4 نتیجه برای صباغی
صغری خانی ، رضاعلی محمدپور تهمتن ، وجیهه غفاری ساروی ، فاطمه عبدالهی ، ربابه صباغی ، میترا باوند ،
دوره 17، شماره 62 - ( بهمن 1386 )
چکیده
سابقه و هدف: همه ساله تعداد زیادی کودک زیر یک سال (حدود 4 میلیون) در جهان از بین می روند که سه چهارم آن مربوط به نوزادان (4 هفته اول پس از تولد) می باشد. عوامل زیادی از قبیل شرایط محیطی، اجتماعی، ژنتیکی و ... سبب کاهش میزان بقای نوزادان می شود. این پژوهش به منظور تعیین میزان بقای نوزاد و عوامل مرتبط با آن در بخش NICU بیمارستان های شهر ساری انجام شد.
مواد و روش ها: این مطالعه توصیفی به روش آنالیز بقا بر روی 500 نوزاد بستری در بخش های NICU بیمارستان های دولتی و خصوصی شهر ساری (بیمارستان های بوعلی سینا، نیمه شعبان، امیر مازندرانی، شفا) از 1384 تا 1386 انجام شد. جهت گردآوری داده ها از برگه اطلاعاتی خود ساخته (که روایی و پایایی آن نیز به وسیله روایی محتوا و آلفای کرونباخ مسجل گشت) استفاده شد. قسمتی از اطلاعات مندرج در این برگه اطلاعاتی از طریق مصاحبه با مادر، قسمتی از آن از طریق مطالعه پرونده، قسمتی از آن از طریق مشاهده و قسمتی نیز از طریق مصاحبه تلفنی (پس از ترخیص از بیمارستان) با مادر به دست آمد. جهت تجزیه و تحلیل آماری از آنالیز بقا به روش کاپلان مایر و جدول عمر و همچنین جهت مشخص شدن عوامل خطرساز از لجستیک رگرسیون استفاده شد.
یافته ها: مرتبه تولد 326 نوزاد (65.2 درصد)، مرتبه اول بوده است و در 63 نفر (12.6 درصد) مادران سابقه مرگ قبلی نوزاد وجود داشت. 217 نفر (43.4 درصد) از مادران، بی سواد بوده و 85 نفر (17 درصد) تحصیلات دیپلم و بالاتر داشته اند. 119 نوزاد (23.8 درصد) تا روز بیست و هشتم فوت نموده اند. تحصیلات دانشگاهی مادر، پلی هیدرامینوس (افزایش بیش از حد طبیعی مایع آمنیون، طبق گزارش سونوگرافی)، روش زایمان، وزن هنگام تولد و ناهنجاری های مادر زادی نوزاد با میزان بقا رابطه داشت. 87 نفر (73.1 درصد) نوزادان مرده در هنگام تولد، وزن کم تر از 2500 گرم و 21 نفر (16.8 درصد) آنها سن حاملگی کم تر از 36 هفته داشته اند. میزان بقا در روزهای بیست و یکم و بیست و دوم پس از تولد از همه بیش تر و میزان خطر مرگ جهت نوزادان 2-3 روزه از بقیه بیش تر بود.
استنتاج: در مقایسه با کشورهای توسعه یافته، موفقیت چندانی در افزایش بقای نوزاد در سنین پایین حاملگی کسب نشده است. از سوی دیگر در این مطالعه بر روی توانایی های فیزیکی و ذهنی نوزادان در طولانی مدت کار نشده است. پیشنهاد می شود در مطالعات بعدی، بقای بدون ناتوانی نوزادان، با حجم نمونه بیش تر بررسی شود.
غلامرضا مصطفایی، منصوره صباغیان بیدگلی، سیما راستی، سید غلام عباس موسوی، لیلا ایرانشاهی،
دوره 28، شماره 169 - ( بهمن 1397 )
چکیده
سابقه و هدف: آکانتامبا تک یاخته فرصت طلبی که در طبیعت یافت می شود و قادر به ایجاد عفونتهای تنفسی و کراتیت میباشد. این مطالعه با هدف بررسی آلودگی منابع آب آشامیدنی به ژنوتایپ های آکانتامبا در کاشان و آران-بیدگل انجام پذیرفت.
مواد و روشها: در این مطالعه، 162نمونه از 54 منبع آب آشامیدنی، در سال1396 جمع آوری و بعد از فیلتراسیون، روی آگار غیر مغذی کشت و از نظر آمیب های آزادزی بررسی گردید. پس از استخراج DNA، واکنش زنجیره ای پلیمراز با استفاده از پرایمرهایJDP1 وJDP2، جهت شناسایی اکانتامبا انجام و ژنوتایپ 8 ایزوله آکانتامبا تعیین شد. دادهها در نرم افزار SPSS با آزمون آماری کای دو و فیشر تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها: 2/35 درصد نمونه ها آلوده به آمیب های آزادزی بودند و 19 مورد( 7/11درصد) آکانتامبا تأیید شد. میزان آلودگی به آمیبهای آزادزی و آکانتامبا درکاشان بیشتر از آران–بیدگل و به ترتیب 4/35 درصد و 8/11 درصد بود. میزان آلودگی به آمیبهای آزادزی در قنات، چاه و چشمه به ترتیب 6/55 درصد، 2/30 درصد و 7/26 درصد و آلودگی آکانتامبا، 9/13درصد، 5/11درصد و 10 درصد تعیین شد. میزان آلودگی به آکانتامبا در چاههای سطحی بیشتر از عمیق بود. ژنوتایپ تمام ایزوله های آکانتامبا T4 تعیین شد.
استنتاج: نتایج نشان دهنده آلودگی منابع آب آشامیدنی به آمیب های آزادزی و آکانتامبا بود و با توجه به این که تمامی ژنوتایپ های شناسایی شده از نوع بیماری زای T4 بودند، این منابع می توانند به عنوان یک فاکتور خطر برای سلامت عمومی تلقی گردند.
علی فریدونی، الهه صباغیان، علی قنبری، فریده شاکری مقدم، علی خالقیان،
دوره 29، شماره 175 - ( مرداد 1398 )
چکیده
سابقه و هدف: باتوجه به شیوع بالای دیابت درجوامع و میل بشر به استفاده ازطب سنتی در درمان بیماریها،گیاهان متعددی تاکنون در درمان دیابت معرفی شدهاند. این مطالعه با هدف ارزیابی اثرات عصارهی هیدروالکلی Perovskia abrotanoides بر میزان گلوکز، HDL و کلسترول موشهای دیابتی در مقایسه با داروی گلیبنکلامید انجام گرفته است.
مواد و روشها: در این مطالعه تجربی، 70 سر رت نر از نژاد ویستار با وزن 250 تا 300 گرم انتخاب و پس از تقسیم به 7 گروه مساوی، در شرایط یکسان نگهداری شدند. گروه اول به عنوان کنترل سالم در نظر گرفته شد، از استرپتوزوسین جهت ابتلا رتهای گروههای 2 تا 7 به دیابت استفاده شد و همهی رتها با غذای معمول و آب تغذیه شدند. گروه 2 به عنوان کنترل بدون درمان، گروه 3 تحت درمان با گلیبنکلامید و گروههای 4 تا 7 تحت درمان با عصاره P. abrotanoid با غلظتهای متفاوت در نظر گرفته شدند. تمامی پارامترها (میزان گلوکز، کلسترول و HDL سرم) در ابتدای مطالعه و پس از 1 تا 4 هفته اندازهگیری شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که قندخون گروههای4 تا 7 به میزان معنیداری کاهشیافت(05/0(P<، همچنین مشخص شد عصارهی P. abrotanoid سطح کلسترول تام را کاهش (01/0< P) و سطح لیپوپروتئین با چگالی بالا را افزایش (05/0< P) داده است.
استنتاج: نتایج نشان میدهد که عصارهی P. abrotanoid دارای اثرات آنتیدیابتیک و آنتیلیپیدمیک قوی در رتهای دیابتی میباشد و داروی موثری برای پایین آوردن گلوکز و لیپیدهای پلاسما در رتهای دیابتی القاءشده با استرپتوزوسین میباشد.
سجاد صباغی سیوکی، سعید فطوره چی، عنایت اله بخشی، علی مرادی،
دوره 32، شماره 213 - ( مهر 1401 )
چکیده
سابقه و هدف: فلج مغزی اصطلاحی برای طبقهبندی کودکان با ضایعات غیرپیشرونده در مغز در حال رشد است. فلج مغزی اسپاستیک، شایعترین نوع میباشد. در این کودکان، توانایی محدود در دستکاری اجسام یکی از عوامل محدودیت در فعالیتهای روزمره است که میتواند از مهمترین اهداف درمانی باشد. هدف مطالعه حاضر بررسی تاثیر دستگاه جستجوگر حرکت (Leap motion) بر قدرت و مهارت دستی کودکان فلج مغزی اسپاستیک دوطرفه بود.
مواد و روشها: در این مطالعه مداخلهای و از نوع تکگروهی، تاثیر (LM) Leap motion بر مهارت و قدرت اندام فوقانی تعداد 10 کودک فلج مغزی نوع دوطرفه اسپاستیک بررسی شد. مطالعه شامل سه مرحله بود: مرحله پایه به مدت 4 هفته شامل مداخلات رایج کاردرمانی در قالب جلسات 45 دقیقهای، مرحله مداخله به مدت 12 هفته که بخشی از جلسات کاردرمانی (20 دقیقه) به تمرینات LM اختصاص یافت و مرحله پیگیری نیز به مدت 4 هفته مشابه مرحله پایه بود. اطلاعات جمعآوری شده توسط تحلیل چشمی نمودار در مورد هر کودک در زمینه مهارت دستی و قدرت، بررسی شد. از ضریب کندال و شاخصهای غیرهمپوشانی برای بررسی تغییرات مهارت دستی استفاده شد.
یافتهها: یافتهها حاکی از بهبود در قدرت و مهارت اندام فوقانی کودکان بود. برای اندازهگیری اثر مداخله بر کیفیت مهارت اندام فوقانی، ضریب کندال محاسبه شد که در سه کودک معنیدار بود. سطح معنیداری درکودکان شماره 5 و 10 کمتر از 0/05 بهدست آمد. در مورد انواع قدرت گرفتن طبق تحلیل چشمی نمودارها در بیشتر کودکان تغییرات مثبت مشاهده شد.
استنتاج: LMC میتواند بهعنوان توانبخشی اندام فوقاتی استفاده شود و بهعنوان روشی سودمند به همراه سایر درمانهای توانبخشی توصیه میگردد.