تاثیر محیط جغرافیایی بر روی آلکالوییدهای آتروپین و اسکوپولامین در گیاه داتورا استرامونیوم (کشت شده در اهواز) - مجله دانشگاه علوم پزشکی مازندران
دوره 10، شماره 29 - ( دى 1379 )                   جلد 10 شماره 29 صفحات 15-23 | برگشت به فهرست نسخه ها


XML English Abstract Print


Download citation:
BibTeX | RIS | EndNote | Medlars | ProCite | Reference Manager | RefWorks
Send citation to:

Âshnaghar A, Majma H, Âgheli N. The effects of geographical environment on Atropine and scopolamine alkaloids in Datura stramoninm plant ( grown in Ahwaz) . J Mazandaran Univ Med Sci. 2000; 10 (29) :15-23
URL: http://jmums.mazums.ac.ir/article-1-314-fa.html
آشناگر علمدار، مجمع حمیدرضا، عاقلی نسرین. تاثیر محیط جغرافیایی بر روی آلکالوییدهای آتروپین و اسکوپولامین در گیاه داتورا استرامونیوم (کشت شده در اهواز). مجله دانشگاه علوم پزشکی مازندران . 1379; 10 (29) :15-23

URL: http://jmums.mazums.ac.ir/article-1-314-fa.html


چکیده:   (10290 مشاهده)
سابقه و هدف: سیاه زخم یا شاربون یکی از بیماری های مشترک بین انسان و دام محسوب می شود که توسط باسیل گرم مثبت اسپوردار به نام Bacillus anthracis ایجاد می شود. این بیماری هنوز یکی از مشکلات بهداشتی کشورهای در حال توسعه می باشد. ایران یکی از مناطق آلوده به این بیماری محسوب می شود. استان چهارمحال و بختیاری یکی از قطب های کشاورزی و دامداری ایران است که سالیانه متحمل خسارات فراوانی ناشی از ابتلای انسان و حیوانات به سیاه زخم می گردد. این مطالعه با هدف بررسی یافته های کلینیکی و آزمایشگاهی و اقدامات درمانی روی موارد سیاه زخم جلدی انجام شده است.
مواد و روش ها: این تحقیق به صورت گذشته نگر و به روش توصیفی روی 50 بیمار ثابت شده سیاه زخم جلدی از پرونده های بیماران بستری در بخش عفونی بیمارستان آیت اله کاشانی شهرکرد بین سالهای 1366 تا 1376 انجام گرفته است.
نتایج: شایع ترین سن ابتلا 11 تا 20سال بوده و آقایان اندکی بیش از خانم ها به سیاه زخم جلدی مبتلا شده اند. اکثریت بیماران مورد بررسی در فصل تابستان به بیماری مبتلا شده بودند و بالغ بر 96 درصد بیماران ساکن مناطق روستایی بوده اند. از لحاظ منبع عفونت، 32 درصد سابقه تماس با دام آلوده و 12درصد گزش حشرات را ذکر نموده بودند. شایع ترین عضو گرفتار، صورت و سپس دست ها و بازو بوده است و 100 درصد بیماران ادم غیرگوده گذار و 80 درصد آنها ضایعه نکروتیک همراه با اریتم داشته اند. تب در 78 درصد، سردرد در 64 درصد و لنفادنوپاتی ناحیه ای در 42 درصد بیماران وجود داشت. افزایش ESR، لکوسیتوز و CRP مثبت از علایم آزمایشگاهی کمک کننده محسوب می شوند، اگرچه تشخیص نهایی با اسمیر از ترشحات زخم و کشت آن میسر می گردد.تمامی بیماران با پنی سیلین درمان و 92 درصد آنها تا سه روز پس از شروع آنتی بیوتیک از تب رها شدند. در بررسی انجام شده، مرگ و میر صفر درصد و شایع ترین عارضه، عفونت ثانوی محل زخم بوده است.
استنتاج: در مناطق اندمیک بیماری سیاه زخم، هر زخم مشکوک با ادم غیرگوده گذار با یا بدون ضایعه نکروتیک باید از نظر سیاه زخم بررسی شود و شناخت هرچه بیشتر بیماری در کشورهای در حال توسعه و گسترش تحقیقات پزشکی به خصوص در زمینه راه های پیشگیری از بیماری می تواند کمک موثری در کاهش موارد ابتلا به بیماری محسوب شود.
متن کامل [PDF 1126 kb]   (1268 دریافت)    
نوع مطالعه: پژوهشي-کامل |

ارسال نظر درباره این مقاله : نام کاربری یا پست الکترونیک شما:
کد امنیتی را در کادر بنویسید

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشگاه علوم پزشکی مازندران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2015 All Rights Reserved | Journal of Mazandaran University of Medical Sciences

Designed & Developed by : Yektaweb