326 نتیجه برای Mic
مهدی شریف ، هاجر ضیایی هزارجریبی ،
دوره 10، شماره 27 - ( 4-1379 )
چکیده
سابقه و هدف: اکسیورز یکی از مشکلات عمده بهداشتی دنیا به خصوص در کودکان زیر 12 سال است. بیش از 40 میلیون آمریکایی خصوصا کودکان به اکسیور آلوده اند. یکی از عوارض انگل نقش آن در ایجاد ولویت می باشد. از آنجایی که انگل در دختران شایع تر از پسرهاست این تحقیق با هدف اطلاع از میزان شیوع اکسیور و ولویت در دختران 2 تا 5 ساله مهد کودک های شهرستان ساری انجام پذیرفت.
مواد و روش ها: این مطالعه به صورت توصیفی مقطعی انجام شد و از کلیه کودکان در دسترس 2 تا 5 ساله مهدهای کودک شهر ساری با استفاده از روش چسب اسکاچ نمونه گرفته شد. ولو کودکان فوق توسط ماما و زیر نظر متخصص زنان مورد بررسی قرار گرفت و اطلاعات مربوط به خارش، شقاق مقعد، ادم و خارش ولو و واژن و سوزش، بی قراری و شب ادراری کودک پس از بررسی در پرسشنامه هر کودک ثبت گردید.سایر اطلاعات هر کودک شامل سن کودک، نوع مهد، سواد و شغل پدر و مادر، تعداد افراد خانوار، تعداد همبازیهای خانوادگی، تعداد کودکان و مربیان هر کلاس، وضعیت ناخن و عادات نامعقول کودکان، تعویض روزانه لباس زیر و شستشوی روزانه کودک، ضدعفونی کردن روزانه اسباب بازی ها و ملحفه، وجود پزشک در مهد و کارت بهداشتی مربی و کودک، به کمک مربیان و والدین در پرسشنامه هر کودک ثبت گردید و از کودکان مبتلا به اکسیوروز نمونه مجدد چسب اسکاچ از ناحیه ولو گرفته شد.
نتایج: از مجموع 217 کودک بررسی شده 64 نفر (5/29 درصد) مبتلا به اکسیوروز بودند و 38 نفر (5/17 درصد) ولویت داشتند و در 13 کودک (6%) آلودگی توام به اکسیور و ولویت دیده شد که با انجام آزمون آماری X2 ارتباط معنی داری بین اکسیوروز و ولویت دیده نشد و در 2/34 درصد از کودکانی که ولویت داشتند همزمان اکسیوروزنیز دیده شده است.بین آلودگی به اکسیور با سن رابطه معنی دار (p<0.001) و بین آلودگی به ولویت و گروه های سنی رابطه معنی دار (p<0.05) و بین آلودگی به اکسیور و استفاده از اسباب بازی به صورت فردی و جمعی رابطه معنی دار (p<0.01) دیده شده است و بین آلودگی به ولویت و خارش و شقاق مقعد رابطه معنی دار (p<0.05) مشاهده شده است.
استنتاج: با توجه به میزان شیوع اکسیور و نقش آن در ایجاد ولویت و وجود محدودیت هایی در زمینه بررسی آن لزوما اجرای برنامه های وسیع جهت ارزیابی سلامت کودکان از نظر عوامل ایجاد کننده ولویت ضرورت دارد.
زهرا قیروانی ، محمدحسین پورغلامی ،
دوره 10، شماره 28 - ( 7-1379 )
چکیده
سابقه و هدف: تنظیم قند خون یکی از پدیده های پیچیده ای است که در اثر دخالت عوامل عصبی و هورمونی صورت می گیرد. علاوه بر عوامل هورمونی، عوامل عصبی نظیر نروترانسمیترهای مختلفی از جمله گاما آمینو بوتیریک اسید (GABA) در سیستم عصبی پستانداران وجود دارد که در تنظیم گلوکز خون شرکت می کنند.
مواد و روش ها: در آزمایشات از موش سفید آزمایشگاهی نژاد آلبینو، جنس نر در محدوده وزنی 20-25 گرم استفاده شد. در این تحقیق آنتاگونیست های گیرنده گاباA- (پیکروتوکسین 50 ng و بیکوکولین (25 ng و آگونیست گیرنده گاباA- (موسیمول 50 ng و (25 ng به صورت داخل بطن مغزی (icv) تزریق شده و نتایج حاصل از تزریق هر دارو در گروه آزمایشی با نتایج حاصل از تزریق سالین در گروه کنترل مورد مقایسه قرار گرفت و میانگین تغییرات قندخون مربوط به هر دوز در زمان های معین به دست آمد. به منظور مقایسه نتایج از آنالیز واریانس یک طرفه استفاده شد و بین نمونه های معنی دار t-test به عمل آمد. در همه حالات ملاک معنی دار بودن p<0.05 در نظر گرفته شد.
نتایج: بررسی نتایج نشان داد که پیکروتوکسین icv) ،(50 ng نسبت به گروه کنترل سبب افزایش قندخون می شود که این اثر توسط تزریق موسیمول icv)،50 ng و 25) به صورت معنی داری (p<0.05) کاهش می یابد. همچنین بیکوکولین (25 نانوگرم) به صورت معنی دار کاهش می یابد.
استنتاج: به طور کلی به نظر می رسد که گیرنده گاباA- احتمالا از طریق افزایش سطح پلاسمایی انسولین و کاهش گلوکاگون و سوماتواستاتین باعث کاهش قندخون می شود، یعنی گیرنده گاباA- نقش مهاری در تزریق قندخون دارد.
داوود فرزین ، لادن اصغری ،
دوره 10، شماره 28 - ( 7-1379 )
چکیده
سابقه و هدف: هیستامین یک نروترانسمیتر در مغز پستانداران می باشد که از طریق تحریک سه نوع گیرنده H1)، H2 و (H3 اثرات فیزیولوژیک خود را بر سلول های هدف اعمال می کند. امروزه گزارشاتی وجود دارد که نشان می دهد هیستامین در تعدیل انتقال درد نقش دارد. برای مشخص کردن نقش گیرنده های هیستامینی در تعدیل روند درد مطالعه حاضر طراحی گردید.
مواد و روش ها: در مطالعه حاضر اثر آگونیست ها و آنتا گونیست ها ی مختلف گیرنده هستامینی بر آستانه درد در موش ها با استفاده از تست های حرارتی (صفحه داغ) و شیمیایی Writhing) ایجاد شده توسط اسید استیک) مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج:تزریق داخل مغزی آگونیست گیرنده H1 هیستامینی، 50) HTMT میکروگرم/موش) موجب یکHypernociception معنی دار درتست های صفحه داغ و Writhing شد. این دوز از HTMT فاقد اثر معنی دار بر هماهنگی حرکتی در تست Rota rod بود. تزریق داخلی صفاقی آنتاگونیست های گیرنده H1 هیستامینی ، دکس کلرفنیرآمین (30 و 40 میلی گرم/کیلوگرم) و دیفن هیدرامین (20 و 40 میلی گرم/کیلوگرم) موجب یک Antinociception وابسته به دوز در هر دو تست صفحه داغ و Writhing گردید ولی از آنجایی که تمام دوزهای دیفن هیدرامین به کار گرفته شده در این آزمایش موجب اختلال حرکتی در تست Rota rod شد، به نظر می رسد که اثر ضد دردی دیفن هیدرامین یک اثر ضد دردی واقعی نمی باشد. تزریق HTMT در ترکیب بادکس کلرفنیرآمین (20 میلی گرم/کیلوگرم، داخل صفاقی) آستانه درد در تست صفحه داغ را تغییر نداد. آگونیست گیرنده H2 هیستامینی، 50) Dimaprit و 100 میکروگرم/موش، داخل مغزی) و آنتاگونیست های گیرنده H2 هیستامینی، رانیتیدین 50) و 100 میکروگرم/موش، داخل مغزی) آستانه درد ایجاد شده توسط صفحه داغ و اسید استیک را افزایش دادند. آگونیست گیرنده H3 هیستامینی، Imetit (25 و50میلی گرم/کیلو گرم، داخل صفاقی) و آنتاگونیست گیرنده H3 هیستامینی، Thioperamide و (25 و 50 میلی گرم/کیلوگرم، داخل صفاقی) به ترتیب آستانه درد در تست صفحه داغ را کاهش یا افزایش دادند. تزریق Thioperamide (25 میلی گرم/کیلو گرم، داخل صفاقی) به طور معنی داری اثر Hyperalgesia ایجاد شده با Imetit را آنتاگونیزه نمود.
استنتاج: این نتایج پیشنهاد می کنند که مکانیسم های گیرنده های هیستامینی بر روند درد ایجاد شده توسط صفحه داغ نقش تعدیلی دارند.
حمیدرضا ذاکری ، عذرا اخی ،
دوره 11، شماره 31 - ( 4-1380 )
چکیده
سابقه و هدف: فلج دوره ای هیپوکالمیک بیماری شایعی نمی باشد. در مطالعات گذشته میزان ارتباط این بیماری با پرکاری غده تیرویید متفاوت گزارش شده است. مطالعه حاضر ارتباط این دو بیماری را در منطقه مازندران نشان می دهد.
مواد و روش ها: تمامی بیماران مراجعه کننده به بیمارستان های بوعلی و امام ساری به علت فلج دوره ای هیپوکالمیک مورد بررسی قرار گرفتند و بعد از انجام اقدامات تشخیصی و درمانی و رد مسایل ثانویه هیپوکالمی، تعداد 20 بیمار با فلج دوره ای مشخص گردید. برای این 20 بیمار تست های عملکرد تیروییدی انجام گردید.
نتایج: از 20 بیمار با فلج دوره ای 8 نفر (40 درصد) دچار پرکاری تیرویید و 12 نفر باقیمانده (60 درصد) عملکرد تیرویید نرمال داشتند. تمامی بیماران مرد بوده و کمترین سن 22 سال و بیشترین سن در بین آنها 46 سال بوده است. سابقه فامیلی در 5 درصد بیماران دیده شده است.
استنتاج: 40درصد بیماران با فلج دوره ای هیپوکالمیک مبتلا به پرکاری تیرویید می باشند که درمان آنها سبب رفع دایمی فلج می شود (با درمان پرکاری تیرویید و نرمال شدن آزمون های تیرویید). بنابراین انجام تست های تیروییدی برای این بیماران الزامی می باشد.
احمد احمدزاده امیری ، کیومرث نوروزپوردیلمی ، مجیدرضا شیخ رضایی ، محمد اسحاقی ، اسداله فرخ فر ،
دوره 13، شماره 39 - ( 4-1382 )
چکیده
سابقه و هدف: از آن جایی که ادم سیستویید ماکولا (CME) از عوارض شایع عمل جراحی کاتاراکت است که به علت التهاب چشمی رخ می دهد، کنترل التهاب با داروی مناسب، منطقی خواهد بود. این مطالعه با هدف بررسی اثر قطره دیکلوفناک سدیم به عنوان داروی غیر استروییدی، پس از عمل جراحی کاتاراکت (به روش خارج کپسولی با لنز گذاری)، درمقایسه با قطره های چشمی معمول استروییدی (بتامتازون) در پیشگیری از CME، صورت گرفته است.
مواد و روش ها: این مطالعه یک بررسی کارآزمایی بالینی دو سوکور است که بر روی 97 چشم از 97 بیمار که تحت عمل جراحی کاتاراکت با لنز گذاریی به روش معمول خارج کپسولی قرار گرفته اند، صورت پذیرفت. بیماران به دو گروه تجویز قطره دیکلوفناک و قطره بتامتازون چشمی با روش تصادفی ساده (قرعهکشی) تقسیم شده و از نظر متغیرهایی مانند زمینه چشمی کاتاراکت، روش جراحی و لنز گذاری داخل چشمی، مشابه سازی شده بودند. وجود و پیشرفت CME به وسیله آنژیوگرافی با ماده فلوئورسین وریدی در دو گروه، بررسی شد. ضمنا مطالعه سد خونی- زلالیه ای با بررسی سلول و غبار اتاق قدامی و التهاب خارج چشمی نیز انجام شد.
یافته ها: 6 هفته پس از جراحی،CME در دو چشم از 47 چشمی (25/4 درصد) که دیکلوفناک دریافت کرده بودند و 12 چشم از 50 چشم (24 درصد) که بتامتازون دریافت نموده بودند(P<0.01) . از نظر میزان سلول در اتاق قدامی، در سه روز اول، یک هفته و شش هفته پس از جراحی، بین دو گروه از نظر آماری، تفاوت معنی داری وجود نداشت. میزان غبار(flare) در اتاق قدامی در سه روز اول، یک هفته و شش هفته پس از جراحی، در گروهی که دیکلوفناک دریافت نمودند، کاهش واضحی داشت (به ترتیبp<0.001 و P<0.001 و (P<0.001 میزان التهاب خارج چشمی نیز در گروه دیکلوفناک، کاهش واضحی را نشان داد(p<0.001) .
استناج: یافته های فوق، تاثیر مثبت قطره دیکلوفناک در کاهش CME به دنبال عمل جراحی کاتاراکت را نشان می دهد و خاطر نشان می کند که ارتباط نزدیکی بین CME و التهاب داخل چشمی، به دنبال جراحی وجود دارد که با دیکلوفناک می توان از التهاب داخل چشمی و CME کاست.
محسن جوادزاده ، سروش دبیری ، علی زنگی آبادی ،
دوره 13، شماره 39 - ( 4-1382 )
چکیده
مسابقه و هدف: دیسانتری با اسهال خونی یکی از بیماری های حاد دستگاه گوارشی است که عوامل متنوعی باعث ایجاد آن در کودکان می شود. تنوع عوامل و بروز مقاومت دارویی، درمان تجربی رابا مشکل مواجه می سازد. این مطالعه به منظور تعیین فراوانی نسبی عوامل ایجاد کننده اسهال خونی کودکان در زاهدان و نیز بررسی حساسیت دارویی عوامل باکتریال ایجاد کننده بیماری صورت گرفت.
مواد و روش ها: دراین بررسی که از ابتدای سال 1377 تا اواسط سال 78 به مدت یک و نیم سال انجام شد. تعداد 155 نمونه مدفوع از کودکان 6 ماهه تا 6 ساله ای که به دلیل اسهال خونی به بیمارستان حضرت علی اصغر(ع) مراجعه نموده بودند، مورد آزمایش های باکتری شناسی، سرولوژی و انگل شناسی قرار گرفت.
یافته ها: در 43 مورد (28%) شیگلا، 20 مورد (13%) اشریشیاکلی مهاجم ودو مورد آنتامبا هیستولیتیکا مشاهده گردید. از 43 مورد شیگلا، 35 مورد (81%) گونه فلکستری و 8 مورد (19%) گونه دیسانتری (سروتیپ یک) بودند. نالیدیکسیک اسید، موثرترین آنتی بیوتیک مورد آزمایش بود و تنها یک مورد (شیگلا) مقاومت مطلق نسبت به آن دیده شد.
استنتاج: با توجه به این که مقاومت قابل ملاحظه ای نسبت به آنتی بیوتیک های آمپی سیلین، کوتریموکسازول، فورازولیدون، سیپروفلوکسازین و سفالکسین مشاهده شد، توصیه می شود از تجویز تجربی (امپریکال) آنها خودداری شود. همچنین با توجه به میزان اندک آنتامیا هیستولیتیکا بهتر است تجویز داروی ضد آمیب نیز صرفا در موارد تشخیص آزمایشگاهی صورت گیرد.
ژیلا ترابی زاده ، سیدمحمد محسنی مهران ،
دوره 13، شماره 41 - ( 10-1382 )
چکیده
سابقه و هدف: تاکنون تحقیقات زیادی در زمینه تاثیر داروها و روش های جراحی در درمان انواع زخم ها صورت گرفته است. در این مطالعه سعی شده است که اثر شفابخش عسل بر روی بهبودی زخم معده بررسی شود. عسل یکی از بهترین مواد غذایی است که سرشار از مواد قندی و پروتیینی بوده و دارای خواص ضد باکتریایی نیز می باشد. مطالعات انجام شده، نشان داده است که با افزایش مدت روزهای استفاده از عسل بر روی زخم، میزان بهبودی افزایش می یابد.
مواد وروش ها: در این مطالعه 80 سر موش سوری با وزن های 30 تا 50 گرم انتخاب شدند و در ابتدا به مدت 48 ساعت، گرسنه نگه داشته شدند. سپس به وسیله خوراندن ایندومتاسین (30 mg/kg) در آن ها زخم ایجاد گردید. پس از ایجاد زخم، موش ها به دو گروه تقسیم شدند. به گروه شاهد آب و غذا داده شد و به گروه مورد آزمایش، آب و غذا و عسل به رقت 5 درصد خورانده شد. موش ها پس از روزهای 14 و 21 با رژیم های غذایی معین شده، کشته شدند و آسیب شناس بدون اطلاع از رژیم خوراکی موش ها، پس از بررسی ماکروسکوپی و مشاهده زخم ها، لام های تهیه شده را از نظر میکروسکوپی مورد بررسی قرار داد.
یافته ها: تا پایان روز بیست و یکم، تعداد 26 سر موش تلف شد که در بررسی آماری در نظر گرفته نشد. پس از بررسی های میکروسکوپی، مشاهده گردید که از مجموع 30 موش عسل خورده، 19 موش بدون زخم و 11 موش دارای زخم بوده و از مجموع 24 مورد موش عسل نخورده 8 موش بدون زخم و 16 موش دارای زخم می باشند که اختلاف معنی داری در بهبودی زخم های معدی موش هایی که در رژیم غذایی شان عسل وجود داشت یا آن هایی که فاقد عسل بود، مشاهده گردید (P<0.01).
استنتاج: با تعیین شدت همبستگی بین مصرف عسل و زخم معده، مشاهده گردید که عسل بر روی بهبودی زخم معده موش ها موثر است.
مجتبی مجتهدزاده ، ابراهیم صالحی فر ، سیدمحسن نایب پور ، سیامک صفاری ، اتابک نجفی ،
دوره 14، شماره 42 - ( 1-1383 )
چکیده
سابقه و هدف: یکی از مشکلات شایع بیماران بستری در بخش های مراقبت ویژه، تعادل مثبت مایعات می باشد که اغلب تاثیر منفی قابل توجهی بر روی وضعیت بیماران می گذارد؛ به علاوه تجویز دیورتیک ها سبب تغییرات بالینی قابل توجهی در متغیر های همودینامیک می شود. این مطالعه جهت ارزیابی بی خطری و تاثیر نسبی دو دستورالعمل دیورتیک درمانی در واحد مراقبت های ویژه طراحی شده است.
مواد و روش ها: بیست و دو بیمار بستری در بخش مراقبت های ویژه که دچار ادم ریه و افزایش مایعات بودند و FaO2/PiO2<300 (نسبت فشار اکسیژن شریانی به درصد اکسیژن هوای دمی) داشتند وارد مطالعه شده و به دو گروه دریافت دیورتیک از طریق سرم (انفوزیون مداوم) و دریافت مستقیم از طریق ورید (بولوس متناوب) تقسیم شدند. اندازه گیری های همودینامیک و بیو شیمیایی برای بیماران انجام شد.
یافته ها: ضربان قلب و متوسط فشار شریانی در هر دو گروه، طی ساعت اول افزایش یافته و در ساعت دوم به مقادیر پایه ای رسیده است. در کل زمان مطالعه ، ضربان قلب و نیتروژن اوره خون گروه بولوس، بیش تر از گروه انفوزیون افزایش یافته و تخلیه پتاسیم گروه بولوس نیز بیش تر بوده است. در گروه انفوزیون مداوم ، مجموع برون ده ادراری، بیش تر و مجموع دوز دریافت شده، کم تر از گروه بولوس بوده است. گر چه این اختلاف ها ازلحاظ آماری معنی دار نبود ه است، در هر دو گروه APACHE II (Acute Physiology and Chronic Health Evaluation II scoring system) وpH ،FaO2/PiO2 به میزان قابل توجهی بهبود یافت.
استنتاج: دیورتیک درمانی بر اساس دستورالعمل مشخص می تواند به سادگی و بدون بروز عارضه جانبی درICUبنا نهاده شود .اگرچه به نظر می رسد هر دو روش به کار رفته در دستیابی به توازن منفی مایعات به یک اندازه موثر می باشند، پزشک می تواند انفوزیون مداوم دارو را در بیمارانی که ثبات همودینامیکی و الکترولیتی کافی ندارند انتخاب کند تا دیورز، بهتر کنترل شود و با نوسانات همودینامیکی والکترولیتی کم تر همراه باشد.
طاهره شکوهی ، مسعود امامی ، زیورالسادات سجودیان ،
دوره 14، شماره 43 - ( 4-1383 )
چکیده
سابقه و هدف: تربینافین از گروه آلیلامین ها ، دسته جدیدی از داروهای ضد قارچ است که از طریق مهار اسکوالن اپواکسیداز مانع ساخته شدن استرول در قارچ می شود و با تجمع اسکوالن، فرایند قارچ کشی اولیه را موجب می شود.تربینافین در طیف وسیعی از قارچ ها به صورت خوراکی یا موضعی عمل می کند. خاصیت ضد تکثیر یا قارچ کشی آن بستگی به گونه قارچ مورد آزمایش دارد. در این مطالعه اثر ضد قارچی کرم تربینافین 1 درصد (لامیزیل) با کرم میکونازول 2 درصد در مبتلایان به پیتریازیس ورسیکالر باروش کارآزمایی بالینی دوسوکور مورد مقایسه قرار گرفت.
مواد و روش ها: 40 بیمار (مرد و 16 زن) با میانگین سنی 1/25 سال و از طیف سنی 13 تا 63 سال بر مبنای جدول تصادفی، تحت درمان 4 هفته ای با کرم تربینافین 1 درصد یا کرم میکونازول 2 درصد قرار گرفتند. برای ارزیابی درجه تاثیر دارو، سیر بهبودی بیماری قبل از شروع مطالعه و پایان هر هفته از نظر بالینی و قارچ شناسی مورد پیگیری قرار گرفت. بهبودی از نظر بالینی با منفی شدن هر پارامتر بالینی و بهبودی از نظر قارچ شناسی بر اساس منفی شدن آزمایش مستقیم میکروسکوپی در نظر گرفته شد.
یافته ها: درپایان هفته دوم، علایم بالینی70 درصد مبتلایان به پیتریازیس ورسیکالر در گروه درمانی تربینافین 1 درصد محو گردید؛ در حالی که در گروه درمانی میکونازول فقط در 35 درصد مبتلایان، ضایعات به صورت کامل محو گشته بود. در پایان هفته چهارم، محو ضایعات از نظر بالینی به ترتیب 85 درصد و 80 درصد بوده است که آزمون آماری X2 و آزمون دقیق فیشر، تفاوت معنی داری را نشان نداد. تفاوت معنی داری در الگوی منفی شدن علامت هایپرکرومیا و پوسته ریزی در دو گروه درمانی مشاهده نشد. در هفته دوم در گروه درمانی تربینافین، درصد منفی شدن آزمایش مستقیم میکروسکوپی 4/1 برابر گروه درمانی میکونازول 2 بوده است و در پایان هفته چهارم این میزان در گروه درمانی تربینافین، 95 درصد و در گروه درمانی میکونازول، 90 درصد بوده است. ولیکن این اختلاف معنی دار نبوده است. از نظر بروز علایم حساسیت و عدم تحمل پذیری بین این دو گروه درمانی، تفاوتی مشاهده نگردید. عود بالینی پس از 2 هفته از اتمام دوره 4 هفته ای درمان، 1/7 درصد در گروه درمانی تربینافین و 8/42 درصد در گروه درمانی کرم میکونازول و عود بالینی پس از 16 هفته از اتمام دوره به ترتیب2/18 درصد و 3/64 درصد بوده که این اختلاف از نظر آماری معنی دار بوده است.
استنتاج: یافته های این مطالعه نشان داد که اثر قارچ کشی تربینافین هیدروکلراید 1 درصد و میکونازول 2 درصد، صددرصد نمی باشد. کرم تربینافین 1 درصد، دارویی با اثر سریع تر است. کفایت تربینافین هیدروکلراید 1 درصد نسبت به میکونازول 2 درصد، به میزان ناچیزی بیش تر است. البته این دارو فقط با نسخه پزشک و با قیمت بیش تر در دسترس می باشد. در بررسی حاضر، تربینافین در مقایسه با میکونازول خوب تحمل شده و میزان عود کم تری دارد، بنابراین بر اساس استراتژی مقرون به صرفه ترین، استفاده از میکونازول در خط اول درمان و استفاده از تربینافین در خط بعدی و فقط در صورت شکست درمان با میکونازول توصیه می شود.
محمد افخمی اردکانی ، مژگان مدرسی ، الهام امیرچقماقی ،
دوره 14، شماره 43 - ( 4-1383 )
چکیده
سابقه و هدف: شیوع دیابت در ایران 5/4 تا 6 درصد و در جمعیت بالای 30 سال مناطق شهری یزد 2/14درصدگزارش شده است. میکروآلبومینوری قبل از بروز سندرم بالینی عوارض کلیوی دیابت به وقوع می پیوندد که با تشخیص زود هنگام می توان با کنترل بهتر قند خون، به کار بردن داروهای مهارکننده آنزیم تبدیل کننده آنژیوتانسین و کنترل فشار خون از پیشرفت عوارض کلیوی دیابت جلوگیری کرد. باتوجه به شیوع بالای دیابت در یزدو اهمیت عوارض کلیوی دیابت، تصمیم گرفته شد که شیوع میکروآلبومینوری و ارتباط آن را با جنس، قند خون و طول مدت دیابت در بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 مراجعه کننده به مرکزتحقیقات دیابت یزد بررسی کنیم
مواد و روش ها: این مطالعــه که از نوع مقطعی است بر روی 288 بیمار دیابتی نــوع 2 که در فاصله زمانی آبان 81 لغـایت مـرداد مـاه 82 به این مـرکز مراجعـه کـرده بودنـد، انجام شـد. از آزمـون کای دو برای تجزیه و تحلیل داده هـا استفاده شد .
یافته ها: در این مطالعه شیوع میکروالبومینوری 2/14 درصد به دست آمد همچنین بین میکروالبومینوری و طول مدت دیابت ارتباط مستقیم وجود داشت (Pv=0.000) اما میکروآلبومینوری با قند خون، هموگلوبین گلیکوزیله و جنس بیماران ارتباط معنی دار نداشت.
استنتاج: در این مطالعه ،با ضریب اطمینان 95درصد، شیوع میکرو آلبومینوری 14.2±%4 درصد به دست آمد که تقریبا مشابه مطالعات انجام شده در هند (7/15 درصد) و عربستان (8/16 درصد)بود. با توجه به شیوع بالای میکروآلبومینوری پیشنهاد می شود آزمون غربالگری میکروآلبومینوری برای تمام بیماران دیابتی انجام شود تا با درمان مناسب از پیشرفت عوارض کلیوی جلوگیری گردد.
اصغر مرزبان ، منصور صادق زاده ، سیدنورالدین موسوی نسب ،
دوره 15، شماره 46 - ( 1-1384 )
چکیده
سابقه و هدف: ناهنجاریمادرزادی یک علت شایع بیماری، ناتوانی و مرگ و میر است. شیوع آن 5-3 درصد در نوزادان زنده به دنیا آمده می باشد. درمان و ناتوانی معلولین ناشی از آن هزینه هنگفتی را به جامعه تحمیل می کند. هدف این مطالعه، تعیین فراوانی ناهنجاری بارز دستگاه عصبی در متولدین بیمارستان ولی عصر زنجان می باشد.
مواد و روش ها: تحقیق یک بررسی توصیفی- مقطعی و جامعه پژوهش، تمام نوزادان متولد شده در بیمارستان ولی عصر زنجان (80.6.1 لغایت 81.3.8) می باشند که حداقل یک بار توسط پزشک معاینه شده باشند. داده ها با مشاهده و معاینه جمع آوری و آزمایش شد و سپس با برنامه SPSS تجزیه و تحلیل شد.
یافته ها: از 2250 نوزاد تولد یافته، 14 نوزاد با ناهنجاری بارز دستگاه عصبی (NTD) به دنیا آمد. بنابراین شیوع آن 6.2 در 1000تولد بود. شایع ترین ناهنجاری، اسپینابیفیداسیستیکا (مننگومیلوسل و مننگوسل) بود ( 71درصد).محل سکونت زندگی اکثر مادران نوزادان با ناهنجاری، روستا (78 درصد) و اکثر نوزادان با ناهنجاری لوله عصبی (NTD) ترم بودند (71 درصد). 21 درصد مادران، سابقه قبلی نوزاد با NTD و 42 درصد، سابقه سقط جنین داشتند. همچنین بین بروز ناهنجاری و وضعیت اجتماعی- اقتصادی، رابطه معنی داری وجود داشت.
استنتاج: در مقایسه با میزان بروز NTD در کشورهای توسعه یافته (0.5-0.8 در 1000تولد)، شیوع ناهنجاری بارز دستگاه عصبی در مطالعه حاضر به طور چشمگیری بالا بود (6.2 در 1000 تولد).
فریبا رشیدی قادر ، مهرنوش کوثریان ، داوود فرزین ، غلام رضا باهوش ، افشین رحمانی ،
دوره 15، شماره 47 - ( 4-1384 )
چکیده
سابقه و هدف: شایع ترین علت مرگ و میر در بیماران مبتلا به تالاسمی، عوارض قلبی می باشد که خود ناشی از کم خونی مزمن و افزایش بار آهن به دنبال تزریق های مکرر خون و افزایش جذب آهن است. طبق تحقیقات اندکی که پیش از این انجام شده تزریق مقادیر بالای دسفرال وریدی باعث بهبود شاخص های تصویربرداری از قلب با استفاده از امواج ماوراصوت (اکوکاردیوگرام) بیماران می شود. این مطالعه به منظور تعیین تاثیر مقادیر بالای دسفرال وریدی بر عملکرد قلبی بیماران مراجعه کننده به مرکز تالاسمی بیمارستان بوعلی ساری در سال 1382 انجام گرفته است.
مواد وروشها: مطالعه به صورت کارآزمایی بالینی (مقایسه قبل و بعد) بود. تعدادی بیمار مبتلا به تالاسمی که دچار عوارض قلبی شده بودند، حداقل یک ماه دیگوکسین مصرف می کردند و سن بین 15 تا 25 سال، فریتین بالاتر از 1200 ng.ml وHb>9gr.dl داشتند، انتخاب شدند. ابتدا بررسی های قلبی شامل شرح حال، معاینه فیزیکی، نوار قلبی و تصویر برداری از قلب با استفاده از امواج ماوراصوت انجام و سپس بیماران تحت درمان با دسفرال وریدی به میزان 130 mg.kg (حداکثر 5 گرم) طی 10 تا 14 ساعت به مدت 5 روز قرارگرفتند. بررسی های قلبی در دو نوبت، ابتدا حداکثر 2 روز پس ا زاتمام مداخله و دیگری یک ماه بعد تکرار شدند. معاینه چشم و شنوایی سنجی قبل و بعد از درمان برای بررسی عوارض احتمالی مداخله، انجام و نتایج در 3 پرسش نامه جمع آوری گردید.
یافته ها: بیماران شامل 15 نفر (5 دختر و 10 پسر) بودند. سن بیماران 19.3±3.7 سال بود. سن تشخیص بیماری تالاسمی 18±14.9 ماه، سن اولین تزریق خون20±14.2 ماه، و میزان فریتین1713±40 ng.ml بود. نتایج حاصله پس از دونوبت بررسی شامل تخفیف علایم قلبی از جمله درد قفسه سینه، تنگی نفس و تپش قلب(P=0) ، بهبود عملکرد سیستولیک قلبی بود؛ به طوری که LVEF (Left Ventricle Ejection Fraction) از 49.1±1.8 درصد، پس از مداخله، در پی گیری اول به 58.8±2.9 درصد و در پی گیری دوم به 57.8±2.1 درصد رسید و EPSS(E Point Septal Separation) از0.8 mm ±9.6 پس از مداخله، در پی گیری اول به 6.7±0.8 mm و در پی گیری دوم به 6.5±0.6mm رسید (P<0.001). اما درمان انجام شده بر یافته های معاینه، نوار قلبی و عملکرد دیاستولیک تاثیر محسوسی نداشت. پس از مداخله، عوارض بینایی شنوایی مهمی در بیماران دیده نشد.
استنتاج: با توجه به نتایج به دست آمده ، به نظر می رسد که می توان به منظور درمان اختلال عملکرد و ساختار قلب (کاردیومیوپاتی) در تالاسمی، درصورت تداوم فریتین بالا، از مقادیر بالای دسفرال وریدی بهره جست.
شهربانو قهاری ، محمدکاظم عاطف وحید ، حمید یوسفی ،
دوره 15، شماره 50 - ( 11-1384 )
چکیده
سابقه و هدف: همسر آزاری به عنوان یک معضل بهداشت عمومی و روانی انواع گوناگونی از آزارهای صورت گرفته نسبت به همسر را در برمی گیرد. هدف از این تحقیق بررسی میزان فراوانی آن در دانشجویان متاهل دانشگاه آزاد اسلامی است.
مواد و روشها: این پژوهشی توصیفی میزان فراوانی همسرآزاری را در 327 دانشجوی متاهل دانشگاه آزاد اسلامی واحد تنکابن (1382) مورد بررسی قرار می دهد. ابزار پژوهش پرسشنامه حاوی مشخصات فردی و سوالات مربوط به همسرآزاری بود. تجزیه و تحلیل داده ها با آزمون های آماری مجذور کا، آزمون t و ضریب همبستگی، انجام شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که 306 دانشجو (93.6 درصد) تجربه بدرفتاری داشتند که 91 درصد بدرفتاری عاطفی، 55 درصد بدرفتاری جسمانی و 42 درصد بدرفتاری و آزار جنسی از طرف همسر را ذکر کردند. از 93.6 درصد نمونه ای که بدرفتاری را گزارش کردند، 83.3 درصد زن و 16.7 درصد مرد بودند. مقایسه میانگین نمرات همسرآزاری زنان و مردان نشان داد که مردان بیشتر به همسرآزاری اقدام می کنند. بین همسرآزاری و مدت زمان ازدواج و بارداری زنان ارتباط معناداری وجود داشت بدرفتاری نسبت به همسر در زوج های جوان و معتاد به الکل و مواد بیشتر و نیز با افزایش سطح تحصیلات همسرآزاری کمتر گزارش شد.
استنتاج: نتایج نشان می دهد که میزان فراوانی همسرآزاری در دانشجویان شایع می باشد. بنابراین اتخاذ راهبردهایی در راستای پیشگیری اولیه و ثانویه در این جهت از چند محور به ارتقای سلامت روانی جامعه کمک می کند.
سیما جعفری راد ، سیدعلی کشاورز ، علیرضا خلیلیان ،
دوره 16، شماره 51 - ( 1-1385 )
چکیده
سابقه و هدف: دختران نوجوان به عنوان مادران آینده سهم به سزایی در پرورش نسلی سالم و پویا بر عهده دارند و توجه به وضعیت تغذیه آنها دارای اهمیت می باشد هدف از این مطالعه تعیین ارتباط وضعیت نمایه توده بدن (BMI)، (که به عنوان شاخصی جهت تعیین وضعیت تغذیه به کار می رود) با عوامل اقتصادی اجتماعی در دختران نوجوان می باشد.
مواد و روش ها: 240 دختر نوجوان 14 تا 18 ساله از دبیرستان های شهر ساری به طور تصادفی انتخاب شدند قد و وزن اندازه گیری شد و نمایه توده بدن (BMI) بهدست آمد و با صدک BMI برای سن مرکز کنترل و پیشگیری بیماری های آمریکا (CDC) مقایسه گردید. داده ها با استفاده از پرسشنامه، جمعآوری و با آزمون آماری فیشر تجزیه و تحلیل شد.
یافته ها: بین تعداد افراد خانواده با وضعیت BMI دختران نوجوان ارتباط آماری معنی داری وجود داشت اما بین میزان تحصیلات پدر و مادر و وضعیت اقتصادی خانواده با BMI دختران ارتباط معنی داری مشاهده نشد.
استنتاج: در ایران به عنوان کشوری در حال توسعه، خانواده های پرجمعیت می توانند بر وضعیت BMI (نشانگر وضعیت تغذیه) افراد نقش مهمی داشته باشند، هم چنین جهت تهیه یک استاندارد مناسب برای تعیین دقیق وضعیت اقتصادی اجتماعی افراد کشور مطالعات گسترده اپیدمیولوژیکی ضروری است.
عبدالرسول علایی ، زینت میابی ،
دوره 16، شماره 55 - ( 9-1385 )
چکیده
سنگ های بسیار ریز یا میکرولیتیازیس (microlithiasis) بیضه، حالت ناشایعی است که عمدتا به طور اتفاقی با استفاده از امواج ماوراصوت (ultrasound) تشخیص داده می شود. بیماری در سال 1970 توسط گارت، پرایب (Priebe,Garret) گزارش شد. میزان شیوع در افرادی که با شکایت درد کیسه بیضه تحت بررسی با امواج ماوراصوت قرار گرفته اند، حدود 6/0 درصد است. میکرولیتیازیس بیضه، ناشی از ویژگی آهکی شدن (snow storm testis) ریز و منتشر در نسج بیضه ها است که در امواج ماوراصوت به صورت کانون های پر پژواک، منقوط و متعدد و بدون سایه صوتی خلفی مشخص می شود. همراهی آن با بیماری های مختلف از جمله نهان بیضگی (Cryptorchidism)، بدخیمی ها و بیمارهای غیر بدخیم ذکر شده است. در میکرولیتیازیس بیضه، خطر بروز بدخیمی 21 برابر می گردد. به علت همراهی میکرولیتیازیس بیضه با بدخیمی بیضه، این بیماری مدنظر محققان قرار گرفته است. لذا در بیماران مبتلا به میکرولیتیازیس بیضه آموزش معاینه کیسه بیضه توسط خود فرد و بررسی سالانه با امواج ماوراصوت جهت بیماریابی پیشنهاد می گردد. در این گزارش پسر بچه ای 14 ساله با میکرولیتیازیس بیضه چپ معرفی می گردد که سابقه عمل جراحی تثبیت (orchiopexy) بیضه راست ناشی از نهان بیضگی داشته است.
محمدحسین تازیکی ، شهریار سمنانی ، محمدجعفر گل علی پور ، ناصر بهنام پور ، علی صادق تازیکی ، سیامک رجایی ، خداداد ایزد ، تقی گرزین ،
دوره 16، شماره 55 - ( 9-1385 )
چکیده
سابقه و هدف: خودکشی از علل مهم مرگ و میر در جهان است. فراوانی خودکشی در مناطق مختلف ایران و جهان متفاوت است. این مطالعه به منظور تعیین فراوانی خودکشی و ارتباط آن با جنس، سن، سطح تحصیلات، نوع خودکشی و ابزار خودکشی در استان گلستان در سال 1382 انجام شد.
مواد و روش ها: این مطالعه توصیفی- مقطعی بر روی 1857 بیمار اقدام کننده به خودکشی مراجعه کننده به بیمارستان های استان گلستان در طی سال 1382 انجام شد. داده ها از طریق پرسشنامه های طراحی شده و انجام مصاحبه با بیمار و بستگان، گردآوری و با استفاده از نرم افزار آماری SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: فراوانی خودکشی در کل جمعیت ، مرد و زن به ترتیب 117.8 و 88.5 و 147.4 در صد هزار نفر تعیین گردید. میزان خودکشی در گروه سنی 24-20 سال 285.5 در صد هزار نفر بود. بیش ترین میزان خودکشی در فصل بهار بود و 31 درصد از جمعیت مورد مطالعه، سطح تحصیلات متوسطه داشتند و 48 درصد از موارد اقدام به خودکشی با استفاده از داروهای شیمیایی و مواد مخدر انجام گرفت. براساس قومیت، میزان خودکشی در قومیت فارس بومی، ترکمن و سیستانی به ترتیب 177 و 79.6 و 270 در صدهزار نفر تعیین شد.
استنتاج: این مطالعه نشان داد که میزان خودکشی در این منطقه در مقایسه با سایر مناطق ایران و کشورهای دیگر بالا می باشد و مطالعات تکمیلی به منظور سبب شناسی آن ضروری می باشد.
کتایون مرتضی سمنانی ، مجید سعیدی ، محمدرضا مهدوی ، فاطمه رحیمی ،
دوره 17، شماره 57 - ( 1-1386 )
چکیده
سابقه و هدف: بررسی و جست وجو بر روی اثر ضد میکروبی عصاره های گیاهی و ترکیبات طبیعی نشان داده است که گیاهان منابع بالقوه ای از عوامل ضد عفونت را ارایه نموده اند که این امر معرفی ترکیبات جدیدی را به دنبال داشته است. درمان ضد باکتری از طریق مواد شیمیایی به موازات توسعه سریع خود، با بروز مقاومت های دارویی نیز همراه بوده است، بدین لحاظ لزوم بررسی بر روی عوامل ضد باکتریایی جدید جهت مقابله با سویه های مقاوم ضروری به نظر می رسد. با توجه به رویکرد مجدد به گیاهان دارویی، با در نظر داشتن اثرات ضد میکروبی مناسب گونه هایی از دو جنس استخیس (Stachys) و فلومیس (Phlomis) ، در این مطالعه برخی از گیاهان رویش یافته در استان مازندران که تا به حال هیچ گونه گزارشی از آن ها در مجلات معتبر علمی مشاهده نگردیده است، انتخاب شده و مورد بررسی قرار گرفتند.
مواد و روش ها: پس از جمع آوری گیاهان، تایید نام علمی آن ها، خشک نمودن در سایه و عصاره گیری به روش خیساندن توسط حلال متانول، عصاره ها تغلیظ و خشک گردیدند. بررسی اثرات ضدمیکروبی عصاره های حاصل با دو روش دیسک کاغذی و رقت های مکرر (serial dilution) بر روی میکروارگانیسم های استافیلوکک طلایی، کلبسیلا پنومونیه، اشریشیاکولی، استرپتوکک سانگوئیس، پسودومونا آئروژنوس، آسپرژیلوس نایجر، کاندیدا آلبیکانس و مقایسه با جنتامایسین و آمیکاسین و آمفوتریسین B و تعیین MIC (حداقل غلظت مهاری) انجام گرفت.
یافته ها : مقایسه اثر مهارکنندگی رشد عصاره متانولی سه گونه استخیس، نشان داد که بر روی باکتری های گرم مثبت اثر بهتری نسبت به گرم منفی ها دارد؛ به صورتی که استخیس بیزانتینا (S.byzanthina) و استخیس لاوان دولی فولیا (S.lavandulifolia) بر میکروارگانیسم استرپتوکک سانگوئیس، استخیس لاکسا (S.laxa) بر روی استافیلوکک طلایی و استخیس اینفلاتا (S.inflata) بر هر دو باکتری گرم مثبت موردنظر، موثرتر عمل کردند. سه گونه استخیس در هیچ غلظتی بر قارچ های مورد بررسی موثر نبودند. مقایسه اثر مهار کنندگی رشد سه گونه فلومیس موید این مطلب بود که عصاره متانولی گیاه فلومیس بروگی یری (P.bruguieri) اثر بهتری بر استافیلوکک طلایی و استرپتوکک سانگوئیس نشان می دهد، در حالی که فلومیس هربا- ونتی (P.herba-venti) بر کلبسیلا پنومونیه و استرپتوکک سانگوئیس و فلومیس الیوی یری (P.olivieri) اثر بیش تری بر کلبسیلا پنومونیه دارند، سه گونه فلومیس در هیچ غلظتی بر قارچ های مورد بررسی موثر نبودند. مقایسه اثر ضدباکتری عصاره های هفت گیاه مورد مطالعه نشان می دهد که همگی تا حدی اثر مهارکنندگی رشد را بر استرپتوکک سانگوئیس نشان می دهند.
استنتاج: با توجه به نتایج حاصل، گیاهان مذکور تا حدی دارای اثرات ضدباکتری بوده ولی فاقد اثر ضدقارچ می باشند.
محمدرضا باغبان اسلامی نژاد ، لیلا تقی یار ، عباس پیریایی ،
دوره 17، شماره 59 - ( 5-1386 )
چکیده
سابقه و هدف: تا به حال، تمایز به غضروف سلول های بنیادی مزانشیمی در محیط آزمایشگاهی در مطالعات زیادی مورد توجه قرار گرفته است. در این تحقیقات، اغلب تمایز مولکولی سلول ها بررسی شده است. این در حالی است که تمایز ساختاری و مورفولوژیک سلول ها اغلب به دست فراموشی سپرده شده است. مطالعه حاضر به بررسی ساختار و فراساختار غضروف حاصل از تمایز سلول های بنیادی مزانشیمی در مقایسه با غضروف طبیعی جدا شده از انتهای دنده می پردازد.
مواد و روش ها: 2´105 سلول بنیادی مزانشیمی جدا شده از مغز استخوان موش های NMRI (حاصل از پاساژ دوم) با انجام سانتریفوژ متراکم شده و به مدت 21 روز در لوله حاوی محیط کندروژنیک (سیستم Micro mass) کشت داده شد. در پایان دوره تمایز، وقوع کندروژنزیس با روش RT-PCR تایید شده و پس از آن بافت غضروفی حاصل از تمایز برای مطالعه با میکروسکوپ الکترونی آماده گردید. در مطالعه حاضر به منظور مقایسه ساختار غضروف تولید شده از سلول های بنیادی مزانشیمی با غضروف طبیعی بدن، غضروف دنده ای از موش دهنده سلول بنیادی مزانشیمی اخذ شد و مراحل آماده سازی بافتی برای میکروسکوپ الکترونی گذاره را طی کرد.
یافته ها: مطالعات ساختار نشان داد که در بافت غضروف حاصل از تمایز همانند بافت غضروف طبیعی، لایه (شبه) پری کندریومی ساخته شده است. این لایه، توده سلول های غضروفی با مورفولوژی های گرد و بیضی را از خارج احاطه کرده بود. بر اساس تصاویر برش های نازک، سلول های تمایز داده شده بر خلاف سلول های بافت طبیعی، هسته یوکروماتینی داشتند و سیتوپلاسم آنها حاوی ارگانل های ترشحی فراوانی بود. همچنین ماتریکس بافت غضروفی حاصل از تمایز بر خلاف غضروف طبیعی رشته ای بود.
استنتاج : نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که بافت غضروف تولید شده در سیستم Micro mass از لحاظ فرا ساختار با بافت غضروف هیالین طبیعی تفاوت دارد. سلول های این بافت فعال تر از سلول های بافت طبیعی به نظر رسیدند.
محمد جلالی ، داریوش عابدی ، غلامرضا اصغری ، زینب رضایی ،
دوره 17، شماره 59 - ( 5-1386 )
چکیده
سابقه و هدف: تنوع گونه های گیاهی و گرایش جامعه جهت استفاده از مواد طبیعی در درمان بیماری ها باعث گردیده است تا غربالگری اسانس ها و عصاره های گیاهی مورد توجه محققین قرار گیرد. اثرات ضد میکروبی برای برخی از گیاهان خانواده چتریان ذکر شده است بر همین اساس در این مطالعه اثرات ضد میکروبی یکی از اعضای این خانواده، گیاه سگ دندان خاردار (Pycnocycla Spinosa Decne) بررسی گردید.
مواد و روش ها: پس از جمع آوری و تهیه میوه گیاه و انجام مطالعات فارماکوگنوزی (Pharmacognosy) عصاره های هیدروالکلی، هگزانی، کلروفرمی و متانولی گیاه تهیه گردید و اثرات ضد میکروبی عصاره ها با استفاده از روش انتشار دیسک و همچنین تعیین حداقل غلظت مهار کننده رشد میکروب ها (MIC) با استفاده از روش رقیق سازی لوله ای انجام شد. میکروارگانیسم های مورد مطالعه عبارت بودند از: استافیلوکوکوس ارئوس، لیستریا مونوسیتوژنز، باسیلوس سوبتیلیس، سودومانوس آئروژنوزا، سالمونلا انتریتیدیس، اشرشیا کلی، کاندیدا آلبیکنس و آسپرژیلوس نایجر.
یافته ها: عصاره های مورد استفاده بر روی باسیلوس سوبتیلیس، آسپرژیلوس نایجر و کاندیدا آلبیکنس اثر ضد میکروبی داشتند. عصاره هیدرو الکلی دارای بیشترین اثر ضد میکروبی بود (p<0.001). هر چند اثر ضد میکروبی با افزایش غلظت عصاره تشدید گردید اما در مجموع این اثر در حد متوسط ارزیابی گردید.
استنتاج: اثر ضدمیکروبـی متوسـط می تواند ناشـی از ناکافی بودن مواد موثره میوه گیاه باشد. در نتیجه احتمالا بررسـی اثر ضد میکروبـی عصاره گیاه و مطالعه اثر ضد میکروبی سایر اندام های گیاه ممکن است نتایج ضدمیکروبی بهتری را نشان دهد.
سهیلا نظرپور ، حسن عظیمی اوریمی ،
دوره 17، شماره 61 - ( 9-1386 )
چکیده
سابقه و هدف: قاعدگی دردناک (dysmenorrhea) تقریبا در 5 درصد از زنان دارای دوره های قاعدگی منظم دیده می شود. در این راستا روش های درمانی متفاوتی مطرح شده اند و مسلما انتخاب داروهای با عوارض جانبی کم تر ترجیح داده می شوند. هدف از مطالعه حاضر، مقایسه تاثیر فنلین و مفنامیک اسید بر روی دیسمنوره اولیه است.
مواد و روش ها: این مطالعه به صورت کارآزمایی بالینی در سال 1385 انجام گردید. 104 دانشجوی مجرد دارای دیسمنوره اولیه متوسط تا شدید، با نمونه گیری در دسترس، انتخاب و به طور تصادفی به سه گروه مصرف کننده مفنامیک اسید (36 نفر)، فنلین (36 نفر) و دارونما (32 نفر) تقسیم شدند تا در دو دوره قاعدگی متوالی با شروع درد، دارو یا دارونما را دریافت دارند. پرسشنامه هایی در رابطه با شدت درد و خونریزی و سایر علایم بالینی در اختیار ایشان قرار گرفت تا در شروع قاعدگی دردناک و سپس ساعت به ساعت بتا 5 ساعت و بعد روز به روز تا 3 روز تکمیل نمایند.
یافته ها: در سه گروه تحت مطالعه از نظر میانگین سنی و مشخصات دوره های قاعدگی اختلاف معنی داری وجود نداشت. میانگین سنی افراد 20.7±0.16 سال و میانگین سن شروع دیسمنوره اولیه 15.11±0.26 سال بود و 71.2 درصد دیسمنوره متوسط و 28.8 درصد دیسمنوره شدید داشتند. شدت درد قاعدگی در مصرف کنندگان فنلین نسبت به دارونما به میزان بیش تری کاهش یافته و هر چه ساعت های درمان ادامه پیدا می کرد، این اختلاف بیش تر می گردید ولی در بین دو گروه مصرف کننده فنلین و مفنامیک اسید اختلاف معنی داری وجود نداشت. همچنین تاثیر فنلین در جهت کاهش شدت خونریزی نسبت به مفنامیک اسید بیشتر بود. در خصوص علایم بالینی همراه، اختلالات معنی داری بین گروه ها وجود نداشت اما کاهش قابل توجهی در شدت علایم بالینی در گروه مصرف کننده فنلین نسبت به دو گروه دیگر دیده می شد. از نظر مصرف کنندگان، فنلین نسبت به دارونما در رفع مشکلات موثرتر بوده اما اختلاف معنی داری با مفنامیک اسید نداشت.
استنتاج: اثر فنلین در تسکین دیسمنوره اولیه کم تر از مفنامیک اسید نبوده و می تواند در جهت کاهش شدت درد و خونریزی قاعدگی و نیز شدت علایم بالینی مفید واقع شود. لذا با توجه به بی خطر بودن داروهای گیاهی می توان آن را جانشین داروهای موجود نمود.