۴۶ نتیجه برای نادی
علی سلیمانی، صفورا سیفی، نادیا رضایی، محمودرضا حمیدی، عباس مسگرانی، سینا میرزاییراد، مریم احسانی، آزاده هرندی،
دوره ۲۲، شماره ۲ - ( ویژه نامه اسفند (شماره ۲) ۱۳۹۱ )
چکیده
سابقه و هدف: امروزه درمان ریشه به عنوان یکی از مهمترین درمانها در دندانپزشکی پذیرفته شده است و میتواند منجر به حفظ دندان و عملکرد آن گردد. آسیبهای پالپی به طور عمده ناشی از پوسیدگیهای دندانی، عفونت ناشی از ضربه و به دنبال اعمال دندانپزشکی ترمیمی هستند. از آنجایی که مطالعات اندکی در خصوص علل نیاز به درمان ریشه در ایران صورت گرفته است و نیاز به بررسی این علل و تعیین میزان آگاهی بیماران در مناطق مختلف جغرافیایی میباشد تا بتوان راهکارهای پیشگیری و درمانی مناسبی را ارایه کرد، بنابراین در مطالعه حاضر علل نیاز به درمان ریشه در بیماران مراجعه کننده به بخش اندودنتیکس دانشکده دندانپزشکی بابل در سالهای ۹۱-۱۳۹۰ بررسی شد.
مواد و روشها: این مطالعه توصیفی به صورت مقطعی بر روی ۱۱۵۰ پرونده مربوط به سالهای ۹۱-۱۳۹۰ در بیماران مراجعه کننده به بخش درمان ریشه دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی بابل انجام شد. پروندههایی که کامل بودند، خارج شدند و اطلاعاتی مانند سن، جنس، شماره دندان درمان شده، وضعیت بالینی و رادیوگرافی سیستمیک بیمار و علل نیاز به درمان ریشه ثبت و وارد نرمافزار آماری SPSS نسخه ۱۸ شد و با آزمونهای آماری ۲ و ANOVAمورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: از ۱۱۵۰ پرونده، اطلاعات ۸۵۸ مورد (۳۲۸ مرد و ۵۳۰ زن) به صورت کامل ثبت و مورد بررسی قرار گرفت. ارتباط مثبتی بین نیاز به درمان ریشه در اثر پوسیدگی با افزایش سن مشاهده شد. علت نیاز به درمان ریشه به ترتیب شامل پوسیدگی دندانی، درمان مجدد ریشه، اندو برای پروتز، ضربه، باز شدن پالپ در اثر کارهای ترمیمی یا پروتز و اندو برای پریو گزارش شد. دندانهای نیازمند به درمان ریشه در ۹/۴۲ درصد مولر اول، ۲/۱۶ درصد مولر دوم و ۰/۲ درصد مولر سوم بود. در نمای رادیوگرافی؛ ۶/۶۰ درصد طبیعی، ۴/۱۸ درصد دارای رادیو لوسنسی اپیکال، ۴/۱۵ درصد تورم لیگامان پریودنتال، ۸/۶ درصد درمان ناقص ریشه و ۰ درصد شکستگی ریشه داشتند. شیوع بیماریهای سیستمیک در بیماران درمان ریشه شده ۴/۱۴ درصد بود. درد با سرما ۵/۵۱ درصد، درد با گرما ۷/۲۸ درصد و اندو جهت روکش ۴/۱ درصد تعیین شد.
استنتاج: بیشترین دلیل مراجعه بیماران به دانشکده دندانپزشکی، درد بود. به ترتیب شایعترین و ناشایعترین علت نیاز به درمان ریشه، پوسیدگی و اندو برای پریو؛ شایعترین و ناشایعترین دندان نیازمند درمان ریشه، مولر اول و مولر سوم؛ شایعترین و ناشایعترین یافته رادیوگرافی، رادیو لوسنسی اپیکال و شکستگی ریشه و شایعترین و ناشایعترین یافته بالینی، درد با سرما و اندو جهت روکش گزارش شد.
حکیمه آل رضا، نادیا بنی هاشم، صدیقه اسماعیل زاده، محمد علی روپانی، رضیه ایزدی، صدیقه قاسمی،
دوره ۲۲، شماره ۹۶ - ( دی ۱۳۹۱ )
چکیده
سابقه و هدف: روشهای بیهوشی برای برداشت تخمک ممکن است بر روی نتایج و میزان موفقیت روشهای کمک باروری اثرات نامطلوبی داشته باشند. این مطالعه با هدف مقایسه دو روش بیهوشی پروپوفول- آلفنتانیل با پروپوفول- رمی فنتانیل بر روی نتایج روشهای کمک باروری، طول ریکاوری، رضایت بیماران و عوارض بعد از بیهوشی صورت گرفته است.
مواد و روشها: در این مطالعه ۱۰۲ زن کاندیدا استخراج تخمک مورد مطالعه قرار گرفتند. بیماران به صورت تصادفی در دو گروه قرار گرفتند. بیهوشی عمومی در گروه رمی فنتانیل، با رمی فنتانیل- پروپوفول و در گروه آلفنتانیل، با آلفنتانیل- پروپوفول صورت گرفت. تعداد تخمکهای جمعآوری شده، بارور شده، بارداری موفق، همودینامیک بیماران، طول ریکاوری و عوارض پس از بیهوشی بررسی و ثبت گردید.
یافتهها: میزان تخمکهای استخراج شده، انتقال یافته، بارداری موفق در دو گروه برابر بود. میزان باروی تخمک در گروه رمی فنتانیل از گروه فنتانیل بیشتر بود (۰۱/۰=p). بیماران در گروه رمی فنتانیل ریکاوری سریعتری نسبت به گروه آلفنتانیل داشتند (۰۱/۰=p). تغییرات همودینامیک، رضایت بیماران و عوارض پس از بیهوشی در دو گروه مشابه بود.
استنتاج: علیرغم ریکاوری کوتاهتر رمی فنتانیل- پروپوفول، به نظر میرسد پروپوفول- رمی فنتانیل و پروپوفول-آلفنتانیل هر دو روشهای بیهوشی مناسبی برای استخراج تخمک در بیماران تحت روشهای کمک باروری باشند.
بهمن حسن نسب، نادیا بنی هاشم، افشین خوشبخت، زیبا شیرخانی،
دوره ۲۳، شماره ۱۰۳ - ( مرداد ۱۳۹۲ )
چکیده
سابقه و هدف: لرز پس از بیهوشی یکی از عوارض شایع و ناخوشایند پس ازجراحی است. هدف از این مطالعه بررسی اثر دوز پایین کتامین در پیشگیری از لرز پس از جراحی در بیماران تحت بیهوشی عمومی میباشد.
مواد و روشها: مطالعه کارآزمایی بالینی دوسوکور حاضر بر روی ۶۰ بیمار که در کلاس I وII انجمن بیهوشی قرار داشتند انجام شد. در این بیماران بیهوشی با میدازولام، فنتانیل، تیوپنتال سدیم وآتراکوریوم انجام شد. قبل از بستن زخم، به صورت تصادفی به بیماران دو گروه نرمال سالین ۹/۰ درصد و یا کتامین mg/kg ۲/۰ داده شد. وقوع و شدت لرز و عوارض جانبی به مدت ۳۰ دقیقه در ریکاوری بررسی شد
یافتهها: ۰۷/۳۶ درصد بیماران در گروه کنترل و ۷/۶ درصد بیماران در گروه کتامین دچار لرز پس از بیهوشی شدند (۰۰۵/۰=p). تعداد بیماران با شدت لرز متوسط درگروه کنترل نسبت به گروه کتامین بیشتر بود (۰۲/۰=p) عوارض جانبی در دو گروه مشابه بود.
استنتاج: دوز پایین کتامین (mg/kg۲/۰) بدون داشتن عارضه جانبی در پیشگیری از لرز مؤثر است.
شماره ثبت کارآزمایی بالینی : ۱ N۲۰۱۰۱۲۲۲۴۹۲۳IRCT
حکیمه آل رضا امیری، نادیا بنی هاشم، فرشته نظیری، مظفر ربیعی، احمد قاسمی، زیبا شیرخانی، معصومه بیگم شاکوهی،
دوره ۲۳، شماره ۱۰۷ - ( آذر ۱۳۹۲ )
چکیده
چکیده
سابقه و هدف: جهت پیشگیری از افت فشارخون در طی سزارین با بیحسی نخاعی از روشهای متفاوتی استفاده میشود. این مطالعه به منظور مقایسه تغییرات همودینامیک مادر و سلامت نوزاد متعاقب تجویز پروفیلاکسی بولوس فنیل افرین و افدرین انجام شد.
مواد و روشها: در یک مطالعه تصادفی ساده ۱۰۰ خانم باردار کاندید سزارین الکتیو به دو گروه مساوی تقسیم شدند. بعد از انجام بیحسی نخاعی، برای پیشگیری از افت فشار خون، به گروه اول ۱۰۰ میکروگرم فنیل افرین و به گروه دوم ۱۰ میلیگرم افدرین به صورت بولوس تجویز گردید. تغییرات فشار خون و ضربان قلب مادر و گازهای خون بند ناف نوزاد با هم مقایسه شد.
یافتهها: میانگین تغییرات فشار خون مادر در هر دو گروه مشابه بود (۸۶/۰p=). بروز برادیکاردی در دو گروه با هم تفاوتی نداشت (گروه فنیل افرین ۱۸ درصد و گروه افدرین ۱۲ درصد با ۴/۰ p=). ۹ بیمار در گروه فنیل افرین و ۲۵ بیمار در گروه افدرین ضربان قلب بالاتر از ۱۲۰ داشتند (۰۰۱/۰ =p). تغییرات PH در دو گروه مشابه بود (۸۳/۰ =p).گروه فنیل افرین Base excess بالاتری داشتند (۰۰۱/۰ =p).
استنتاج: فنیل افرین ۱۰۰ میکروگرم و افدرین ۱۰ میلیگرم هر دو بر روی فشار خون مادر، آپگار اسکور و PH بند ناف نوزاد اثر مشابه دارند. لذا از هر دو وازوپرسور براساس همودینامیک مادر میتوان استفاده کرد.
شماره ثبت کارآزمایی بالینی :۲N۲۰۱۲۰۸۱۳۶۱۴۸ IRCT
وحید حسینی، حافظ فاخری، عالیه زمانی، علی شوپای جویباری، نادیا بنی هاشم، ایرج ملکی، ترنگ تقوایی،
دوره ۲۳، شماره ۱۰۸ - ( دی ۱۳۹۲ )
چکیده
سابقه و هدف: کولونوسکوپی یک روش تشخیصی تهاجمی کوتاه مدت است که سبب درد، ناراحتی و اضطراب قابل توجهی در بیماران میشود. برای کاهش این عوارض از روشهای متفاوت آرامبخشی و بی دردی استفاده میشود. هدف از این مطالعه مقایسه اثر آرامبخشی دو رژیم پروپوفول- فنتانیل و مپردین- میدازولام در بیماران کاندید کولونوسکوپی الکتیو بود.
مواد و روشها: در یک مطالعه تصادفی دو سو کور ۸۳ بیمار تحت کولونوسکوپی الکتیو مورد مطالعه قرار گرفتند. در گروه پروپوفول-فنتانیل، پس از تزریق ۱ میکروگرم بر کیلوگرم وزن بدن فنتانیل و ۵/۰ میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن پروپوفول، انفوزیون پروپوفول با دوز ۲۵ میکروگرم بر کیلوگرم وزن بدن در دقیقه ادامه یافت. در گروه میدازولام- مپردین نیز مپردین با دوز ۷/۰ میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن و میدازولام ۰۳/۰ میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن تزریق شد. کیفیت آرامبخشی، ضربان قلب، فشار خون، Saturation اکسیژن شریانی و طول مدت ریکاوری در دو گروه مقایسه شد.
یافتهها: افت فشار خون سیستولی، ضربان قلب و Saturation اکسیژن شریانی در هیچ یک از گروهها، گزارش نشد. درجه آرامبخشی در گروه پروپوفول- فنتانیل از گروه مپردین- میدازولام بیشتر بود. طول ریکاوری در گروه پروپوفول- فنتانیل۹۰/۴ ± ۶۸/۱۲ دقیقه و در گروه مپردین- میدازولام ۰۷/۲ ± ۷۵/۲۵ دقیقه بود (۰۲۳/۰ = P).
استنتاج: پروپوفول- فنتانیل آرامبخشی، بی دردی و رضایت بهتری را نسبت به مپردین- میدازولام در بیماران تحت کولونوسکوپی فراهم میکند. استفاده از این ترکیب به جای میدازولام- مپردین در بیماران تحت کولونوسکوپی انتخابی، توصیه میشود.
محمد علی روپانی ، نادیا بنی هاشم، ابراهیم علیجانپور، بهمن حسن نسب،
دوره ۲۴، شماره ۱۱۲ - ( اردیبهشت ۱۳۹۳ )
چکیده
سابقه و هدف: استفاده از دوزهای بالای رمیفنتانیل و پروپوفول به طور معمول شرایط مطلوبی را جهت لولهگذاری تراشه فراهم میسازد. مطالعه حاضر با هدف بررسی شرایط لولهگذاری تراشه با مپریدین، پروپوفول و دوزهای پایین رمیفنتانیل (۵/۱-۱ میکروگرم بر کیلوگرم) صورت گرفت.
مواد و روشها: پس از تزریق پیش داروی مپریدین و میدازولام، ۶۰ بیمار تحت عمل جراحی ارتوپدی به طور تصادفی به دو گروه مساوی تقسیم شدند. به بیماران گروه اول رمیفنتانیل با دوز ۱ میکروگرم بر کیلوگرم و به بیماران گروه دوم رمیفنتانیل با دوز ۵/۱ میکروگرم بر کیلوگرم تزریق و لولهگذاری تراشه ۹۰ ثانیه پس از القای بیهوشی با پروپوفول انجام شد. سپس شرایط لولهگذاری با توجه به وضعیت لارنگوسکوپی، طنابهای صوتی، شلی فک و سرفه به حالتهای عالی، خوب و بد تقسیم گردید.
یافتهها: شرایط لولهگذاری در دو گروه تفاوت معنیداری نداشت (۵۶۰/۰ = P). فشار خون متوسط و ضربان قلب نسبت به مقادیر پایه در دو گروه تفاوت معنیداری را نشان داد (۰۰۱/۰ = P)، اما موردی از افت فشار خون و کاهش ضربان قلب که نیاز به مداخله درمانی داشته باشد گزارش نشد.
استنتاج: استفاده از مپریدین با دوزهای پایین رمیفنتانیل (۵/۱-۱ میکروگرم بر کیلوگرم) و پروپوفول شرایط عالی و خوبی را جهت لولهگذاری تراشه در بیماران سالم فراهم میسازد.
قاسم عابدی، سید هاشم درواری، اصغر نادی قرا، فریده رستمی،
دوره ۲۴، شماره ۱۱۷ - ( مهر ۱۳۹۳ )
چکیده
چکیده
سابقه و هدف: آگاهی از کیفیت زندگی توام با رضایت زوجین نابارور علاوه برآنکه از اطلاعات مهم بهداشتی و اجتماعی محسوب میشود، میتواند در برنامهریزیهای بهداشتی و درمانی و مشاوران خانواده جهت ارتقا کیفیت زندگی، بهبود روابط مفید واقع شود. لذا هدف از این پژوهش، بررسی ارتباط کیفیت زندگی با رضایتمندی زوجین نابارور مراجعهکننده به مراکز فوق تخصصی ناباروری حضرت مریم (س) و مرکز آموزشی و درمانی حضرت امام خمینی (ره) شهرستان ساری بود.
مواد و روشها: مطالعه حاضر مطالعه ای توصیفی- تحلیلی از نوع همبستگی میباشد که در زوجین نابارور مراجعه کننده به مراکز فوق تخصصی درمان ناباروری شهرستان ساری در حجم نمونه ۲۷۶ نفر انجام شد. ابزار اندازهگیری رضایت زناشویی (پرسشنامه ENRICH) و ابزار اندازهگیری کیفیت زندگی (پرسشنامه کیفیت زندگی) سازمان جهانی بهداشت بود. روش آماری مورد استفاده در دو سطح آمار توصیفی شامل فراوانی، درصد، میانگین و آمار استنباطی مورد استفاده در این مقاله شامل تحلیل مسیر و تحلیل همبستگی بود.
یافتهها: بررسیها نشان میدهد که بین بعد جسمانی کیفیت زندگی و رضایت زوجین میزان بار عاملی استاندارد برابر با ۴۱/۰ که این میزان با توجه به مقدار t که برابر با ۵۸/۴ است در سطح ۰۵/۰ معنیدار میباشد اما بین بعد روانی کیفیت زندگی و رضایت زوجین میزان بار عاملی استاندارد برابر با ۳۸/۰- که این میزان با توجه به مقدار t که برابر با ۰۳/۰- است در سطح ۰۵/۰ معنیدار نمیباشد.
استنتاج: در بررسی حاضر هر چند کیفیت در ابعاد روانی و محیطی بهطور مستقیم با رضایت از زندگی رابطه ندارد ولی بهطور غیرمستقیم با اثرگذاری بر ابعاد دیگر کیفیت، بر روی رضایت تاثیر دارند. لذا مداخله در جهت ارتقاء سطح مطلوبیت کیفیت زندگی در قلب برنامههای نظام شبکه پیشنهاد میگردد.
قاسم عابدی، الهه کاشی، علی نادی قرا، فهیمه مصطفایی،
دوره ۲۴، شماره ۱۱۹ - ( آذر ۱۳۹۳ )
چکیده
سابقه و هدف: کم کاری مادرزادی تیروئید یکی از شایع ترین علل قابل پیش گیری عقب ماندگی ذهنی است . میزان
۳۰۰۰ تولد گزارش می شود . - بروز این بیماری در جوامع مختلف متفاوت است ولی به طور متوسط ۱ مورد در هر ۴۰۰۰
هدف از انجام این مطالعه تعیین اپیدمیولوژیکی هیپوتیروئیدی مادرزادی در استان قزوین بود.
مواد و رو شها: این مطالعه توصیفی- مقطعی بر روی ۱۴۱ نوزاد مبتلا به کم کاری تیروئید به طور سرشماری در
۱۳۹۰ انجام شد. داده های مربوط به آن از نظام موجود ثبت نرم افزاری در گروه مبارزه - استان قزوین طی سال های ۱۳۹۱
مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. SPSS با بیمار یهای معاونت بهداشتی، توسط چک لیست جمع آوری و با نرم افزار
اولیه با جنس، TSH یافته ها: از ۱۴۱ بیمار بررسی شده، ۶۳ نوزاد دختر و ۸۷ نوزاد پسر بودند. رابطه معنی داری بین
وزن و نوع زایمان یافت نشد. بیش ترین مشاهده بیماری مربوط به فصل زمستان و کم ترین آن مربوط به فصل بهار بود . بین
تعداد بیماری با جنس و فصول رابطه معنی داری مشاهده نشد. بیش تر بیماران در محدوده وزنی طبیعی بودند . والدین ۴۵
۶۹ درصد موارد در ۳ تا ۵ روزگی نمونه گیری / نوزاد نسبت فامیلی داشتند. ۴۳ نوزاد روستایی و ۹۸ نوزاد شهری بودند. ۵
۳ در هزار /۴۹ ، ۳ در هزار و در سال ۱۳۹۱ /۲۴ ، ۳۳ روزگی بود. میزان بروز در سال ۱۳۹۰ / شدند. میانگین شروع درمان ۶۲
تولد زنده برآورد شد.
استنتاج: با توجه به بروز بالای هیپوتیروئیدی مادرزادی در استان قزوین علاوه بر ضرورت ادامه غربالگری، نیاز به
مطالعات تکمیلی را برای شناخت عوامل خطر دو چندان می کند.
کرم سینا ، محمد بابایی شیب آبندانی، اصغر نادی قرا،
دوره ۲۴، شماره ۱۲۱ - ( بهمن ۱۳۹۳ )
چکیده
چکیده
سابقه و هدف: از اهداف مهم فعالیتهای گروه درمانی، رضایت بیمار است که در ارتقای سلامتی بیمار تاثیر بهسزایی دارد. بنابراین هدف این مطالعه، سنجش میزان رضایت بیماران بستری از ارائه خدمات درمانی در بیمارستان امام خمینی (ره) ساری؛ بر اساس مدل سرکوال میباشد.
مواد و روشها: تحقیق حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی میباشد. نمونه این پژوهش ۳۳۱ نفر از بیماران بستری در بخشهای داخلی، جراحی، زنان، ارتوپدی و غیره در بیمارستان امام خمینی (ره) ساری در سال ۱۳۹۲ بودند که از روش نمونهگیری تصادفی خوشهای انتخاب شدهاند. دادهها از طریق پرسشنامه سروکوال جمع آوری و از طریق نرمافزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت. برای بررسی فرضیات پژوهش از آزمون کولموگروف- اسمیرنف، آزمون t تک نمونهای، آزمون t زوجی و آزمون فریدمن، استفاده شده است.
یافتهها: میانگین بدست آمده برای حوزه انتظارات برابر با ۲۸/۰±۱۰/۴ و برای حوزه ادراکات برابر با ۲۶/۰±۶۹/۲ است که با توجه به مقدار t با میزان ۱۷/۶۵ و sig. که کمتر از ۰۵/۰ است، یعنی اینکه بین انتظارات با ادراکات
بیماران اختلاف معنیداری وجود دارد. از طرفی بین انتظارات با ادراکات بیماران در هر یک از ابعاد پنجگانه مدل سروکوال اختلاف معنیداری وجود دارد. از نظر بیماران در بعد موارد محسوس، بیشترین اولویت مربوط به همدلی، و مابقی الویتها به ترتیب مربوط به ظاهر فیزیکی، پاسخگویی، تضمین و قابلیت اطمینان مدل سروکوال بوده است.
استنتاج: یافتهها نشان میدهد بین انتظارات با ادراکات بیماران در بیمارستان امام خمینی (ره) ساری، اختلاف معنیداری وجود دارد و رضایت بیماران جلب نشده است.
نادیا بنی هاشم، محمد تقی صالحی عمران، رزیتا جلالیان،
دوره ۲۴، شماره ۱۲۲ - ( اسفند ۱۳۹۳ )
چکیده
سابقه و هدف: اکوکاردیوگرافی مری یک روش تشخیصی دقیق و حساس برای تشخیص بیماریهای قلبی و عروقی میباشد. به نظر میرسد که دکسمدتومدین جهت آرامبخشی بیماران تحت اکوکاردیوگرافی مری مناسب میباشد. هدف از این مطالعه مقایسه اثرات آرامبخشی دکسمدتومدین و میدازولام در بیماران تحت اکوکاردیوگرافی مری میباشد.
مواد و روشها: در این مطالعه کارآزمایی بالینی چهل و هشت بیمار تحت اکوکاردیوگرافی مری به طور تصادفی به دوگروه تقسیم شدند. به بیماران، دکسمدتومدین µg/kg ۱در عرض ده دقیقه و سپس µg/kg ۲/۰انفوزیون و یا میدازولام ۲ میلی گرم تزریق شد. درجه آرامبخشی بیماران بر اساس معیار رامسی، میزان بیدردی، رضایت بیماران، فشارخون شریانی، ضربان قلب و زمان ترخیص بیماران در دو گروه بررسی شد.
یافتهها: میزان بیدردی در گروه دکسمدتومدین (۸۶/۰±۶۷/۳) از گروه میدازولام (۵۶/۰±۸۳/۰) بیشتر بود (۰۰۱/۰=p). رضایت ییماران نیز در گروه دکسمدتومدین بیشتر بود (۰۰۱/۰=p). زمان ترخیص در گروه دکسمدتومدین ۱۷/۱±۰۸/۷ دقیقه و در گروه میدازولام ۵۷/۱±۷۱/۳ دقیقه بود (۰۰۱/۰=p). تغییرات فشار خون و ضربان قلب در دو گروه مشابه بود.
استنتاج: به نظر میرسد که دکسمدتومدین در مقایسه با میدازولام یک داروی مناسب جهت آرامبخشی بیماران تحت اکوکاردیوگرافی مری باشد.
زهرا کاشی، زهره احسانی، آویده معبودی، عادله بهار، نادیا رضایی،
دوره ۲۵، شماره ۱۳۱ - ( آذر ۱۳۹۴ )
چکیده
سابقه و هدف: دیابت از اختلالات مهم در بارداری است. پریودنتیت با افزایش فاکتورهای التهابی، به عنوان فاکتور خطر دیابت بارداری مطرح شده است. این مطالعه جهت ارزیابی ارتباط بیماری پریودنتال و فاکتورهای التهابی با دیابت بارداری طراحی گردید.
مواد و روشها: در این مطالعه مورد- شاهدی، تعداد ۲۰۰ خانم باردار ۲۰ هفته یا بالاتر با بارداری تک قلویی (۱۰۰ نفر با اختلال در تست گلوکز و ۱۰۰ باردار با قند نرمال) تحت معاینه دندانپزشکی قرار گرفته و از نظر وجود جنجیوایتیس و پریودنتیت مورد ارزیابی قرار گرفتند. میزان سدیمان گلبولهای قرمز و CRP نمونه خون افراد مورد مطالعه، اندازهگیری شد. جهت آنالیز دادهها از نرم افزار SPSS و آزمونهای T test independentو کای دو، استفاده شد و سطح معنیداری ۰۵/۰ در نظر گرفته شد.
یافتهها: شیوع پریودنتیت در گروه دیابتی، ۳۶ درصد و در گروه کنترل ۲۸ درصد بود (۲۲/۰= p). تمامی موارد پریودنتیت مشاهده شده درجه متوسط داشته و هیچ مورد پریودنتیت شدید مشاهده نشد. ۷۴ درصد از مادران باردار دیابتی و ۸۳ درصد از گروه کنترل، مبتلا به جنجیوایتیس بودند (۱۲/۰= p). ۱۸ درصد از گروه بیماران و ۲۲ درصد از گروه کنترل جینجیوایتیس شدید و بقیه ژنژیویت متوسط تا خفیف داشتهاند (۴۵/۰= p). ۷۳ درصد افراد دیابتی و ۹۱ درصد افراد با قند نرمال پلاک دندانی داشتند (۰۱/۰= p). سطح فاکتورهای التهابی بین افراد با و بدون پریودتیت و جنجیوایتیس اختلاف معنیدار نداشت.
استنتاج: در مطالعه حاضر ارتباطی میان دیابت بارداری، جنجیوایتیس، شدت جنجیوایتیس، پریودنتیت و همچنین فاکتورهای التهابیESR و CRPیافت نشد. با توجه به پلاک دندانی کمتر در افراد دیابتی، عامل دیگری به جز عدم رعایت بهداشت به عنوان عامل جنجیوایتیس در این افراد مطرح است. به علت تخمین کاذب بالاتر عمق پروب ناشی از هایپرتروفی بافت نرم لثه در بارداری، لازم است جهت ارزیابی پریودنتیت در بارداری، به دنبال معیارهای دقیقتری بود.
علی اصغر نادی قرا، قاسم عابدی، احسان عابدی، فریده رستمی،
دوره ۲۶، شماره ۱۳۹ - ( مرداد ۱۳۹۵ )
چکیده
سابقه و هدف: احساس امنیت پیشنیاز هرگونه توسعهای در ارائه خدمت و ارتقا سلامت در بیمارستانها و مراکز بهداشتی درمانی محسوب میشود. آگاهی از وضعیت احساس امنیت بیماران از طریق ابزاری مناسب میتواند نقش موثر در شناخت راهکارهای ارتقا کیفیت خدمات داشته باشد. لذا هدف مطالعه طراحی و اعتبارسنجی پرسشنامه احساس امنیت بیماران در بیمارستان میباشد.
مواد و روشها: این مطالعه روششناسی در۹۰۰ بیمار بیمارستانهای منتخب استان مازندران انجام شده است. پرسشنامه ۷۸ گویه و ۱۱ عاملی براساس مقیاس لیکرت تنظیم و مورد تحلیل قرار گرفت. جهت بررسی روایی محتوایی از روش CVR و CVI و ارزیابی روایی سازهای از تحلیل عاملی اکتشافی استفاده شده است و پایایی نیز از همسانی درونی عوامل به دست آمده (آلفای کرونباخ) استفاده گردید.
یافتهها: تنها ۶ گویه فاقد روایی محتوایی مناسب بوده و براساس تحلیل عاملی اکتشافی؛ عامل اول (۱۱ گویه) با بیشترین بار عاملی ۶۶/۲۷، و عامل یازدهم (۴ گویه) با کمترین بار عاملی ۵۴/۱ میباشد. ضمناً همسانی درونی همه گویهها بیشتر از ۸۰/۰ شده است.
استنتاج: پرسشنامه تدوین شده پرسشنامهای روا و پایا میباشد که میتوان از آن با هدف مشخص شدن عوامل مرتبط با تامین احساس امنیت در بیماران بستری استفاده نمود.
یداله جنتی، فاطمه مطلق، نادیا کلبادی نژاد، مظاهر جعفرنژاد،
دوره ۲۶، شماره ۱۴۳ - ( آذر ۱۳۹۵ )
چکیده
سابقه و هدف: رضایت بیمار پدیده پیچیدهای است که تحت تاثیر عوامل گوناگونی قرار دارد. مراقبت پرستاری یکی از مهمترین عوامل شناخته شده است. لذا این مطالعه به بررسی میزان رضایتمندی بیماران از خدمات پرستاری در بیمارستانهای دولتی شهر بهشهر در سال ۱۳۹۳ پرداخته است.
مواد و روشها: این مطالعه تحلیلی– مقطعی بر روی ۳۰۰ بیمار به شیوه نمونهگیری در دسترس انجام شده است. دادهها به وسیله پرسشنامه رضایت بیمار (PSI) جمعآوری و توسط نرم افزار SPSS و با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی (آزمون آماری دقیق فیشر) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: با توجه به دادهها، تنها ۳ درصد افراد از خدمات پرستاری ارائه شده رضایت کامل داشتند، ۲۰ درصد رضایت متوسط و ۷۷ درصد بیماران بستری از خدمات پرستاری ناراضی بودند. بیشترین رضایتمندی از خدمات پرستاری در بخش مراقبتهای ویژه قلبی و کمترین رضایتمندی در بخش داخلی زنان وجود داشت. در میان متغیرها تنها نوع بخش با رضایتمندی بیماران از خدمات پرستاری ارتباط معنیدار آماری داشت (۰۱/۰< p).
استنتاج: پژوهش حاضر نشان داد که میزان رضایتمندی بیماران از خدمات پرستاری در سطح مطلوبی قرار ندارد. نظر به این که کارایی سازمان و رضایت مددجو با یکدیگر ارتباط مستقیم دارند، لذا ارزیابی منظم و مستمر میزان رضایتمندی بیماران از ارائه خدمات در بیمارستانها ضروری به نظر میرسد. ضمن آنکه باید با شناسایی عوامل مرتبط و ارائه راهکارهای عملیاتی، در جهت حذف عوامل ایجاد کننده نارضایتی و افزایش بهرهوری سازمان گام برداریم.
بهرام طهماسبی، قاسم عابدی، احسان عابدینی، علی اصغر نادی، محمود موسی زاده، فریده رستمی،
دوره ۲۶، شماره ۱۴۴ - ( دی ۱۳۹۵ )
چکیده
سابقه و هدف: پزشک خانواده موظف به ارائه خدمات با کیفیت، جامع و متناسب با نیاز مردم برای تأمین، حفظ و ارتقاء سلامت جسمی، روانی و اجتماعی جمعیت تحت پوشش خود میباشد تا رضایت بیمارانشان را جلب نمایند، لذا پژوهش حاضر با هدف تحلیلی بر رضایتمندی بیماران از اجرای طرح پزشک خانواده شهری در استان مازندران در سال ۹۴ اجرا شد.
مواد و روشها: در این مطالعه توصیفی- مقطعی، تعداد ۱۵۰۰ بیمار با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی چندمرحلهای از بین نمونهها در شهرهای مختلف استان مازندران انتخاب شدند. گردآوری دادهها توسط پرسشنامه محقق ساخته مبتنی بر اهداف پژوهش با ۳۰ گویه در شش بعد شامل: خدمات، ارائه خدمات، دسترسی خدمات، کارکنان پزشک، کارکنان دستیار و تصویرذهنی هرکدام با ۵ گویه انجام شد که روایی آن مورد تأیید خبرگان قرارگرفت و پایائی آن با محاسبه همسانی درونی (آلفای کرونباخ) هر یک از ابعاد پرسشنامه به ترتیب برابر با ۸۴/۰، ۸۶/۰، ۹۲/۰، ۷۹/۰، ۸۳/۰ ، ۸۵/۰ تأیید شد.
یافتهها: یافتههای پژوهش نشان داد که از میان شش عامل، رضایتمندی نسبی بیماران تنها در مورد کارکنان پزشک (۰۰۱/۰ < p) به دست آمد و در بقیه موارد، رضایتمندی حاصل نشد. تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که عامل خدمات با ضریب استاندارد و عدد معناداری (۴۸/۰، ۰۷/۱۴)، ارائه خدمات (۴۶/۰، ۶۸/۱۲)، دسترسی به خدمات (۴۹/۰، ۲۸/۱۴)، کارکنان پزشک (۵۸/۰، ۰۹/۱۷)، کارکنان دستیار (۷۱/۰، ۸۲/۲۰) و تصویر ذهنی (۳۷/۰، ۳۹/۱۰)، عواملی تاثیرگذار بر رضایتمندی بیماران هستند.
استنتاج: با توجه به یافتهها میتوان نتیجه گرفت که عوامل و دست اندرکاران نظام مراقبت سلامت به ویژه افراد ارائهدهنده خدمات مراقبت سلامت در حوزه پزشک خانواده، سعی و تلاش بیشتری در ارائه هرچه بهتر خدمات مراقبت سلامت به بیماران نموده تا رضایتمندی آنها را هرچه بیشتر جلب نمایند.
طهورا موسوی، علی اصغر نادی، محمو د موسی زاده، محمدرضا حق شناس،
دوره ۲۷، شماره ۱۵۴ - ( آبان ۱۳۹۶ )
چکیده
سابقه و هدف: ویروس آنفولانزا بهعنوان یک عامل اختلال حاد سیستم تنفسی بوده که مسری میباشد و از طریق سرفه و یا عطسه از فردی به فرد دیگر منتقل میگردد. در سال ۲۰۰۹ بیماری پاندمی آنفولانزا در برخی نواحی مشاهده شد. هدف از این مطالعه برآورد هم ابتلایی بیماری آنفولانزا با دیگر بیماریها در پاندمی سال ۲۰۰۹- در کشورهای ناحیه مدیترانه شرقی میباشد.
مواد و روشها: تمام مطالعات در پایگاههای بین المللی مورد جست و جو قرار گرفتند. جهت افزایش حساسیت، جست و جوی منابع توسط دو پژوهشگر و بهصورت مجزا صورت گرفت. در نهایت مقالات واجد شرایط که از لحاظ کیفیت و معیارهای ورود و خروج ارزیابی شدند، وارد مطالعه متاآنالیز شدند. هتروژنیسیتی بین نتایج مطالعات اولیه توسط آزمون Q وI۲ تعیین شد. همچنین برآورد هم ابتلایی نمونههای تایید شده در کشورهای مختلف براساس فاصله اطمینان ۹۵ درصد در نمودار انباشت نشان داده شد.
یافتهها: این مطالعه متاآنالیز شامل ۳۳۳۱۱ مقاله مرتبط با پرسش حاضر میباشد. نتایج متاآنالیز نشان میدهد که بیشترین میزان هم ابتلایی(۸۱,۸۵ ، ۵۹.۷۵)۷۰.۸۰ و نارسایی کبدی(۱۲.۶ ، ۰.۳۴)۶.۲۰ در عمان و بیشترین میزان ابتلا به چاقی (۴۱.۳۴ ، ۱۳.۶۶) ۲۷.۵۰ و دیابت(۴۹.۷۸ ، ۲۰.۲۲) ۳۵.۰۰ در قطر و همچنین بیشترین میزان نارسایی قلبی(۴۳.۹۸ ، ۶.۰۲) ۲۵.۰۰ ، بیماری کلیوی(۴۸.۱۳ ، ۱۶.۶۷) ۳۲.۴۰، بدخیمی (۷۹.۰۶، ۴۸.۹۴) ۶۴.۰۶ و بیماری ریوی(۲۹.۸۰، ۱۸.۴۰) ۲۴.۱۰ به ترتیب در عمان ، تانزانیا، جوردن وایران مشاهده شده است.
استنتاج: این مطالعه متا آنالیز نشان میدهد که شیوع هم ابتلایی در نواحی مختلف از شرق مدیترانه با هم تفاوت دارد که میتواند به فاکتورهایی از قبیل: اختلالات ریوی، دیابت، اختلالات سیستم تنفسی، بیماریهای قلبی، بیماریهای کلیوی و چاقی مربوط باشد.
حکیمه آل رضا، نادیا بنی هاشم، ایمان اخلاقی، پرویز امری مله، شهناز برات،
دوره ۲۸، شماره ۱۵۹ - ( فروردین ۱۳۹۷ )
چکیده
سابقه و هدف: درد بعد از عمل، مشکل شایع هیسترکتومی شکمی است. هدف این مطالعه، مقایسه تاثیر بیهوشی عمومی و بیحسی نخاعی بر درد و تغییرات همودینامیک بعد از عمل هیسترکتومی شکمی می باشد.
مواد و روشها: این مطالعه به روش کارآزمایی بالینی بر روی ۱۰۰ خانم ۳۵ تا ۷۰ ساله با ASA کلاس I و II کاندیدای هیسترکتومی شکمی انجام گرفت. بیماران به صورت تصادفی به دو گروه بیحسی نخاعی با بوپیواکایین و بیهوشی عمومی با ایزوفلوران تقسیم شدند. میزان درد بر اساس مقیاس دیداری (VAS) در استراحت و بعد از سرفه در زمان ورود به ریکاوری و در ساعات ۶، ۲۴ و ۴۸ بعد از عمل ارزیابی شد. تغییرات همودینامیک بیماران در ریکاوری هر ۵ دقیقه به مدت نیم ساعت پس از عمل بررسی شد. دادهها با روشهای آماری T-test و Mann-Whitney و Chi-Square Tests آنالیز شد و p-value کم تر از ۰۵/۰ معنیدار در نظر گرفته شد.
یافتهها: میانگین نمره درد در حالت استراحت و سرفه به ترتیب در زمان ورود به ریکاوری در گروه بیحسی نخاعی ۴۶/۰± ۱۰/۰ و ۱۲/۱± ۴۰/۰ و در گروه بیهوشی عمومی ۴۰/۱± ۴۴/۳ و ۷۹/۱± ۸۸/۵ بود (۰۰۱/۰ >p). تغییرات فشار خون سیستولیک و دیاستولیک در گروه بیحسی نخاعی به صورت معنیداری کمتر از گروه بیهوشی عمومی بود (۰۰۱/۰>p).
استنتاج: شدت درد در بیحسی نخاعی نسبت به بیهوشی عمومی برای بیماران تحت عمل هیسترکتومی شکمی کمتر است. بیحسی نخاعی روش مناسبتری از بیهوشی عمومی برای جراحی هیسترکتومی شکمی میباشد.
پرویز امری مله، فاطمه امری مله، نوین نیک بخش، محمود منادی، علی بیژنی،
دوره ۲۸، شماره ۱۶۹ - ( بهمن ۱۳۹۷ )
چکیده
سابقه و هدف: تراکئوستومی اتساعی پوستی در بسیاری از بخشهای مراقبتهای ویژه در دنیا، به طور گسترده مورد قبول قرار گرفته است. این مطالعه با هدف مقایسه عوارض تراکئوستومی اتساعی پوستی تعدیل شده (MPDT) با یا بدون برونکوسکوپی انجام پذیرفت.
مواد و روشها: این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی با کد IRCT۲۰۱۶۰۲۲۹۷۷۵۲N۸، از اردبیهشت ۹۲ تا خرداد ۹۷، بر روی ۲۷۰ بیمار بستری در ICU بیمارستان آیت الله روحانی بابل که اندیکاسیون تراکئوستومی داشتند، انجام پذیرفت. بیماران به صورت سیستماتیک به دو گروه مساوی تقسیم شدند. روش انجام تراکئوستومی در هر دو گروه به صورت MPDT بود. ابتدا برش عرضی (۲سانتیمتر)، یک سانتی متر زیر غضروف کریکوئید داده شده و پس از رویت رینگ های تراشه PDT انجام گرفت. در گروه اول PDT بدون برونکوسکوپ و در گروه دوم مراحل انجام PDT تحت دید برونکوسکوپی انجام پذیرفت. مدت پروسیجر، مدت انتظار تا تراکئوستومی، عوارض تراکئوستومی مثل خونریزی، عفونت استوما و پنوموتوراکس، در دو گروه مقایسه گردید. داده ها با نرم افزار SPSS نسخه ۲۲ و با استفاده از آزمون های مربع کای، تست نمونه مستقل و تست دقیق فیشر تجزیه و تحلیل گردید.
یافتهها: دو گروه از نظر سن، جنس، میانگین نمره آپاچی و مورتالیتی اختلافی نداشتند (۰۵/۰ p>). میانگین زمان لوله گذاری تراشه تا تراکئوستومی اختلاف معنی دار نبود (۶۳۲/۰ =p). مدت پروسیجر در گروه PDT بدون برونکوسکوپ ۵۴/۳±۴۴/۶ دقیقه و در گروه PDT با برونکوسکوپ ۳۰/۳±۲۵/۹ دقیقه بود (۰۰۱/۰ p<). میزان عوارض در گروه PDT بدون برونکوسکوپی ۱۴ بیمار (۴/۱۰ درصد) و در گروه با برونکوسکوپی ۱۲ بیمار (۹/۸ درصد) بود (۶۸۰/۰ =p).
استنتاج: تراکئوستومی به روش MPDT بدون برونکوسکوپ مانند PDT با برونکوسکوپ بی خطر است.
شماره ثبت کارآزمایی بالینی : ۸N۲۰۱۶۰۲۲۹۷۷۵۲IRCT
مهری علویانی، خانم نادیا کلبادی نژاد، محمد تقی خدایاری، رعنا رحیمی، سمیرا جعفری،
دوره ۲۹، شماره ۱۷۶ - ( شهریور ۱۳۹۸ )
چکیده
سابقه و هدف: سالمند آزاری از معضلات سلامت اجتماعی و چالش مطرح در حیطه مراقبتی از سالمندان و سیستم بهداشت و درمان کشور است که میزان بروز آن در دو دهه اخیر افزایش یافته است. مطالعه کنونی به منظور تعیین شیوع سوء رفتار با سالمندان و ارتباط آن با برخی از مشخصههای فردی و اجتماعی انجام شده است.
مواد و روشها: مطالعه حاضر از نوع مقطعی بوده که بر روی ۵۵۵ سالمند بالاتر از۶۰سال شهر مراغه در سال ۱۳۹۶ صورت گرفته است. از پرسشنامه سوء رفتار با سالمند جهت جمعآوری اطلاعات استفاده شد و تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی انجام گرفت.
یافتهها: بیشترین نمونه پژوهش را زنان (۵۳ درصد) و گروه سنی ۷۰-۶۰ سال (۴/۴۳ درصد) تشکیل میدادند. نتایج نشان داد ۸/۴۵ درصد از شرکتکنندگان مورد سوء رفتار قرار گرفته بودند و شیوع سوء رفتار در بعد جسمی حدود ۹/۶۴، روحی ۳/۷۶، غفلت۴۲، طرد۸/۱۶و مالی ۷/۲۹ درصد بوده است. نتایج نشان داد سوء رفتار با رده سنی رابطه معنیداری دارد به طوری که در رده ۶۰ تا ۷۰ سال نسبت به سنین بالاتر کمتر است (۰۰۰۱/۰ P<). رابطه معنیداری بین سوء رفتار و جنسیت(۲۵۸/۰P=) و شاخص توده بدنی (۵۸۲/۰P=) نشان داده نشد.
استنتاج: با وجود تاکید اسلام به احترام به سالمندان نتایج نشان میدهد که سالمندان ما سالمند آزاری را تجربه میکنند. بنابراین شناخت دقیق سوء رفتار با سالمندان، میتواند آگاهی و حساسیت سازمانهای مرتبط را افزایش دهد تا در تنظیم خطمشیهای مرتبط با سالمندان به سالمندآزاری توجه ویژه شود.
سیدمحمد باغبانیان، سیده نغمه سجادی ساروی، حامد چراغمکانی، علی اصغر نادی،
دوره ۲۹، شماره ۱۸۰ - ( دی ۱۳۹۸ )
چکیده
سابقه و هدف: مولتیپل اسکلروزیس (MS) از بیماریهای شایع نورولوژیک در بالغین جوان میباشد این مطالعه به منظور تعیین شیوع انواع سردرد در این بیماران انجام گرفته است.
مواد و روشها: این مطالعه به صورت توصیفی مقطعی با روش نمونهگیری آسان از بیماران مبتلا به MS دچار سردرد همزمان مراجعهکننده به کلینیکهای اعصاب وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مازندران در سال ۱۳۹۶ انجام شد. اطلاعات جمعآوری شده با SPSS نسخه ۲۴ مورد آنالیز آماری قرار گرفت.
یافتهها: از ۱۲۹ نفر بیمار مبتلا به MS با سابقه سردرد، ۱/۴۱ درصد دارای سردردهای میگرنی و ۶/۵۶ درصد دارای سردردهای تنشی بودند. ۴۷ درصد مبتلایان از انواع شدید سردرد رنج میبردند که بیشترین میزان آن مربوط به سردردهای میگرنی بود. بین نوع عودکننده فروکشکننده MS و سردردهای تنشی و میگرنی ارتباط معنیداری وجود داشت(۰۰۱/۰=P). حدود نیمی از بیماران سابقه سردرد قبل از ابتلا به MS را ذکر نمیکردند و میان سردردهای میگرنی جدید و اورا ارتباطی یافت نشد(۰۵/۰<P).
استنتاج: بر اساس مطالعه حاضر سردردهای تنشی شایع ترین نوع سردرد در میان بیماران مبتلا به MS میباشد. در نوع عودکننده فروکشکنندهMS شایعترین نوع سردرد میگرن بوده است. با توجه به اثرات نامطلوب سردرد برکیفیت زندگی، آگاهی از نوع شایع سردرد می تواند به درمان و بهبود کیفیت زندگی این بیماران کمک شایانی نماید.
سید مجمد باغبانیان، زهرا زاهدی، حامد چراغمکانی، فروزان الیاسی، علی اصغر نادی،
دوره ۲۹، شماره ۱۸۱ - ( بهمن ۱۳۹۸ )
چکیده
سابقه و هدف: اختلال عملکرد جنسی در بیماری مالتیپل اسکلروزیس (اماس) بسیار شایع است. این مطالعه با هدف بررسی فراوانی اختلال عملکرد جنسی و انواع آن در زنان مبتلا به اماس و شناسایی عوامل مرتبط با آن انجام گرفت.
مواد و روشها: در این مطالعه توصیفی مقطعی ۱۱۴ بیمار زن با تشخیص اماس و با شرط متاهل بودن، نداشتن حمله در ۳ماه اخیر، عدم دریافت پالس در ۳ ماه اخیر، نداشتن مشکلات کبدی، عدم سابقه بیماری اعصاب و روان و عدم مصرف داروهای اعصاب و روان، بدون محدودیت سنی وارد مطالعه شدند. محیط پژوهش کلینیک اماس بیمارستان بوعلی سینا شهر ساری در سال ۱۳۹۷ بود. اطلاعات مورد نیاز از طریق تکمیل پرسشنامه عملکرد جنسی FSFI (Female Sexual Function Index) که اعتبار و پایایی آن قبلا تایید شده به دست آمد. جهت تعیین روابط بین متغیرها از آزمونهای correlation استفاده شد و مقادیر (۰۵/۰< P) معنیدار در نظر گرفته شد. آنالیز اطلاعات با SPSS۱۶ انجام شد.
یافتهها: ۱۰۰ درصد بیماران به درجاتی دچار اختلال عملکرد جنسی بودند. ۹۳ درصد دچار درد حین مقاربت، ۷/۸۰ درصد کاهش لوبریکاسیون حین مقاربت، ۹/۴۳ درصد اشکال در برانگیختگی جنسی، ۶/۳۸ درصد دچار اشکال در تمایل جنسی، ۸/۳۶ درصد اختلال ارگاسم و ۸/۳۶ درصد اشکال در رضایتمندی جنسی بودند. ۱/۶۳ درصد بیماران افسردگی خفیف داشتند. بین شدت افسردگی (۰۰۷/۰= P)، اختلال اسفنکتری (۰۲/۰= P) و اختلال عملکرد جنسی ارتباط معنیداری مشاهده شد.
استنتاج: اطلاع از فراوانی قابل توجه اختلال عملکرد جنسی در بیماران مبتلا به اماس این امکان را فراهم میکند تا با رفع علل زمینهای، آن را درمان کرد و موجبات ارتقای کیفیت زندگی بیماران را تامین نمود.