Hosseinzadeh F, Kazemi S S, Rezai M S. Health Education Models and Theories for Promoting Awareness and Acceptance of HPV Vaccination in Adolescents and Young Adults: A Narrative Review with focus on Research Gaps in Iran. J Mazandaran Univ Med Sci 2026; 36 (259) :252-236
URL:
http://jmums.mazums.ac.ir/article-1-23019-fa.html
حسین زاده فاطمه، کاظمی سیده سمیه، رضایی محمدصادق. مدلها و تئوریهای آموزش بهداشت برای ارتقای آگاهی و پذیرش واکسیناسیون HPV در نوجوانان و جوانان: مرور روایتی با تمرکز بر شکافهای ایران. مجله دانشگاه علوم پزشکی مازندران. 1405; 36 (259) :252-236
URL: http://jmums.mazums.ac.ir/article-1-23019-fa.html
چکیده: (32 مشاهده)
سابقه و هدف: واکسیناسیون علیه ویروس پاپیلومای انسانی (HPV ) از مؤثرترین مداخلات پیشگیری اولیه برای کاهش سرطان دهانه رحم و بخشی از سرطانهای آنوژنیتال و اوروفارنکس است. با وجود شواهد قوی درباره اثربخشی واکسن، پذیرش و دریافت واقعی آن در ایران پایین است؛ شکافی که تنها با کمبود آگاهی توضیح داده نمیشود و ریشه در ترکیب عوامل فرهنگی، اقتصادی، ساختاری، اعتماد عمومی و ضعف اجرای برنامه دارد. مطالعه حاضر با هدف تحلیل مدلها و تئوریهای آموزش بهداشت به کار رفته در مداخلات ارتقای واکسیناسیون HPV و شناسایی شکافهای پژوهشی در ایران، انجام پذیرفت.
مواد و روش ها: در این مرور روایی مقالات فارسی و انگلیسی منتشر شده بین ژانویه ۲۰۱۶ تا مارس ۲۰۲۶ در PubMed، Scopus، ScienceDirect، SID و Magiran بررسی شدند. مدلهای آموزش بهداشت و تغییر رفتار در چهار خوشه فردمحور، شناختی-اجتماعی، ساختاری/سیستمی و تردید واکسن طبقهبندی و از منظر کاربرد، محدودیت، امکان بومیسازی و توان تبیین شکاف قصد-رفتار در ایران تحلیل شدند.
یافتهها: مدلهای فردی اعتقاد بهداشتی و رفتار برنامه ریزی شده همچنان بیشترین کاربرد را در مداخلات HPV دارند، اما عمدتاً بر باور، نگرش و قصد رفتاری تمرکز کرده و برای تبیین موانع ساختاری مانند قیمت واکسن، نبود پوشش بیمهای، فقدان برنامه ملی، انگ اجتماعی و ضعف توصیه فعال ارائه دهندگان سلامت کافی نیستند. درمقابل، چارچوبهای COM-B، چارچوب حوزههای نظری (TDF)، مدل 5C و مدل اجتماعی-اکولوژیک ظرفیت بیشتری برای تحلیل چند سطحی رفتار واکسیناسیون و طراحی مداخلات اجرایی دارند.
استنتاج: ارتقای واکسیناسیون HPV در ایران نیازمند تغییر پارادایم از آموزش صرف و مدلهای شناختی به مداخلات چند سطحی، فرهنگ محور و مبتنی بر اجرا است. چارچوب پیشنهادی این مقاله، مدلسازی معادلات ساختاری را به عنوان عدسی کلان، COM-B را به عنوان هسته عملیاتی، TDF را برای تشخیص موانع قابل مداخله و 5C را برای تحلیل تردید واکسن به کار میگیرد. این چارچوب میتواند مبنای طراحی برنامههای مدرسه محور، خانواده محور، ارائه دهنده محور و سیاست محور در ایران باشد.
نوع مطالعه:
مروری |
موضوع مقاله:
آموزش بهداشت