جستجو در مقالات منتشر شده


4 نتیجه برای سرافراز

سید پیمان ضیاءپور، صادق خیری، رضا علی محمدپور، صادق چینی کار، فاطمه عسگریان، احسان مصطفوی، فریبرز یزدی، جلال یزدانی، محمد سرافرازی، محمود فاضلی دینان، سید حسن نیکوکار، فرزانه صحرائی رستمی، محسن اعرابی، فرهنگ بابامحمودی، محمدرضا حق شناس، محمود موسی زاده، احمدعلی عنایتی،
دوره 25، شماره 132 - ( دی 1394 )
چکیده

سابقه و هدف: تب خونریزی‌دهنده کریمه-کنگو (Crimean-Congo Hemorrhagic Fever (CCHF)) بیماری ویروسی منتقله از کنه‌ها بوده که وقوع اولین موارد انسانی استان مازندران در شهرستان نور ما را بر آن داشت که جهت جلوگیری از طغیان احتمالی بیماری، میزان وفور رفتارهای پرخطر افراد شاغل در صنعت دام و گوشت شهرستان نور را بررسی نمائیم.

مواد و روش‌ها: یک مطالعه توصیفی- مقطعی با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته از تیر لغایت دی ماه 1391 در شهرستان نور بر روی 314 نفر دامدار، قصاب، کارگر کشتارگاه، آشپز و کارکنان دامپزشکی جهت سنجش رفتارهای پرخطر آن ها نسبت به بیماری CCHF طراحی شد و توسط آزمون‌های آماری مجذور کای و رگرسیون دوتایی در سطح معنی‌داری 0.05 مورد آنالیز قرار گرفت.

یافته‌ها: 289 نفر از شاغلین صنعت دام وگوشت شهرستان نور وارد مطالعه شدند، به‌طوری‌که 84.4 درصد آن‌ها از جنس مذکر و میانگین سنی برابر با 14.4± 43.7 سال بود. رفتار پرخطر ذبح دام یا تماس با گوشت درمردان 3.53 برابر زنان بود (OR=3.35, CI:95% 1.37-6.47). در مقایسه با دیگر مناطق شهرستان نور، نواحی روستایی، کوهستانی و نیز بخش بلده تماس بیش‌تری با دام داشته و سابقه بیش‌تری در انجام رفتارهای پرخطر از قبیل ذبح دام و تماس با خون آن، خوردن جگر خام و جداسازی یا له‌کردن کنه از سطح دام با دست برهنه داشته‌اند(P<0.001). عدم استفاده از پوشش محافظتی درشاغلین منطقه کوهستانی (OR=9.24, CI:95% 2.66-31.13) و نیز بخش بلده به طور معنی داری بالاتر از بقیه نواحی و بخش‌های شهرستان نور بود (OR=9.80, CI:95% 2.78-34.53).

استنتاج: مطالعه ما وفور رفتارهای پرخطر در بین مشاغل مرتبط با دام را نشان می‌دهد، لذا با توجه به کانون گزارش بیماری در غرب استان، تداوم این امر و عدم برنامه‌ریزی‌های کنترلی سبب افزایش احتمال وقوع اپیدمی بیماری CCHF در این مناطق می‌گردد.


رویا ملک زاده، فرشته عراقیان مجرد، افشین امیرخانلو، سونا سرافراز، معصومه سلمانپور،
دوره 26، شماره 140 - ( شهریور 1395 )
چکیده

سابقه و هدف: ترخیص با رضایت شخصی و علی‌رغم توصیه پزشکان، تاثیر منفی بر نتایج درمان، استفاده از منابع درمانی و درگیری پزشکان و مدیران بیمارستان‌ها در دعاوی قضایی دارد. هدف از این مطالعه، بررسی علل ترک با مسئولیت شخصی بیماران بستری و اورژانس در بیمارستان‌های تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی مازندران در شش ماهه اول سال 93 می باشد.

مواد و روش‌ها: پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی مقطعی است که به بررسی علل ترخیص با میل شخصی بیماران در شش ماهه اول سال 1393 در مراکز آموزشی درمانی و بیمارستان‌های تابعه تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی مازندران پرداخته است. گردآوری داده‌ها توسط پرسشنامه تهیه شده توسط اداره مدارک پزشکی معاونت درمان و با همکاری دفتر بهبود کیفیت انجام شد که شامل دو قسمت می‌باشد: قسمت اول حاوی اطلاعات دموگرافیک بیمار و قسمت دوم شامل دلایل ترک با مسئولیت شخصی بود. تجمیع داده‌ها، توسط کارشناسان دفتر بهبود کیفیت دانشگاه انجام شد. اطلاعات به دست آمده در نرم‌افزار SPSS ویرایش 18 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

یافته‌ها: یافته‌های پژوهش نشان داد که شیوع ترک با مسئولیت شخصی در مراکز آموزشی درمانی در بخش اورژانس 81/3 درصد و در بخش‌های بستری 38/4 درصد بود و شیوع آن در بیمارستان‌های تابعه در بخش اورژانس 38/8 درصد و در بخش‌های بستری 59/1 درصد بود. شایع‌ترین علل آن به ترتیب، بهبودی نسبی، عدم اعتماد به کیفیت خدمات بیمارستانی، دلایل عاطفی و عدم آسایش و راحتی بود.

استنتاج: با توجه به نتایج این مطالعه ضرورت دارد که از بدو ورود بیماران به بیمارستان، اقدام به برقراری ارتباط موثر و حمایت‌گرانه با بیمار و جلب اعتماد بیمار نموده تا احتمال ترک با مسئولیت شخصی کاهش یابد.


رویا ملک زاده، تورج اسدی، احسان عابدینی، سونا سرافراز،
دوره 30، شماره 187 - ( مرداد 1399 )
چکیده

سابقه و هدف: پایبندی به اصول اخلاق حرفه درگروههای پزشکی علاوه بر بر رضایتمندی بیماران نقش مهمی در بهبود و بازگشت سلامتی آنان دارد. مطالعه حاضر با هدف ارزیابی وضعیت اخلاق حرفه‌‌ای از منظر گیرندگان، ارائهدهندگان و فراهمکنندگان خدمت در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی مازندران انجام شد.
مواد و روشها: پژوهش حاضر به روش توصیفی و تحلیلی در سال1398 انجام شد. جامعه آماری کارکنان، بیماران و مدیران بیمارستانهای آموزشی و درمانی دانشگاه علوم پزشکی مازندران بودند. روش نمونهگیری از کارکنان، بیماران و مدیران به ترتیب به صورت تصادفی ساده، تصادفی سیستماتیک و سرشماری بود و حجم نمونه نیز به ترتیب 241، 309 و 25 نفر بود. ابزار گردآوری داده‌‌ها پرسشنامه محقق ساخته بود. روایی محتوایی و ظاهری پرسشنامه با نظر خبرگان و روایی سازه آن با استفاده از تحلیل عامل تأییدی و پایایی آن به روش ضریب آلفای کرونباخ و پایایی مرکب مورد تایید قرار گرفت. تجزیه و تحلیل دادهها از طریق آمار توصیفی و آزمون واریانس یکطرفه انجام شد.
یافتهها: میانگین نمره کسب شده اخلاق حرفهای از منظر ارائهدهندگان (64/0±17/4) بیشتر از منظر فراهم کنندگان (52/0±15/4) و گیرندگان (71/0±95/3) بود که این تفاوت از لحاظ آماری معنیدار بود(05/0< P-). از مجموع دیدگاه مشارکتکنندگان مطالعه حاضر، بعد ارتباط با دیگر همکاران بیشترین (55/0±34/4) و احترام به حق بیمار (68/0±09/4) کمترین امتیاز را کسب نمودند.
استنتاج: وضعیت اخلاق حرفهای در بیمارستانهای استان مازندران مطلوب میباشد. ارزیابی مستمر اخلاق حرفهای جهت شناسایی نقاط ضعف و قوت و تصمیمات مناسب برای ارائه خدمات با پایبندی به اصول اخلاق حرفهای توصیه میشود.
رویا ملک زاده، قاسم عابدی، سونا سرافراز، منصور رنجبر، تورج اسدی،
دوره 30، شماره 194 - ( اسفند 1399 )
چکیده

سابقه و هدف: ارتقای ایمنی بیمار یکی از اهداف اصلی نظام‌های سلامت است و ضروری است تا فرهنگ ایمنی بیمار در بین کارکنان بهصورت مستمر مورد بررسی قرار گیرد. مطالعه حاضر با هدف بررسی وضعیت فرهنگ ایمنی بیمار در بین کارکنان بیمارستانهای تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی مازندران در سال 1399 انجام شد.
مواد و روشها: مطالعه حاضر از نوع توصیفی تحلیلی بود که بر روی 370 نفر از کارکنان بیمارستانهای دولتی، خصوصی و تامین اجتماعی استان مازندران انجام گرفت. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران محاسبه و روش نمونه‌گیری، تصادفی ساده بود. ابزار مورد استفاده پرسشنامه استاندارد فرهنگ ایمنی بیمار (HSOPSC) مشتمل بر 42 سؤال و 12 بعد بود. اطلاعات بر اساس آمار توصیفی و آزمون تی مستقل و آنالیز واریانس یک طرفه تجزیه‌وتحلیل شدند.
یافتهها: بیشتر مشارکت‌کنندگان (47/43 درصد)سن 40 تا 50 سال و سابقه کاری 1 تا 10 سال (74/42 درصد) و شیفت در گردش (07/60 درصد) داشتند. در بین ابعاد 12گانه فرهنگ ایمنی بیمار، بیشترین و کمترین میانگین و انحراف معیار به ترتیب مربوط به ابعاد یادگیری سازمانی بهبود مستمر (89/0±00/4)وتحویل و نقل و انتقالات بیمارستانی (97/0±51/2) بود. 36/51 درصد کارکنان در 12 ماه گذشته سابقه هیچ گونه گزارش رخدادی را نداشتند.
استنتاج: بر اساس نتایج، وضعیت فرهنگ ایمنی بیمار در بیمارستانهای مورد مطالعه متوسط بود. توجه بیش تر به ایمنی بیمار در برنامههای بیمارستان، برگزاری دوره های آموزشی جهت تحویل و نقل و انتقال بیماران در بیمارستان و ایجاد سیستم گزارشدهی و تشویق کارکنان به گزارش خطاها پیشنهاد می‌شود

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشگاه علوم پزشکی مازندران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2021 All Rights Reserved | Journal of Mazandaran University of Medical Sciences

Designed & Developed by : Yektaweb