جستجو در مقالات منتشر شده


2 نتیجه برای خواجه پور

طیبه محمدی، الهام حویزی، لطف اله خواجه پور، زهرا جلودار،
دوره 26، شماره 144 - ( دی 1395 )
چکیده

سابقه و هدف: سیکلوفسفامید دارویی رایج در شیمی‌درمانی است که باعث کاهش باروری در مردان می‌شود. عوامل آنتی‌اکسیدان مختلف برای مقابله با اثرات جانبی داروهای شیمی‌درمانی استفاده شده‌اند. نانوذرات اکسید روی به عنوان یک آنتی‌اکسیدان قوی معرفی شده‌اند. هدف مطالعه حاضر، بررسی اثرات محافظتی نانوذرات اکسید روی بر ساختار بافتی بیضه در موش‌های تیمار شده با سیکلوفسفامید می‌باشد.

مواد و روش‌ها: در این مطالعه تجربی، تعداد 15 سر موش سوری نر بالغ، به سه گروه مساوی تقسیم و به مدت 4 هفته تیمار شدند: 1) کنترل: سرم فیزیولوژی (1/0 سی سی، روزانه)، 2) تیمار 1: سیکلوفسفامید ( mg/kg15، هفته‌ای یکبار) و 3) تیمار 2: سیکلوفسفامید ( mg/kg15، هفته‌ای یکبار) و نانوذرات اکسید روی (mg/kg5، روزانه) به صورت داخل صفاقی. 24 ساعت پس از آخرین تجویز، حیوانات آسان کشی شدند و بیضه‌های راست جدا و تثبیت شدند. مقاطع بافتی 5 میکرومتری بیضه، مطابق پروسه رایج تهیه مقاطع بافتی تهیه و با میکروسکوپ نوری مطالعه شدند.

یافته‌ها: سیکلوفسفامید قطر و ضخامت بافت پوششی دیواره لوله‌های سمینی‌فر، تعداد سلول‌های اسپرماتوسیت اولیه، اسپرماتید و اسپرماتوزوئید را در مقایسه با گروه کنترل کاهش داد (05/0 p≤)، در حالی که تجویز توأم نانوذرات اکسید روی، از این تغییرات جلوگیری کرد (05/0 p≤). نانوذرات اکسید روی از اتساع حفره داخلی لوله‌های سمینی فر و از هم گسیختگی بافت پوششی ناشی از سیکلوفسفامید نیز جلوگیری کرد.

استنتاج: نانوذره اکسید روی توانست از تغییرات بافتی بیضه و کاهش تعداد سلول‌های اسپرماتوژنیک ناشی از تجویز سیکلوفسفامید در موش سوری جلوگیری می‌کند.


عبدالرضا کاظمی، هادی کرندی، زهره خواجه پور،
دوره 32، شماره 209 - ( خرداد 1401 )
چکیده

سابقه و هدف: با توجه به کاهش توده عضلانی در شرایط بیباری مکانیکی و نقش ژن‌های MST1 و MAFbx در برخی از مدل‌های آتروفی عضلانی، در پژوهش حاضر اثر کاهش فعالیت بدنی به شکل لیگاسیون عصب نخاعی پس از یک دوره تمرین استقامتی بر بیان این ژنها در عضله پلانتاریس موشهای صحرایی نر نژاد ویستار بررسی شد.
مواد و روشها: در این مطالعه تجربی تعداد 16 سر موش صحرایی به روش تصادفی ساده به دو گروه مساوی تقسیم شدند: 1) گروه کنترل- لیگاسیون عصبی و 2) گروه تمرین استقامتی- لیگاسیون عصبی. مدت برنامه تمرینی، شش هفته و هر هفته چهار جلسه و با شدت متوسط (70-60 درصد اکسیژن مصرفی بیشینه) بود. جهت ایجاد مدل لیگاسیون عصبی، ابتدا موشها با سدیم پنتوباربیتول بیهوش شده و سپس عصب پنجم کمری نخاعی آنها به طور محکم گره زده شد. مدت پروتکل لیگاسیون عصبی، چهار هفته بود. پس از آخرین روز از ایجاد مدل لیگاسیون عصبی، عضله پلانتاریس استخراج شد. به‌منظور اندازه‌گیری بیان mRNA ژنهای مورد نظر از روش کمی PCR استفاده شد.
یافتهها: در بیان ژن MST1 در گروه تمرین استقامتی- لیگاسیون عصبی نسبت به گروه کنترل- لیگاسیون عصبی افزایش معنیداری مشاهده نشد(0/05<P). در بیان ژن MAFbx در گروه تمرین استقامتی- لیگاسیون عصبی نسبت به گروه کنترل- لیگاسیون عصبی افزایش معنیداری مشاهده شد(0/05>P).
استنتاج: یافتههای پژوهش حاضر نشان داد که فعالیت کاهش یافته به شکل لیگاسیون عصبی پس از تمرین استقامتی میتواند منجر به ایجاد اثرات مخربی بر دستگاه عضلانی و ظهور نشانههای آتروفی عضلانی گردد.



صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشگاه علوم پزشکی مازندران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Journal of Mazandaran University of Medical Sciences

Designed & Developed by : Yektaweb