AST و ALP نشان دادند (05/0> p). بیش‌ترین میزان ALT، AST و ALP در گروه دیابتی دریافت‌کننده 350 میلی‌گرم بر کیلوگرم نیتریت سدیم به ترتیب برابر با 8/3±239، 5/3±286 و 6/3±162 مشخص گردید.

استنتاج: بر اساس نتایج حاصل، نیتریت سدیم می‌تواند بر بافت کبد به خصوص در موش دیابتی اثرات مخرب را القا کند.


نفیسه سید زاده اقدم، مینا چیذری، کتایون وکیلیان، مهدی رنجبران،
دوره 26، شماره 144 - ( دی 1395 )
چکیده

سابقه و هدف: اصطلاح احقاق جنسی به عنوان یک احساس روانی- اجتماعی نسبت به تفسیر شخصی فرد در مورد چگونگی ابراز وجود احساساتش در روابط زناشویی تعریف شده است. این مطالعه با هدف تعیین عوامل پیشگویی‌کننده احقاق جنسی در زنان شهر تهران صورت گرفت.

مواد و روش‌ها: در این مطالعه توصیفی تحلیلی از بین زنان متاهل شهر تهران، 200 نفر از طریق نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل شاخص احقاق جنسی هالبرت و پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک بودند. داده‌ها با استفاده از نرم افزار SPSS-20 و با کمک آمار توصیفی و آمار استنباطی شامل ضریب همبستگی پیرسون، اسپیرمن، آنالیز واریانس یک طرفه و رگرسیون خطی تجزیه و تحلیل شدند.

یافته‌ها: میانگین نمره احقاق جنسی 60/14±16/56 به دست آمد. متغیرهای سن فرد، سن همسر، مدت زمان ازدواج و تاریخ آخرین زایمان با احقاق جنسی ارتباط معکوس و معنی داری داشتند. در مدل چند متغیره، وضعیت زندگی زناشویی، میزان علاقه به همسر و مدت زمان ازدواج پیش‌گویی‌های معنی‌دار احقاق جنسی بودند.

استنتاج: میزان احقاق جنسی در زنان این مطالعه پائین بود. به نظر می‌رسد وضعیت زندگی زناشویی، میزان علاقه به همسر و مدت زمان ازدواج نقش مهمی را در پیشگویی احقاق جنسی زنان بازی می‌کند. پیشنهاد می‌شود در کلاس‌های آموزشی پیش از ازدواج، مهارت‌های ارتباط با همسر جهت ارتقای رضایت و شادکامی زناشویی و افزایش احقاق جنسی به زوجین آموزش داده شود.


قاسم عابدی، محمود موسی زاده، منصور رنجبر، احسان عابدینی،
دوره 27، شماره 148 - ( اردیبهشت 1396 )
چکیده

سابقه و هدف: بیمارستانها برای واکنش مناسب نسبت به حوادث غیرمترقبه نیازمند آمادگی در برابر مخاطرات هستند و شناسایی مراکز توسعه یافته اهمیت زیادی دارد. لذا مطالعه حاضر با هدف بررسی میزان توسعه یافتگی بیمارستانهای آموزشی استان مازندران در مواجهه با بحران ناشی از حوادث غیرمترقبه انجام شد.

مواد و روشها: : این مطالعه توصیفی- تحلیلی در بیمارستان­های آموزشی استان مازندران در سال 1394 انجام شد. جامعه آماری شامل رؤسا، مدیران ارشد و کارشناسان مدیریت حوادث غیرمترقبه بود که در مجموع 56 نفر به روش مبتنی بر هدف، انتخاب و از طریق پرسشنامه 222 سوالی محقق ساخته، مورد مطالعه قرار گرفتند. آنالیز داده ها با استفاده از تکنیک تاکسونومی عددی انجام شد.

یافتهها: 23 نفر (5/88 درصد) از آزمون شوندگان مرد و بقیه زن بودند. 5 نفر (19 درصد) کارشناسی ارشد و 21 نفر (81 درصد) دکترا بودند. میانگین سنی آزمون شوندگان 47/4±33/46 سال بود. بررسی ضریب توسعه یافتگی نشان داد که بیمارستان امام خمینی نسبتاً توسعه یافته (5/0 Fi 0)، بیمارستان های بوعلی، فاطمه زهرا، زارع، آیت اله روحانی و کودکان امیرکلا در حال توسعه (7/0 Fi >5/0) و بیمارستان­های رازی و شهیدبهشتی توسعه نیافته (Fi >7/0) بودند.

استنتاج: : نتایج مطالعه نشان داد که اغلب بیمارستان های آموزشی استان از سطح توسعه یافتگی مطلوبی در مواجهه با حوادث غیرمترقبه برخوردار نیستند. لذا مسئولین سیاستگذار در امور سلامت جامعه باید ضمن شناخت مراکز توانمند و توسعه یافته به بالابردن توان مقابله با مخاطرات ناشی از حوادث غیرمترقبه بپردازند.


حسین رنجبران، سعید عابدیان کناری، محمد آزاد بخت، علیرضا خلیلیان، مرضیه مومنی نژاد امیری، سید سعید حسینی، آتنا مجیدی،
دوره 27، شماره 153 - ( مهر 1396 )
چکیده

سابقه و هدف: استفاده از سلولهای بنیادی (Stem Cells)، که توانایی تمایز به سلولهای بتا پانکراس را دارند، بهعنوان روش جدیدی در درمان بیماری دیابت مورد استفاده قرار گرفته است. همراه با افزایش تعداد بیماران دیابتی، افزایش تقاضا برای هورمون انسولین قابل پیشبینی است. روبرو شدن با این میزان تقاضا، توسعه روشهای ارزان و ظرفیت تولید بالای انسولین برای آینده ضروری به نظر میرسد. استفاده از پتانسیل گیاهان دارویی، میتواند چشم‌انداز نوید بخشی برای تولید انسولین باشد.
مواد و روشها: پس از جمعآوری پیاز والک ودانه خار مریم در هرباریوم دانشکده داروسازی، و جداسازی سلولهای بنیادی مزانشیمال از ژله وارتون ((WJ-MSCs و تمایز این سلولها با استفاده از عصارههای گیاهی والک کوهی و خار مریم به سلولهای بتای پانکراس ، سطح انسولین ترشح شده در مایع رویی کشت سلولی این دو گیاه با استفاده از کیت الیزا اندازهگیری شد.
یافتهها: میزان سطح انسولین در سوپر ناتانت محیط کشت حاصل از این دو گیاه در مقایسه با گروه کنترل دارای اختلاف معنیداری بوده است. (0001/0 = P ) ترشح انسولین توسط والک کوهی U/ML 160 و در خار مریمU/ML 3/14 بهدست آمده است. همچنین با کمک رنگآمیزی اختصاصی دیتیزون، سلولهای تولیدکننده انسولین مورد بررسی قرار گرفت.
استنتاج: والک کوهی و خار مریم هر دو توانایی القای تمایز سلولهای بنیادی مزانشیمال به سلولهای تولید کننده انسولین ( IPCs ) را دارا میباشند. و بین این دو عصاره گیاهی، والک کوهی بیشترین تولید انسولین و خار مریم کمترین میزان تولید انسولین را داشته است. با توجه به نتایج به دست آمده میتوان گفت، در درمان دیابت استفاده از والک کوهی در مقایسه با خار مریم عصاره گیاهی موثرتری میباشد.
 
 
فروزان صادقی محلی، فتانه عمویی، منصور رنجبر، سیاوش مرادی، حسین خالق زاده آهنگر،
دوره 28، شماره 167 - ( آذر 1397 )
چکیده

سابقه و هدف: ارزشیابی درونی، فرآیندی سیستماتیک جهت جمعآوری و تحلیل اطلاعات به منظور تعیین فواید و مضرات یک برنامه و میزان حصول اهداف آن میباشد. مطالعه حاضر با هدف بررسی وضعیت موجود ارزشیابی درونی در گروه های آموزشی بالینی دانشگاه علوم پزشکی مازندران در دو سال تحصیلی متوالی انجام شد.
مواد و روشها: این پژوهش توصیفی- مقطعی در کلیه گروه های آموزشی بالینی دانشگاه علوم پزشکی مازندران در سال تحصیلی 95-94 و 96-95 به انجام رسید. ابتدا دادههای مربوط به هشت حوزه ارزشیابی درونی از طریق چـک لیسـت ها و پرسشنامهها جمعآوری و سپس وضعیت گروه ها در هشت حوزه ارزشیابی درونی در رابطه با استانداردها و نیز وضعیت کل گروه ها در دو سال متوالی تحصیلی تعیین شد. نتایج با استفاده از نرم افزار SPSS با تاکید بر آمارهای توصیفی (میانگین و محاسبه درصد امتیازات) مورد تحلیل آماری قرار گرفت. همچنین نتایج ارزیابی در دو سال متوالی مقایسه و روند پویایی مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد که وضعیت اکثر حوزهها در گروه های آموزشی بالینی نسبتاً مطلوب بوده است. بالاترین مطلوبیت در سال های 95-94 و 96-95 در حوزه دوره ها و برنامه های درسی 53/74 درصد و 66/78 درصد و دانش آموختگان 61/88 درصد بوده است. درصد امتیاز کل گروه های آموزشی بالینی در سال های 95-94 و 96-95 به ترتیب 22/64 درصد و 69/70 درصد بود.
استنتاج: ارزشیابی درونی مستمر، منجر به استخراج نقاط قوت و ضعف گروه ها میشود که بر اساس نتایج آن، برنامهریزی برای رسیدن به شرایط مطلوبتر توسط گروه ها صورت میگیرد و میتواند در دریافت تاییدیه پذیرش دستیار در گروه ها نقش داشته باشد.
 
طیبه رنجبرنژاد، فاطمه رنجبرنژاد، مسعود سعیدی جم،
دوره 28، شماره 169 - ( بهمن 1397 )
چکیده

سرطان کولورکتال یکی از رایجترین انواع سرطانها در سراسر جهان میباشد. مرگومیر و شیوع سرطان کولورکتال با وجود پیشرفت روشهای تشخیصی و درمانی و برنامههای غربالگری هنوز قابل ملاحظه میباشد. در حال حاضر، کولونوسکوپی و سنجش خون مخفی مدفوع (FOBT) رایجترین روشها برای تشخیص سرطان کولورکتال هستند. به علت ماهیت تهاجمی کولونوسکوپی و حساسیت پایین روش FOBT، یافتن روشهای دقیق و غیرتهاجمی برای تشخیص اولیه، پایش و کنترل سرطان کولورکتال ضروری به نظر میرسد. در سالهای اخیر، علاقه زیادی به یافتن بیومارکرهای مولکولی حساس و غیر تهاجمی با ارزیابی پروفایلهای بیانی miRNAها در بیماران دارای سرطان کولورکتال به وجود آمده است. مطالعات بسیاری نقش مهم microRNAها را در تنظیم بیان ژنهای دخیل در تومورزایی نشان داده است که محققین را به ارزیابی قابلیت آنها در تشخیص و درمان سرطانهای مختلف از قبیل سرطان کولورکتال واداشته است. در این زمینه، miR-21 در مطالعات بسیاری مورد توجه قرار گرفته است. miR-21 یکی از اولین oncomiRهای شناخته شده در القای سرطان است که ژنهای سرکوبگر تومور متعددی که مرتبط با تکثیر، آپوپتوز و تهاجم هستند را مورد هدف قرار میدهد. بیان بیش از حدmiR-21  در سرطان کولورکتال و برخی از سرطانهای دیگر مشاهده شده است. مطالعات اخیر بر ارزش تشخیصی و پیشآگهی miR-21 و همچنین نقش آن در مقاومت دارویی سرطانهای انسان تمرکز کردهاند. مطالعه حاضر، مروری بر یافتههای اخیر مرتبط با نقش miR-21 در تنظیم ژنهای هدف دخیل در سرطان زایی کولورکتال و قابلیت آن بهعنوان یک بیومارکر تشخیصی و پیشآگهی در این سرطان میباشد.
 
فهیمه گل بابایی، منصوره جمشیدی منش، هادی رنجبر، سید علی آذین، صدیق مرادی،
دوره 29، شماره 172 - ( اردیبهشت 1398 )
چکیده

سابقه و هدف: زنان مبتلا به سندرم تخمدان پلیکیستیک از اختلال عملکرد جنسی رنج برده که این مسئله در کلینیک ها نادیده گرفته می شود. این مطالعه با هدف اثر بخشی مدل مشاورهای PLISSIT بر عملکرد جنسی زنان مبتلا به این سندرم انجام پذیرفت.
مواد و روشها: این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی بر روی 66 زن 45-18 ساله مبتلا به سندرم تخمدان پلیکیستیک که به دو گروه مداخله  و کنترل تخصیص یافتند، انجام پذیرفت(33 نفر هر گروه). چهار جلسه یک ساعته فردی بصورت هفتگی بر اساس مدل PLISSIT برای گروه مداخله برگزار شد. گروه کنترل تنها مراقبت روتین دریافت کرد. ابزار ارزیابی، شاخص عملکرد جنسی زنان بود که  قبل از مداخله، یک ماه و دو ماه بعد از آن در دو گروه تکمیل گردید. نتایج با آزمونهای فریدمن، من‏ویتنی‏یو و ویلکاکسون مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: میانگین سنی 96/5 ± 26/29، سطح تحصیلات 65/2 ± 02/12 و شاخص توده بدنی 67/3 ± 95/25  در دوگروه همگن بود. همچنین دو گروه از نظر علائم مربوط به سندرم از جمله هیرسوتیسم، آکنه، طاسی، نازایی و وضعیت قاعدگی همسان بودند. میانگین نمره عملکرد جنسی در گروه مداخله، قبل 56/2±39/20 و بعد از مداخله 70/4±40/24 و در پیگیری 26/1±73/23 بود(001/0< P)، در حالی که تفاوت معنادار در گروه کنترل دیده نشد(405/0P=). همچنین تنها حیطه رطوبت واژن بعد از مداخله (245/0 (P= و پیگیری)423/0P=) بین دو گروه دارای تفاوت معنیدار نبود
استنتاج: مدل PLISSIT باعث بهبود عملکرد جنسی زنان مبتلا به سندرم تخمدان پلی‏کیستیک شد و به عنوان ابزار ارزیابی و مدیریتی مشکلات جنسی در مراحل اولیه در این گروه از زنان توصیه می‏شود.
 
شماره ثبت کارآزمایی بالینی : 16N201512023034IRCT
 
محمود موسی زاده، احسان زابلی، رضا علیزاده نوایی، حسین رنجبران، ام البنین امجدی، منیژه فقیه، مطهره خردمند، زینب عسکری، غلامعلی گدازنده، اکبر هدایتی زاده عمران،
دوره 29، شماره 174 - ( تیر 1398 )
چکیده

سابقه و هدف: ارتباط بین چاقی و خطر ابتلا به سرطان پستان در برخی مطالعات مورد تاکید قرار گرفته است. بر همین اساس در مطالعه حاضر ارتباط شاخص های انتروپومتریک با سرطان پستان بر اساس داده های فاز پذیرش (مقطعی) کوهورت طبری مورد ارزیابی قرار گرفت.
مواد و روشها: در این مطالعه از دادههای فاز پذیرش(مقطعی) کوهورت طبری استفاده شده است. در این کوهورت تعداد 51 مورد سرطان پستان ثبت شده است که به عنوان گروه مورد در نظر گرفته شد. همچنین تعداد 153 نفر به صورت تصادفی از جمعیت کوهورت طبری که سابقه سرطان پستان یا سرطان دیگر را نداشتند، به عنوان گروه کنترل انتخاب شدند. آنالیز دادهها با بهرهگیری از آزمونهای تی تست مستقل، کای اسکوئر و رگرسیون لجستیک چند متغیره انجام گرفت.
یافتهها: فراوانی دور کمر 88 سانتیمتر و بالاتر در گروه مورد اندکی کمتر از گروه شاهد (5/74 در برابر 2/75 درصد، 926/0=P) و فراوانی نسبت دور کمر به دور باسن بالای 85/0 در گروه مورد، کمتر از گروه شاهد (6/70 در مقابل 4/80 درصد، 144/0=P) بوده است. همچنین شانس ابتلا به سرطان پستان در جمعیت روستایی (001/0> P-:  ، 28/8OR: ) بیشتر از شهری و در افراد بیسواد، کمتر از افراد با تحصیلات دانشگاهی (001/0 < , P-: 06/0OR:  ) میباشد.
استنتاج: نتایج نشان میدهد که این مطالعه عوامل خطر قابل ملاحظهای را مورد تایید قرار نداده است.

صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشگاه علوم پزشکی مازندران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2021 All Rights Reserved | Journal of Mazandaran University of Medical Sciences

Designed & Developed by : Yektaweb