جستجو در مقالات منتشر شده


7 نتیجه برای یوسف نژاد

علی قائمیان ، فریبا هندسی ، یداله رستگاری ، مسعود قاسمی ، کیوان یوسف نژاد ، ساسان طبیبان ،
دوره 13، شماره 41 - ( دى 1382 )
چکیده

سابقه و هدف: هدف این مطالعه، بررسی اثرتشکیل پل درعروق فرعی[Bridging Collateral Vessels BCVs.] بر میزان موفقیت آنژیوپلاستی در موارد انسداد مزمن و کامل عروق کرونر [Chronic Total Occlusion CTO] می باشد. در آنژیوپلاستی عروق کرونر در مواردCTO ، تقسیم بندی شکل ضایعات ممکن است در ارزیابی میزان موفقیت آنژیوپلاستی مفید باشد. در مورد نقش BCVs در میزان موفقیت آنژیوپلاستی در CTO اختلاف نظرهایی وجود دارد.
مواد و روش ها: 77 بیمار که آنژیوپلاستی آن ها در ضایعات CTO صورت گرفته بود، وارد این مطالعه شدند. این بیماران به دو گروه تقسیم شدند. در گروه اول که شامل 27 بیمار بود، BCVs وجود داشت و در گروه دوم (50 بیمار) بیماران فاقد BCVs بودند.
یافته ها: در 11 بیمار از گروه اول و 41 بیمار از گروه دوم، آنژیوپلاستی با موفقیت همراه بوده است (7/40 درصد در مقابل 82 درصد، p=0.0002 و 3.9=خطر نسبی، با حد اطمینان 95 درصد، 7/1 تا 4/6). از 52 بیمار با آنژیوپلاستی موفقیت آمیز، در بیمارانی که طول مدت انسداد در آن ها کم تر از 3 ماه تخمین زده شد، میزان نتایج موفقیت آمیز بیش از بیمارانی بود که طول مدت انسداد، بیش از 3 ماه بوده است ( 5/63 درصد در مقابل 5/47 درصد،p=0.0001 و 8/1=خطر نسبی، با حد اطمینان 95 درصد، 3/1 تا 6/2). وجود یک شاخه فرعی که فاصله 2 mm? از نقطi انسداد رگ داشته باشد، یکی از عوامل پیشگویی کننده برای عدم موفقیت آنژیوپلاستی بوده است p=0.0007)، 2.9=خطر نسبی، با حد اطمینان 95 درصد، 5/1 تا 6/5).
استنتاج: در هنگام آنژیوگرافی عروق کرونر، شکل ضایعات ساختمانی در CTO می تواند در ارزیابی هدایت موفق آنژیوپلاستی مفید باشد. یکی از آن ها وجود BCVs می باشد که به نظر می رسد ارتباطی معکوس با میزان موفقیت آنژیوپلاستی داشته باشد.

کیوان یوسف نژاد ، صفورا معصومی ،
دوره 17، شماره 62 - ( بهمن 1386 )
چکیده

سابقه و هدف: مطالعات زیادی در جهت بررسی پی آمدهای بالینی استنت های فلزی (Stents) انجام گرفته است که نشان دهنده بهبود نتایج بالینی و آنژیوگرافیک (Angiographic) بیماران بوده است. هدف از اجرای این طرح، بررسی نتایج بالینی بلند مدت بیماران درمان شده با استنت فلزی در بیمارستان فاطمه الزهرا (س) می باشد.
مواد و روش ها: در این مطالعه افراد مبتلا به بیماری های عروق کرونر درمان شده با استنت فلزی بدون پوشش (BMS) Bare Metal Stent از نیمه دوم سال 1383 تا نیمه اول 1385 مورد بررسی قرار گرفتند. بیماران به طور متوسط 24±6.4 ماه مورد پی گیری قرار گرفتند. عوارض ماژور بالینی (MACE) مورد بررسی شامل مرگ، انفارکتوس میوکارد (MI) و ترمیم مجدد عروق کرونر (Angioplasty) و عمل جراحی پیوند عروق کرونر (CABG) بود. در صورت بروز هر یک از این عوارض، مطالعه پایان می یافت.
یافته ها: از 154 بیمار، 128 بیمار مورد پی گیری قرار گرفته و از 128 بیمار، 126 بیمار مورد ترمیم موفق عروق کرونر قرار گرفتند، در این 126 بیمار در پایان مدت پی گیری 13 مورد (10.3 درصد) عارضه ماژور، شامل 4 مورد (3.2 درصد) انفارکتوس قلبی، 3 مورد (2.4 درصد) عمل جراحی پیوند عروق کرونر (CABG)،4 مورد (3.2 درصد) ترمیم مجدد عروق کرونر و 2 مورد مرگ (1.6 درصد)، رخ داد.
استنتاج: نتایج به دست آمده نشان دهنده درصد کمتر عوارض ماژور بالینی و پیش آگهی درصد استنت های فلزی تسل جدید نسبت به استنت های فلزی نسل اول می باشد.

کیوان یوسف نژاد، بیژن شعبانخانی، سیاوش اعتمادی نژاد ، جمشید Yazdani Cherati، صفورا معصومی،
دوره 21، شماره 86 - ( بهمن و اسفند 1390 )
چکیده

چکیده سابقه و هدف: یکی از علل عمده مرگ و ناتوانی در جهان بیماری‌های قلبی و عروقی می‌باشد. تحلیل داده‌های بقاء یکی از مدل‌های کاربردی برای تجزیه و تحلیل داده‌ها در این بخش می‌باشد. مدل کاکس به دلیل وارد نمودن سایر متغیرها در مدل از ویژگی خاصی برخوردار می‌باشد و علاوه بر تابع خطر، متغیرهای معنی‌دار را نیز معرفی می‌کند. مواد و روش‌ها: این مطالعه بر روی 128 بیمار که از نیمه‌ی دوم سال 1383 لغایت نیمه اول سال 1385 در مرکز قلب مازندران تحت عمل آنژیوپلاستی قرار گرفتند، انجام شد. بیماران تا خرداد سال 1390 تحت پی‌گیری جهت ثبت عوارض عمده قرار داشتند. یافته‌ها: مدل رگرسیون کاکس در خصوص متغیرهای حاضر در این مطالعه سه متغیر مدت زمان بستری در بیمارستان پس از آنژیوپلاستی، سابقه فامیلی و دیابت را معنی‌دار تشخیص داد. استنتاج: با گذشت زمان امکان گرفتگی مجدد عروق در بیماران آنژیوپلاستی افزایش یافته و بقاء بیماران پس از 60 ماه به شدت کاهش می‌یابد. همچنین نرخ مخاطره برای این بیماران از 70 ماه به بعد به شدت افزایش می‌یابد.
مریم نباتی، کیوان یوسف نژاد، رزیتا جلالیان، مژده دبیریان،
دوره 22، شماره 94 - ( آبان 1391 )
چکیده

Non-compaction ایزوله میوکارد بطن چپ یک کاردیومیوپاتی نادر به‌دلیل اختلال در شکل گیری اندومیوکارد می‌باشد. انسیدانس آن در جمعیت کلی 25/0 - 05/0درصد در سال تخمین زده می‌شود. Non-compaction کاردیومیوپاتی اختلالی در عضله قلبی می‌باشد که هنوز آن‌چنان که باید در بین پزشکان شناخته نشد و برای اولین بار در سال 1984 توسط Engberding وbender توصیف شد. اکوکاردیوگرافی متد تشخیصی انتخابی می‌باشد. ما تجربه اخیرمان را در شش بیمار non-compactionکاردیومیوپاتی که بین شهریور 1390 و فروردین 1391 به بیمارستان ما مراجعه نمودند را در اینجا گزارش می‌نماییم. سه بیمار به‌شدت علامت‌دار، دو بیمار با علایم خفیف و یک بیمار، بدون علامت بود. فالوآپ سریال و درمان دارویی برای بهبود Outcome در این بیماران توصیه می‌گردد
مریم نباتی ، کیوان یوسف نژاد ، رزیتا جلالیان ، مژده دبیریان،
دوره 22، شماره 95 - ( آذر 1391 )
چکیده

دیسکسیون حاد آئورت ممکن است به‌دلیل پارگی اولیه در اینتیمای آئورت یا به‌دلیل پارگی وازووازورم باشد. این بیماری ناشایع نبوده انسیدانس آن 30-5 در میلیون در سال می‌باشد. دیسکسیون آئورت (گاهی به آن آنوریسم آئورت dissecant نیز گفته می‌شود) در موارد درمان نشده، مورتالیتی بالای دارد. بیش از 90 درصد موارد دیسکسیون حاد آئورت با درد حاد در سینه یا پشت یا هر دو تظاهر می‌یابند. دیسکسیون آئورت ممکن است از دیگر شرایط شایع‌تر تقلید نماید و باید به طور قوی در تشخیص افتراقی در نظر گرفته شود. تشخیص قطعی و درمان فوری حیاتی می‌باشد. بیماران ما شش مورد دیسکسیون حاد آئورت می‌باشند که با علایم آتیپیک تظاهر یافتند. درد شکم واسهال، تنگی نفس فعالیتی، ضعف شدید، faint و درد اپیگاستر علایم کلینیکی اصلی در این بیماران بودند. علایم نامعمول (فقدان درد شدید سینه) در این بیماران ما را بر آن داشت که آن‌ها را در قالب معرفی مواردگزارش کنیم. این موارد نشانگر اهمیت ظن کلینیکی بالا در تشخیص و درمان دیسکسیون آئورت بوده، بر اهمیت درمان فشار خون مزمن به‌عنوان یک ابزار قوی در کاستن ریسک این بیماری، تأکید می‌نماید.
مریم نباتی، کیوان یوسف نژاد، بابک باقری، ولی الله حبیبی،
دوره 22، شماره 97 - ( بهمن 1391 )
چکیده

پارگی عضله پاپیلری، عارضه نادر انفارکتوس حاد میوکارد می‌باشد که در 1 درصد موارد رخ می‌دهد. نارسایی میترال به‌دلیل پارگی عضله پاپیلر به‌طور متوسط یک روز (از یک تا چهارده روز) پس از شروع انفارکتوس میوکارد رخ می‌دهد. پارگی عضله پاپیلر در افرادی‌که برای اولین بار دچار انفارکتوس حاد شدند و بدون جریان خون قابل توجه Collateral هستند بیشتر دیده می‌شود. این پارگی در 75 درصد موارد در عضله پاپیلر پوسترومدیال و در 25 درصد موراد در عضله پاپیلر آنترولترال می‌باشد. بیمار آقای 79 ساله‌ای که با حمله حاد ادم ریه به بیمارستان ارجاع شد. در اکوی ترانس توراسیک پارگی عضله پاپیلر آنترولترال دیده شد که عامل Flail لت قدامی دریچه میترال و نارسایی حاد دریچه میترال شده بود. بیمار به طور اورژانسی تحت آنژیوگرافی کرونری قرار گرفت که شریان اپیکاردیال کرونری نرمال گزارش شد. بیمار به‌طور اورژانسی به اتاق عمل منتقل شد و دریچه بیوپروستیک به جای دریچه میترال تعبیه شد. بعد از گذشت یک هفته بیمار، بهبودی خود را بازیافت. بیمار در عرض یک هفته باحال خوب مرخص شد. این مطالعه بر اهمیت اکوی ترانس توراسیک دقیق در تعیین مکانیسم نارسایی حاد میترال و برنامه ریزی برای درمان قطعی تأکید می‌نماید.
سلاله رمضانی، الهه اوویسی، راضیه یوسف نژاد، ابوالفضل حسین نتاج، مهران قلعه نویی، کوثر کوثر قبادی، سید احسان سمایی،
دوره 33، شماره 226 - ( آبان 1402 )
چکیده

سابقه و هدف: صدای کم فرکانس حتی در ترازهای پایین اثرات زیان باری بر سلامت جسمی، روانی و عملکرد فرد داشته است . با این حال اثرگذاری صدا می‌تواند از فردی به فرد دیگر متفاوت باشد. بنابراین مطالعه حاضر باهدف بررسی تأثیر صفات شخصیتی بر حساسیت، آزردگی صوتی و درک بلندی صدا در مواجهه با صدای فرکانس پایین انجام شد.
مواد و روشها: این مطالعه در میان 40 نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی مازندران در سال 1401 انجام شد. جهت ارزیابی صفات شخصیتی از پرسش‌نامه شخصیت‌شناسی  Eysenkاستفاده شد. افراد به مدت یک ساعت در مواجهه با صدای کم فرکانس با تراز 65 dBA قرار گرفتند و سپس پرسش‌نامه‌های آزردگی صوتی، حساسیت صوتی و درک بلندی صدا تکمیل شد. داده‌ها با استفاده از آزمون کای دو، تی مستقل و تحلیل واریانس چندمتغیره در نرم‌افزار 25SPSS مورد تجزیه ‌وتحلیل قرار گرفت.
یافتهها: میانگین و انحراف‌معیار آزردگی، حساسیت و درک بلندی صدا برای کل افراد به ترتیب 05/2±۵، 88/14±2/65 و 68/0±55/3 به دست آمد. نتایج نشان داد که صفت شخصیتی برون‌گرا و درون‌گرا ارتباط معنیداری با میانگین آزردگی، حساسیت و درک بلندی صدا ندارند. این در حالی است که نتایج آزمون MANOVA نشان داد که بعد شخصیتی روان‌رنجوری بیشترین اثر را بر حساسیت افراد داشت ( 0/004 = P).
استنتاج: صفات شخصیتی از جمله روان‌رنجوری می‌تواند حساسیت افراد از بلندی صدا را تحت‌تأثیر قرار دهند. در نتیجه علاوه بر راه‌حل‌های کنترل مهندسی در کاهش مزاحمت ناشی از صدا، سایر عوامل تأثیرگذار مانند ویژگی‌های شخصیتی افراد باید در نظر گرفته شود.
 

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشگاه علوم پزشکی مازندران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Journal of Mazandaran University of Medical Sciences

Designed & Developed by : Yektaweb