جستجو در مقالات منتشر شده


17 نتیجه برای پیوندی

عباس علی کریم پورملک شاه ، امیر اسماعیل نژادمقدم ، نرگس مسلمی زاده ، نادعلی موسی نژاد ، سپیده پیوندی ، مریم جهان دار ،
دوره 15، شماره 49 - ( مهر 1384 )
چکیده

سابقه و هدف: ناباروری یکی از مشکلات مهم بهداشتی – درمانی جوامع مختلف محسوب می شود. شیوع بالای این بیماری (12-8 درصد) اهمیت آن را دو چندان می کند. نسبت قابل توجهی از ناباروری وابسته به شرایط محیطی و عوامل خطرساز اکتسابی بوده و قابل پیشگیری می باشد. تفاوت شرایط محیطی، لزوم مطالعه فراوانی علل مختلف ناباروری در هر منطقه را مورد تاکید قرار می دهد. این مطالعه به منظور بررسی علل مختلف ناباروری در بیماران مراجعه کننده به درمانگاه ناباروری بیمارستان امام ساری انجام شده است.
مواد و روش ها: در این مطالعه توصیفی 657 زوج نابارور که طی سالهای 1380 الی 1383 به درمانگاه نازایی بیمارستان امام خمینی ساری مراجعه کرده اند، مورد بررسی قرار گرفتند. اطلاعات مربوط به بیماران از پرونده های آنان استخراج و ثبت شده است. این اطلاعات شامل مشخصات دموگرافیک، تاریخچه بلوغ جنسی و بیماری های تاثیر گذار بر قدرت باروری و نتایج معاینات دقیق هر زوج به منظور تعیین علت ناباروری بوده است. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی مانند درصد فراوانی و میانگین استفاده شد.
یافته ها: در جامعه آماری مورد مطالعه، فراوانی ناباروری اولیه و ثانویه به ترتیب 76.5 و 23.5 درصد بوده است. میانگین دوره ناباروری در هنگام اولین مراجعه به درمانگاه نازایی 5.7 سال و میانگین سنی مردان و زنان به ترتیب 33 و 29 سال بوده است. از لحاظ سبب شناسی 37.6 و 31.1 درصد بیماران به ترتیب به علت فاکتور زنانه و فاکتور مردانه دچار ناباروری بودند. در 17.2 درصد از موارد نیز هر دو جنس در بروز ناباروری دخیل بوده اند. در 14.2 درصد از بیماران، علت شناخته شده ای برای ناباروری پیدا نشد. مهم ترین علت ناباروری در مردان، مایع منی (Semen) غیرطبیعی و در زنان اختلالات تخمدانی بوده است.
استنتاج: الگوی سبب شناسی ناباروری با بسیاری از مناطق دیگر که توسط سازمان جهانی بهداشت (WHO) گزارش شده است، نزدیک می باشد. با وجود این، میزان اختلالات تخمدانی، از بسیاری از مطالعات دیگر بالاتر می باشد که نیاز به بررسی بیش تری دارد. همچنین دوره ناباروری طولانی، نشان دهنده ضعف اطلاعات باروری مردم و ضعف سیستم ارجاع می باشد.

ژیلا ترابی زاده ، فرشاد نقش وار ، امید عمادیان ، علیرضا علم ، علیرضا خلیلیان ، ناعمه پیوندی ،
دوره 16، شماره 51 - ( مرداد 1385 )
چکیده

سابقه و هدف: بیماری هیرشپرونگ (HD) شایع ترین علت انسداد روده ای نوزادان می باشد. به دلیل مشکلات و عوارض بیوپسی تمام ضخامت و عضلات سروزی رکتوم، تمایل به انجام بیوپسی مخاطی - زیرمخاطی رکتوم می باشد. ولی تفسیر این بیوپسی ها با رنگ آمیزی هماتوکسیلین - ائوزین (H&E) و حتی رنگ آمیزی ایمونوهیستوشیمی (IHC) متداول یعنی استیل کولین استراز دارای مشکلاتی می باشد. از آنجا که اطلاعات درباره صحت رنگ آمیزی انولاز اختصاصی نرون (NSE) برای تشخیص هیرشپرونگ که مارکری در دسترس و قابل انجام بر روی بلوک های پارافینه می باشد، ناکافی است، این مطالعه با هدف تعیین ارزش تشخیصی NSE بر بیوپسی‌های مخاطی - زیرمخاطی رکتوم درتشخیص بیماری هیرشپرونگ و اختلالات وابسته انجام شده ا ست.
مواد و روش ها: مطالعه بر 65 بیوپسی مخاطی زیر مخاطی و 65 بیوپسی عضلانی - سروزی (استاندارد) رکتوم بیماران مشکوک به بیماری هیرشپرونگ و اختلالات وابسته مراجعه کننده به بیمارستان های بوعلی و شفای ساری (از فروردین1382 - مهر 1383) انجام شد. از هر بیمار یک بیوپسی مخاطی - زیرمخاطی و یک بیوپسی عضلانی – سروزی گرفته شد. لام های نمونه های مخاطی – زیر مخاطی با NSE و نمونه های عضلانیسروزی با E& H رنگ آمیزی و به صورت دو سوکور خوانده و با هم مقایسه شد. داده ها با فرمول های حساسیت و ویژگی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: حساسیت، اختصاصیت، کارایی و ارزش اخباری مثبت و منفی رنگ آمیزی NSE در تشخیص بیماری هیرشپرونگ به ترتیب 100درصد، 84.2 درصد، 89.1 درصد،81.8درصد، 100 درصد بود. که اختلاف معنی دار از نظر آماری با استاندارد نشان داد. در بررسی 5 مورد هیپوگانگلیوزیس، رنگ آمیزی NSE در یک مورد منفی کاذب و در 9 مورد مثبت کاذب وجود داشت.
استنتاج: یافتن سلول گانگلیونی با رنگ آمیزی NSE قطعا بیماری هیرشپرونگ را رد می کند و عدم وجود سلول های گانگلیونی در 81.8 درصد موارد تشخیص HD را به درستی مطرح می کند. لذا استفاده ازNSE در مواردی که نمونه یک بیوپسی مخاطی - زیر مخاطی باشد منطقی به نظر می رسد. این روش شاید در نشان دادن وجود یا عدم وجود سلول گانگلیونی کافی باشد ولی شمارش سلول گانگلیونی (که در تشخیص اختلالات وابسته لازم است) نیازمند بررسی شبکه عصبی میانتریک است.

سپیده پیوندی ، نرگس مسلمی زاده ،
دوره 16، شماره 51 - ( مرداد 1385 )
چکیده

سابقه و هدف: اختلال تخمک گذاری یکی از علل شایع نازایی زنان می باشد و اکثر آنان مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک می باشند. اولین قدم در درمان نازایی این افراد، تحریک تخمک گذاری با کلومیفن سیتراتاست. 22.1- 20 درصد موارد بیماران بـه تحریک تخمک گذاری بـا کلومیفن مقاوم می باشند. هدف از این مطالعه بررسی میزان تخمک گذاری و بارداری ناشی از مصرف تاموکسیفن در مبتلایان به تخمدان پلی کیستیک مقاوم به کلومیفن می باشد.
مواد و روش ها: این مطالعه یک بررسی توصیفی است که در 100 زن مبتلا به تخمدان پلی کیستیک مقاوم به کلومیفن و مراجعه کننده به کلینیک نازایی بیمارستان امام خمینی (1383) انجام شده است. بیماران از روز 7-3 سیکل قاعدگی تحت درمان با قرص تاموکسیفن به میزان mg/d 40 قرار گرفتند. مانیتورینگ با سونوگرافی واژینال انجام شد و در حضور 3-1 فولیکول، بزرگتر از mm 18، آمپول HCG 000/10واحد عضلانی تزریق گردید . میزان تخمک گذاری (بر اساس میزان پروژسترون سرم 7 روز پس از تزریق آمپول HCG) و میزان بارداری کلینیکی تعیین شد.
یافته ها: در 27 بیمار از 100 بیمار تخمک گذاری رخ داد و در 18 مورد ساک بارداری در سونوگرافی مشاهده گردید. آنالیز آماری نشان داد که ضخامت اندومتر در خانم هایی که باردار شدند 72.10 میلی متر و در خانم هایی که باردار نشدند 16.8 میلی متر بود که این تفاوت از نظر آماری معنی دار بود. هم چنین تعداد فولیکول غالب بزرگتر از 16 میلی متر در خانم های باردار 3.4و در خانم های غیر باردار 2.7 بوده که این تفاوت نیز معنی دار بود.
استنتاج: نتایج مطالعه نشان داد که تاموکسیفن در مبتلایان به تخمدان پلی کیستیک مقاوم به کلومیفن احتمالا از طریق افزایش ضخامت اندومتر و تعداد فولیکول های بالغ ناشی از اثرات آگونیستی استروژن در القا تخمک گذاری و بارداری موثر است و می تواند قبل از تحریک تخمک گذاری با HMG و یا لاپاروسکوپی مد نظر قرار گیرد.

سپیده پیوندی ، نرگس مسلمی زاده ،
دوره 16، شماره 55 - ( مهر 1385 )
چکیده

آسیب دستگاه ادراری- تناسلی از عوارض زایمان طبیعی می باشد. این مقاله شامل گزارش یک مورد نادر از آسیب دستگاه ادراری- تناسلی در جریان انجام یک زایمان طبیعی است. خانمی27 ساله 4 روز پس از زایمان طبیعی به علت اتساع شکم و علایم تحریک صفاق و نارسایی کلیوی مراجعه می کند. سابقه جراحی قبلی در ایشان وجود نداشت. عکس ساده شکم تجمع مقدار زیادی مایع در صفاق (Ascites) را نشان داد. در زمان برش دیواره شکم (Laparatomy)، 5.3 لیتر ادرار در حفره صفاق وجود داشت و یک پارگی حدود 3 سانتی متری در گنبد مثانه دیده شد. عمل ترمیم مثانه انجام گرفت. بررسی مطالعات نشان داد که این مورد، چهارمین مورد پارگی مثانه به دنبال زایمان طبیعی در خانمی است که سابقه سزارین قبلی ندارد. در هر بیماری که پس از زایمان به علت تجمع مایع در حفره صفاق و نارسایی کلیوی مراجعه می کند تشخیص پارگی داخل صفاق مثانه را نباید از نظر دور داشت.
نرگس مسلمی زاده ، سپیده پیوندی ،
دوره 16، شماره 56 - ( بهمن 1385 )
چکیده

این مقاله، گزارش یک مورد نادر از سروز سیست آدنومای پارااوارین در یک دختر خانم 19 ساله می باشد که به دلیل بزرگی شکم مراجعه کرده بود. در معاینه بیمار توده ای با قوام کیستیک تمام شکم را پر کرده بود. سونوگرافی و سی تی اسکن وجود یک کیست بسیار بزرگ را گزارش کرد. تشخیص اولیه با توجه به بزرگی آن، موسینوس سیست آدنومای تخمدان و جراحی نشان دهنده منشا اکسترااوارین آن بود. این تومورها می توانند مزوتلیالی باشند و یا از مجاری مزونفریک و یا پارامزونفریک منشا بگیرند. پارگی، تورشن، درد، بزرگی شکم و بدخیمی ازعوارض این کیست ها می باشد.

سپیده پیوندی ، عبدالرضا علی پور ، نرگس مسلمی زاده ، فرشاد نقش وار ،
دوره 17، شماره 57 - ( فروردين 1386 )
چکیده

مزوتلیومای کیستیک خوش خیم یک ضایعه ناشایع صفاقی است که عمدتا در زنان در سن باروری مشاهده می شود. بیمار معرفی شده دختر مجرد 21 ساله می باشد که به علت درد دوره ای شکم و اتساع مختصر شکم که از 4 سال قبل شروع شده بود مراجعه کرد. معاینات کلینیکی بیمار نرمال بود مختصر اتساع شکم وجود داشت. در سونوگرافی و CT اسکن آسیت و مایع آزاد در لگن و ناودان های پاراکولیک دو طرفه مشاهده شد. در بررسی عللی آسیت، نکته مثبت یافت نشد. در لاپاراسکوپی کیست های متعدد و شفاف در لگن و کلدوساک مشاهده شد که از طریق لاپاراسکوپی خارج شدند. یافته پاتولوژی منطبق بر مزوتلیومای کیستیک خوش خیم بود. بررسی مطالعات نشان داد که این دومین مورد از موارد گزارش شده کیست مزوتلیال حفره صفاقی می باشد که بیمار به علت آسیت تحت بررسی قرار گرفته است.

سیداسماعیل شفیعی ، سیدمحمدمهدی دانش پور ، علیرضا خلیلیان ، محمدحسین کریمی نسب ، سپیده پیوندی ، عاطفه هادیان ،
دوره 19، شماره 71 - ( مرداد 1388 )
چکیده

سابقه و هدف: درد جلوی زانو از شایع ترین علایمی می باشد که بیمار بخاطر آن به کلینیک های ارتوپدی به خصوص کلینیک زانو مراجعه می کند. در بسیاری از موارد پس از معاینات بالینی، روش های پاراکلینیک و تصویربرداری، علت مشخصی که بتواند توجیه کننده این نوع درد باشد، شناسایی نمی شود. به این نوع درد که عامل پاتولوژیک قابل شناسایی ندارد سندرم درد جلوی زانو می گویند. این مطالعه با هدف تعیین رابطه بین ایندکس پاتلا و سندرم درد جلوی زانو در بیماران مراجعه کننده به کلینیک ارتوپدی بیمارستان امام خمینی ساری در سال 1387 انجام شده است.
مواد و روش ها: این مطالعه به صورت مورد - شاهدی بر روی 44 بیمار که به کلینیک ارتوپدی بیمارستان امام خمینی ساری مراجعه کرده بودند، انجام شد. گروه مورد شامل 22 نفر با سندرم درد جلوی زانو و گروه شاهد نیز شامل 22 نفر از بیمارانی بودند که درد جلوی زانو نداشتند و به علت مشکلاتی غیر از زانو به کلینیک مراجعه کرده بودند. علاوه بر این دو متغیر عواملی چون شغل، ایندکس توده بدنی، طول تاندون و استخوان پاتلا و نسبت این دو متغیر نیز برای همه بیماران ثبت گردید. از تمام بیماران رادیوگرافی لاترال زانو به عمل آمد و در گرافی نسبت طول تاندون پاتلا به طول استخوان پاتلا (ایندکس پاتلا) محاسبه گردید و میزان ارتباط بین نسبت طول استخوان پاتلا به تاندون پاتلا با دردهای جلوی زانو در افراد سالم و بیمار مقایسه شد.
یافته ها: ایندکس پاتلا در بیماران با درد جلوی زانو (گروه مورد) بطور معنی داری بیشتر از گروه شاهد بود. این سندرم در خانم های خانه دار بیش از سایر خانم ها دیده می شود. شاخص توده بدنی و ایندکس پاتلا بین دو جنس مذکر و مونث اختلاف معنی داری نداشت (1.14±0.13 در مقابل 0.98±0.09).
استنتاج: از جمله عواملی که ما را بیش از پیش ترغیب نمود تا بتوانیم مطالعه اخیر را برای بررسی این سندرم انجام دهیم فقدان علت شناخته شده برای این سندرم بود. این مطالعه نشان داد که اختلاف معنی داری بین ارتباط ایندکس پاتلا در دو گروه مورد و شاهد وجود دارد اما بیان کرد که نمایه توده بدنی و ایندکس پاتلا در جنس مذکر و مونث رابطه معنی داری ندارند.

سپیده پیوندی ، سیدحمزه حسینی ، سیدمحمدمهدی دانش پور ، رضاعلی محمدپور ، نازنین غلامی ،
دوره 20، شماره 80 - ( بهمن 1389 )
چکیده

سابقه و هدف: استرس ناشی از نازایی سبب اختلال در رضایتمندی زناشویی، کاهش اعتماد به نفس و کاهش دفعات روابط جنسی زوج میشود. با توجه به مطالعات مختلف در مورد مسایل روحی روانی زوجهای نازا این مطالعه به منظور بررسی فراوانی افسردگی، اضطراب و رضایتمندی زناشویی در 200 زن نابارور مراجعه کننده به مراکز نازایی شهر ساری در سال 1387 انجام شد.
مواد و روش ها: در این مطالعه توصیفی 200 زن نازا از بین بیماران مراجعه کننده به مرکز نازایی بیمارستان امام خمینی و مرکز نازایی حضرت مریم انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری اطلاعات، سه سری پرسشنامه شامل: پرسشنامه اضطراب Cattle، پرسشنامه افسردگی Beck و پرسشنامه رضایتمندی زناشویی Enrich می باشد. پرسشنامه ها بعد از گرفتن رضایتنامه و ارایه توضیحات، توسط افراد مورد مطالعه تکمیل شد. نتایج حاصله از این پرسشنامه ها با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمونهای Chi-square و T-test تجزیه و تحلیل شد.
یافته ها: از 200 فرد مورد بررسی، 124 نفر (62 درصد) دارای درجات مختلفی از افسردگی بودند. از این تعداد، 55 نفر (27.5 درصد) افسردگی خفیف، 51 نفر (25.5 درصد) افسردگی متوسط و 18 نفر (9 درصد) افسردگی شدید داشتند. همچنین از 200 نفر، 101 نفر (50.5 درصد) بدون اضطراب و 38 نفر (19 درصد) اضطراب خفیف و 35 نفر (17.5 درصد) اضطراب متوسط، 22 نفر (11 درصد) اضطراب شدید و 4 نفر (2 درصد) اضطراب خیلی شدید داشتند. افراد شرکتکننده در مطالعه 27 درصد عدم رضایت از زندگی زناشویی داشتند. بین میزان رضایتمندی زناشویی و شدت افسردگی و اضطراب بیماران ارتباط معنیداری مشاهده شد. در افرادی که شدت افسردگی و اضطراب آنان کمتر بود میزان رضایتمندی زناشویی بیشتر بود (P<0.05).
استنتاج: بر اساس نتایج این مطالعه به نظر میرسد که حضور روان شناسان بالینی و روانپزشکان در مراکز تشخیص و درمان نازایی میتواند امری موثر و مفید در کمک به افراد نابارور در سازگاری بهتر با استرس ناشی از نازایی باشد.

محمدرضا حبیبی ، عالیه زمانی کیاسری ، نرگس مسلمی زاده ، مونا رضایی ، سهیلا شاه محمدی ، سالومه پیوندی ،
دوره 21، شماره 83 - ( مرداد 1390 )
چکیده

سابقه و هدف: رمی ‌فنتانیل یک داروی مخدر کوتاه اثر است که علی ‌رغم عبور سریع از جفت، در بدن جنین نیز به سرعت متابولیزه می‌ گردد و اثرات سوء کمتری بر جنین اعمال می ‌کند. هدف از انجام این مطالعه بررسی مقایسه ‌ای دو دوز مختلف انفوزیون رمی فنتانیل بر روی آپگار اسکور نوزادان و بیداری مادران به هنگام بیهوشی عمومی در سزارین الکتیو می ‌باشد.
مواد و روش ها: این کارآزمایی بالینی دوسوکور بر روی 90 مادر 18 تا 35 ساله کاندید سزارین انتخابی انجام شد. مادران با روش تخصیص تصادفی به 3 گروه مساوی شامل انفوزیون رمی فنتانیل با دوز 0.2 mg/kg/min (گروه مورد)، انفوزیون نرمال سالین با همان حجم و سرعت (گروه شاهد) و انفوزیون رمی فنتانیل با دوز 0.1 mg/kg/min (گروه مورد) تقسیم شدند. نمره آپگار نوزادان در دقایق 1 و 5 پس از تولد ثبت شد. فشارخون و ضربان قلب مادران، قبل از شروع القا بیهوشی و بلافاصله قبل و بعد از لوله گذاری تراشه و 5 دقیقه بعد از آن اندازه ‌گیری و ثبت شد. داده‌ ها توسط آزمون ‌هایT-test ،Anova وRepeated measures مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافته ها: میانگین فشار سیستولیک و دیاستولیک و ضربان قلب مادر قبل از القا، یک دقیقه پس از لوله‌ گذاری، 5 دقیقه پس از لوله ‌گذاری و نیز پس از خروج جنین در گروه‌ های مورد کمتر از گروه شاهد بوده است و از لحاظ آماری تفاوت معنی ‌داری داشت (p<0.05). میانگین آپگار نوزادان در دقایق اول و پنجم در سه گروه از لحاظ آماری تفاوتی معنی ‌داری نداشت (p<0.05).
استنتاج: به نظر می ‌رسد که داروی رمی فنتانیل دارای اثرات کنترل کننده و محافظتی بر تغییرات نوسانی فشارخون و ضربان قلب مادر بوده و اثرات سوء آشکاری بر مادر و جنین اعمال نمی ‌کند. این یافته ‌ها می ‌تواند تاییدی بر استفاده گسترده ‌تر از این داروی مخدر سیستمیک در کمک به بیهوشی در عمل سزارین باشد.

سپیده پیوندی ، عباس مسعودزاده ، پریسا موعودی ، سیمین بابایی ،
دوره 21، شماره 84 - ( مهر 1390 )
چکیده

سابقه و هدف: ناباروری و درمان آن موجب اضطراب در زوجین می ‌شود.(In-Vitro Fertilization) IVF یک درمان پراسترس برای بیماران می ‌باشد. شواهد نشان می ‌دهد که علاوه بر فاکتورهای بیومدیکال (مثل سن و سابقه حاملگی)، وضعیت سایکولوژیک افراد نیز با نتیجه درمان IVF مرتبط هستند. لذا این مطالعه با هدف بررسی رابطه اضطراب و افسردگی با نتیجه درمان IVF انجام شد.
مواد و روش ها: این مطالعه کوهورت در سال 1387 در 70 بیمار (35 بیمار در گروه مورد و 35 بیمار در گروه شاهد) کاندید IVF مراجعه کننده به دو کلینیک نازایی شهرستان ساری انجام شد. ارزیابی وضعیت سایکولوژیک بیماران زمانی که وارد سیکل تحریک تخمک ‌گذاری شدند توسط روان ‌پزشک حاضر در بخش و از طریق پرسشنامه‌ های استاندارد انجام شد. سپس پرسشنامه‌ های اضطراب و افسردگی توسط بیماران تکمیل شد. بر اساس امتیاز بدست آمده از پرسشنامه ‌ها در گروه شاهد افراد بدون اضطراب و افسردگی و یا افرادی که مشکل اضطراب و افسردگی یا یکی از آنها را با شدت خفیف داشتند قرار گرفتند. بیماران مبتلا به اضطراب یا افسردگی یا هر دوی آنها با شدت متوسط به بالا در گروه مورد قرار گرفتند.
یافته ها: میانگین و انحراف ‌معیار سن بیماران در گروه مورد 30.25±4.63 سال و در گروه شاهد 30.37±4.67 سال بود. میزان بارداری در گروه مورد، 31.42 درصد و در گروه شاهد، 54.28 درصد بود (p<0.05). خطر نسبی برای عدم وقوع بارداری در افرادی که مشکل اضطراب و افسردگی با شدت متوسط به بالا داشتند 1.5 و خطر منتسب 33 درصد بود.
استنتاج: میزان بارداری در گروه شاهد یعنی افراد نرمال یا افرادی که مشکل افسردگی یا اضطراب یا هر دوی آنها را با شدت خفیف داشتند، بیشتر بود.

سپیده پیوندی، نرگس مسلمی زاده، اقدس عبادی، مریم شهیدی،
دوره 22، شماره 1 - ( 12-1391 )
چکیده

سابقه و اهداف: در سیکل طبیعی قاعدگی، در میانه سیکل Surge LH برای مرحله نهایی تخمک گذاری ایجاد می‌شود. از Gnrh-agonist نیز به صورت موفقیت‌آمیز در شروع موج LH در بیماران تحت تحریک تخمک گذاری با گنادوتروپین استفاده شده است. استفاده از آن موجب پاسخ فیزیولوژیک مشابه پاسخ خودبخودی surge LH میانه سیکل می‌شود. همچنین استفاده از آن برای زنان در معرض خطر سندرم بیش از حد تخمدان توصیه شده است. در این مطالعه میزان باروری در روش تحریک تخمک گذاری HCG با Gnrh- agonist (سوپرفکت) در زوج‌های تحت درمان کمک باروری در سیکل های IUI را با هم مقایسه کردیم. مواد و روش ها: این بررسی در زوج‌های نابارور بدون علت مشخص که در سال 1389 به مراکز ناباروری شهرستان ساری مراجعه و کاندید انجام IUI بودند، صورت گرفت. تعداد سیک‌های IUI 100 سیکل در نظر گرفته شد. تحریک تخمک‌گذاری با کلومیفن و HMGصورت گرفت و در روز 10 سیکل جهت بررسی پاسخ تخمدان توسط سونوگرافی ترانس واژینال انجام شد. وقتی قطر فولیکول غالب به 18 میلی‌متر رسید، به صورت تصادفی به بیماران HCG یا سوپرفکت تجویز شد و IUI به طور متوسط 34 تا 36 ساعت بعد انجام گرفت. یافته ها: از تعداد 47 بیماران که تحت درمان با HCG قرار گرفتند تعداد فولیکول های غالب (بیشتر از 16 میلی متر) 4/1 ± 6/2 بود و تعداد 18 (3/35 درصد) مورد حاملگی رخ داد و در گروه سوپر فکت از 51 بیمار تحت درمان، تعداد فولیکول‌های غالب 085/0 ±4/3 و میزان حاملگی 11 مورد (9/22) بود. استنتاج: این نتایج نشان داد اگر چه GnRh آگونیست در تخمک گذاری مؤثرتر است اما میزان باروری در گروه تحت درمان با HCG بیش‌تر بوده است.
سپیده پیوندی ، فاطمه فاضل تبار ملکشاه، مریم شهیدی، علی رضا خلیلیان،
دوره 23، شماره 109 - ( 11-1392 )
چکیده

سابقه و هدف : در سه دهه گذشته با ظهور روش های نوین کمک باروری به داخل رحم از جمله (fresh) و انتقال جنین تازه (IVF) موارد ناباروری منجر به حاملگی شده است . لقاح خارج رحمی این روش ها است. مطالعه نویسندگان پیامدهای بارداری و پری ناتال مشابه را در دو روش انتقال جنین تازه و انجماد یافته و در بعضی موارد پیش آگهی بهتر را در روش انتقال جنین انجماد یافته گزارش کرده اند. بر روی مادران بارداری که به مراکز نازایی شهرستان ساری مراجعه کرده و case series مواد و روش ها: این مطالعه بااستفاده از درمان های کمک باروری درعرض سالهای 1383 تا 1390 باردارشده بودند، صورت گرفت . در این مطالعه پیامدهای بارداری و پری ناتال در دوروش انتقال جنین تازه و انجماد یافته مورد بررسی قرار گرفت. 49 درصد ) فقط مردانه و در 92 مورد ( 23 درصد ) فقط زنانه و در 53 مورد / یافته ها: علت نازایی در 199 مورد ( 8 13/3 درصد ) ناشی از هر دو عامل بوده است . در 56 مورد ( 14 درصد ) نیز نازایی با علت نامشخص بوده است . هیچ کدام ) با هم تفاوت معن ی داری نداشته است . بستری fresh و frozen از عوارض بارداری مادری و جنینی در دو روش انتقال جنین 1/ در 3 بیمار ( 2 Frozen 3 درصد ) و در روش انتقال / در 5 بیمار ( 3 Fresh به علت تهدید به سقط در روش انتقال جنین و درمان کمک تنفسی NICU از نظر بستری در .(p=0/ درصد) مشاهده شد که از نظر آماری، این تفاوت معنی دار نبود ( 13 نیز در دو روش انتقال، اختلاف معنی داری آماری وجود نداشت. تفاوت ی نداشته و frozen و fresh در دو روش انتقال جنین IVF استنتاج: پیامدهای پری ناتال در بارداری های با روش پیامدها در دو روش یکسان بوده است.
مریم برزین، سپیده پیوندی، نیاز نبی زاده،
دوره 24، شماره 115 - ( مرداد 1393 )
چکیده

سابقه و هدف : سقط خود بخودی مکرر به مواردی اطلاق می گردد که حداقل 3 سقط خودب ه خودی پشت سر هم اتفاق افتاده باشد. با توجه به بالا بودن شیوع سقط مکرر در جامعه و متفاوت بودن میزان مقاومت شریان رحمی در مقالات مختلف و همچنی ن عدم بررسی شریان تخمدانی در کشور ما، مطالعه ای حاضر با هدف بررسی میزان مقاومت شرایین رحمی و تخمدانی زنان با سقط مکرر در فاز میدلوتئال و مقایسه آن با زنان بارور نرمال انجام شد. مواد و رو ش ها: 57 زن غیرباردار با سابقه سقط مکرر پس ازمراجعه به درمانگاه نازایی توسط همکار فوق تخصص زنان و زایمان به بخش سونوگرافی ارجاعداده شدند . همه بیماران سابقه حداقل 2 بار یا بیشتر سقط خود ب ه خ ودی پشت سرهم داشتند که در 3 ماهه اول بارداری اتفاق افتاده بود . همچنین 57 زن با سابقه مامایی طبیعی به عنوان گروه کنترل در نظر گرفته انجام شد . OS شدند. ارزیابی شاخه های صعودی شریان رحمی در سمت راست و چپ در اطراف سرویکس در سطح اینترنال شریان PI و RI شرایین رحمی راست و چپ محاسبه شد . همچنین Pulsatility index (PI) و Resistance index (RI) تخمدانی در مجاورت کورپوس لوتئوم محاسبه شد اطلاعات به دست آمده در دو گروه مورد و شاهد با هم مقایسه شدند. شر یان PI 0 و می انگین /63±0/ 0 و 29 /84±0/ شر یان های رحم ی در گروه مورد و شاهد به ترتیب 31 RI یافته ها: میانگین شر یان .PI و RI 1 بود که اختلاف آماری معن ی داری م ی ان /9±0/ 2 و در گروه شاهد 28 /4±0/ رحمی در گروه مورد 31 شر یان ها ی تخمدا نی نی ز در گروه مورد و شاهد به ترت ی ب PI می انگین .(p<0/ رحمی در دو گروه مشاهده شد ( 05 0 و /52±0/ شر یان ها ی تخمدان ی نی ز در گروه مورد و شاهد به ترت ی ب 11 RI 0 بو د و می انگین /70±0/ 0/81±0/19 و 18 شریان تخمدانی بین گروه مورد و شاهد از نظر آماری معنی دار نمی باشد. PI و RI 0/40±0/13 بود که اختلاف استنتاج: میزان جریان خون رحمی درفاز مید لوتئال یکی از علل مهم مربوط به سقط راجعه است . از این رو لازم است زنان مبتلا به سقط راجعه حتماً از نظر مسائل پرفیوژن شریانی مورد ارزیابی و غربالگری شوند و با توجه به ارزش پیش گویی می توان تدابیر درمانی لازم برای کاهش بروز سقط انجام داد . هرچند که جهت دستیابی به این هدف RI و PI کننده بزرگ، انجام مطالعات وسیع تر پیشنهاد می گردد.
سپیده پیوندی، علی عرفانی، مونا تقوی پور،
دوره 24، شماره 122 - ( اسفند 1393 )
چکیده

سابقه و هدف: استفاده از روش‌های درمانی کمک باروری به طور قابل ملاحظه‌ای در کشورهای مسلمان مطابق با قوانین و خط‌مشی‌های اسلامی در حال گسترش است. این پژوهش با هدف بررسی نگرش خانم‌های مراجعه کننده به مرکز ناباروری شهرستان ساری نسبت به درمان از طریق اهدای تخمک طراحی شده است. مواد و روش‌ها: بر اساس پرسش‌نامه ODQ ((Oocyte Donation Questionnaire اطلاعات خانم های نابارور مراجعه کننده به مرکز IVF امام خمینی ساری در سال 91-92 جمع‌آوری و تحلیل شد. یافته‌ها: تفاوت آماری معنی داری از نظر سطح تحصیلات و نگرش مثبت افراد وجود داشت. 4/78 درصد از افراد تمایل داشتند که از دهنده ناشناس برای تخمک اهدایی استفاده کنند و 3/22 درصد تمایل داشتند که حقیقت را به فرزند به دنیا آمده از این روش بگویند. 3/73 درصد از افراد این تکنیک را مغایر با اعتقادات مذهبی خود می‌دانستند. استنتاج: توجه به مسائل فرهنگی، اجتماعی و نگرش افراد در مورد استفاده از روش اهدای تخمک بسیار ضروری است و با توجه به ارتباط مثبت میان میزان تحصیلات افراد و رضایت به استفاده از روش اهدای تخمک، برگزاری کلاس‌ها و دوره‌های مدون آموزشی توسط متخصصین و ارائه اطلاعات و آموزش در خصوص ناباروری و شیوه های درمانی از طریق رسانه‌های عمومی می‌تواند نقش به‌سزایی در تغییر نگرش افراد در مورد این روش درمان و آگاهی آنان از نظرات مذهب و قوانین شرعی و حقوقی وضع شده در کشور داشته باشد.
مریم حاجی زاده ولوکلائی، صغری خانی، انسیه فولادی، سپیده پیوندی، فاطمه حبیبی، زهرا رحمانی،
دوره 27، شماره 158 - ( اسفند 1396 )
چکیده

سابقه و هدف: ناباروری یکی از بیماریهای شایع زنان است که با مشکلاتی در حوزه جسمی، روانی و اجتماعی همراه میباشد.یکی از مشکلاتی که زنان نابارور را درگیر کرده است مسئله سلامت جنسی و باروری است. با وجود مطالعات گسترده در مورد رضایت و عملکرد جنسی زوجین نابارور، مطالعهای وجود ندارد که به وضعیت سلامت جنسی و باروری بپردازد. لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین وضعیت سلامت جنسی و باروری و عوامل مرتبط با آن در زنان نابارور انجام شده است.
مواد و روشها: در این مطالعه توصیفی - تحلیلی در طی سالهای 1395 تا 1396 ، 400 زن مراجعهکننده به دو مرکز ناباروری شهر ساری به روش در دسترس وارد مطالعه شدند. معیارهای ورود شامل ناباروری (اولیه و ثانویه) با هر علت، سن بالای 18 سال بوده است. وضعیت سلامت جنسی و باروری توسط پرسشنامه نیاز سنجی سلامت جنسی و باروری سنجش شد. نمره استرس آنها در فرآیند درمان ناباروری توسط مشارکت کنندگان ثبت  شد (صفر تا 5). آمار توصیفی گزارش شد و جهت تعیین عوامل مرتبط با پیامد از آزمون لجستیک استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که 250 نفر (5/62درصد) افراد از نظر سلامت جنسی و باروری وضعیت نامطلوبی داشتند. در آنالیز رگرسیون چندمتغیره، تصمیمگیری نامناسب در مراقبت بهداشتی از خود AOR = 75/1 95%CI (06/1 -9/2)سطح بالای استرس AOR= 39/1 95% CI (14/1-7/1) ، سن بالای ازدواج AOR = 94/0، 95% CI (9/0-99/0) و ناباروری ثانویه AOR= 5/4، 95% CI (6/2 -9/7 ) با سلامت جنسی و باروری رابطه داشتند.
استنتاج: در این مطالعه از بین متغیرهای مرتبط، عواملی مانند فرد تصمیمگیرنده در امور مراقبت بهداشتی، سطح استرس و سن ازدواج به عنوان متغیرهای قابل تغییر مطرح شده اند که میتوان با کنترل مناسب و برنامهریزیهای پیشگیرانه آنها، وضعیت سلامت جنسی و باروری زنان نابارور بهبود گردد.
 
زینب حمزه گردشی، فرشته کلانتری، فاطمه باکویی، سیاوش مرادی، سپیده پیوندی، مرضیه زمانیان،
دوره 29، شماره 181 - ( بهمن 1398 )
چکیده

سابقه و هدف: موضوع سلامت و بیماری قدمتی به اندازه تاریخ انسان دارد. امروزه مفهوم سلامت با مولفههای سرمایه اجتماعی گره خورده و سرمایه اجتماعی میتواند به عنوان محافظی در برابر افسردگی، اضطراب، تصادف، پیری و بیماریهای مختلف عمل کند. مطالعه حاضر با هدف مروری بر تاثیر سرمایه اجتماعی بر سلامت زنان صورت گرفته است.
مواد و روشها: این مطالعه از نوع مروری اسکوپینگ است و در پنج مرحله انجام شد، که شامل طراحی سوال تحقیق، جستجو واستخراج مطالعات وابسته به تحقیق، انتخاب مطالعات مرتبط، جدولبندی اطلاعات و گزارش نتایج آن بود. جمعآوری دادهها در بانکهای اطلاعاتی داخلی و خارجی شامل سامانه دانشگستر برکت، MagIran، SID، IranDoc، IranMedex و Scopus ,Google scholar, PubMed, Science Direct, Embase و با استفاده از کلید واژههای "women"، "female"، "feminine"، "lady"، "wife"، "Iran"، "Persian"،  Social capital"، "health"، "mental health"، "social healh" و معادل فارسی آنان انجام پذیرفت.
یافتهها: به طور کلی 15 مقاله مرتبط وارد این مطالعه مروری شد. این مطالعات جهت سازماندهی یافته ها در سه طبقه رابطه بین سرمایه اجتماعی با سلامت جسمانی، سلامت روانی و سلامت اجتماعی مرور شدند.
استنتاج: بر اساس یافتههای این مطالعه میتوان نتیجه گرفت با افزایش سرمایه اجتماعی زنان سطح سلامت آنان افزایش مییابد، بنابراین بامشارکت اجتماعی، اعتماد و ارتباط با خانواده و دوستان، دستیابی به امکانات رفاهی، بهداشتی و آموزشی بیشتر شده و سطح سلامت زنان افزایش مییابد.
 
سپیده پیوندی، مرضیه زمانیان، نوشین گردانی، مریم خرازی زاده، ابوالقاسم عجمی،
دوره 30، شماره 194 - ( اسفند 1399 )
چکیده

 سابقه و هدف: با توجه به نقش آندروژنها در رشد فولیکولهای تخمدان و باروری زنان در لقاح آزمایشگاهی، این مطالعه با هدف تعیین رابطه بین سطح آندروژن های سرم مادر(تستوسترون و دی هیدرواپی اندروسترون-سولفات) و موفقیت در سیکلICSI (Intracytoplasmic sperm injection) انجام شد.
مواد و روشها: در این مطالعه مورد شاهدی لانه گزیده (Nested Case-control)،60 زن نابارور مراجعه کننده به مرکز درمان ناباروری بیمارستان امام خمینی ساری، تحت پروتکل آگونیست قرار گرفته و سطوح تستوسترون، دی هیدرواپی اندروسترون سولفات(DHEA-S LHو FSH آنها در روز سوم سیکل قاعدگی، روز سوم سیکل ICSI، روز ششم تزریق گنادوتروپین و روز تزریق HCG اندازهگیری شد. داده ها در نرم افزار SPSS 18 توسط آزمون تی مستقل تحلیل شدند.
یافتهها: میانگین سنی شرکت کنندگان 1/6 ± 1/30 سال بود و از میان آن ها 16 نفر (7/26 درصد) باردار شده و 44 نفر (3/73 درصد) باردار نشدند. در روز سوم سیکل ICSI و قبل از شروع گنادوتروپین، در گروه باردار سطح تستوسترون ng/ml 68/0 ± 88/0 و در گروه غیرباردار ng/ml 25/0 ± 53/0 بود (012/0P=) و سطح DHEA-S در گروه باردار
 µg/l87/1 ± 79/2 و در گروه غیرباردار µg/l45/1 ± 62/1 بود (02/0P=) و اختلاف معنیداری در سطح هر دو هورمون بین دو گروه دیده شد.
استنتاج: سطح آندروژنهای سرم میتواند در موفقیت سیکل ICSI نقش موثری ایفا کند و درمان با آندروژنها یک فرضیه جذاب در زمینه بهبود پاسخ تخمدان است که میتوان از آن به عنوان یک گزینه درمانی جهت افزایش موفقیت در سیکلهای لقاح آزمایشگاهی استفاده نمود.

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشگاه علوم پزشکی مازندران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2021 All Rights Reserved | Journal of Mazandaran University of Medical Sciences

Designed & Developed by : Yektaweb