جستجو در مقالات منتشر شده


7 نتیجه برای پناهی

مهدی خوبدل ، یونس پناهی ، شهرام اعلا ، افشین زرقی ،
دوره 16، شماره 56 - ( بهمن 1385 )
چکیده

سابقه و هدف : کنترل پشه ها و حفاظت افراد از گزش آنها یکی از مهم ترین راه های پیشگیری از بیماری های منتقله بوسیله پشه ها می باشد. دی متیل فتالات (DMP) یکی از کم خطرترین مواد دافع حشرات می باشد که به تنهایی و یا در ترکیب با سایر مواد دافع مورد استفاده قرار می گیرد. در این مطالعه لوسیون دی متیل فتالات که به تازگی در کشور ساخت و فرموله شده است بامشابه خارجی و پماد سنگر، از لحاظ مدت زمان حفاظت دهی و اثربخشی در مقابل Culex pipiens و در شرایط آزمایشگاهی مورد ارزشیابی قرار می گیرد.
مواد و روش ها : در این مطالعه مداخله ای که از نوع کارآزمایی بالینی می باشد، از روش آزمایشگاهی Screen cage که برای برآورد مدت زمان حفاظت دهی مواد دافع در مقابل پشه ها طرح ریزی شده است، استفاده شد. برای این منظور سه نوع ماده دافع حشرات شامل لوسیون DMP ایرانی، خارجی و پماد سنگر در مقابل Cx.pipiens و با استفاده از داوطلب انسانی مورد آزمایش قرار گرفت. ساعد داوطلبین به مقدار مشخصی از مواد دافع، آغشته شده و سپس برای تعیین مدت زمان حفاظت دهی و اثربخشی در داخل قفس در معرض گزش پشه ها قرار گرفت.
یافته ها : مدت زمان حفاظت دهی لوسیون دافع حشرات 60 DMP درصد ایرانی در مقابل Cx. pipiens ، 299 ± 7.03 دقیقه تعیین شد که اختلاف معنی داری با مشابه خارجی و پماد سنگر نداشت. هم چنین مدت زمان اثربخشی لوسیون دافع حشرات DMP ایرانی در مقابل Cx. pipiens ترکیبی، 333 ± 10.16 دقیقه برآورد شد که با لوسیون DMP خارجی و پماد سنگر اختلاف معنی دار داشت. مدت زمان اثربخشی لوسیون DMP ایرانی در مقابل Cx.pipiens ترکیبی، از لوسیون DMP خارجی و پماد سنگر کمتر بود. مدت زمان حفاظت دهی و اثربخشی پماد سنگر نیز در مقابل Cx.pipiens به ترتیب در حدود 5.5 و 8 ساعت تعیین شد.
استنتاج : در این بررسی لوسیون DMP (60 درصد) ایرانی حفاظت دهی قابل توجهی (در حدود 5 ساعت) را در مقابل Cx.pipiens در شرایط آزمایشگاهی ایجاد نمود، بنابراین برای حفاظت دهی در مقابل این گونه مناسب می باشد و از این نظر دارای پتانسیل لازم برای رقابت با مشابه خارجی می باشد. ولی لازم است در فرمولاسیون آن تغییراتی صورت بگیرد تا شاخص مدت زمان اثربخشی آن نیز افزایش یابد.

ساسان توانا ، یونس پناهی ، نصراله ساعدموچشی ، فاطمه بیرقدار ، ابراهیم نادری ، شهرام اعلا ،
دوره 19، شماره 70 - ( خرداد 1388 )
چکیده

سابقه و هدف: شایعترین یافته در آمبولی ریوی نارسایی بطن راست است. هدف این مطالعه بررسی شیوع و مزیت تشخیصی تروپونین قلبی I در تشخیص بیماران مبتلا به نارسایی بطن راست بدلیل آمبولی ریه می باشد.
مواد و روش ها: این مطالعه روی 42 بیمار مبتلا به آمبولی ریوی در بیمارستان اکبتان شهر همدان انجام شد. اطلاعات لازم از طریق گرفتن شرح حال بیماران، انجام اکوکاردیوگرام و اسکن پرفیوژن ریوی جمع آوری شد و نمونه های خون بیماران به سرعت بعد از تشخیص آمبولی ریوی گرفته شد و تروپونین I با روش کروماتوگرافی اندازه گیری گردید.
یافته ها: تروپونین I در 2 مورد افزایش یافته بود، (بالای0.5mg/l ) و در 40 مورد (95.2 درصد) کمتر از 0.5mg/l بود. اختلال عملکرد بطن راست در 16 (38 درصد) بیمار مشاهده شد. علایم اکوکاردیوگرافیک اختلال عملکرد بطن راست در یک بیمار از دو بیمار با تروپونین I مثبت و در 15 بیمار از 40 بیمار (37.5 درصد) با تروپونین منفی مشاهده شد. هیچ ارتباطی بین نارسایی بطن راست و سطح ترپونین I یافت نگردید.
استنتاج: بالا رفتن تروپونین I در آمبولی حاد ریه علیرغم شیوع پایین آن، نشان دهنده آن است که اندازه گیری تروپونین I نمی تواند به افتراق علل قلبی درد سینه از علل غیرقلبی آن و تشخیص اختلال عملکرد بطن راست کمک چندانی نماید.

محمد سلطانی زاده، حمیدطاهر نشاط دوست، مهرداد کلانتری، مهرداد صالحی، محمدحسین ایزدپناهی،
دوره 26، شماره 139 - ( مرداد 1395 )
چکیده

انزال زودرس احتمالاً شایع‌ترین کژکاری جنسی در مردان است که شیوع آن در کل دنیا تقریباً 30 درصد است. انجام پژوهش‌های شیوع‌شناسی، تشخیص دقیق، انجام درمان مناسب و ارزیابی کارآزمایی‌های بالینی، نیازمند تعریفی است که مورد پذیرش همگانی قرار گیرد و قابلیت عملیاتی سازی داشته باشد. متون پژوهشی، تعاریف مختلفی از انزال زودرس ارائه داده‌اند. پرکاربردترین آن‌ها، تعریف راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM) است. با این‌ حال، اکثر این تعاریف نویسنده- محور بوده تا مبتنی بر شواهد و بر اساس پژوهش‌های همه‌گیرشناسی یا پژوهش‌های بالینی نیست. در این مقاله با بررسی 41 مقاله، تعاریف مختلف از انزال زودرس مرور گردید، ملاک‌های این تعاریف برای انزال زودرس مورد بحث قرار گرفت و طبقه‌بندی انواع نشانگان این اختلال ذکر شد. یافته‌ها نشان داد تعاریف و طبقه‌بندی‌هایی که چند بعدی بوده و دارای چند ملاک تشخیصی خصوصاً ملاک‌های عینی مانند زمان انزال دورن واژنی (IELT) باشند، تعاریف و طبقه‌بندی‌های مناسب‌تری هستند.


رامین بلوچی، فریده باباخانی، رحمان شیخ حسینی، محسن پناهی ینگ آباد، الهام شیرزاد،
دوره 27، شماره 156 - ( دی 1396 )
چکیده

 

سابقه و هدف: ناشنوایان به علت نقص در سیستم دهلیزی، که خود این سیستم یکی از اصلیترین بخشهای کنترل تعادل در انسان میباشد، تعادل ضعیفتری نسبت به سایر افراد سالم دارند.
مواد و روشها: این تحقیق از نوع نیمهتجربی بهصورت پیشآزمون پس آزمون با گروه کنترل بود. 32 نفر دانشآموز ناشنوا انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه تقسیم شد. گروه تجربی تمرینات را به مدت 8 هفته و هر هفته سه جلسه انجام دادند. قبل از شروع دوره و نیز بعد از پایان دوره از هر دو گروه، تستهای تعادلی بس ( BESS)1 و تست تعادلی زماندار برخاستن و رفتن ( TUG)2، تست 10 متر راه رفتن و طول گام مورد بررسی قرار گرفت و نتایج با استفاده از نرم افزار SPSS، آزمون تی وابسته و تحلیل کوواریانس، تحلیل شد (P<0/05).
یافتهها: نتایج آزمون تحلیل کوواریانس، اختلاف معناداری را در پس آزمون تستهای TUG ، BESS، سرعت راهرفتن و طول گام در هر دو گروه مداخله و کنترل نشان داد.
استنتاج: تمرینات پیلاتس میزان تعادل ایستا و پویا، سرعت راهرفتن و طول گام دانشآموزان ناشنوا را بهبود میدهد.
مهدی پناهیان، مسلم شعبانی، مرضیه شریفیان البرزی، علیرضا اکبرزاده باغبان،
دوره 28، شماره 166 - ( آبان 1397 )
چکیده

سابقه و هدف: شوانوم دهلیزی ضایعهای در سیستم دهلیزی محیطی است که منجر به کاهش بهره رفلکس دهلیزی- چشمی (VOR) و بروز ساکاد اصلاحی میگردد. مطالعات نشان دادهاند که نتیجه آزمون ویدئویی ایمپالس سر (VHIT ) در اختلالات سیستم دهلیزی محیطی، ناهنجار و در اختلالات سیستم دهلیزی مرکزی هنجار میباشد. این مطالعه با هدف، ارزیابی و مقایسه نتایج VHIT در افراد مبتلا به شوانوم دهلیزی و افراد مبتلا به تومورهای دهلیزی مرکزی انجام پذیرفت.
مواد و روشها: این مطالعه توصیفی- تحلیلی، بر روی 12 فرد مبتلا به تومور شوانوم دهلیزی یک طرفه و 15 فرد مبتلا به تومورهای یک طرفه سیستم دهلیزی مرکزی در مرکز گامانایف ایران (دی ماه 93 تا شهریور ماه 94) صورت گرفت. انتخاب بیماران بر اساس تشخیص پزشک متخصص و همچنین شکایت بیمار از علائم سرگیجه، عدم تعادل و یا گیجی در نظر گرفته شد. ارزیابی VHIT با استفاده از ایمپالس های افقی و عمودیِ سر، در بیماران انجام شد. در نهایت میزان بهره VOR و نسبت ساکادهای اصلاحی در دو گروه افراد مبتلا به تومور مورد ارزیابی قرار گرفت. میزان بهره 80/0 و کم‌تر، به عنوان معیار ناهنجار در نظر گرفته شد.
یافتهها: میزان بهره VOR در سمت آسیب دیده افراد مبتلا به شوانوم دهلیزی، 38/0 و در افراد مبتلا به تومور سیستم دهلیزی مرکزی، 96/0 بهدست آمد (001/0 = p). همچنین نسبت ساکاد اصلاحی در گروه افراد مبتلا به شوانوم دهلیزی، 34/30 و در گروه تومورهای دهلیزی مرکزی 44/3 بهدست آمد (007/0 = p).
استنتاج: یافتههای حاصل از VHIT موجب بهبود تشخیص افتراقی تومورهای سیستم دهلیزی محیطی از تومورهای سیستم دهلیزی مرکزی میگردد.
شادی شیخ، مهدی افشاری، ابولفضل پناهی میشکار،
دوره 29، شماره 175 - ( مرداد 1398 )
چکیده

سابقه و هدف: ﻳﻜـﻰ از دﻻﻳﻞگسترش بیماری سل، ﺗﺄﺧﻴﺮ در ﺗﺸﺨﻴﺺو درمان ﻗﻄﻌﻰاین بیماری می‌باشد. هدف از این مطالعه ارزیابی مدت زمان تاخیر در تشخیص و درمان بیماران سل اسمیر مثبت در منطقه سیستان می‌باشد.
مواد و روشها: مطالعه حاضر به صورت مقطعی بوده که در آن 384 بیمار مسلول اسمیر مثبت در طی سال های 1395 و 1396 مورد بررسی قرار گرفتند. با مراجعه به معاونت بهداشتی زابل، اطلاعات موردنیازجمعآوری شد.
یافتهها: در این مطالعه میانه تاخیر در تشخیص و تاخیر در درمان بیماران مسلول ریوی اسمیر مثبت به ترتیب 31 روز و صفر روز برآورد شد. تاخیر در تشخیص در بیماران تحت درمان مجدد بیشتر از بیماران جدید بود (004/0= P). همچنین هرچه درجه مثبت بودن اسمیر خلط بیشتر بود، میزان تاخیر در تشخیص بیماران هم بیشتر بود (003/0= P). از بین سایر فاکتورهای مورد بررسی مانند سن (361/0= P)، جنس (70/0= P)، ملیت (29/0= P)، محل سکونت (90/0= P)، شغل (154/0= P) و درجه تحصیلات (298/0= P)، هیچ یک تاثیر معنی داری در تاخیر تشخیص نداشت. در خصوص عوامل مختلف در تاخیر در درمان بیماران مسلول، وضعیت شغل (015/0= P) تاثیر معنیداری داشت.
استنتاج: مطالعه ما نشان داد که در سال‌های گذشته بیش‌تر بیماران مسلول ریوی اسمیر مثبت دیرتر از یک ماه از شروع علایم تشخیص داده شده‌اند، اما درمان اکثر بیماران به موقع صورت گرفته بود. همچنین، نوع بیماری سل و درجه مثبت بودن خلط می‌تواند در تاخیر تشخیص نقش داشته باشد.
 
ضیاءالدین اخوان راد، محمد تقی مقدم نیا، احسان کاظم نژاد لیلی، مسعود خسروی، لطیف پناهی، سمیه پوی، آمنه مسیبی، مجید پورشیخیان،
دوره 30، شماره 194 - ( اسفند 1399 )
چکیده

سابقه و هدف: افت فشارخون و تغییر در علائم حیاتی از شایعترین عوارض جدی حین همودیالیز میباشند. مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر استفاده از محلول دیالیز سرد بر وضعیت همودینامیک بیماران تحت همودیالیز انجام شد.
مواد و روشها: این پژوهش یک مطالعه نیمه تجربی قبل و بعد است که بر روی 99 بیمار دیالیزی در بیمارستان رازی رشت در سال 1398 انجام شد. آزمودنیها ابتدا طی سه جلسه دیالیز، با محلول دیالیز با دمای 37 درجه سانتیگراد و سه جلسه بعدی با محلول دیالیز سرد با دمای 5/35 درجه سانتی گراد تحت همودیالیز قرار گرفته و فشارخون و نبض آنها ثبت شد. جهت تجزیه ‌وتحلیل داده‌ها از نرم‌افزار SPSS نسخه 16 و از آزمون‌های آماری تی زوجی و تی مستقل استفاده شد.
یافتهها: براساس یافتههای مطالعه، تغییرات فشارخون سیستولیک و دیاستولیک بین دو دمای 5/35 و 37 درجه سانتیگراد از لحاظ آماری اختلاف معنیداری داشت(001/0>P). همچنین در دمای 5/35 درجه سانتی گراد میانگین و انحرافمعیار تغییرات فشارخون سیستولیک و دیاستولیک، از قبل به بعد از دیالیز نسبت به دمای 37 درجه سانتیگراد، بیشتر بود. همچنین تغییرات نبض از قبل به بعد از دیالیز بین دو دمای 5/35 و 37 درجه سانتیگراد معنیدار بود (001/0>P).
استنتاج: براساس یافتههای مطالعه حاضر، استفاده از محلول دیالیز سرد میتواند موجب ثبات وضعیت همودینامیک بیماران حین دیالیز میشود و استفاده از آن توصیه میشود.
 
شماره ثبت کارآزمایی بالینی : 9N20080825001083IRCT

 

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشگاه علوم پزشکی مازندران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2021 All Rights Reserved | Journal of Mazandaran University of Medical Sciences

Designed & Developed by : Yektaweb