10 نتیجه برای 11
محمد علی ززولی، جمشید یزدانی، داود بلارک، معصومه ابراهیمی، یوسف مهدوی،
دوره 21، شماره 2 - ( 12-1390 )
چکیده
سابقه و اهداف : پساب های صنعتی معمولاً، یکی از عمده ترین صنایع آلاینده محیط زیست به شمار می روند. تخلیه فاضلاب های رنگی صنایع در آب های پذیرنده منجر به بروز پدیده اتریفیکاسیون و از نظر بهداشتی دارای خاصیت سرطان زایی و جهش زایی می باشد. لذا هدف از این تحقیق بررسی حذف رنگ اسید بلو113 از محیط های آبی با استفاده از پسماند کانولا می باشد.
مواد و روشها: این تحقیق یک نوع مطالعه تجربی- آزمایشگاهی بود. در این مطالعه از پسماندکانولا به عنوان جاذب جهت حذف رنگ اسید بلو113 استفاده شد. در این مطالعه تاثیر پارامترهای مختلف بر عملکرد جاذب بررسی شد و ایزوترم های جذب تعیین شد و غلظت رنگ به روش اسپکتروفتومتری در طول موج 566 نانومتر اندازه گیری شد.
یافته ها: نتایج نشان داد با افزایش زمان تماس و افزایش دز جاذب، میزان حذف افزایش خواهد یافت ولی میزان رنگ جذب شده به ازای هر گرم جاذب کاهش می یابد. همچنین با کاهش غلظت اولیه رنگ میزان حذف افزایش خواهد یافت و در حالت بهینه جاذب قادر است باعث جذب رنگ در حدود 99%شود. داده های جذب از ایزوترم لانگمیر نسبت به ایزوترم های فروندلیچ و تکمین بیشتر تعبیت می کند.
استنتاج : به طور کلی نتایج حاصل از این مطالعه مشخص ساخت که می توان از پسماند کانولا به عنوان یک جاذب مؤثر و ارزان قیمت و با کارایی بالا، جهت تصفیه پساب صنایع نساجی استفاده کرد.
سعیده قربانعلی پور، ابوالقاسم عجمی، علیرضا رفیعی ، ترنگ تقوایی ، سیدحسن پایلاخی، وحید حسینی ،
دوره 21، شماره 84 - ( 7-1390 )
چکیده
سابقه و هدف: سرطان معده دومین عامل مرگ و میر به واسطه سرطان در دنیا است و سالیانه 25 نفر از هر 10000 ایرانی به سرطان معده مبتلا می شوند. اینترلوکین-11 (IL-11)، عضوی از خانواده اینترلوکین-6 (IL-6) بوده و با فعال کردن مسیر انتقال پیام JAK/STAT ممکن است در ایجاد سرطان معده نقش داشته باشد. هدف از انجام این مطالعه، بررسی میزان بیان ژن IL-11 در نمونه های بیوپسی معده افراد سرطانی و غیرسرطانی می باشد.
مواد و روش ها: در این مطالعه مورد - شاهدی، نمونه ها از بیمارستان امام خمینی و کلینیک طوبی شهرستان ساری جمع آوری شدند. بیماران بر اساس مشاهدات آندوسکوپیک و نتایج پاتولوژی به دو گروه مبتلا به سرطان معده (45 نفر) و مبتلا به سایر عوارض گوارشی (عدم ابتلا به سرطان) (40 نفر) تقسیم شدند. جهت بررسی میزان بیان ژن IL-11 از تکنیک SYBR Green Real-Time PCR استفاده شد. نتایج حاصل با نرم افزار REST 2008 و SPSS 16 مورد ارزیابی قرار گرفتند.
یافته ها: در نمونه های پاتولوژی، 93.4 درصد آدنوکارسینومای روده ای، 4.4 درصد آدنوکارسینومای منتشر و 2.2 درصد کارسینوئید بودند. بیان ژن IL-11 در بیماران سرطانی نسبت به غیرسرطانی افزایش معنی داری داشت (p<0.05). به علاوه تغییری در بیان این ژن در بین افراد مبتلا به سایر عوارض گوارشی (غیرسرطانی) مشاهده نشد (P=0.81).
استنتاج: IL-11 با ایجاد سرطان معده ارتباط داشته و احتمالا در فرایند تومورزایی، تکثیر تومور و بقای آن از طریق بالا بردن فعالیت ضد آپوپتوزی عمل می کند.
فاطمه سایه میری، سید علی اصغر مشتاقی، سالار بختیاری،
دوره 24، شماره 121 - ( 11-1393 )
چکیده
سابقه و هدف: پلی مورفیسم K23E ژن 11kcnj زیر واحد سازنده منفذ کانال پتاسیمی حساس به ATP، باعث تبدیل اسیدآمینه گلوتامات به لیزین میشود و این جانشینی با افزایش خطر ابتلا به برخی از بیماریها از جمله دیابت همراه است. هدف این مطالعه بررسی ارتباط پلیمورفیسم K23E از ژن 11kcnj با بیماری دیابت نوع 2 در جمعیت کرد بود.
مواد و روشها: در مجموع 173 نفر مبتلا به دیابت نوع 2 و 173 نفر با قندخون نرمال در این مطالعه وارد شدند. برای تعیین ژنوتیپ افراد PCR-RFLP بکار گرفته شد. سپس فراوانیهای ژنوتیپی و آللی در هر دو گروه مورد بررسی قرار گرفت. اندازهگیری لیپیدهای سرم و قندخون ناشتا، انسولین سرم، HOMA-IR، و سطح هموگلوبین گلیکوزیله (HbA1c) انجام شد.
یافتهها: نتایج نشان داد اختلاف معنیداری بین فراوانی الل بین دو گروه مورد و شاهد وجود دارد(006/0p=). همچنین فراوانی ژنوتیپها نشان داد که تفاوت معنیداری در ژنوتیپ CT بین افراد مورد و شاهد وجود دارد (77/2 =OR، 97/5-29/1 CI: 95٪ ، 009/0p=). به طور مشابه، در مدل غالب، بین پلیمورفیسم مذکور ژن 11kcnj و دیابت نوع 2 ارتباط معنیداری وجود داشت (72/2 =OR، 68/5-30/1 CI: 95٪ ، 008/0=p). اما ارتباط معنیداری در مدل مغلوب مشاهده نشد (05/0p>).
استنتاج: این مطالعه اولین مطالعه انجام شده در قوم کرد از غرب ایران است. نتایج نشان داد که پلی مورفیسم K23 E ژن 11kcnj با دیابت نوع دو در نژاد کرد غرب ایران ارتباط دارد.
آوا صفراوغلی آذر، پریسا صدراعظمی، فروزان بهمنی، داود بشّاش،
دوره 27، شماره 153 - ( 7-1396 )
چکیده
سابقه و هدف: از آنجائی که فعالیت ناهنجار مسیر PI3K/Akt در بسیاری از بدخیمیها با عود بیماری و پیشآگهی ضعیف همراه است، در طی سالهای اخیر، هدف قرار دادن این مسیر بهعنوان یکی از راهکارهای درمانی سرطان مورد توجه قرار گرفته است. هدف از این مطالعه، بررسی تاثیر مهارکننده PI3K در افزایش اثر سایتوتوکسیک القاء شده توسط دوکسوروبیسین در سلولهای مشتق شده از لوسمی لنفوبلاستیک حاد، 6-Nalm میباشد.
مواد و روشها: در این مطالعه تجربی، برای بررسی این که آیا مهار مسیر PI3K/Akt توسط 1101-GS قادر است تاثیر سایتوتوکسیک دوکسوروبیسین را در سلولهای رده 6-Nalmافزایش دهد، این سلولها با ترکیبی از دو دارو بهصورت همزمان تیمار شدند و سپس شمارش سلولی، میزان زندهمانی، فعالیت متابولیک و میزان تغییرات بیان ژنهای دخیل در آپوپتوز به ترتیب توسط آزمونهای تریپان بلو، MTT assay و Rq-PCR مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: نتایج به دست آمده بیانگر آن است که مهار مسیر PI3K/Akt با کمک 1101-GS،اثر ضدتکثیری و سایتوتوکسیک القاء شده توسط دوکسوروبیسین را از طریق کاهش بقاء سلولی، فعالیت متابولیک و تعداد سلولهای زنده افزایش میدهد. همچنین، نتایج Rq-PCR نشان میدهد که مرگ سلولی القاء شده در ترکیب دو دارو با یکدیگر با افزایش بیان ژن Bax (01/0 P ≤) و همچنین افزایش نسبت بیان 2-Bcl/Bax (001/0 P ≤) در ارتباط میباشد.
استنتاج: این مطالعه نشان داد که مهار نمودن مسیر PI3K توسط داروی 1101-GS میتواند اثرات ضد لوسمیک داروی شیمیدرمانی دوکسوروبیسین را افزایش دهد.
علیرضا عزیززاده دلشاد، زهرا بادکوبه هزاوه، محمدرضا جلالی ندوشن،
دوره 30، شماره 192 - ( 10-1399 )
چکیده
سابقه و هدف: گواترمولتینودولر، بزرگی خوشخیم غدهی تیروئید و کارسینوم پاپیلری تیروئید، شایعترین نوع سرطان تیروئید است. امروزه میتوان از مارکرهای ایمونوهیستوشیمی در تشخیص و پیشآگهی تومورها استفاده نمود. در مطالعهی حاضر در نمونههای گواتر مولتینودولر و کارسینوم پاپیلری تیروئید، بیان مارکر CD117 و ارتباط آن با عوامل موثر در پیشآگهی مقایسه شد.
مواد و روشها: در این مطالعه مقطعی، در 60 بیمار مبتلا به گواتر مولتینودولر و 60 بیمار مبتلا به کارسینوم پاپیلری تیروئید، که طی سالهای 97-1390 در بیمارستان شهید مصطفی خمینی تهران تحت جراحی تیروئیدکتومی قرار گرفته بودند، بیان مارکر CD117 در بافت تیروئید با روش ایمونوهیستوشیمی مورد ارزیابی قرارگرفت و از نمره صفر تا 3 درجهبندی شد.
یافتهها: در تمامی نمونههای خوشخیم و بدخیم CD117 بیان شد: در نمونههای بدخیم 95 درصد نمره 1 و 5درصد نمره 2 و در نمونههای خوشخیم حدود 52درصد نمره 1 و 48درصد نمرههای 2 و 3 مشاهده شد، بهطوریکه نمرهی بیان آن در نمونههای بدخیم با اختلاف معنیدار کمتر بود(05/0< P). همچنین افزایش بیان CD117 با کاهش درگیری غدد لنفاوی و افزایش اندازهی تومور ارتباط داشت(05/0P<)، ولی با دیگر عوامل موثر بر پیشآگهی ارتباط معنیداری مشاهده نشد(081/0P=).
استنتاج: با توجه به نتایج متناقض در مورد ارتباط بیان CD117 با فاکتورهای موثر در پیشآگهی، انجام مطالعات بیشتر توصیه میشود.
طهورا موسوی، رضا ولدان، علیرضا رفیعی، محمدرضا حق شناس،
دوره 31، شماره 198 - ( 4-1400 )
چکیده
سابقه و هدف: پاپیلوما ویروس انسانی(HPV) از جمله عوامل عفونی است که در انسان منجر به زگیل و بدخیمی های پوستی ژنیتال و غیرژنیتالی می شود. پروتئین E7این ویروس، انکوپروتئین کوچکی است که هدف اصلی در واکسن های درمانی محسوب می شود. پروتئین E7 به همراه HIV-1 پپتید Tat(49-59)نقش حفاظتی ایفا نموده که منجر به پاسخ ایمنی Th1 و CTLs ها می شود. هدف از این مطالعه طراحی پروتئین نوترکیب HIV-1 Tat 49-59/HPV16, 18, 6, 11 E7 در محیط آزمایشگاهی بود تا بتوان عملکرد این آنتی ژن را در بیان MHC1 مورد بررسی قرار داد.
مواد و روشها: در این مطالعه جهت بررسی بیان MHC1 و همچنین عملکرد پپتید Tat در عرضه پروتئین نوترکیب به سطح MHC1 از رده سلولی ماکروفاژ J774 استفاده شد. رده سلولی ماکروفاژ موشی J744 با غلظتهای 10، 50 و 100 میکروگرم از هر یک از پروتئینهای دارای پپتیدTat و فاقد پپتیدTat تیمار شدند. پس از 24 ساعت سلول ها جمع آوری و سپس توسط دستگاه فلوسایتومتری خوانش شد.
یافتهها: در این بررسی سلول های J774 با پروتئین های E7-Tat و E7 در غلظتهای مختلف تریت و مورد ارزیابی قرار گرفتند. این مطالعه نشان می دهد که غلظت 10 میکروگرم از پروتئین E7-Tat منجر به افزایش بیان MHC1 شده است، در حالی که در غلظت های بالاتر از این پروتئین، بیان مولکول MHC1 نسبت به گروه فاقد Tat کاهش چشمگیری داشته است.
استنتاج: بررسی این مطالعه نشان میدهد که پروتئین E7-Tat در غلظتهای پایینتر میتواند به عنوان محرکی در جهت افزایش بیان MHC1 عمل کند و به نظر میرسد که می تواند در واکسنهای تراپئوتیک مورد استفاده قرار گیرد.
محدثه نعمتی، حسین کرمی، عباسعلی دهپوری جویباری، آقای عباس محمدپور، سیده سکینه جلال زاده، رامین عطایی،
دوره 31، شماره 205 - ( 11-1400 )
چکیده
سابقه و هدف: ملاتونین یک هورمون، با ساختار تولیدمثلی است که در ساعت بیولوژیک بدن نقش دارد و دارای خواص آنتیاکسیدانت میباشد و نقش آنتی تومور و محافظت سلولی برای آن درنظر گرفته شده است.با توجه به اینکه نقش رسپتورهای ملاتونینی در بسیاری از سرطانها از جمله کولون و پستان ثابت شده و تاکنون مطالعهای درکودکان مبتلا به لوکمی صورت نگرفته است، این مطالعه برای اولین بار بصورت یک مطالعه مورد شاهدی با هدف بررسی پلیمورفیسم رسپتور ملاتونینی MT1A در کودکان مبتلا به لوکمی به روش جدید RFLP-PCR انجام شد.
مواد و روشها: در این مطالعه مورد شاهدی (case-control) 84 بیمار و 70 فرد سالم شرکت کردند و 10میلیلیتر خون محیطی از آنها پس از رضایت آگاهانه دریافت شد. سپس DNA ژنوم با روش نمکی استخراج و به روش RFLP-PCR برای ارزیابی فراوانی آللی و پلیمورفیسم ژنتیکی بررسی شد.
یافتهها: در بررسی پلی مورفیسم rs2119882 ژن MT1A در میان 70 فرد کنترل، 40 درصد افراد ژنوتیپ TT، 50 درصد ژنوتیپ TC و 10 درصد ژنوتیپ CC را داشتند. در 84 فرد بیمار، 40 درصد ژنوتیپ TT، 35 درصد ژنوتیپ TC و 25 درصد ژنوتیپ CC را دارا بودند. براساس نتایج آزمون Chi-Square، تفاوت معناداری بین ژنوتیپها در دو گروه مورد مطالعه مشاهده میشود (0/05>P).
استنتاج: در مطالعه حاضر ارتباط بین پلیمورفیسم ژن MT1 (rs2119882) و افزایش ریسک لوکمی در کودکان مشاهده شد، لذا غربالگری پلیمورفیسم رسپتور ملاتونین میتواند در پیشآگهی و پیشگیری از بیماری و راهکارهای درمانی مناسب در سرطان کمککننده باشد.
آزیتا محققیان، شبنم هوشمند راد، کبری ایاغ، مهدی شیرزاد سیبنی،
دوره 32، شماره 209 - ( 3-1401 )
چکیده
سابقه و هدف: صنایع نساجی مقادیر زیادی پساب رنگی تولید میکنند. شایان ذکر است که رنگهای سنتتیک به دلیل مشخصات سمیّت و سرطانزایی، مشکلات جدّی برای سلامت انسان و موجودات آبزی ایجاد میکنند. بنابراین در این مطالعه، اسیدبلو113 به دلیل پایدار بودن و مقاومت بالا در برابر روشهای معمول تصفیه، بهعنوان آلاینده هدف انتخاب شده است.
مواد و روشها: سنتز نانوکامپوزیت اکسید روی-کائولین با روش ساده همرسوبی انجام شد. ساختار کریستالی، گروههای عاملی، مورفولوژی و ترکیب عنصری نانوذرات سنتز شده به ترتیب توسط آنالیزهای XRD، FT-IR، SEM و EDX مشخص شد. سپس پاسخ فتوکاتالیستی این نانوکامپوزیت از طریق تخریب رنگ اسیدبلو113 در حضور نور مرئی بررسی شد. همچنین تأثیر پارامترهای عملیاتی مانند pH، مقدار کاتالیست، غلظت اولیّه رنگ اسیدبلو113، گازهای مختلف، انواع ترکیبات آلی و بازیافت کاتالیست بر عملکرد فتوکاتالیستی در راکتور ناپیوسته بررسی شد.
یافتهها: آنالیز SEM، ساختار کروی نانوکامپوزیت اکسید روی-کائولین را تأیید کرد. حضور ترکیبات آلی در محیط آبی، کاهش کارایی حذف رنگ اسیدبلو113 را در پی داشت. بالاترین کارایی حذف (84/33 درصد) در مقدار کاتالیست g.L-1 0/4، غلظت اولیّه رنگ mg.L-1 20 و pH برابر با 7 بهدست آمد. کاتالیست حاصله (اکسید روی-کائولین) در مقایسه با نانوذرات اکسید روی و کائولین، فعالیّت فتوکاتالیستی مؤثرتری در تخریب رنگ اسیدبلو113 نشان داد. تخریب رنگ اسید بلو113، از معادله سینتیکی درجه اول (Kobs برابر با min-1 0/122 و R2 برابر با 0/9516) و مدل لانگمویر- هینشلوود (KC برابر با mg.L-1.min-1 0/278 و KAB113 برابر با L.mg-1 0/128) تبعیّت کرد.
استنتاج: عملکرد مطلوب سیستم اکسید روی-کائولین/ نور مرئی، کاربرد عملی این سیستم را در تصفیه آب تأیید نمود.
مهدی رحمن پور، محمدرضا جلالی ندوشن،
دوره 33، شماره 226 - ( 8-1402 )
چکیده
سابقه و هدف: سرطان پروستات دومین علت مرگ ناشی از بدخیمیها در مردان است. تشخیص زودرس و شناسایی فاکتورهای موثر بر پیشآگهی بیماران به پیشبینی پیامد بالینی و انتخاب نوع درمان برای هر بیمار کمک میکند. ارتباط بیان CD117 با پیشآگهی تومورهای مختلف نشان داده شده است و شواهدی از نقش این مارکر در بیماریزایی کارسینوم پروستات وجود دارد. لذا هدف از مطالعه حاضر، بررسی بیان مارکر CD117 در هایپرپلازی خوشخیم و آدنوکارسینوم پروستات و ارتباط آن با درجه گلیسون بود.
مواد و روشها: در این مطالعه مقطعی، بلوکهای پارافینی از 85 نمونه هایپرپلازی خوشخیم و 78 نمونه آدنوکارسینوم پروستات که طی سالهای 1397 تا 1400 به بیمارستان شهید مصطفی خمینی(ره) تهران مراجعه کرده بودند، مورد رنگآمیزی ایمونوهیستوشیمی با استفاده از آنتیبادی ضد CD117 قرار گرفتند. رنگآمیزی غشایی و سیتوپلاسمی در بیش از 10 درصد سلولهای اپیتلیال توموری بهعنوان نتیجه مثبت در نظر گرفته شد.
یافتهها: در مطالعه حاضر، بیان مثبت CD117 در 1/27 درصد نمونههای هایپرپلازی خوشخیم و 50 درصد نمونههای آدنوکارسینوم پروستات مشاهده شد که تفاوت آماری معنیداری را نشان میدهد (003/0P=). ارتباط آماری معنیداری بین وضعیت بیان CD117 با درجه گلیسون اولیه وجود نداشت (166/0P=)، اما درجه گلیسون ثانویه و نمره گلیسون مجموع، ارتباط آماری معنیداری را با وضعیت بیان CD117 نشان دادند (به ترتیب002/0 P= و017/0 P=).
استنتاج: براساس یافتههای این مطالعه، بیان مارکر CD117 در نمونههای کارسینوم پروستات بالاتر از نمونههای هایپرپلازی خوشخیم پروستات میباشد و افزایش میزان بیان آن با افزایش درجه گلیسون تومور بهعنوان یکی از معیارهای تعیین پیشآگهی کارسینوم پروستات ارتباط دارد.
شهربانو ناندوست کناری، پریسا محمدی نژاد، مهدی مغنی باشی، ابوذر باقری، لیلا روحی،
دوره 34، شماره 234 - ( 4-1403 )
چکیده
سابقه و هدف: سرطان کولورکتال (CRC) از نظر میزان بروز و مرگ و میر در بین انواع سرطانها به ترتیب رتبه چهارم و دوم را به خود اختصاص داده است. اگرچه غربالگری سرطان کولورکتال در بهبود پیشگیری و درمان این بیماری موثر بوده اما همچنان موانع متعدد از جمله متاستاز سرطان کولورکتال، پیشآگهی این بیماری را به شدت مختل کرده است. RNA های غیر کدکننده طولانی نوعی مولکول RNAi هستند که در چندین گروه عملکردی طبقهبندی میشوند و در برخی از مسیرهای سلولی مهم شرکت میکنند. تعامل LncRNA-RNA ترجمه وتخریب mRNA را کنترل میکند یا بهعنوان اسفنج miRNA (microRNA) برای خاموش کردن عمل میکند. تعامل LncRNA-پروتئین فعالیت پروتئین را در فعالسازی رونویسی و خاموش کردن تنظیم میکند. راهنمای LncRNA، فریب، و داربست تنظیمکنندههای رونویسی ناحیه تقویتکننده یا سرکوبکننده ژنهای کد کننده را برای تغییر بیان تنظیم میکنند. RNA های غیرکدکننده بلند بهدلیل نقش کلیدی در تنظیم بیان ژن و اثرات بالقوه در مسیرهای سیگنالینگ سلولی، توجه روزافزون محققان را به خود جلب کردهاند. این RNA ها، به عنوان نشانگرهای زیستی، در تشخیص، پیشرفت و پیشآگهی سرطان کولورکتال نقش مهمی ایفا میکنند. این مطالعه با هدف بررسی تغییر سطح بیان RNA غیرکدکننده LINC01139 در سرطان کولورکتال در مقایسه با بافت سالم انجام شد.
مواد و روشها: در این مطالعه تجربی ابتدا تغییر بیان ژن LncRNA LINC01139 از دو پایگاه داده UALCAN و Gepia2 در بافتهای توموری آدنوکارسینوما کولون در مقایسه با بافت سالم بررسی شد. سپس total RNA از 41 نمونه بافت توموری سرطان کولورکتال و 41 نمونه بافت سالم مجاور تومور استخراج شد و پس از بررسی کیفی و کمی RNA استخراج شده، سنتز cDNA با استفاده از کیت انجام گردید. سپس با طراحی و سنتز پرایمر اختصاصی، میزان بیان RNA غیرکدکننده LINC01139 در دو بافت توموری و سالم با استفاده از تکنیک Real time RT-PCR اندازهگیری شد. در پایان با در نظر گرفتن ژن Gapdh بهعنوان ژن خانهداری، دادههای حاصل بهوسیله نرمافزار Graph pad prism تجزیه و تحلیل گردید.
یافتهها: تجزیه و تحلیل دادههای این مطالعه براساس آنالیزهای بیوانفورماتیکی نشان داد که بیان RNA غیرکدکننده LINC01139 در تومورهای کولورکتال کاهش مییابد این در حالی است که بیان این ژن بهطور قابل توجهی در بافتهای توموری (اعم از متاستازی و غیر متاستازی) در مقایسه با بافت نرمال مجاور مستقل از جنس افزایش مییابد (0/0001P<) ولی تفاوت بیان معنیداری بین نمونههای غیرمتاستازی و متاستازی مشاهده نشد (0/05P>). همچنین نشان داده شد که افزایش بیان RNA غیرکدکننده LINC01139 در بافتهای توموری میتواند بهعنوان نشانگر زیستی در شناسایی بافتهای توموری از بافتهای سالم کولورکتال (0/0001, P< 0/81 = AUC) عمل کند.
استنتاج: باتوجه به نقش شناخته شده LINC01139 lncRNA در مسیر سیگنالینگ HIF1α بهعنوان داربست، عملکرد انکوژنیک LINC01139 lncRNA در سرطان کبد از طریق محور miR-30/MYBL2 و برهمکنش قوی Linc01139-PIP3 LncRNA و اثر بر مسیر PIP3-AKT، به نظر میرسد افزایش بیان LINC01139 lncRNA سیتوپلاسمی و عملکرد آن بهعنوان یک آنکوژن، احتمالاً میتواند از طریق مسیرهای سیگنالینگ در سرطانزایی کولورکتال دخیل باشد.