جستجو در مقالات منتشر شده


6 نتیجه برای ریحانی

شقایق ریحانی ، جواد مهتدی نیا ، سیدرفیع عارف حسینی ،
دوره 17، شماره 62 - ( بهمن 1386 )
چکیده

سابقه و هدف: بیماری های قلبی - عروقی(CVD)، عمده ترین علت مرگ و میر در سراسر جهان می باشند. یک سوم از مرگ های ناشی از CVD در سنین پایین تر از 65 سال روی می دهد، لذا ضرورت تحقیقات در جهت پیشگیری احساس می شود. به نظر می رسد بعضی مواد غذایی بتوانند خطرCVD را به واسطه کاهش چربی های سرم و افزایش فعالیت آنتی اکسیدانی کاهش دهند. هدف از این مطالعه، تعیین تاثیر مصرف پروتئین سویا بر وضعیت چربی خون و پراکسیداسیون لیپید در دختران جوان سالم است.
مواد و روش ها: 73 دختر سالم 24- 18 ساله، روزانه 100 گرم آجیل سویا به مدت 4 هفته دریافت کردند. وزن، BMI، فراسنج های لیپیدی و میزان مالون دی آلوئید (MDA) بر اساس تیوباربیتویک اسید در ابتدا و انتهای مطالعه اندازه گیری شد.
یافته ها: میانگین وزن، BMI، سطح سرمی کلسترول تام،HDL-C، LDL-C، نسبتTC/HDL–C و HDL–C/LDL-C تغییر آماری معنی داری نداشت. سطح سرمی تری گلیسرید و MDA طی مداخله به طور معنی داری کاهش یافت. در ابتدای مطالعـه، کلستـرول تام سـرم همبستگـی مستقیم و معنی داری با وزن نمونه ها داشت اما چنین ارتباطی در پایان مطالعه مشاهده نشد. همچنین ارتباط مستقیم و معنی داری بین سطح سرمی تری گلیسرید و وزن نمونه ها در ابتدا و انتهای مداخله مشاهده شد.
استنتاج : مکمل یاری پروتئین سویا قادر به کاهش سطح سرمی MDA در افراد سالم می باشد و احتمالا می تواند بر فراسنج های بیوشیمیایی بیماری های قلبی - عروقی موثر باشد.

حسین زراعتی، حمیدرضا بهنام وشانی، اکرم رضاییان، مجید ابریشمی، طیبه ریحانی، ناصر شعیبی،
دوره 24، شماره 121 - ( بهمن 1393 )
چکیده

سابقه و هدف: معاینه چشم جهت غربالگری رتینوپاتی نارسی به عنوان یکی از معاینات دردناک، سبب تغییرات فیزیولوژیک در نوزادان نارس می‌گردد. تحریک چندحسی یک روش ضددرد غیردارویی بوده؛ که بر معیارهای فیزیولوژیک نوزادان در طی پروسیجرهای دردناک تاثیر دارد. هدف از مطالعه حاضر: تعیین تاثیر تحریک چندحسی بر تعداد ضربان قلب ناشی از معاینه چشم جهت غربالگری رتینوپاتی نارسی در نوزادان نارس بود. مواد و روش‌ها: در این کارآزمایی بالینی یک سوکور، 80 نوزاد نارس در بیمارستان خاتم الانبیاء مشهد در تیرماه 1393 به صورت تصادفی در دو گروه تخصیص یافتند. در گروه مداخله، برنامه تحریک چندحسی 15 دقیقه قبل از شروع معاینه اجرا می‌شد و گروه کنترل مراقبت‌های معمول بخش را دریافت می‌کردند. تعداد ضربان قلب هر نوزاد در فواصل 30 ثانیه‌ای قبل، حین و بعد از معاینه چشم در چک لیست پژوهشگر ساخته ثبت مشخصات فیزیولوژیک ثبت شد. تحلیل داده‌ها توسط آزمون‌های تی‌مستقل، آنالیزواریانس با اندازه‌های‌تکراری با استفاده از نرم‌افزار SPSS ویرایش 14 انجام شد. یافته‌ها: 2/53 درصد نوزادان مطالعه دختر بودند. میانگین سن جنینی در گروه تحریک چندحسی 7/1±4/30 و در گروه کنترل 8/1±6/30 بود. تعداد ضربان در هر دو گروه طی مراحل ارزیابی تفاوت معنی‌داری داشته است (001/0(p<. تغییرات تعداد ضربان قلب در حین معاینه در دو گروه معنی‌دار بود (001/0(p<؛ ولی در گروه کنترل به نسبت گروه مداخله، افزایش بیش‌تری داشته است. استنتاج: برنامه تحریک چندحسی، افزایش کم‌تری را در تعداد ضربان قلب سبب می‌شود و به عنوان راه‌کاری جهت کاهش تغییرات فیزیولوژیک نوزادان در حین معاینه چشم می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد.
سید علی موسوی، احمد بیگلری، مهدی ریحانیان،
دوره 24، شماره 122 - ( اسفند 1393 )
چکیده

سابقه و هدف: سندرم متابولیک یا سندرم X واژه‌ای است که به مجموعه‌ای از ناهنجاری‌های متابولیک شامل مقاومت به انسولین، هیپرتانسیون، دیس لیپیدمی، چاقی مرکزی یا احشایی اطلاق می‌شود. به دلیل شیوع بالا و افزایش خطر ابتلا به بیماری‌های آترواسکلروتیک و مرگ و میر در سندرم متابولیک، مطالعه حاضر با هدف بررسی شیوع این سندرم در میان کارکنان شبکه بهداشت و درمان شهرستان بابلسر انجام گرفت. مواد و روش‌ها: مطالعه حاضر از نوع توصیفی– مقطعی است که بر روی کلیه کارکنان شبکه بهداشت و درمان شهرستان بابلسر (134 نفر) انجام گرفت. جهت محاسبه شیوع، از آزمون معنی‌دار کای دو برای مقیاسه نسبت در گروه‌ها استفاده شد. شیوع سندرممتابولیک بر اساس معیارهای ATPIIIو IDF بررسی شد. یافته‌ها: در این تحقیق شیوع سندرم متابولیک 9 درصد (12 نفر) بوده است. میانگین سنی 28/7±8/39 سال بود. مردان بیش تر از زنان (13.5 درصد در برابر 6.1 درصد) مبتلا می‌باشند. استنتاج: با توجه به عوارض این سندرم نظیر ابتلا به بیماری‌های کاردیوواسکولار و دیابت تیپ2، برنامه‌های غربالگری باید در ایران در گروه سنی 30 سال و بالاتر در نظر گرفته و اجرا گردد. یافته‌های مطالعه بر شیوع بالای سندرم متابولیک در مردان کارمند دلالت دارد. با مدیریت صحیح و اعمال روش‌های آموزشی و برنامه‌های غربالگری می‌توان مرگ و میر و عوارض ناشی از بیماری‌های قلبی و عروقی و دیابت نوع دوم را در این گروه به تاخیر انداخت.
محمدرضا فرشچیان، مریم روشنی، رضا دهقانزاده ریحانی،
دوره 25، شماره 126 - ( تیر 1394 )
چکیده

سابقه و هدف: فاضلاب‌ها مهم‌ترین منابع ورود آنتی‌بیوتیک‌ها به محیط‌های آبی هستند و فرآیندهای متداول تصفیه فاضلاب نمی‌توانند این میکروآلاینده‌ها و باکتری‌های مقاوم به آنتی‌بیوتیک ها را حذف کنند. هدف این مطالعه تعیین الگوی مقاومت آنتی‌بیوتیکی در باکتری‌های جدا شده از فاضلاب تصفیه نشده و پساب خروجی تصفیه خانه فاضلاب شهری تبریز بود. مواد و روش‌ها: در این مطالعه مقطعی علاوه بر شمارش انواع باکتری‌ها در فاضلاب خام و پساب خروجی تصفیه خانه فاضلاب شهری با استفاده از محیط کشت‌های اختصاصی، کیت‌های API E20 و تست‌های بیوشیمیایی، باکتری‌های مختلف از جمله آنتروباکتریاسه‌ها، استافیلوکوک‌ها، باسیلوس‌ها و سودوموناس‌ها شناسایی گردید. تست حساسیت باکتری‌ها به آنتی‌بیوتیک‌ها با تکنیک استاندارد انتشار دیسک کربی- بوئر تعیین شد. یافته‌ها: نتایج نشان داد که راندمان تصفیه خانه در کاهش کلیفرم‌ها از یک لگاریتم هم کم‌تر است. تفاوت در تعداد کلنی‌ها در فاضلاب ورودی و پساب خروجی به جزء برای استافیلوکوک‌ها معنی‌دار نبود. در فاضلاب ورودی، آئروموناس‌ها و در پساب خروجی، استافیلوکوک‌ها بیش‌ترین فراوانی را به خود اختصاص دادند. به طور کلی انتروباکترها نسبت به سایر باکتری‌ها دارای حساسیت بیش‌تری بودند. میزان مقاومت در آنتی‌بیوتیک‌های گروه پنی‌سیلین بالاتر از سایر آنتی‌بیوتیک‌ها بود. مقاومت به چهار آنتی بیوتیک سفالکسین، آمپی‌سیلین، متی‌سیلین و آموکسی‌سیلین بین 60 الی 100 درصد به دست آمد. میزان مقاومت در تمامی گونه‌ها در پساب نسبت به فاضلاب ورودی افزایش یافته بود. استنتاج: میزان باکتری‌های مقاوم به آنتی‌بیوتیک ها و رشد و بقاء آن‌ها در تصفیه‌خانه‌های فاضلاب شهری افزایش می‌یابد و فرآیندهای متداول تصفیه فاضلاب کارآیی چندانی در حذف این باکتری‌ها ندارند.
سیده معصومه ابراهیمی، رضا دهقانزاده ریحانی، زهره شیری، سیده مریم موسوی، محمد یوسف معمار،
دوره 25، شماره 130 - ( آبان 1394 )
چکیده

سابقه و هدف:افزایش آگاهی مردم در خصوص پیامدهای آلاینده‌های آب و تقاضا برای آب با کیفیت بهتر به گسترش استفاده از دستگاه‌های تصفیه آب در نقطه مصرف منجر شده است. هدف این مطالعه تعیین کیفیت باکتریولوژیکی آب تولیدی دستگاه‌های تصفیه آب خانگی بود.

مواد و‌ روش‌ها: این مطالعه توصیفی- مقطعی، در سال 1393 بر روی 18 دستگاه تصفیه آب خانگی انجام شد. تعداد 36 نمونه آب از ورودی و خروجی دستگاه‌ها جمع­آوری شد. کیفیت باکتریایی نمونه­ها با استفاده از اندازه­گیری باکتری‌های کلیفرم کل و مدفوعی به روش تخمیر چند لوله­ای، شمارش کلونی های باکتری های هتروتروف (HPC) به روش فیلتراسیون غشایی روی محیط کشت‌ بلاد آگار و باکتری‌های گرم منفی با فیلتراسیون غشایی با محیط EMB آگار تعیین شد. کلنی‌های جدا شده با آزمایشات بیوشیمیایی استاندارد شناسایی شدند.

یافته‌ها: باکتری‌های کلیفرم کل و مدفوعی در نمونه‌های ورودی منفی، ولی در نمونه‌های خروجی در دو مورد مثبت بود. HPC در 67 درصد نمونه‌های خروجی بیش‌تر از محدوده استاندارد cfu/ml500 قرار داشت. جنس‌های سودوموناس، آلکالیژنس، سراتیا و شیگلا بیش ترین فراوانی را در بین باکتری‌های گرم منفی هم در آب ورودی و هم در آب خروجی داشتند. البته فراوانی باکتری پروتئوس و باسیلهای گرم مثبت در ایزوله‌های آب خروجی افزایش یافته بود.

استنتاج: حذف کلر باقی مانده توسط دستگاههای تصفیه آب خانگی به مرور زمان موجب تشکیل بیوفیلم بر روی فیلترهای دستگاه و مخزن ذخیره توسط باکتریهای موجود در شبکه توزیع می‌شود. در نتیجه، تعداد و تنوع باکتری‌ها در آب تولیدی از این دستگاه‌ها افزایش می­یابد.


زهرا دلیر، زکیه ریحانی، سید رضا مظلوم، فروه وکیلیان،
دوره 25، شماره 134 - ( اسفند 1394 )
چکیده

سابقه و هدف: نارسایی قلبی یکی از شایع‌ترین بیماری‌های مزمن با میزان مرگ و میر بالا است. آموزش خودمراقبتی در کاهش تعداد دفعات بستری و ارتقای کیفیت زندگی این بیماران موثر می‌باشد؛ با این وجود اثر آموزش‌های سنتی در مطالعات گذشته دوامی نداشته است. این مطالعه با هدف تعیین تاثیر آموزش به روش بازخوردمحور بر خودمراقبتی بیماران مبتلا به نارسایی قلبی انجام شد.

مواد و روش‌ها: در این مطالعه کارآزمایی بالینی، 62 بیمار نارسایی قلبی بستری در بیمارستان‌های امام رضا(ع) و قائم(عج) مشهد در سال94-1393 به صورت تخصیص تصادفی در دو گروه مداخله و کنترل بررسی شدند. در گروه مداخله، آموزش خودمراقبتی به صورت انفرادی به روش بازخوردمحور به مدت3تا 4 روز اجرا شد و در گروه کنترل آموزش خودمراقبتی به روش معمول ارائه گردید. خودمراقبتی با پرسشنامه رفتارهای خودمراقبتی اروپایی نارسایی قلبی قبل و یک ماه پس از ترخیص اندازه گیری شد. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون‌های تی‌مستقل و تی‌زوجی انجام شد.

یافته‌ها: نتایج نشان داد قبل از مداخله، میانگین نمره خودمراقبتی در دو گروه تفاوت معنی‌داری نداشت؛ اما بعد از مداخله، میانگین نمره خودمراقبتی در گروه مداخله به‌طور معنی‌داری بیش‌تر از گروه کنترل بود (001/0< p). هم‌چنین، در گروه مداخله میانگین نمره خودمراقبتی بعد از مداخله نسبت به قبل، افزایش معنی‌داری داشت (001/0< p)؛ ولی در گروه کنترل، این تفاوت معنی‌دار نبود (138/0= p).

استنتاج: آموزش به روش بازخوردمحور نسبت به آموزش معمولی در جهت ارتقاء خودمراقبتی بیماران نارسایی قلبی موثرتر می‌باشد. بنابراین پیشنهاد می‌شود این روش در طرح‌ریزی برنامه مراقبتی و آموزش به این بیماران به‌کار رود.

شماره ثبت کارآزمایی بالینی : 1N2015070423053IRCT



صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشگاه علوم پزشکی مازندران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Journal of Mazandaran University of Medical Sciences

Designed & Developed by : Yektaweb