جستجو در مقالات منتشر شده


42 نتیجه برای صفار

محمدجعفر صفار ، مریم همت آبادی،
دوره 9، شماره 22 - ( بهار , تابستان 1378 )
چکیده


محمد جعفر صفار ، ابوالقاسم عجمی ، نرگس مسلمی زاده،
دوره 9، شماره 24 - ( پاییز 1378 )
چکیده

سابقه و هدف: کسب‌عفونت اولیه توکسوپلاسمائی در دوران بارداری، توانایی‌ایجاد عفونت در جنین با‌سرانجام‌های مختلفی را دارد؛ که از مرگ و سقط جنین تا عفونت شدید دوران نوزادی و عفونت بدون علایم بالینی خاص ولی پیشرونده متغیر می باشد. شناخت خانم های حساس سن باروری برای پیشگیری از عفونت در دوران بارداری، سبب جلوگیری ازعفونت جنین و نوزاد خواهد شد. با توجه به شیوع متفاوت عفونت توکسو پلاسمایی در نقاط مختلف دنیا و ایران، تعیین نسبت خانم‌های حساس به عفونت در سنین باروری در منطقه برای برنامه ریزی صحیح پیشگیری از عفونت دوران بارداری لازم است.
موادوروش ها: از خانم های باردار مراجعه کننده به درمانگاه وبیمارستان های دانشگاهی شهر ساری (از آذر 76 لغایت اردیبهشت 77 ) 612 نفرانتخاب و از هرکدام 2 خون تهیه شد وبلافاصله سرم آن جداگردید و در دمای20- درجه سانتی گراد تا جمع آوری کل نمونه ها نگهداری شد.نمونه ها با روشELISA مورد سنجشAntiToxolg G قرار گرفتند. نتایج به صورت موارد مثبت (وجود آنتی بادی) –منفی (عدم وجود آنتی بادی) گزارش شدند.
نتایج: از کل تعداد نمونه ها (612 نمونه) ، تعداد 435 نمونه آن با فاصله اطمینان4 (4 ±71%) مثبت بوده است طیف سنی افراد مورد مطالعه بین 36-16 سال و بیشترین نسبت جمعیتی در محدوده 30-20 سال بوده است.
استنتاج: نتایج نشان می دهد که شیوع توکسوپلاسما در منطقه ساری دارای حدود اطمینان بالا می باشد و با توجه به جمعیت کم مستعد در سنین باروری و گرانی روش های غربالگری سرولوژیک ،جهت پیشگیری از عفونت در دوران بارداری آموزش بهداشتی روش های پیشگیری از آلودگی توصیه می شود

مهرنوش کوثریان ، محمد جعفر صفار، عاطفه خوش آیین،
دوره 9، شماره 24 - ( پاییز 1378 )
چکیده

سابقه و هدف : ساختمان ویروس هپاتیت C عامل اصلی عفونت های ناشی از انتقال خون می باشد. مبتلایان به تالاسمی ماژور که به دفعات خون دریافت می دارند در خطر ابتلاء به ویروس می باشند. عده زیادی از مبتلایان به این عفونت دچار حالت مزمن می شوند که سیروز کبدی و هپاتوسلولرکارسینوما از عوارض آن است. از سال 1990 آلفا اینترفرون برای درمان هپاتیت مزمن فعال ناشی از ویروس هپاتیت C‌ به کار می رود. در این مطالعه عده ای از بیماران مراجعه کننده به مرکز درمانی بوعلی سینا ساری بدین روش تحت مداوا قرارگرفته اند.
مواد و روش ها : ابتدا در یک مطالعه توصیفی اکثر بیماران مراجعه کننده از نظر آنتی بادی و ویروس هپاتیت C با کیت ELISA نسل دوم Diagnosric biotechnology بررسی شدند. پس از ثبت خصوصیات پایه و معاینه بالینی و کسب رضایت از بیماران و یا والدینشان برای موارد مثبت آزمایش های فریتین ، بررسی عمل کبد ( ترانس آمینازها ، PTT,PT) و در عده ای بیوپسی کبد انجام شد. پاتولوژی کبد بر اساس Knodell score ارزیابی شد. موارد دچار هپاتیت مزمن فعال با آلفا اینترفرون ( α IFN ) درمان شدند. دارو با مقدار 3 میلیون واحد ، 3 بار در هفته و از راه تزریق زیر جلدی تجویز شد. مدت درمان 6 ماه بود. بررسی بالینی و کنترل آزمایشگاهی با انجام CBC هفتگی و اندازه گیری AST و ALT هر ماه انجام شد. آزمایش عملکرد تیروئید حداقل 2 بار بررسی شد. جواب به درمان با 3 روش ارزیابی گردید. 1- بررسی تغییرات ترانس آمینازها 2-بیوپسی مجدد کبد در برخی بیماران 3- بررسی ویرمی با روش PCR برای بررسی ارتباط ها از آمار پیرسون و مقایسه نتایج قبل از درمان از آزمون Mc Nemar استفاده شد. میزان فریتین قبل و پس از درمان با PairedT-test مقایسه شد.
نتایج: از500 بیمار مورد مطالعه 77 نفر (15درصد) که 43 درصد مؤنث و 57 درصد مذکر بودند ؛ دارای آنتی بادی هپاتیت C‌ بودند. سن بیماران در این زمان 4 ± 6/13 سال بوده. در شروع درمان در 61 درصد AST‌ و ALT بالا و در 39 درصد طبیعی بود. در پایان درمان 54 درصد بیمارانی که آنزیم های بالا داشتند به درمان پاسخ دادند. 31 درصد پاسخ نسبی دادند و 11 درصد بدون پاسخ بودند. این تغییرات در جهت بهبود به لحاظ آماری معنی دار بود ( 02/0 P< ). برای 47 نفر در شروع درمان بیوپسی کبد انجام شد. شایع ترین عارضه پاتولوژی ، هپاتیت مزمن فعال ( 87 درصد ) با درجاتی از فیبروز بود. سیروز واضح در 11 درصد گزارش شد و 1 مورد طبیعی بود. عوارض اینترفرون شامل تب و لرز و درد عضلانی در 2-1 هفته اول ، 77 درصد ، لکوپنی (3mm/1500≤ WBC ) 10 درصد و عوارض گوارشی 3 درصد بود که منجربه قطع درمان در هیچ بیماری نگردید. برای 24 نفر بیوپسی مجددکبد انجام شد. در 5/87 درصد فیبروز در همان مرحله ثابت مانده بود و در 5/12 درصد پیشرفت داشت (هفتگی یک Stage). التهاب در 71 درصد در همان مرحله ثابت ماند و در 21 درصد کمتر شد و در 8 درصد پیشرفت داشت. در پایان درمان برای 24 نفر PCR‌ انجام شد که در 60 درصد منفی بود، کلیه بیماران پی گیری شدند. تغییرات فریتین به لحاظ آماری معنی دار نبود.
استنتاج : تحقیق نشان داد که آلفا اینترفرون در هپاتیت مزمن فعال ناشی از هپاتیت C اثر بهبودی دارد. پی گیری بیماران با آنزیم های کبدی و PCR در طول زمان های طولانی تری توصیه می شود.

محمدجعفر صفار ،
دوره 9، شماره 25 - ( زمستان 1378 )
چکیده

سابقه و هدف : عفونت ادراری (Ürinary Tract infection) ÜTÏ از بیماری های شایع باکتریال به ویژه در شیرخواران است که در صورت عدم تشخیص یا تشخیص دیررس در چند سال اول عمر ممکن است با مرگ و یا عوارض جدی دراز مدت همراه گردد. اساس تشخیص قطعی بیماری، کشت مثبت باکتری در نمونه ادرار«ÜÇ» می باشد. برای نمونه گیری ادرار روش های مختلفی وجود دارد که دقت های متفاوتی دارند. مرسوم ترین روش در کودکان کمتر از 3 سال استفاده از کیسه ادرار (Ürine bage)ÜB است که علیرغم دقت کم آن، مبنای تشخیص و اقدامات درمانی قرار می‌گیرد. هدف مطالعــه مقــایسه نتایــج مثبت کشت ادرار نمــونه ÜB با روش هــای دقیــق ترپونکسیــون مستقیــم مثـانه (Suprapubic Âspiration)SPÂ و یا کاتتریزاسیون مثانه (Çatheterization) Çath می باشد.
مواد و روش ها : تعداد100 مورد کشت مثبت ادرار ÜB (38 پسر و 62 دختر) در بیماران مشکوک به ÜTÏ (تب بدون کانون معین، سوزش یا تکرر ادرار، اسهال طولانی مدت، عدم کفایت وزن گیری- بوی بد ادرار) مورد ارزیابی کشت مجدد با روش دقیق تر Çath/SPÂ قرار گرفتند.
نتایج : از تعداد100 نمونه کشت مثبت ÜB در 52 نمونه آن پیوری (WBÇ>5/HPF) وجود داشت. در کشت مجدد 24 مورد مثبت (11 پسر و 13 دختر) بوده و موارد پیوری نیز فقط در 33 نمونه جدید تکرار گردیده است. در هر دو سری نمونه ها شایع ترین میکروب Ëcoli و حساس ترین داروها آمینوگلیکوزیدها (آمیکاسین- جنتامایسین) بوده اند.
استنتاج : با توجه به نتایج، روش کشت ادرار با ÜB برای تشخیص ÜBÏ دقت کافی ندارد. لذا این روش نباید مبنای تشخیص و اقدامات درمانی قرار گیرد. بلکه باید موارد مثبت آن با روش مطمئن تر مانند کاتتریزاسیون مثانه یا پونکسیون مثانه مورد تأیید قرار گیرند.

محمدجعفر صفار ، محمد انعامی ،
دوره 10، شماره 26 - ( فروردين 1379 )
چکیده

سابقه و هدف: به دلیل بروز همه گیریهای کوچک سرخک در افراد واکسینه شده و نیز جابجایی سن ابتلا به آن از اوان کودکی به سنین مدرسه؛ فرضیه کاهش ایمنی حاصله از واکسن سرخک در گذر زمان شکل گرفته است. این مطالعه جهت بررسی نظریه فوق طراحی گردید.
مواد و روش ها: تحقیق به روش هم گروهی انجام شد. دو گروه 225 نفره از کودکان 18-16 ماهه و 5/7-7 ساله که در گروه اول (مورد) از تزریق نوبت 2 واکسن سرخک آنان 6-4 هفته و در گروه دوم (شاهد) 5/6-6 سال گذشته بوده انتخاب شدند و مورد سنجش آنتی بادی ضد سرخک Anti Measles IgG با روش الیزا قرار گرفتند.
نتایج: در گروه مورد 6 نفر از 225 نفر (6/2%) و در گروه دوم 13 نفر از 225 نفر (7/5%) از نظر وجود ایمنی ضد سرخک منفی بوده اند که از نظر آماری معنی دار نمی باشد.
استنتاج: شواهد برای اثبات کاهش اثر ایمنی واکسن سرخک دراثر گذشت زمان کافی نبوده، لذا واکسیناسیون مجدد در سنین مدرسه ای توصیه نمی گردد. مطالعات مشابه دیگری درسنین بالاتر (20-10 سال پس از واکسیناسیون) برای بررسی دوام ایمنی سرخک پیشنهاد می شود.

محمدجعفر صفار ،
دوره 10، شماره 28 - ( مهر 1379 )
چکیده

اسهال دومین بیماری شایع دوران کودکی، و عامل مهم بیماری و مرگ و میر کودکان به ویژه در کشورهای جهان سوم می باشد. سالانه حدود 5/1 میلیارد مورد حمله بیماری و حدود 3-5 میلیون مورد مرگ در کودکان کمتر از 5 سال را سبب می گردد. عوامل بسیار زیادی، اعم از عفونی و غیرعفونی، در ایجاد اسهال نقش دارند. راه عمده انتقال بیماری از فردی به فرد دیگر از طریق مدفوع به دهان (Fecal-Oral) در تماس مستقیم با همدیگر، یا با کمک موادغذایی و آب می باشد. دلایل بی شماری چون: سن کم، فقر ایمنی، سوء تغذیه، عدم استفاده از شیر مادر، شرایط نامناسب بهداشتی، نبود آب سالم، آگاهی ناکافی مادر، اقامت یا مسافرت به بعضی نواحی خاص، اقامت در مهد کودک و غیره، در افزایش بیماری دخیل می باشند. هنگام مواجهه با اسهال حاد، به ویژه اسهال عفونی و برخوردمناسب با آن،آشنایی با عوامل مختلف مولد بیماری، آگاهی از خصوصیات محیطی، شناخت فیزیوپاتولوژیک عوامل مختلف در ایجاد اسهال و فاکتورهای میزبان توام با علایم و نشانه های دقیق بیماری از اهمیت بالایی برخوردار می باشند. هدف مقاله، آشنایی با اسهال حاد عفونی و نقش عوامل مختلف در ایجاد آن، راه های تشخیص و درمان مناسب می باشد.

محمدجعفر صفار ، ابوالقاسم عجمی ، فاطمه پورفاطمی ،
دوره 11، شماره 31 - ( تير 1380 )
چکیده

سابقه و هدف: سرخجه یک بیماری ویروسی است که اغلب در کودکان و نوجوانان عارض می‌گردد. ابتلا به سرخجه در دوران حاملگی در مادری که نسبت به بیماری حساس می‌باشد، می تواند عوارض وخیمی در جنین به صورت مرگ و سقط جنین تا ناهنجارهای شدید مادرزادی (به نام سندرم سرخجه مادرزادی(CRS= ایجاد کند. یکبار ابتلا به بیماری سبب تولید مصونیت خواهد گشت و سنجش میزان ایمونوگلوبین از گروه IgG به عنوان شاخصی در تعیین افراد مصون به بیماری به کار می رود. از آنجا که در ایران واکسن سرخجه رایج نیست، لذا بر آن شدیم تا وضعیت ایمنی نسبت به سرخجه را در زنان در سن باروری در سطح استان مازندران بررسی کنیم.
مواد و روش ها: گروه مورد مطالعه ما را 1420 نفر از دختران آماده ازدواج که جهت آزمایشات قبل از ازدواج به مراکز بهداشتی مراجعه کرده‌اند تشکیل می دهند. این پژوهش یک مطالعه مقطعی (Cross sectional) می باشد. روش نمونه گیری تصادفی ساده بوده است بدین صورت که از هشت شهر استان که تصادفی انتخاب شدند از هر شهر براساس نسبت جمعیتی سال 1377 تعدادی نمونه در نظر گرفته و سپس تیترآنتی بادی سرخجه (IgG) با روش الیزا اندازه‌گیری شد و موارد به صورت مثبت (وجود آنتی بادی- مقاوم) و منفی (عدم وجود آنتی بادی- حساس)‌گزارش شدند.
نتایج
: از کل 1420 نمونه مورد بررسی تعداد 109 نفر (7/7 درصد) بر اساس مناطق مختلف نسبت به سرخجه حساس بوده و 1311 نفر (3/92 درصد) نسبت به بیماری مصونیت داشتند. نسبت افراد حساس 6.2 درصد، 25/10 درصد، 9/4 درصد، 55/5 درصد، 6/5 درصد، 1/5 درصد، و 9/8 درصد به ترتیب در شهرهای قائم شهر، بابل، آمل، ساری، نوشهر، بهشهر، رامسر، و نور بوده است.
استنتاج: با توجه به حساس بودن حدود 8 درصد از زنان در سن باروری استان به سرخجه و خطر کسب عفونت فوق در دوران بارداری و متعاقب آن به دلیل آندمیک بودن بیماری در منطقه و مشکل تشخیص بالینی بیماری، توصیه می شود که تمام دختران قبل از رسیدن به سن باروری خصوصا در دوران کودکی بر علیه بیماری فوق به طور فعال واکسینه شوند.

ابوالقاسم عجمی ، مهدی شریف ، محمدجعفر صفار ، هاجر ضیایی هزارجریبی ،
دوره 11، شماره 31 - ( تير 1380 )
چکیده

سابقه و هدف: آلودگی به توکسوپلاسما گوندی انتشار جهانی داشته و در ایران نیز از شیوع قابل ملاحظه ای برخوردار است. آلوده شده زنان باردار منجر به سقط جنین، مرگ جنین، زایمان زودرس، و توکسوپلاسموز مادرزادی می گردد. اطلاع از جمعیت زنان غیر ایمن به توکسوپلاسما، در میان زنان داوطلب ازدواج می تواند معیار خوبی برای پی بردن به جمعیت زنان در معرض سقط جنین، مرگ جنین، زایمان زودرس، و همچنین میزان کودکان در معرض ابتلاء به توکسوپلاسموز مادرزادی باشد.
مواد و روش ها: در یک مطالعه توصیفی از 980 خانم مراجعه کننده به مراکز بهداشتی شهرهای ساری، قائم شهر، بابل، آمل، بهشهر، نوشهر و نور جهت انجام آزمایشات قبل از ازدواج خونگیری به عمل آمد و سرم آنها جدا گردید و از روش ایمونوفلوئورسانس غیر مستقیم جهت تعیین وجودآنتی بادی استفاده شد. ابتدا رقت50/1جهت تعیین وجودآنتی بادی در سرم تهیه شده و در صورت مثبت بودن، رقت های بالاتر نیز مورد آزمایش قرار گرفت. وجود هر تیتری ازآنتی بادی در سرم به عنوان موارد مثبت در نظر گرفته شد.
نتایج :در سرم 731 نفر (6/74 درصد) از 980 نفر خانم مورد آزمایش، آنتی بادی ضد توکسوپلاسموز وجود داشت که فاصله اطمینان این نسبت با اطمینان 95 درصد 7/2 محاسبه گردید (74.6±2.7). بیشتر این افراد دارای تیتر 200/1 (37 درصد) و 100/1 (24 درصد) بوده اند. با افزایش سن، میزان موارد مثبت افزایش نشان داد. بیشترین موارد مثبت در خانم های بی سواد (3/96 درصد) دیده شد و میزان موارد مثبت در بین ساکنین روستا (3/76 درصد) و شهر (74 درصد) و همچنین شاغل (2/73 درصد) و خانه دار (2/74 درصد) تفاوتی را نشان نمی دهد.
استنتاج: میزان توکسوپلاسموز در مازندران بیشتر از سایر مناطق ایران بوده و با توجه به درصد بالای موارد مثبت در خانم های مراجعه کننده جهت انجام آزمایشات قبل از ازدواج، می توان نتیجه گرفت که غالب خانم ها در هنگام حاملگی دارای ایمنی بوده و خطرات ناشی از آلودگی به توکسوپلاسما در دوران حاملگی در این استان زیاد نمی باشد. بنابراین توصیه های بهداشتی جهت پیشگیری از ابتلا به توکسوپلاسموز در این دوران بهترین راه حل می باشد

محمدجعفر صفار ، محمد نیک ‌خواه ، محمد انوری ،
دوره 11، شماره 32 - ( مهر 1380 )
چکیده

سابقه و هدف: عفونت ناشی از ویروس هپاتیت (HBI) B یک مشکل بهداشتی جهانی می باشد حدود 2 تا 10درصد افراد مبتلا، گرفتار آلودگی مزمن کبد و در معرض خطر سیروز و کارسینوم کبدی قرار دارند و بعضی از افراد و گروه ها در معرض خطر بیشتری برای کسب عفونت فوق قرار دارند (مثل: گیرندگان ترکیبات خونی پرسنل بهداشتی درمانی، معتادین تزریقی، نوزادان متولد شده از مادران ناقل مزمن سالم و غیره) موثرترین کنترل عفونت HBI انجام واکسیناسیون با واکسن هپاتیت B می باشد. واکسن هپاتیت B از واکسن های بسیار سالم و موثری است که می تواند از ابتلا به عفونت و بیماری هپاتیت B جلوگیری نماید. سؤال این است که ایمنی حاصل از واکسیناسیون کامل تا چه مدت دوام دارد و آیا نیازی به واکسن یادآور وجود دارد؟ هدف مطالعه سنجش وضعیت ایمنی در پرسنل بهداشتی درمانی و بیماران تالاسمیک 6 سال پس از واکسیناسیون کامل می باشد.
مواد و روش ها: مطالعه به صورت توصیفی در دو گروه از افراد پر خطر شامل پرسنل بهداشتی درمانی شاغل در بیمارستان های دانشگاهی شهر ساری و بیماران تالاسمیک مرکز بوعلی سینا که یک سری کامل واکسیناسیون HBI را بیش از 6 سال قبل دریافت کرده بودند، با روش الیزا (ELISA) به صورت کمی مورد سنجش آنتی بادی ضد HBI قرار گرفتند. تیتر کمتر از 10IU/L به عنوان عدم وجود ایمنی، تیتر 10? به عنوان ایمنی بخش قلمداد شدند.
نتایج
: 81 نفر از (4/7%) از 478 پرسنل ، 98 نفر از 322 بیمار تالاسمیک به دلیل دارا بودن شرایط مورد مطالعه قرار گرفتند در گروه پرسنل 6 نفر سطح ایمنی کمتر از حد ایمنی سنجشی و در گروه تالاسمیک 22 نفر (22 درصد) نیز آنتی بادی کمتر از حد ایمنی بخش داشتند که بین دو گروه از نظر آماری با روش کای دو (X2) تفاوت معنی دار بوده است P<0.01) و DF=1، (Xz=7.58.
استنتاج: براساس نتایج مطالعه و بررسی مطالعات قبلی ،روش های پیشگیری از هپاتیت Bدر افراد واکسینه شده قبلی در موارد مواجهه با خطر در گروه های پر خطر مختلف، متفاوت می باشد. در پرسنل بهداشتی درمانی به دلیل بقای ایمنی قاطع در بیش از 90 درصد آنان نیازی به سنجش روتین آنتی بادی پس از واکسیناسیون کامل HBI و یا تجویز هر 5 سال یکبار دوز یاد آور نمی باشد. در گروه بیماران تالاسمیک علی رغم کاهش نسبت افراد با ایمنی قاطع ولی به دلیل وجود آن بیش از سه چهارم بیماران و ایمنی نسبی در سایرین، غربالگری خون های تزریقی از نظر HBI و کاهش موارد هپاتیت Bناشی از ترانسفوزیون، در این گروه نیز توصیه به سنجش آنتی بادی یا واکسیناسیون یاد آور در کمتر از 10 سال نمی باشد.

محمدجعفر صفار ، حسن نیلی احمدآبادی ، مهرنوش کوثریان ، محمد اصفهانی ، عبدالمجید کثیری ، علیرضا خلیلیان ،
دوره 11، شماره 33 - ( دى 1380 )
چکیده

سابقه و هدف: تداوم بقاء مایع در فضای گوش میانی (Otitis media with effusion = OME) عارضه شایعی از اوتیت حاد گوش میانی (Acute otitis media = AOM) در کودکان می باشد. دلیل قطعی آن روشن نیست و در صورت ادامه بیش از 3 ماه OME علی رغم درمان آنتی بیوتیکی مناسب، جهت جلوگیری از احتمال عوارض آن، جراحی میرنگوتومی توصیه می گردد. هدف مطالعه ارزیابی اثر سیستمیک استرویید پردنیزولون در جذب احتمالی مایع قبل از اقدام به جراحی در کودکان مبتلا به OME مراجعه کننده به درمانگاه بیمارستان بوعلی سینا و مطب بوده است.
مواد و روش ها: این مطالعه تجربی دوسوکور بر روی49نفر از کودکان مبتلا به OME بیش از 3 ماه تایید شده با تمپانومتری علی رغم درمان با دو دوره آنتی بیوتیک وسیع الطیف مناسب انجام گرفت. بیست و پنج بیمار در گروه مورد و تحت درمان با پردنیزولون با دوز 1 mg/kg/day و 24 بیمار در گروه شاهد و تحت درمان با دارونما به مدت 12 روز قرار گرفتند. نتایج با روش آماری کای دو مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. بیماران بین 2 هفته تا 6 ماه پی گیری شدند.
یافته ها: از مجموع 25 بیمار گروه مورد، در 22 نفر (88 درصد) مایع گوش میانی جذب شده بود، ولی از 24 بیمار گروه شاهد فقط 8 نفر (3/33 درصد) از مایع پاک شدند. در مقایسه دو گروه با روش آماری، تفاوت معنی دار بوده است P=0.0002)، (X2=13.19. طی مدت پیگیری، مواردی از عود مشاهده نشد.
استنتاج: براساس نتایج حاصله، با توجه به نقش مثبت پردنیزولون در جذب مایع در گوش میانی بیماران مبتلا به OME بیش از 3 ماه، قبل از اقدام به جراحی میرنگوتومی، در صورت ممنوع نبودن مصرف استرویید، یک دوره درمان با پردنیزولون به مدت 10 روز انجام شود.

محمدجعفر صفار ، مهرنوش کوثریان ، محمد جعفری ،
دوره 11، شماره 33 - ( دى 1380 )
چکیده

سابقه و هدف: آلودگی و عفونت با ویروس هپاتیتB ، از شیوع بسیار بالایی برخوردار بوده و با عوارض دراز مدت غیر قابل درمانی همراه است. موثرترین راه کنترل آن پیشگیری از طریق انجام واکسیناسیون همگانی است. مهمترین مشکل ایمن سازی همگانی، هزینه بالای واکسن می باشد. یک راه حل مناسب کاستن از دوز واکسن بدون کاستن از توان ایمنی زایی آن خواهد بود. هدف مطالعه، انجام واکسیناسیون بر علیه بیماری هپاتیت B با دوز کم و به روش داخل جلدی می باشد.
مواد و روش ها: مطالعه تجربی از نوع کارآزمایی بالینی و بر روی 113 نوزاد فول ترم متولد شده در بیمارستان امام خمینی ساری انجام شد. نمونه خون مادران نوزادان مورد مطالعه جهت HBsAg مورد بررسی و در صورت مثبت بودن، نوزادان آنان از مطالعه خارج شدند. مابقی نوزادان به طور تصادفی به دو گروه شاهد و مورد تقسیم شدند. گروه شاهد 10 میلی گرم (5/0 میلی لیتر) از واکسن نوترکیبی هپاتیت B را به روش داخل عضلانی در ناحیه دلتویید و گروه مورد 2 میلی گرم (0.1 میلی لیتر) از همان واکسن را به روش داخل درمی درناحیه قدام ساعد در زمان های بدو تولد، 5/1 و 6 ماهگی دریافت کردند. پاسخ به واکسن 4 تا 6 هفته پس از آخرین دوز با اندازه گیری سطح آنتی بادی AntiHBs در سرم کودکان مورد مطالعه به روش الیزا و به صورت کمّی انجام شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که در گروه مورد 19 نفر از 23 نفر (82.6 درصد) و در گروه شاهد 27 نفر از 28 نفر (4/96 درصد) پاسخ سرولوژیک کامل (10 IU/ml?) داشتند که بر اساس آزمون کای دو تفاوت آنان معنی دار نبوده است، ولی تیتر متوسط آنتی بادی (GMT) در گروه مورد 447±336 و در گروه شاهد 458±378 بوده است که از این نظر تفاوت دو گروه معنی دار بوده است.
استنتاج: تزریق داخل جلدی با دوز کم واکسن هپاتیت B توان ایمنی زایی قابل قبولی داشته ولی برای تعمیم این روش به مطالعات تکمیلی با حجم نمونه بیشتر و نیز مطالعه سنجش بقاء ایمنی به فواصل 1 و 5 سال بعد نیاز می باشد.

محمدجعفر صفار ، جواد غفاری ، شهرام سلیمی ، مهرنوش کوثریان ، علیرضا خلیلیان ، شیرزاد غلامی ،
دوره 12، شماره 35 - ( تير 1381 )
چکیده

سابقه و هدف: عفونت های روده ای ژیاردیایی شایعترین پارازیت روده ای خصوصا در کودکان می باشند. طیف نشانه های حاصله بسیار متنوع و ازبدون علامت تا اسهال حاد و علایم غیراختصاصی گوارشی متفاوت است. آلودگی مجدد بدون علامت خصوصا در شرایط هیپرآندمیک فراوان می باشد. براین اساس ضرورت درمان آلودگی خصوصا در موارد بدون علامت مورد سوال است و جهت پاسخ به این سوال، مطالعه فوق در کودکان 2 تا 10 ساله شهر ساری طراحی و اجرا گردید.
مواد و روش ها: مطالعه به روش کارآزمایی بالینی تجربی بر روی 405 کودک 2 تا 10 ساله مهدکودک ها و مدارس ابتدایی شهر ساری که دریک ماهه اخیر سابقه بیماری گوارشی نداشتند، انجام گرفت. پس از اندازه گیری و ثبت قد و وزن، کودکان به دو گروه مورد (204 نفر) و شاهد (201 نفر) تقسیم شدند. گروه مورد با مترونیدازول 20-15 mg/kg/day به مدت 5 روز و گروه شاهد با دارونما (شربت ب کمپلکس) به مدت 5 روز تحت درمان قرار گرفتند. دو تا سه هفته و 3 ماه بعد مدفوع کودکان مورد ارزیابی دید مستقیم و با روش تغلیظ سازی و فرمل اتر قرار گرفت. تجزیه و تحلیل نتایج با آزمون کای دو انجام شد. شش ماه پس از پایان درمان مجددا قد و وزن کودکان اندازه گیری و با قد و وزن اولیه بر اساس Z score و آزمون t مورد مقایسه قرار گرفت.
یافته ها: ازگروه مورد 2 تا 3 هفته بعد 30 نفر (16 درصد) و در 3 ماه بعد 60 نفر دیگر (5/29 درصد) آلودگی داشتند که نشان از اثر 84 درصدی مترونیدازول و آلودگی مجدد سه ماهه 5/29 درصد داشت. در گروه شاهد طی 3 ماه بعد 36 درصد موارد بدون درمان از آلودگی پاک شدند (پاکسازی خود به خودی). شانس آلودگی مجدد با خطر نسبی 89/1 و P<0.01 معنی دار بوده است. موارد پاکسازی خود به خودی نیز با X2=8.81 و P<0.01 معنی دار بوده است، ولی در رابطه با اثر بر روند رشد قدی و وزنی بین دو گروه تفاوت معنی داری وجود نداشت.
استنتاج: با توجه به نتایج پژوهش و در نظر گرفتن خطر آلودگی مجدد 30 درصد طی 3 ماه و پاکسازی خود به خودی 36 درصد و عدم تأثیر بر روند رشد قدی و وزنی، می توان گفت که کودکان بدون علامت ژیاردیایی نیاز به درمان ندارند ولی بهتر است تعریف دقیقی از موارد بدون علامت بیان شود.

محمدجعفر صفار ، فرشاد نقش وار ، احسان علایی طباطبایی ،
دوره 12، شماره 37 - ( دى 1381 )
چکیده

سابقه و هدف: عوامل مولد عفونت های حاد مجاری تنفسی تحتانی در کودکان متعدد و میزان نقش آنان براساس سن بیماران، ماه های سال، مناطق جغرافیایی و روش های تشخیصی به کار گرفته شده متفاوت می باشد. هدف از این مطالعه تعیین میزان نقش ویروس های سن سی شیال تنفسی و آنفلوآنزا در عفونت های حاد مجاری تنفسی تحتانی در کودکان بستری شده در استان مازندران می باشد.
مواد و روش ها: کودکان 1 ماهه الی 10 ساله با عفونت حاد مجاری تنفسی تحتانی بستری در بخش های اطفال بیمارستان بوعلی سینا ساری و امیرکلا بابل از نظر عوامل ویروسی سن سی شیال تنفسی و آنفلوآنزا A و B مورد بررسی با روش ایمونو فلورسانت غیر مستقیم از ترشحات حلقی- بینی نازوفارنکس قرار گرفتند. سپس رابطه آنان با یافته های بالینی، آزمایشگاهی، رادیولوژی، فعالیت فصلی و گروه های سنی درگیر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: تعداد 150 کودک با طیف سنی 1 ماهه الی 8 ساله طی 7 ماه دوران مطالعه (آذر ماه 1380 لغایت خرداد ماه 1381) بستری گردیدند. از 33 نفر آنان (22 درصد کل) تعداد 37 ویروس جدا گردید (در 4مورد دو ویروس با همدیگر بودند). میزان فعالیت ویروس سن سی شیال تنفسی در 18 مورد (12 درصد کل) که بیشترین میزان فعالیت در آذر لغایت بهمن 80 و آنفلوآنزا A در 14مورد (3/9 درصد کل) و آنفلوآنزا B در 5 مورد (3/3/ درصد کل) که فعالیت عمده آنان نیز ماه دی بوده و بیشترین گروه سنی مبتلا کودکان کمتر از 2 سال با 73 درصد کل بوده است.
استنتاج: ویروس های فوق نقش قابل توجهی در ایجاد عفونت های مجاری تنفسی کودکان خصوصا کودکان کمتر از 2 سال دارند. تفاوت بالینی و آزمایشگاهی قابل توجه ای بین دو گروه عوامل مثبت و منفی یافت نگردید. توصیه می شود مطالعه وسیع تر با طول دوره چند ساله انجام تا نقش عوامل مختلف در ایجاد عفونت های حاد مجاری تنفسی تحتانی شناخته شود و رابطه آنان با نشانه های بالینی و آزمایشگاهی مختلف جهت تعیین سیاست های درمانی و پیشگیری تجربی مشخص گردد.

محمدجعفر صفار ، فرشاد نقش وار ، محمدرضا عشقی ،
دوره 13، شماره 38 - ( فروردين 1382 )
چکیده

سابقه و هدف: عوامل ایجاد کننده عفونتهای حاد مجاری تنفسی تحتانی در کودکان متنوع است و میزان نقش آنها بر اساس سن بیماران، فصول سال، مناطق جغرافیایی و روش های تشخیصی بکار گرفته شده، متفاوتی می باشد. هدف، تعیین میزان شیوع ویروس های پارا آنفلوآنزا- آدنوویروس در کودکان مبتلا به عفونت های حاد مجاری تنفسی تحتانی در کودکان بستری شده مازندرانی می باشد.
مواد و روش ها: کودکان 1 ماهه الی 10 ساله مبتلا به عفونت های حاد مجاری تنفسی تحتانی که در بخش های اطفال بیمارستان بوعلی سینای ساری و امیرکلای بابل بستری شده بودند از نظر عوامل ویروسی پارا آنفلوآنزا- آدنوویروس مورد بررسی قرار گرفتند و برای بررسی ترشحات حلقی - نازوفارنکس آنها از روش ایمونوفلورسانت غیر مستقیم استفاده شد. سپس رابطه آنها با یافته های بالینی. آزمایشگاهی و رادیولوژی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: طی 7 ماه مطالعه (آذر تا خرداد)، تعداد 150 کودک با طیف سنی 1 ماهه الی 8 ساله بستری شدند. از 56 نفر آنان (3، 37 کل) تعداد 60 ویروس جدا گردید (در 4 مورد، دو ویروس با همدیگر بوده اند). شایعترین ویروس. پارا آنفلوانزا 3 با 18 درصد و بعد پارا آنفلوانزا 2 و 1 به ترتیب 8% و 3، 7 % و سپس آدنوویروس با 7، 6% بوده است. بیشترین گروه سنی مبتلا، کودکان زیر دو سال بودند که 70% کل بیماران را تشکیل می دادند.
استنتاج: ویروس های فوق نقش قابل توجهی در ایجاد عفونت های مجاری تنفسی کودکان دارند. توصیه می شود نقش عوامل ویروسی - باکتریایی دیگر و رابطه آنها با یافته های بالینی، آزمایشگاهی و رادیولوژیکی مختلف، طی چند سال مورد بررسی قرار گیرد تا رابطه بین عوامل مختلف با سندرم های بالینی روشن گردد تا بتوان بر اساس آن پروتکل های درمانی تجربی مناسب برای منطقه ارایه نمود.

محمدجعفر صفار ، فریبا رشیدی قادر ، آتیه جاوردی ،
دوره 14، شماره 42 - ( فروردين 1383 )
چکیده

سابقه و هدف: بیماری کاوازاکی، عامل وازکولیت حاد کودکان، با علت ناشناخته می باشد و در حال حاضر سردسته علل بیماری های اکتسابی قلب کودکان ژاپنی و آمریکای شمالی است. مطالعه زیر جهت آشنایی با ویژگی های همه گیری شناسی، بالینی، درمانی و سرانجام بیماری در کودکان منطقه ساری بین سال های 1381-1377 طراحی و اجرا گردید.
مواد و روش ها: این بررسی یک مطالعه توصیفی- مروری بر روی پرونده های بیماران مبتلا به کاوازاکی بستری شده در منطقه شرق مازندران می باشد. معیار انتخاب بیماران براساس ضوابط تشخیص بیماری کاوازاکی انجمن قلب آمریکا بوده است. ویژگی های فردی، بالینی، آزمایشگاهی، درمان و پاسخ به آن و سرانجام بیماری استخراج و مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت.
یافته ها: از 29 مورد بیمار مبتلا به کاوازاکی بستری شده، 25 بیمار دارای شرایط لازم برای انتخاب شدن بوده اند. متوسط میزان بروز سالیانه 3/7 درصد هزار، در کودکان کم تر از 5 سال بوده است. میانگین سن ابتلا 38±22.3 ماه و محدوده سنی 5/3 تا 80 ماه بوده است. 40 درصد موارد در پاییز عارض شده، نسبت موارد بیماری پسران به دختران 27/1 به1 بوده، متوسط دوره زمانی شروع علایم تا تشخیص و درمان 8.2±3.1 روز و کم ترین یافته بالینی لازم برای تشخیص، لنف آدنوپاتی با 73درصد بوده است. 5 بیمار از 25 بیمار، قبل از شروع درمان ضایعات قلبی- عروقی (یک بیمار میوکاردیت و پریکاردیت، 4 بیمار اتساع عروق کرونر) داشتند، 22 نفر از 25 بیمار به یک دوز ایمونوگلوبولین وریدی(IVIG) و آسپیرین(ASA) با دوز بالا به طور همزمان پاسخ مناسب دادند. 2 بیمار با دو دوز ویک بیمار با دوز سوم IVIG بهبودی یافتند. در پی گیری 3 تا 12 ماهه بیماران، همه آنان جز یک مورد از بیماری و عوارض قلبی- عروقی بهبودی کامل یافتند.
استنتاج: در منطقه، بیماری کاوازاکی از بیماری های وازکولیتی نسبتا شایع بــوده که میزان شیوع آن مشابه آمریکای شمالی ولی بیش تر از کشورهای اروپایی و کم تر از ژاپن می باشد. اگرچه 5/1 بیماران قبل از شروع درمان، گرفتار ضایعات قلبی- عروقی بوده اند، اغلب آنان به درمان IVIG، ASA پاسخ مناسب داده و طی 3 تا 12 ماه پی گیری بهبودی کامل یافتند.

مجتبی مجتهدزاده ، ابراهیم صالحی فر ، سیدمحسن نایب پور ، سیامک صفاری ، اتابک نجفی ،
دوره 14، شماره 42 - ( فروردين 1383 )
چکیده

سابقه و هدف: یکی از مشکلات شایع بیماران بستری در بخش های مراقبت ویژه، تعادل مثبت مایعات می باشد که اغلب تاثیر منفی قابل توجهی بر روی وضعیت بیماران می گذارد؛ به علاوه تجویز دیورتیک ها سبب تغییرات بالینی قابل توجهی در متغیر های همودینامیک می شود. این مطالعه جهت ارزیابی بی خطری و تاثیر نسبی دو دستورالعمل دیورتیک درمانی در واحد مراقبت های ویژه طراحی شده است.
مواد و روش ها: بیست و دو بیمار بستری در بخش مراقبت های ویژه که دچار ادم ریه و افزایش مایعات بودند و FaO2/PiO2<300 (نسبت فشار اکسیژن شریانی به درصد اکسیژن هوای دمی) داشتند وارد مطالعه شده و به دو گروه دریافت دیورتیک از طریق سرم (انفوزیون مداوم) و دریافت مستقیم از طریق ورید (بولوس متناوب) تقسیم شدند. اندازه گیری های همودینامیک و بیو شیمیایی برای بیماران انجام شد.
یافته ها: ضربان قلب و متوسط فشار شریانی در هر دو گروه، طی ساعت اول افزایش یافته و در ساعت دوم به مقادیر پایه ای رسیده است. در کل زمان مطالعه ، ضربان قلب و نیتروژن اوره خون گروه بولوس، بیش تر از گروه انفوزیون افزایش یافته و تخلیه پتاسیم گروه بولوس نیز بیش تر بوده است. در گروه انفوزیون مداوم ، مجموع برون ده ادراری، بیش تر و مجموع دوز دریافت شده، کم تر از گروه بولوس بوده است. گر چه این اختلاف ها ازلحاظ آماری معنی دار نبود ه است، در هر دو گروه APACHE II (Acute Physiology and Chronic Health Evaluation II scoring system) وpH ،FaO2/PiO2 به میزان قابل توجهی بهبود یافت.
استنتاج: دیورتیک درمانی بر اساس دستورالعمل مشخص می تواند به سادگی و بدون بروز عارضه جانبی درICUبنا نهاده شود .اگرچه به نظر می رسد هر دو روش به کار رفته در دستیابی به توازن منفی مایعات به یک اندازه موثر می باشند، پزشک می تواند انفوزیون مداوم دارو را در بیمارانی که ثبات همودینامیکی و الکترولیتی کافی ندارند انتخاب کند تا دیورز، بهتر کنترل شود و با نوسانات همودینامیکی والکترولیتی کم تر همراه باشد.

محمدجعفر صفار ، دوست رضا موسوی ، محمدرضا مهدوی ، مهرنوش کوثریان ،
دوره 15، شماره 46 - ( فروردين 1384 )
چکیده

سابقه و هدف: افراد مبتلا به بیماری مزمن کبدی در معرض خطر بیماری شدیدتر و عوارض بیش تر با عفونت ویروس هپاتیت A می باشند. ازاین رو واکسیناسیون فعال این بیماران بر علیه عفونت فوق توصیه شده است. با توجه به قیمت زیاد واکسن، انتخاب بهترین روش واکسیناسیون نیازمند آگاهی از وضعیت سرواپیدمیولوژیکی عفونت A در بیماران فوق می باشد. هدف این مطالعه، تعیین مناسب ترین روش واکسیناسیون بر علیه عفونت هپاتیت A در بیماران تالاسمیک مبتلا به بیماری مزمن کبدی است.
مواد و روش ها: از میان بیماران تلاسمیک درمانگاه های هپاتیت و تالاسمی، بیماران مبتلا به هپاتیت ویروسی مزمن B , C و هموکروماتوز ثانویه (نمونه بافتی کبدی هماهنگ با هپاتیت مزمن، یا بیماران تلاسمیک با سابقه بیش تر از 10 طبیعی در دو نوبت به فاصله 3 ماه و بدون دلیل خاص) انتخاب شدند. پس از ثبت از مشخصات فردی و سابقه بیماری، نمونه سرمی بیماران، مورد سنجش سرولوژیکی anti- HAV IgG با روش ELISA با کیت anti-HAV IgG EiA قرار گرفت. افراد مستعد به عفونت ویروسی هپاتیت A با واکسن هپاتیت A واکسینه شدند. 8-4 هفته بعد از واکسیناسیون، مجددا مورد بررسی سرولوژیکی anti-HAV با روش فوق قرار گرفتند.
یافته ها: جمعا 240 بیمار وارد مطالعه شدند، 17.5 درصد آنان مبتلا به هپاتیت مزمن C، 82.5 درصد هموکروماتوزیس ثانویه، 1 بیمار (0.04 درصد) عفونت دوگانه هپاتیت C و B همزمان و یک بیمار (0.04 درصد) عفونت هپاتیت B و هموکروماتوزیس داشتند. 9.5 درصد بیماران به عفونت هپاتیت A حساس بودند که واکسینه شدند. 94.4 درصد آنان به واکسن، پاسخ مناسب دادند.
استنتاج: انجام واکسیوناسیون همگانی بیماران مبتلا به بیماری مزمن کبدی به دلیل شیوع بسیار بالای ایمنی طبیعی بر علیه هپاتیت A و عدم بروز موارد بیماری هپاتیت A حاد علامت دار طی 10 تا 15 سال گذشته مقرون به صرفه نمی باشد.

محمدجعفر صفار ، علیرضا جویان ، محمدرضا مهدوی ، علیرضا خلیلیان ،
دوره 15، شماره 47 - ( تير 1384 )
چکیده

سابقه و هدف: کارکنان بهداشتی - درمانی در معرض خطر کسب عفونت هپاتیت های ویروسی C,B,A از بیماران خویش هستند. برای کاهش بروز عفونت های فوق در کارکنان، علاوه بر به کارگیری صحیح و دقیق موازین پیشگیری کننده از عفونت (در برخورد با بیماران و یا ترشحات آنان)، انجام واکسیناسیون فعال خصوصا بر علیه ویروس هپاتیت B توصیه شده است. هدف این مطالعه، تعیین وضعیت واکسیناسیون و ایمنی بر علیه هپاتیت B، تعیین فراوانی ایمنی بر علیه هپاتیت A و فراوانی عفونت هپاتیت C در کارکنان بهداشتی - درمانی می باشد.
مواد وروشها: با بهره گیری از پرسشنامه و پرونده پزشکی کارکنان بهداشتی - درمانی بیمارستان بوعلی در کمیته کنترل عفونت بیمارستان و با استفاده از آزمونهای سرولوژیکی و روش ELISA بین ماه های خرداد لغایت آبان 1382، بررسی و جست و جوی آنتی بادی ضد آنتی ژن S هپاتیت B، آنتی بادی ضد هپاتیت های C و A در 263 نفر (83.2%) از 316 نفر کارکنان بهداشتی - درمانی مرکز و 17 نفر از کارکنان آشپزخانه انجام شد. افراد مستعد به هپاتیت B از نظر آلودگی به این عفونت، مورد سنجش نشانه های سرولوژیکی قرار گرفتند. ویژگی های فردی، طول دوران کار، میانگین سنی، سابقه بیماری هپاتیت و دریافت خون، وضعیت آسیب دیدگی به وسیله یک شی نوک تیز آلوده به خون یا ترشح (needlestick) و چگونگی واکسیناسیون بر علیه هپاتیت B و ایمنی مکتسبه، استخراج و مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت.
یافته ها: 168 نفر (60%) از افراد مورد مطالعه زن بوده اند و میانگین سنی کارکنان 39.8±9 سال و میانگین طول دوران فعالیت حرفه ای آنان 14.5±9.6 سال بوده است. 253 نفر از 280 نفر (90.36 درصد) کارکنان مورد مطالعه بر علیه هپاتیت A و 229 از 263 نفر (87%) بر علیه هپاتیت B ایمنی داشته اند. 2 نفر (0.774%) به HBV و یک نفر نیز (0.37%) به هپاتیت C مبتلا بوده اند. تعداد 163 نفر از 263 نفر (62%) کارکنان سابقه واکسیناسیون کامل هپاتیت B داشته ولی 55 نفر (21%) از کارکنان هیچگونه سابقه واکسیناسیون بر علیه هپاتیت B نداشته اند. از کارکنانی که سابقه واکسیناسیون کامل HBV داشتند، 13 نفر از 163 نفر (12.5%)، به عفونت HBV حساس، ولی 40 نفر از 55 نفر کارکنان (72.7%) که سابقه واکسیناسیون HBV نداشتند، نسبت به عفونت هپاتیت Bمقاوم بوده اند. 8 نفر از کارکنان سابقه هپاتیت بالینی و 12 نفر سابقه دریافت خون داشته اند. 67.4 درصد کارکنان، حداقل سالی یک بار به وسیله یک شی نوک تیز پزشکی آلوده به خون و یا ترشح، آسیب دیده بودند.
استنتاج: براساس نتایج مطالعه فوق، اکثریت کارکنان بر علیه هپاتیت A ایمن بوده که با توجه به هزینه بالای واکسیناسیون، نیازی به انجام واکسیناسیون فعال بر علیه آن وجود ندارد. به دلیل شیوع کم هپاتیت C در کارکنان، انجام آزمون غربالگری و محدودیت شغلی آنان قبل از شروع به حرفه تخصصی توصیه نمی گردد. با توجه به این که نسبت قابل توجهی از کارکنان بر علیه هپاتیتB یا اصلا واکسینه نشده و یا سابقه واکسیناسیون ناقص داشته اند و از وضعیت پاسخ ایمنی خویش نیز آگاهی نداشتند و با توجه به شیوع بالای هپاتیت B نسبت به جمعیت عادی در کارکنانی که اصلا واکسینه نشده بوده اند، انجام واکسیناسیون الزامی بر علیه عفونت فوق به همراه سنجش پاسخ ایمنی بعد از سری کامل واکسیناسیون هپاتیت B در دوران آموزش و یا قبل از شروع به کار حرفه ای توصیه می گردد.

محمدجعفر صفار ، رویا فرهادی ، ابوالقاسم عجمی ، علیرضا خلیلیان ، فرهنگ بابامحمودی ، جلیل شجاعی ،
دوره 15، شماره 50 - ( بهمن 1384 )
چکیده

سابقه و هدف: عفونت با ویروس هپاتیت (HEV) E سبب ایجاد هپاتیت حاد و خوش خیم ولی با مرگ و میر بالا در دوران بارداری می گردد. اطلاعات کمی راجع به همه گیری شناسی عفونت HEV در ایران وجود دارد، لذا شناخت جمعیتی آن لازم می باشد. هدف مطالعه فوق، تعیین فراوانی سرولوژیکی عفونت HEV در جمعیت 25-2 ساله و تعیین رابطه بین موارد آلودگی و مشخصات فردی – اجتماعی - بهداشتی می باشد.
مواد و روشها: در این بررسی توصیفی 1080 نمونه سرم مورد مطالعه قرار گرفت. جمعیت مورد مطالعه از میان افراد 25-2 ساله به ظاهر سالم مقیم مناطق مختلف شهرستان ساری (شهر و روستا) انتخاب شد. وجود آنتی بادی IgG ضد ویروس هپاتیت (anti-HEV IgG) E با روش ELISA مورد مطالعه قرار گرفت. اطلاعات مربوط به سن، جنس، سطح سواد، تعداد خانوار و سابقه بیماری در فرد مبتلا و اطرافیان آنها مورد پرسش قرار گرفته و ثبت شدند. نتایج مطالعه با روش آماری درصد و تعیین نسبت خطر با فاصله اطمینان 95 درصد مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: آنتی بادی ضد (anti-HEV IgG) HEV در 25 نفر (2.3 درصد) کل افراد مورد مطالعه وجود داشت. موارد مثبت با بالا رفتن سن، افزایش می یافت. به طوری که از 1.17 درصد در کودکان کمتر از 10 سال به 7.27 درصد در جمعیت 25-20 ساله می رسید(P=0.009). در مقایسه بین جمعیت شهری و روستایی، سن مواجهه با عفونت، در روستا پایین تر از شهر (عدم آلودگی تا سن 10 سالگی در شهر، 2.56 درصد موارد آلودگی در جمعیت 9-5 ساله روستایی) و شیوع آن در مناطق روستایی بیش از مناطق شهری (P=0.009) بوده است. عوامل خطر مربوط به کسب عفونت شامل اقامت در روستا، سواد کمتر، تعداد بیشتر افراد خانوار و دفع غیر بهداشتی زباله بوده است.
استنتاج: عفونت HEV در منطقه آندمیک می باشد. سن، نوع جامعه، کم سوادی و دفع غیر بهداشتی زباله به عنوان عوامل خطرساز کسب عفونت شناخته شدند.

نیلوفر معتمد ، زهرا کاشانی ، محمدجعفر صفار ، شهریار عالیان ، محمد خادملو ، رضا اسلامیان ،
دوره 16، شماره 51 - ( مرداد 1385 )
چکیده

سابقه و هدف: این موضوع به خوبی مشخص شده است که عادت نسخه نویسی بدون استدلال و غیر منطقی پزشکان منجر به درمان ناکامل و غیر موثر و باعث تشدید، یا به طول انجامیدن بیماری و به وجود آمدن آسیب و فشار به بیمار می گردد. در حال حاضر در بسیاری از دانشکده های پزشکی، آموزش مدونی در مورد اصول صحیح نسخه نویسی به خصوص در مورد بیماری های شایع وجود ندارد در این راستا توانایی دانشجویان پزشکی در شرف فارغ التحصیلی دانشکده پزشکی ساری در سال 1383 تشخیص، درمان و نوشتن نسخه های مناسب و اصولی برای چن دحالت بالینی شایع مورد ارزیابی قرار گرفت.
مواد و روش ها: این مطالعه مقطعی، توانایی نسخه نویسی برای 10 بیماری شایع و رعایت اصول نسخه نویسی در 41 نفر از دانشجویان پزشکی در شرف فارغ التحصیلی از طریق برگزاری یک امتحان بالینی ساختاردار عینی (OSCE) مورد بررسی قرار گرفت.
یافته ها: در هر ایستگاه به طور متوسط 57/1 اقدام انجام گرفت که 68 درصد این اقدامات درست بودند. میانگین کل تعداد داروها در هر نسخه 8/1 بوده که در این میان 70 درصد صحیح بوده است. برای داروهایی که به طور صحیح تجویز شده بودند به طور میانگین در هر نسخه 59 درصد مقادیر داروها صحیح بود. در مورد طول درمان - اشاره به این که درمان برای چه مدت به بیمار توصیه شده - برحسب داروهای صحیح موجود در هر نسخه به طور متوسط به 44 درصد طول درمان ها درست اشاره شده بود. میانگین نمره کل شرکت کنندگان در همه ایستگاه ها 4/56 از 100 نمره بوده است. به طور میانگین دانشجویان برای هر نسخه 4/1 توصیه غیردارویی درست و 29/0 توصیه غیردارویی نادرست انجام دادند و در کل 7/82 درصد توصیه های غیردارویی درست بوده است. از نظر آماری ارتباط معنی داری بین توانایی نسخه نویسی دانشجویان با جنس، سن، وضعیت تاهل، نمره علوم پایه و نمره اینترنتی به دست نیامد ولی بین توانایی نسخه نویسی اینترن ها با معدل درسی ارتباط معنی داری وجود داشت.
استنتاج: بیش از نیمی از دانشجویان از نظر توانایی نسخه نویسی در وضعیت متوسط قرار داشتند. به طور کلی می توان نتیجه گرفت که بیش از یک سوم نسخه هایی که توسط دانشجویانی که از این دانشکده فارغ التحصیل می شوند، نوشته شده است از لحاظ محتوا اشتباه و نادرست است و تنها حدود 5 درصد از نسخه های نوشته شده توسط این دانشجویان کاملا صحیح و بدون اشتباه است. به نظر می رسد تنها آموزش داروشناسی بهطریقه سنتی و عمدتا در کلاس های تئوری پاسخ گو نخواهد بود. برگزاری آموزش عملی تجویز داروها نظیر الگوی سازمان جهانی بهداشت در دانشکده های پزشکی پیشنهاد می شود.


صفحه 1 از 3    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشگاه علوم پزشکی مازندران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2021 All Rights Reserved | Journal of Mazandaran University of Medical Sciences

Designed & Developed by : Yektaweb